عبارت مورد نظر خود را بنویسید
حوزه بدون محدودیت (Unrestricted Domain) در نظریه انتخاب اجتماعی، به ویژگیای از تابع رفاه اجتماعی اشاره دارد که تمام ترجیحات رأیدهندگان را بدون در نظر گرفتن ملاحظات دیگر، در نظر میگیرد. این مفهوم، یکی از پیشنیازهای اساسی برای توابع انتخاب اجتماعی است و در قضیه محالیت ارو نقش کلیدی ایفا میکند.
قضیه گورنستاین–والتر ساختار گروههای متناهی با زیرگروه سیلوی ۲-تایی دووجهی را توصیف میکند و نشان میدهد پس از حذف بخش فردی، چه گروههایی میتوانند ظاهر شوند.
قضیهٔ گنومون بیان میکند که در برخی موازیالاضلاعها که در گنومون تشکیل میشوند، مساحتهای برابر وجود دارد. این قضیه در هندسهٔ اقلیدسی ریشه دارد و کاربردهای مهمی در ساخت اشکال هندسی و تبدیل مسائل هندسی به جبر دارد.
قضیه دنوآ در ریاضیات، شرط کافی برای همارزی توپولوژیکی یک دیفئومورفیسم دایره با چرخش غیرجبری را بیان میکند. این قضیه توسط دنوآ در جریان طبقهبندی توپولوژیکی هومئومورفیسمهای دایره اثبات شد. او همچنین مثالی از دیفئومورفیسم C1 با عدد چرخشی غیرجبری ارائه کرد که با چرخش همارز نیست.
دایفیتی (Diffiety) یک مفهوم ریاضی است که نقش مشابهی در نظریه مدرن معادلات دیفرانسیل جزئی ایفا میکند که تنوعهای جبری در معادلات جبری دارند. این مفهوم توسط الکساندر میخایلویچ وینوگرادوف در سال ۱۹۸۴ ابداع شد و به عنوان یک ابزار برای کدگذاری فضای راهحلها به صورت مفهومیتر عمل میکند.
قضیه ایتو-نیسيو، اثباتشده توسط ریاضیدانان ژاپنی در ۱۹۶۸، همگرایی مجموع متغیرهای تصادفی مستقل و متقارن در فضاهای باناخ را بررسی میکند. این قضیه معادلهای مختلفی برای همگرایی تقریباً حتمی، همگرایی به احتمال و تنگش یکنواخت ارائه میدهد و به تعمیم حرکت براونی میانجامد.
برهان قطری تکنیکی خلاقانه در ریاضیات است که در اثبات قضایای مهمی چون قضیه کانتور، پارادوکس راسل، لم قطری، قضایای ناتمامیت گودل و مسئله توقف کاربرد دارد.
الگوریتم بوزِن، که در نظریه صف و احتمال کاربرد دارد، روشی انقلابی برای محاسبه ثابت نرمالسازی G(N) در قضیه گوردن-نیول است. این الگوریتم که توسط جفری پ. بوزِن در ۱۹۷۱ معرفی شد، با کاهش چشمگیر پیچیدگی محاسباتی، امکان مدلسازی سیستمهای واقعی مانند شبکههای کامپیوتری و سیستمهای تولید انعطافپذیر را فراهم کرد.
قضیه استوارت در هندسه، رابطهای میان طول اضلاع و برآمد (cevian) در یک مثلث برقرار میکند. این قضیه به افتخار متیو استوارت، ریاضیدان اسکاتلندی، نامگذاری شده که آن را در سال ۱۷۴۶ میلادی منتشر کرد. این قضیه طول برآمد را با استفاده از طول اضلاع و بخشهای تقسیمشده توسط برآمد، مرتبط میسازد.
ولادیسلاو پتروویچ وینوگرادوف، فرمانده نظامی شوروی، در جنگهای جهانی اول و دوم و جنگ داخلی روسیه شرکت داشت. او به درجه سرلشکری در سپاه تدارکات رسید و در اشغال رومانی به نمایندگی از رودیون مالینوفسکی فعالیت کرد.
قضیه لومان-منشوف در تحلیل مختلط بیان میکند که یک تابع پیوسته با مقادیر مختلط در یک مجموعه باز از صفحه مختلط، هولومرفیک است اگر و تنها اگر معادلات کوشی-ریمان را برآورده کند. این قضیه، تعمیمی از قضیه گورسا است و شرط پیوستگی تابع را به جای مشتقپذیری فریژه بررسی میکند.
زاویه داخلی دایره زاویهای است که در داخل دایره تشکیل میشود زمانی که دو وتر با هم تقاطع میکنند. این زاویه همچنین میتواند به عنوان زاویهای تعریف شود که در یک نقطه روی دایره، توسط دو نقطه دیگر روی دایره ایجاد میشود. بر اساس قضیه زاویه داخلی، اندازه این زاویه نصف اندازه زاویه مرکزی است که همان کمان را میپوشاند.
نابرابریهای چبیشف-مارکوف-استیلتjes در تحلیل ریاضی، کرانهای دقیقی را برای اندازهگیری توزیعها بر حسب گشتاورهای اولیه ارائه میدهند. این قضیه در دهه ۱۸۸۰ میلادی توسط چبیشف مطرح و توسط مارکوف و استیلتjes اثبات شد.
قضیه بریکنریج-مکلورین، نامگذاری شده به افتخار ریاضیدانان بریتانیایی قرن هجدهم، معکوس قضیه پاسکال است. این قضیه بیان میکند که اگر سه نقطه تقاطع جفت خطوط عبوری از اضلاع مقابل یک ششضلعی روی یک خط قرار بگیرند، آنگاه شش رأس ششضلعی روی یک مخروطی قرار میگیرند. این قضیه در ساخت مخروطیها از پنج نقطه و تعیین مکان نقطه ششم کاربرد دارد.
قضیه بیز، که به افتخار توماس بیز نامگذاری شده، روشی علمی برای بهروزرسانی باورها بر اساس شواهد جدید است. این قضیه کاربردهای گستردهای در حوزههای مختلف از جمله حقوق و بازاریابی دارد.
قضیهٔ کانولوشن در ریاضیات بیان میکند که تبدیل فوریهٔ کانولوشن دو تابع (یا سیگنال) برابر با ضرب نقطهای تبدیلهای فوریهٔ آنهاست. این قضیه در حوزههای مختلف مانند حوزهٔ زمان و فرکانس کاربرد دارد و برای تبدیلهای مرتبط با فوریه نیز صادق است.
قضیه والاس-بولیایی-گرویِن در هندسه، که به نام ویلیام والاس، فارکاس بولیایی و پ. گرویِن نامگذاری شده، بیان میکند که دو چندضلعی را میتوان با برش به قطعات محدود و بازچینی آنها با جابجایی و چرخش، به یکدیگر تبدیل کرد، به شرطی که مساحت آنها برابر باشد.
پیتر استیون لندوبر، زاده ۱۷ اوت ۱۹۴۰ در واشینگتن دی.سی، یک ریاضیدان آمریکایی است که در حوزه توپولوژی جبری فعالیت میکند. او با معرفی جبر لندوبر-نویکف و اثبات قضیه فانکتور دقیق خود، نقش مهمی در توسعه نظریههای همولوژی ایفا کرده است. لندوبر همچنین به همراه دو همکارش، نظریه همولوژی بیضوی را معرفی کرد که کاربردهای گستردهای در فرمهای ماژولار و منحنیهای بیضوی دارد.
پل آلکساندر شوایتزر، ریاضیدان آمریکایی متولد ۱۹۳۷، متخصص توپولوژی دیفرانسیل، هندسی و جبری است. تحقیقات او شامل فو لیاسیونها، نظریه گره و منیفولدهای سهبعدی میشود. وی با یافتن مثال نقض برای حدس سیفرت و اثبات عدم تعمیم قضیه برگ فشرده نوویکوف به ابعاد بالاتر از ۳، سهم بسزایی در این حوزه داشته است.
ویکتور لئونارد شپیرو (۱۶ اکتبر ۱۹۲۴ - ۱ مارس ۲۰۱۳)، ریاضیدان آمریکایی با تخصص در سریهای مثلثاتی و معادلات دیفرانسیل بود. او بهخاطر دو قضیهاش در زمینه یکتایی سریهای فوریه در سال ۱۹۵۷ شناخته میشود. شپیرو در دانشگاههای معتبری مانند شیکاگو، راتگرز و کالیفرنیا تدریس کرد و نویسنده چندین کتاب و بیش از ۸۰ مقاله علمی بود.