فاوست: بخش دوم تراژدی، نوشته یوهان ولفگانگ فون گوته، در سال ۱۸۳۲ منتشر شد. این اثر، ادامه داستان فاوست را با تمرکز بر عناصر اسطورهای و فلسفی روایت میکند.
قسمت اول
در این بخش، فاوست با مفیستوفلس به دنیای اساطیر یونانی وارد میشود. مفیستوفلس با معرفی پول کاغذی، اقتصاد امپراتوری را نجات میدهد. فاوست به دنبال زیبایی ایدهآل، روح هلن تروا و پاریس را احضار میکند، اما عشق او به هلن، به نابودی توهم میانجامد.
قسمت دوم
فاوست به همراه هومونکولوس به جشن والپورگیس کلاسیک میرود و با خدایان و هیولاها روبرو میشود. مفیستوفلس با فورکیدس ملاقات میکند و هومونکولوس در تلاش برای انسان شدن، جان میسپارد.
قسمت سوم
هلن به اسپارت میرسد و فاوست با او عشق میورزد. آنها پسری به نام یوریون به دنیا میآورند که در نهایت میمیرد. هلن نیز به جهان زیرین بازمیگردد.
قسمت چهارم
فاوست به آلمان بازمیگردد و تلاش میکند با کنترل دریا، زمینهای جدیدی را تصرف کند. با کمک سه مرد قدرتمند، پیروزی نظامی به دست میآورد، اما کور میشود.
قسمت پنجم
فاوست در پایان عمر، با درک لحظهای از شادی خالص، میمیرد. فرشتگان روح او را نجات میدهند و به بهشت میبرند. این پایان، نمادی از رستگاری از طریق عشق و معرفت است.