تنظیمکننده (داستان کوتاه)
«تنظیمکننده» (The Adjuster) داستان کوتاهی از نویسنده آمریکایی، اف. اسکات فیتزجرالد است. این داستان در سومین مجموعه داستانهای کوتاه او با نام همه آن جوانان غمگین جای گرفته که انتشارات اسکریبنرز در فوریه ۱۹۲۶ آن را به چاپ رساند. داستان، روابط پرآشوب زناشویی «لوئلا» و «چارلز همپل» را در نیویورکِ سال ۱۹۲۵ به تصویر میکشد.
انتشار
«تنظیمکننده» ششمین داستان این مجموعه است. کتاب همه آن جوانان غمگین یک سال پس از سومین و مشهورترین رمان فیتزجرالد، یعنی گتسبی بزرگ، منتشر شد و در مجموع ۹ داستان را در خود جای داده است.
دوران تصنیف
فیتزجرالد این داستان را در اوج مسیر حرفهای خود، اما همزمان با دورانی از سرخوردگی عمیق به رشته تحریر درآورد. او درگیر مشکلات مالی بود؛ همسرش، زلدا فیتزجرالد، بیمار بود و فیتزجرالد باور داشت که زلدا با مردی دیگر رابطه عاشقانه دارد. نمایشنامه او با عنوان سبزیجات، یا از رئیسجمهور تا پستچی نیز با شکست مواجه شده بود.
نگارش و درونمایه
یکی از منتقدان معتقد است که مجموعه همه آن جوانان غمگین برخی عمیقترین داستانهای کوتاه فیتزجرالد را در بر میگیرد؛ هرچند شاید کمتر شناخته شده باشند. او درباره این داستان مینویسد: «تنظیمکننده به پیامدهای تصمیم زنی که برای پول ازدواج کرده میپردازد و نشان میدهد وقتی شوهر و فرزندش بیمار میشوند، او چگونه با مسئولیتهایی روبهرو میشود که هیچگاه تصورش را نمیکرد.»
پذیرش منتقدان
بسیاری از داستانهای فیتزجرالد که در دوران حیاتش به دلیل درخشش هنریشان ستایش شدهاند، اکنون نشان دادهاند که بسیار دقیقتر و هنرمندانهتر از آنچه همعصرانش گمان میکردند، خلق شدهاند. آلیس پتری بر لایههای پیچیدگی در «تنظیمکننده» تأکید میکند؛ داستانی که شناختهشده است اما کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
در ۱۳ مارس ۱۹۲۶، منتقدی تحت عنوان «داستانهایی از اسکات فیتزجرالد؛ برخی خوب، بقیه لطفاً بازپرداخت کنید»، از سه داستان این مجموعه تقدیر کرد که «تنظیمکننده» نیز در میان آنها بود.
تحلیل و بررسی
«تنظیمکننده» محوریتاش را بر مضامین ناکامی و سرخوردگی، دشواریهای ازدواج و سنگینی فشارهای روانی و عاطفی استوار میکند. این داستان زندگی چارلز و لوئلا همپل، زوجی در نیویورکِ دهه ۱۹۲۰ را به تصویر میکشد.
آنها بخشی از آن طبقه عظیم آمریکایی بودند که هر تابستان سراسر اروپا را پشت سر میگذاشتند؛ با ترس و حسرتی مسکوت، آداب و سنتها و سرگرمیهای کشورهای دیگر را تحقیر میکردند، چرا که خودشان هیچ سنت، آداب و سرگرمی خاصی نداشتند. طبقهای که دیروز از پدر و مادرانی برخاسته بود که میتوانستند به همان خوبی دویست سال پیش هم زندگی کنند.
این اندیشهها، بازتابی از سرخوردگی فیتزجرالد از رویای آمریکایی —یعنی زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی— در بستر عصر خودپسند جاز است؛ مفاهیمی که در «تنظیمکننده» تجلی یافته و با تمامی آثار فیتزجرالد گره خوردهاند.
به گفته رونالد برمن: «قهرمانان فیتزجرالد با معیارهای روانشناختی روزگارشان سنجیده میشوند… اگر به شخصیتهای اصلی او در دهه ۱۹۲۰ نگاه کنیم، کاملاً روشن است که به شدت خودآگاهند. آنها تلاش میکنند به خودشان توضیحشان بدهند —و همچنین، بدون موفقیت چندان، به دیگران. آنها میکوشند خودشان را دوباره بسازند.» لوئلا همپل، به عنوان قهرمان داستان «تنظیمکننده»، تجسدی از کاوش فیتزجرالد در گرایشهای روانکاوانه و رفتاری است.
مکث کرد و در افق فرو رفت. «تا برایش متأسفم نمیدانم چه کنم، اِد—اما اگر خانه مینشستیم، فقط برای خودم متأسف میشدم. و راستش را بخواهی، ترجیح میدهم او بدبخت باشد نه من… لوئلا چندان ادعایی نمیکرد، بلکه با خودش حرف میزد. معتقد بود که بسیار منصفانه رفتار میکند.
داستانهای این مجموعه، از جمله «تنظیمکننده»، علاوه بر سبک زندگی منحط دهه بیستِ پررونق، به اضطرابها و دشواریهای روابط انسانی و افسردگی پس از جنگ نیز میپردازند. «تنظیمکننده» مضامین ناامیدی، مسئولیتپذیری و تحققیابی در روابط و ازدواج را به تصویر میکشد و مشابه رابطه فیتزجرالد با همسرش زلداست.