اُ. هِنری: استاد داستان‌های کوتاه با پایان‌های غافلگیرکننده

O. Henry
📅 7 اسفند 1404 📄 3,514 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

اُ. هنری، نام مستعار ویلیام سیدنی پورتر، نویسنده آمریکایی قرن بیستم، به خاطر داستان‌های کوتاه جذابش با پایانی غافلگیرکننده شهرت جهانی دارد. او که با مشکلات مالی و زندان دست و پنجه نرم می‌کرد، از تجربیات تلخ زندگی‌اش برای خلق آثاری ماندگار بهره برد.

اُ. هِنری: استاد داستان‌های کوتاه با پایان‌های غافلگیرکننده

ویلیام سیدنی پورتر (William Sydney Porter)، که بیشتر با نام مستعار اُ. هنری (O. Henry) شناخته می‌شود، نویسنده‌ای آمریکایی بود که در ۱۱ سپتامبر ۱۸۶۲ در گرینزبورو، کارولینای شمالی به دنیا آمد و در ۵ ژوئن ۱۹۱۰ چشم از جهان فروبست. او عمدتاً به خاطر داستان‌های کوتاه خود شهرت دارد، اما در سرودن شعر و نگارش غیرداستانی نیز دستی بر آتش داشت. از آثار مشهور او می‌توان به "هدیه مجوسیان" (The Gift of the Magi)، "فریبکاری هارگریوز" (The Duplicity of Hargraves) و "باج‌گیری از رئیس سرخ" (The Ransom of Red Chief) اشاره کرد. رمان او با نام "کلم و پادشاهان" (Cabbages and Kings) نیز از آثار قابل توجه اوست. داستان‌های پورتر به دلیل مشاهدات طبیعی‌گرایانه، روایت طنزآمیز و پایان‌های غافلگیرکننده‌اش معروف هستند.

میراث اُ. هنری شامل جایزه اُ. هنری است که سالانه به بهترین داستان‌های کوتاه اهدا می‌شود.

زندگی‌نامه

سال‌های اولیه

ویلیام سیدنی پورتر در ۱۱ سپتامبر ۱۸۶۲، در دوران جنگ داخلی آمریکا، در گرینزبورو، کارولینای شمالی متولد شد. او در سال ۱۸۹۸ املای نام میانی خود را به "سیدنی" تغییر داد. والدینش، الگِرنون سیدنی پورتر (پزشک) و مری جین ویرجینیا سویم پورتر بودند. ویلیام در سه سالگی مادرش را از دست داد و با پدرش به خانه مادربزرگ پدری‌اش نقل مکان کرد. پورتر از کودکی به مطالعه علاقه زیادی داشت و از آثار کلاسیک گرفته تا رمان‌های عامه‌پسند را می‌خواند. او به "هزار و یک شب" ترجمه لین و "کالبدشکافی مالیخولیا" اثر برتون علاقه‌مند بود.

پورتر در سال ۱۸۷۶ از مدرسه ابتدایی عمه‌اش، اوولینا ماریا پورتر، فارغ‌التحصیل شد و سپس در دبیرستان لیندسی استریت ثبت‌نام کرد. عمه‌اش تا ۱۵ سالگی به آموزش او ادامه داد. در سال ۱۸۷۹، او شروع به کار در داروخانه عمویش در گرینزبورو کرد و در ۳۰ اوت ۱۸۸۱، در سن ۱۹ سالگی، گواهینامه داروسازی خود را دریافت نمود. در داروخانه، او با طراحی از مردم شهر، استعداد هنری خود را نیز نشان داد.

زندگی در تگزاس

پورتر در مارس ۱۸۸۲، به امید بهبود سرفه‌های مزمنش، همراه با جیمز کی. هال به تگزاس سفر کرد. او در مزرعه گوسفندداری ریچارد هال، پسر جیمز هال، در شهرستان لساله اقامت گزید و به عنوان چوپان، کارگر مزرعه، آشپز و پرستار بچه فعالیت می‌کرد. در آنجا، او با تلفیق زبان اسپانیایی و آلمانی از کارگران بومی و مهاجر، اندکی از این زبان‌ها را آموخت و همچنین به مطالعه آثار کلاسیک ادبی پرداخت.

سلامتی پورتر بهبود یافت. او در سال ۱۸۸۴ همراه با ریچارد به آستین، تگزاس، سفر کرد و تصمیم گرفت در آنجا بماند. او مورد استقبال دوستان ریچارد، جوزف هارل و همسرش، قرار گرفت و سه سال با آن‌ها زندگی کرد. او برای مدت کوتاهی به عنوان داروساز در شرکت داروسازی مورلی برادرز مشغول به کار شد. سپس به فروشگاه سیگار هارل در هتل دریسکیل منتقل شد. او همچنین نوشتن را به عنوان شغل دوم آغاز کرد و بسیاری از داستان‌های اولیه خود را در خانه هارل نوشت.

پورتر در دوران مجردی، زندگی اجتماعی فعالی در آستین داشت. او به شوخ‌طبعی، داستان‌گویی و استعدادهای موسیقایی‌اش معروف بود. او گیتار و ماندولین می‌نواخت. در کلیسای جامع اپیسکوپال سنت دیویدز آواز می‌خواند و عضو "گروه چهار نفره شهر تپه" (Hill City Quartette) شد؛ گروهی از جوانان که در گردهمایی‌ها آواز می‌خواندند و برای دختران جوان شهر سرود می‌خواندند.

پورتر با آتول استیس، دختری ۱۷ ساله از خانواده‌ای ثروتمند، آشنا شد و شروع به خواستگاری از او کرد. مورخان معتقدند پورتر در مراسم سنگ بنای ساختمان کنگره ایالتی تگزاس در ۲ مارس ۱۸۸۵ با آتول آشنا شد. مادر آتول با این ازدواج مخالفت کرد زیرا آتول بیمار بود و از سل رنج می‌برد. در ۱ ژوئیه ۱۸۸۷، پورتر با آتول فرار کرد و در اتاق پذیرایی خانه کشیش آر. کی. اسموت، کشیش کلیسای پرسبیترین مرکزی، که خانواده استیس در آن حضور داشتند، ازدواج کردند. این زوج به شرکت در گروه‌های موسیقی و تئاتر ادامه دادند و آتول همسرش را به دنبال کردن حرفه نویسندگی تشویق می‌کرد. آتول در سال ۱۸۸۸ پسری به دنیا آورد که چند ساعت پس از تولد درگذشت، و سپس در سپتامبر ۱۸۸۹ دختری به نام مارگارت ورث پورتر به دنیا آورد.

ریچارد هال، دوست پورتر، کمیسر زمین تگزاس شد و شغلی به پورتر پیشنهاد داد. پورتر در ۱۲ ژانویه ۱۸۸۷ به عنوان نقشه‌کش در اداره کل زمین تگزاس (GLO) با حقوق ماهانه ۱۰۰ دلار مشغول به کار شد و نقشه‌هایی را از روی نقشه‌برداری‌ها و یادداشت‌های میدانی ترسیم می‌کرد. این حقوق برای تأمین خانواده‌اش کافی بود، اما او به همکاری با مجلات و روزنامه‌ها ادامه داد. در ساختمان GLO، او شروع به توسعه شخصیت‌ها و طرح داستان‌هایی مانند "حکم جورجیا" (Georgia's Ruling) (۱۹۰۰) و "گنج مدفون" (Buried Treasure) (۱۹۰۸) کرد. ساختمانی شبیه قلعه که او در آن کار می‌کرد، در برخی از داستان‌هایش مانند "اسکریپ بکسر شماره ۲۶۹۲" (Bexar Scrip No. 2692) (۱۸۹۴) گنجانده شد. شغل او در GLO انتصابی سیاسی از سوی هال بود. هال در انتخابات سال ۱۸۹۰ برای فرمانداری نامزد شد اما شکست خورد. پورتر در ۲۱ ژانویه ۱۸۹۱، روز پس از ادای سوگند فرماندار جدید، جیم هاگ، استعفا داد.

در همان سال، پورتر به عنوان صندوق‌دار و حسابدار در اولین بانک ملی آستین با همان حقوقی که در GLO دریافت می‌کرد، مشغول به کار شد. بانک به صورت غیررسمی اداره می‌شد و پورتر ظاهراً در نگهداری دفاتر خود بی‌دقت بود و ممکن است وجوهی را اختلاس کرده باشد. در سال ۱۸۹۴، بانک او را به اختلاس متهم کرد و او شغلش را از دست داد اما در آن زمان متهم نشد.

سپس او تمام وقت روی هفته‌نامه طنز خود به نام "سنگ غلتان" (The Rolling Stone) کار کرد که شروع آن در زمان کار در بانک بود. "سنگ غلتان" شامل طنز درباره زندگی، مردم و سیاست بود و داستان‌ها و طرح‌های کوتاه پورتر را در بر می‌گرفت. اگرچه در نهایت به اوج تیراژ ۱۵۰۰ نسخه رسید، "سنگ غلتان" در آوریل ۱۸۹۵ به دلیل عدم تأمین درآمد کافی شکست خورد. با این حال، نوشته‌ها و نقاشی‌های او توجه سردبیر روزنامه "هیوستون پست" (Houston Post) را جلب کرده بود.

پورتر و خانواده‌اش در سال ۱۸۹۵ به هیوستون نقل مکان کردند، جایی که او شروع به نوشتن برای "پست" کرد. حقوق او فقط ۲۵ دلار در ماه بود، اما با افزایش محبوبیتش به تدریج افزایش یافت. پورتر با پرسه زدن در لابی هتل‌ها و مشاهده و گفتگو با مردم، ایده‌هایی برای ستون خود جمع‌آوری می‌کرد. این تکنیکی بود که او در طول دوران نویسندگی خود از آن استفاده کرد.

در حالی که او در هیوستون بود، حسابرسان فدرال اولین بانک ملی آستین را حسابرسی کردند و کمبودهای اختلاسی را که منجر به اخراج او شد، کشف کردند. متعاقباً کیفرخواست فدرال صادر شد و او به اتهام اختلاس دستگیر شد.

فرار و بازگشت

پس از دستگیری، پدرزن پورتر وثیقه او را پرداخت کرد. او قرار بود در ۷ ژوئیه ۱۸۹۶ محاکمه شود، اما روز قبل، هنگام تعویض قطار برای رفتن به دادگاه، ترسید. او ابتدا به نیواورلئان و سپس به هندوراس گریخت، که در آن زمان ایالات متحده هیچ پیمان استرداد مجرمی با آن نداشت. پورتر شش ماه، تا ژانویه ۱۸۹۷، در هندوراس زندگی کرد. در آنجا با آل جنینگز، یک سارق قطار بدنام، دوست شد که بعدها کتابی درباره دوستی‌شان نوشت. او در هتلی در تروخیو پناه گرفت و در آنجا "کلم و پادشاهان" را نوشت.

پورتر، آتول و مارگارت را برای زندگی با والدین آتول به آستین فرستاده بود. متأسفانه، آتول آنقدر بیمار شد که نتوانست طبق برنامه به پورتر در هندوراس بپیوندد. وقتی او شنید که همسرش در حال مرگ است، در فوریه ۱۸۹۷ به آستین بازگشت و خود را تسلیم دادگاه کرد تا منتظر محاکمه باشد. آتول استیس پورتر در ۲۵ ژوئیه ۱۸۹۷ بر اثر سل (که در آن زمان "مصرف" نامیده می‌شد) درگذشت.

پورتر در دفاع از خود در دادگاه حرف کمی برای گفتن داشت و در ۱۷ فوریه ۱۸۹۸، به اختلاس ۸۵۴.۰۸ دلار مجرم شناخته شد. او به پنج سال زندان محکوم شد و در ۲۵ مارس ۱۸۹۸ در زندان پنیتنتیاری اوهایو در کلمبوس، اوهایو، زندانی شد. پورتر داروساز مجاز بود و توانست در بیمارستان زندان به عنوان داروساز شبانه کار کند. به او اتاق شخصی در بخش بیمارستان داده شد و هیچ سندی مبنی بر اینکه او واقعاً زمانی را در سلول زندان گذرانده باشد، وجود ندارد. او ۱۴ داستان را با نام‌های مستعار مختلف در دوران زندان منتشر کرد، اما بیشتر با نام "اُ. هنری" شناخته شد، نام مستعاری که اولین بار در شماره دسامبر ۱۸۹۹ مجله مک‌کلورز بر روی داستان "جوراب کریسمس ویستلینگ دیک" (Whistling Dick's Christmas Stocking) ظاهر شد. یکی از دوستانش در نیواورلئان داستان‌های او را برای ناشران ارسال می‌کرد تا آنها متوجه نشوند که نویسنده زندانی است.

پورتر در ۲۴ ژوئیه ۱۹۰۱، به دلیل رفتار خوب پس از گذراندن سه سال، آزاد شد. او با دخترش مارگارت، که اکنون ۱۱ ساله بود، در پیتسبورگ، پنسیلوانیا، جایی که والدین آتول پس از محکومیت پورتر به آنجا نقل مکان کرده بودند، دوباره متحد شد.

اواخر زندگی و مرگ

پرکارترین دوره نویسندگی پورتر در سال ۱۹۰۲ آغاز شد، زمانی که او برای نزدیکی به ناشرانش به شهر نیویورک نقل مکان کرد. در آنجا، او ۳۸۱ داستان کوتاه نوشت. او بیش از یک سال، هفته‌ای یک داستان برای مجله یکشنبه "نیویورک ورلد" (New York World) نوشت. شوخ‌طبعی، شخصیت‌پردازی و پیچش‌های داستانی او توسط خوانندگانش مورد تحسین قرار گرفت، اما اغلب توسط منتقدان مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

پورتر در سال ۱۹۰۷ دوباره با عشق دوران کودکی‌اش، سارا (سالی) لیندسی کولمن، که پس از بازگشت به ایالت زادگاهش کارولینای شمالی دوباره ملاقات کرد، ازدواج کرد. کولمن خود نویسنده بود و نسخه‌ای رمانتیک و تخیلی از نامه‌نگاری‌ها و دوران آشنایی‌شان را در رمان کوتاه خود "باد سرنوشت" (Wind of Destiny) نوشت.

پورتر به شدت مشروب می‌نوشید و تا سال ۱۹۰۸، وضعیت سلامتی به شدت رو به زوال او بر نوشته‌هایش تأثیر گذاشت. در سال ۱۹۰۹، سارا او را ترک کرد و او در ۵ ژوئن ۱۹۱۰، بر اثر سیروز کبدی، عوارض دیابت و بزرگی قلب درگذشت. طبق یک روایت، او بر اثر خونریزی مغزی درگذشت.

پس از مراسم تشییع جنازه در شهر نیویورک، او در قبرستان ریورساید در اشویل، کارولینای شمالی، به خاک سپرده شد. دخترش، مارگارت ورث پورتر، حرفه کوتاهی در نویسندگی از ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۶ داشت. او در سال ۱۹۱۶ با کاریکاتوریست اسکار سزار از نیویورک ازدواج کرد؛ چهار سال بعد طلاق گرفتند. او در سال ۱۹۲۷ بر اثر سل درگذشت و در کنار پدرش به خاک سپرده شد.

داستان‌ها

بیشتر داستان‌های پورتر در زمان خودش، اوایل قرن بیستم، اتفاق می‌افتند. او علاقه آشکاری به شهر نیویورک داشت که آن را "بغداد روی مترو" (Bagdad-on-the-Subway) می‌نامید و بسیاری از داستان‌هایش در آنجا اتفاق می‌افتند، در حالی که برخی دیگر در شهرهای کوچک یا شهرهای دیگر رخ می‌دهند. داستان‌های او اغلب شامل شخصیت‌های طبقه کارگر، مانند افسران پلیس و پیشخدمت‌ها، و همچنین جنایتکاران و طردشدگان اجتماعی هستند. در زمان خود، او "پاسخ آمریکایی به گی دو موپاسان" فرانسوی نامیده می‌شد، که آثارش نیز مشابه آن به مبارزات مردم عادی می‌پرداخت و اغلب پایان‌های پیچیده‌ای داشت.

"کلم و پادشاهان" (Cabbages and Kings) اولین مجموعه داستان او بود و پس از آن "چهار میلیون" (The Four Million) منتشر شد. مجموعه دوم با اشاره به ادعای وارد مک‌آلیستر آغاز می‌شود که "... فقط "چهارصد" نفر در شهر نیویورک وجود دارند که واقعاً شایسته توجه هستند. اما مرد خردمندتری ظهور کرده است - سرشمارچی - و تخمین بزرگتر او از علاقه انسانی در ترسیم زمینه این داستان‌های کوچک چهار میلیون نفر ترجیح داده شده است."

آخرین اثر او "رؤیا" (Dream) بود، داستانی کوتاه که برای مجله "کازموپولیتن" (The Cosmopolitan) در نظر گرفته شده بود. این داستان هرگز تکمیل نشد.

از مشهورترین داستان‌های او عبارتند از:

  • "هدیه مجوسیان" (The Gift of the Magi): درباره زوج جوانی به نام جیم و دلا است که پول کمی دارند اما به شدت می‌خواهند برای یکدیگر هدایای کریسمس بخرند. جیم از اینکه دلا با فروختن با ارزش‌ترین دارایی‌اش، موهای زیبایش، برای خرید زنجیر طلای ساعت جیم، او را غافلگیر می‌کند، بی‌خبر است؛ در حالی که دلا از اینکه جیم با فروختن با ارزش‌ترین دارایی خود، ساعتش، برای خرید شانه‌های جواهرنشان برای موهای دلا، او را غافلگیر می‌کند، بی‌خبر است. فرض اساسی این داستان در طول قرن‌ها پس از نگارش آن بارها کپی، بازنویسی، مورد تمسخر و به روش‌های دیگر بازگو شده است.
  • "باج‌گیری از رئیس سرخ" (The Ransom of Red Chief): در این داستان، دو مرد پسری ده ساله را برای باج‌گیری می‌دزدند. معلوم می‌شود که پسر آنقدر لوس و آزاردهنده است که مردان ناامید در نهایت ۲۵۰ دلار به پدر پسر می‌پردازند تا او را پس بگیرد.
  • "مامور پلیس و سرود" (The Cop and the Anthem): درباره یک بی‌خانمان نیویورکی به نام سُپی است که تصمیم می‌گیرد برای گذراندن زمستان سرد در زندان، دست به خلاف بزند. علی‌رغم بهترین تلاش‌هایش برای ارتکاب سرقت‌های جزئی، خرابکاری، رفتار نامناسب و "اغواگری" یک فاحشه جوان، سُپی موفق به جلب توجه پلیس نمی‌شود. ناامید، او جلوی کلیسایی می‌ایستد، جایی که سرود ارگ او را الهام می‌بخشد تا زندگی‌اش را پاک کند؛ با این حال، او به دلیل ولگردی متهم شده و به سه ماه زندان محکوم می‌شود.
  • "بازسازی یک اصلاح" (A Retrieved Reformation): داستان جیمی والنتین، سارق گاوصندوق، که به تازگی از زندان آزاد شده است را روایت می‌کند. او قبل از سرقت، به بانک شهری برای بررسی آن می‌رود. هنگام راه رفتن به سمت در، چشمش به دختر زیبای بانکدار می‌افتد. آنها بلافاصله عاشق یکدیگر می‌شوند و والنتین تصمیم می‌گیرد حرفه جنایتکارانه خود را کنار بگذارد. او به شهر نقل مکان کرده و هویت رالف اسپنسر، کفاش، را برمی‌گزیند. درست زمانی که قصد دارد برای تحویل ابزارهای تخصصی خود به یکی از همکاران قدیمی‌اش برود، افسر پلیسی که او را می‌شناسد به بانک می‌آید. جیمی، نامزدش و خانواده‌اش در بانک هستند و در حال بازرسی گاوصندوق جدیدی هستند که کودکی به طور تصادفی درون محفظه ضد هوای گاوصندوق قفل می‌شود. والنتین با دانستن اینکه سرنوشتش رقم خورده است، گاوصندوق را برای نجات کودک باز می‌کند. با این حال، بر خلاف انتظار والنتین، افسر پلیس او را نمی‌شناسد و اجازه رفتن می‌دهد.
  • "فریبکاری هارگریوز" (The Duplicity of Hargraves): داستان تالبوت‌ها، پدر و دختری از جنوب قدیم، که پس از جنگ داخلی فقیر شده و به واشینگتن دی سی نقل مکان کرده‌اند، را روایت می‌کند. بازیگری به نام هارگریوز به آقای تالبوت پول پیشنهاد می‌دهد، اما او از پذیرش آن امتناع می‌کند. اما وقتی تالبوت با پیرمردی، برده سابق که پولی برای تسویه بدهی قدیمی خانواده به او می‌دهد، مواجه می‌شود، آن را می‌پذیرد. بعدها مشخص می‌شود که هارگریوز مخفیانه نقش برده را بازی کرده است.
  • "راه کابالرو" (The Caballero's Way): که در آن مشهورترین شخصیت پورتر، سیسکو کید (Cisco Kid)، معرفی می‌شود. این داستان اولین بار در سال ۱۹۰۷ در شماره ژوئیه مجله "اورِدیز" (Everybody's Magazine) منتشر شد و در همان سال در کتاب "قلب غرب" (Heart of the West) گردآوری شد. در تصویرسازی‌های بعدی فیلم و تلویزیون، کید به عنوان یک ماجراجوی جذاب، شاید در حاشیه قانون، اما عمدتاً در سمت فرشتگان به تصویر کشیده شد. در داستان کوتاه اصلی، تنها داستانی از پورتر که این شخصیت را به تصویر می‌کشد، کید یک اوباش مرتد و بی‌رحم است که مسیرش توسط یک رنجر قهرمان تگزاس دنبال می‌شود.

نام مستعار

پورتر در اوایل حرفه نویسندگی خود از نام‌های مستعار مختلفی (از جمله "اُ. هنری" یا "اُلیویه هنری") استفاده کرد؛ نام‌های دیگر شامل اس.اچ. پیترز، جیمز ال. بلیس، تی.بی. داود و هاوارد کلارک بودند. با این حال، نام "اُ. هنری" بیشترین توجه را از سوی سردبیران و عموم مردم جلب کرد و حدود سال ۱۹۰۲ منحصراً توسط پورتر برای نوشته‌هایش استفاده شد. او دلایل مختلفی برای منشأ نام مستعار خود ارائه داد. در سال ۱۹۰۹، او در مصاحبه‌ای با "نیویورک تایمز" (The New York Times) شرحی از آن ارائه داد:

ویلیام ترور در مقدمه "دنیای اُ. هنری: جاده‌های سرنوشت و داستان‌های دیگر" (۱۹۷۳) می‌نویسد: "یک نگهبان زندان به نام اورین هنری" در زندان پنیتنتیاری ایالت اوهایو "وجود داشت که ویلیام سیدنی پورتر... او را به عنوان اُ. هنری جاودانه کرد."

طبق گفته جی. اف. کلارک، این نام از نام داروساز فرانسوی، اتین اسیان هنری، گرفته شده است که نام او در "دارونامه ایالات متحده" که پورتر هنگام کار در داروخانه زندان از آن استفاده می‌کرد، آمده است.

گی دیونپورت، نویسنده و محقق، فرضیه خود را ارائه می‌دهد: "نام مستعاری که او در زندان شروع به نوشتن با آن کرد، از دو حرف اول اوهایو و دو حرف آخر پنیتنتیاری ساخته شده است."

میراث

جایزه اُ. هنری یک جایزه معتبر سالانه است که به نام پورتر نامگذاری شده و به داستان‌های کوتاه برجسته اهدا می‌شود.

در سال ۱۹۵۲ فیلمی با عنوان "خانه کامل اُ. هنری" (O. Henry's Full House) شامل پنج داستان ساخته شد. اپیزود "مامور پلیس و سرود" (The Cop and the Anthem) با بازی چارلز لاتون و مارلین مونرو بیشترین تحسین منتقدان را برانگیخت. داستان‌های دیگر عبارتند از "ندای واضح" (The Clarion Call)، "آخرین برگ" (The Last Leaf)، "باج‌گیری از رئیس سرخ" (The Ransom of Red Chief) و "هدیه مجوسیان" (The Gift of the Magi).

"کسب و کار جدی" (Strictly Business) یک فیلم کمدی شوروی در سال ۱۹۶۲ به کارگردانی لئونید گایدای است که بر اساس سه داستان کوتاه از اُ. هنری ساخته شده است: "جاده‌هایی که می‌رویم" (The Roads We Take)، "جهان را خویشاوند می‌کند" (Makes the Whole World Kin) و "باج‌گیری از رئیس سرخ" (The Ransom of Red Chief). اولین نمایش فیلم همزمان با صدمین سالگرد تولد نویسنده برگزار شد.

یک مجموعه تلویزیونی در سال ۱۹۵۷ به نام "نمایش اُ. هنری" (The O. Henry Playhouse) در ۳۹ قسمت برای ۱۸۸ بازار پخش شد. بازیگر توماس میچل در هر قسمت نقش اُ. هنری را ایفا کرد و با شخصیت‌هایش تعامل داشت یا آخرین داستانش را برای ناشر یا دوستش تعریف می‌کرد.

مجموعه تلویزیونی گلچین هندی "کاتا ساگار" (Katha Sagar) در سال ۱۹۸۶ چندین داستان کوتاه هنری را به صورت قسمت‌هایی از جمله "آخرین برگ" (The Last Leaf) اقتباس کرد.

یک اپرای تک پرده‌ای به نام "اتاق مبله" (The Furnished Room) با موسیقی دنیل استیون کرافتس و لیبرتو ریچارد کوس، بر اساس داستان اُ. هنری با همین نام ساخته شده است.

خانه اُ. هنری و تالار اُ. هنری، هر دو در آستین، تگزاس، به نام او نامگذاری شده‌اند. تالار اُ. هنری، که اکنون متعلق به سیستم دانشگاهی تگزاس است، قبلاً به عنوان دادگاه فدرال خدمت می‌کرد که در آن اُ. هنری به اختلاس محکوم شد. خانه اُ. هنری از سال ۱۹۷۸ میزبان "مسابقه تکیه‌کلام اُ. هنری" (O. Henry Pun-Off)، یک رقابت سالانه کلامی است که از علاقه پورتر به زبان الهام گرفته شده است. (دکتر ساموئل ای. گیدئون، معمار تاریخی و استاد دانشگاه تگزاس در آستین، از طرفداران سرسخت حفظ خانه اُ. هنری در آستین بود.)

مدارس ابتدایی به نام او در گرینزبورو، کارولینای شمالی (ویلیام سیدنی پورتر ابتدایی) و گارلند، تگزاس (اُ. هنری ابتدایی)، و همچنین یک مدرسه راهنمایی در آستین، تگزاس (اُ. هنری راهنمایی) نامگذاری شده‌اند. هتل اُ. هنری در گرینزبورو نیز به نام پورتر نامگذاری شده است، همانطور که بزرگراه ۲۹ ایالات متحده، که بلوار اُ. هنری نامیده می‌شود.

در سال ۱۹۶۲، سرویس پستی شوروی تمبری به مناسبت صدمین سالگرد تولد اُ. هنری منتشر کرد. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲، سرویس پستی ایالات متحده تمبری به مناسبت ۱۵۰مین سالگرد تولد اُ. هنری منتشر کرد.

در ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱، باراک اوباما هنگام عفو دو بوقلمون به نام‌های "لیبرتی" و "صلح"، از اُ. هنری نقل قول کرد. در پاسخ، پی. اس. راکمن جونیور، استاد علوم سیاسی، و اسکات هنسون، وکیل تگزاسی، در سپتامبر ۲۰۱۲، همان ماهی که سرویس پستی ایالات متحده تمبر اُ. هنری خود را منتشر کرد، درخواست رسمی عفو پس از مرگ را ثبت کردند. تلاش‌های قبلی برای دریافت چنین عفوی برای پورتر در دوران ریاست جمهوری وودرو ویلسون، دوایت آیزنهاور و رونالد ریگان انجام شده بود، اما هیچ کس هرگز به ثبت درخواست رسمی نپرداخته بود. راکمن و هنسون استدلال کردند که پورتر شایسته عفو است زیرا (۱) او قبل از محکومیتش شهروندی قانون‌مدار بود؛ (۲) جرم او جزئی بود؛ (۳) او سابقه زندان ممتازی داشت؛ (۴) زندگی پس از زندان او به وضوح بازپروری را نشان می‌داد؛ (۵) او در زمان خود کاندیدای عالی برای بخشودگی بود، اگر فقط برای عفو درخواست می‌کرد؛ (۶) با استانداردهای امروزی، او همچنان کاندیدای عالی برای بخشودگی است؛ و (۷) عفو او یک اقدام نمادین شایسته و بیشتر خواهد بود. این عفو هنوز اعطا نشده است.

در سال ۲۰۲۱، "کتابخانه آمریکا" (Library of America) با انتشار مجموعه‌ای از ۱۰۱ داستان او که توسط بن یاگودا ویرایش شده بود، اُ. هنری را در فهرست خود گنجاند.

کتاب‌شناسی

داستان‌ها

مجموعه‌ها:
  • کلم و پادشاهان (Cabbages and Kings) (۱۹۰۴)، رمانی متشکل از داستان‌های پیوسته. مجموعه‌ای از ۱۹ داستان کوتاه.
  • چهار میلیون (The Four Million) (۱۹۰۶)، مجموعه‌ای از ۲۵ داستان کوتاه.
  • فانوس آراسته (The Trimmed Lamp) (۱۹۰۷)، مجموعه‌ای از ۲۵ داستان کوتاه.
  • قلب غرب (Heart of the West) (۱۹۰۷)، مجموعه‌ای از ۱۹ داستان کوتاه.
  • کلاهبردار مهربان (The Gentle Grafter) (۱۹۰۸)، مجموعه‌ای از ۱۴ داستان کوتاه.
  • صدای شهر (The Voice of the City) (۱۹۰۸)، مجموعه‌ای از ۲۵ داستان کوتاه.
  • جاده‌های سرنوشت (Roads of Destiny) (۱۹۰۹)، مجموعه‌ای از ۲۲ داستان کوتاه.
  • گزینه‌ها (Options) (۱۹۰۹)، مجموعه‌ای از ۱۶ داستان کوتاه.
  • دو زن (The Two Women) (۱۹۱۰)، مجموعه‌ای از ۲ داستان کوتاه.
  • کسب و کار جدی (Strictly Business) (۱۹۱۰)، مجموعه‌ای از ۲۳ داستان کوتاه.
  • چرخ و فلک (Whirligigs) (۱۹۱۰)، مجموعه‌ای از ۲۴ داستان کوتاه.
  • شش و هفت (Sixes and Sevens) (۱۹۱۱)، مجموعه‌ای از ۲۵ داستان کوتاه.
  • سنگ‌های غلتان (Rolling Stones) (۱۹۱۲)، مجموعه‌ای از ۲۳ داستان کوتاه، ۱۲ شعر، چند پس‌نوشت و نامه‌ها.
  • آشغال و سرگردان (Waifs and Strays) (۱۹۱۷)، مجموعه‌ای از ۱۲ داستان کوتاه.
  • اُ. هنریانا (O. Henryana) (۱۹۲۰)، مجموعه‌ای از ۷ داستان کوتاه.
  • پس‌نوشت‌ها (Postscripts) (۱۹۲۳)، مجموعه‌ای از ۱۰۳ داستان کوتاه، ۲۶ شعر و ۴ مقاله.
  • اُ. هنری انکور (O. Henry Encore) (۱۹۳۹)، مجموعه‌ای از ۲۷ داستان کوتاه، ۷ طرح و ۱۰ شعر.
داستان‌های کوتاه منتشر نشده:
  • "تیکتوک، کارآگاه بزرگ فرانسوی" (Tictocq, the Great French Detective) (۱۸۹۴)
  • ... (لیست بلندبالا از داستان‌های کوتاه منتشر نشده) ...

شعرها

شعر‌های منتشر نشده:
  • "از قبل فراهم شده" (Already Provided) (۱۸۹۵)
  • ... (لیست بلندبالا از شعر‌های منتشر نشده) ...

غیرداستانی

  • تعاریف بعدی (Later Definitions) (۱۸۹۵)
  • لغت‌نامه خصوصی خبرنگار (The Reporter’s Private Lexicon) (۱۹۰۳)
  • ... (لیست بلندبالا از آثار غیرداستانی) ...

منابع

مطالعات بیشتر

پیوند به بیرون

  • موزه اُ. هنری
  • زندگی‌نامه و آثار در LiteratureCollection.com
  • "کارگاه نویسندگان او؟ یک سلول زندان"، جان جی. میلر، وال استریت ژورنال، ۸ ژوئن ۲۰۱۰
  • جستجوی موارد اُ. هنری در پورتال تاریخ تگزاس (texashistory.unt.edu)

جمع‌بندی

داستان‌های اُ. هنری با نگاهی واقع‌گرایانه به زندگی، شخصیت‌های دوست‌داشتنی و پایان‌های غیرمنتظره، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات جهان دارند. او با وجود سختی‌ها، با قلم توانای خود، الهام‌بخش نویسندگان و خوانندگان بسیاری بوده است.