ادویج دانتیکت: روایتی از هویت، مادرانگی و تبعید
ادویج دانتیکت (متولد ۱۹ ژانویه ۱۹۶۹) رماننویس و داستانکوتاهنویس برجسته هائیتی-آمریکایی است. اولین رمان او، نفس، چشم، خاطره (Breath, Eyes, Memory) که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد، به یکی از گزیدههای باشگاه کتاب اپرا وینفری تبدیل گشت. دانتیکت از آن زمان تا کنون چندین کتاب را نوشته یا ویرایش کرده و جوایز و افتخارات بسیاری را از آن خود نموده است. او قرار است از پاییز ۲۰۲۳ به عنوان استاد کرسی «وُن سون تام ملون» در رشته علوم انسانی در دپارتمان مطالعات آمریکاییهای آفریقاییتبار و دیاسپورای آفریقایی در دانشگاه کلمبیا مشغول به کار شود.
اوایل زندگی
دانتیکت در پورتو پرنس، هائیتی متولد شد. در سن ۱۲ سالگی، پدرش آندره به نیویورک مهاجرت کرد و دو سال بعد مادرش رُز به او پیوست. این جدایی باعث شد دانتیکت و برادر کوچکترش، که او نیز آندره نام داشت، تحت سرپرستی عمه و عمویشان بزرگ شوند. هنگامی که در مصاحبهای درباره سنتهای دوران کودکیاش پرسیده شد، او قصهگویی، حضور در کلیسا و مطالعه مداوم مطالب درسی را بخشی از دوران رشد خود برشمرد. اگرچه تحصیلات رسمی او در هائیتی به زبان فرانسوی بود، اما در خانه به زبان کریول هائیتی صحبت میکرد.
دانتیکت در دوران اقامت در هائیتی، از سن نه سالگی شروع به نوشتن کرد. او بعدها داستانی درباره تجربه مهاجرت خود برای نشریه New Youth Connections با عنوان «دنیایی جدید پر از غریبهها» نوشت. دانتیکت در مقدمه کتاب Starting With I، مجموعهای از داستانهای این مجله، چنین نوشت: «وقتی کارم با قطعه [مهاجرت] تمام شد، احساس کردم داستانم ناتمام است، بنابراین یک داستان کوتاه نوشتم که بعدها به کتاب، اولین رمانم: نفس، چشم، خاطره تبدیل شد... نوشتن برای New Youth Connections به من صدایی داده بود. سکوت من کاملاً، به طور نامحدود، از بین رفت.»
پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان کلارا برتون در بروکلین، نیویورک، دانتیکت وارد کالج بارنارد در شهر نیویورک شد و در سال ۱۹۹۰ با رتبه فی بتا کاپا فارغالتحصیل شد. در ابتدا قصد داشت پرستاری بخواند، اما عشق به نویسندگی غلبه کرد و او مدرک کارشناسی خود را در ادبیات فرانسه دریافت کرد. او در سال ۱۹۹۳ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نویسندگی خلاق از دانشگاه براون دریافت کرد.
دانتیکت از حامیان قوی مسائل مربوط به هائیتیاییهای داخل و خارج از کشور است. در سال ۲۰۰۹، او با صدا و کلام خود به مستند Poto Mitan: Haitian Women Pillars of the Global Economy پیوست که درباره تأثیر جهانیشدن بر پنج زن از نسلهای مختلف بود.
زندگی شخصی
دانتیکت در سال ۲۰۰۲ با فدو بویر ازدواج کرد. او دو دختر به نامهای میرا و لیلا دارد.
اگرچه دانتیکت در ایالات متحده اقامت دارد، اما همچنان هائیتی را خانه خود میداند. تا به امروز، او همچنان به طور مرتب به هائیتی سر میزند و همیشه احساس کرده است که هرگز آنجا را ترک نکرده است.
مضامین
سه مضمون در تحلیلهای مختلف آثار ادویج دانتیکت برجسته هستند: هویت ملی، روابط مادر-دختر، و سیاستهای دیاسپورا.
هویت ملی
دانشوران آثار دانتیکت اغلب به مضمون هویت ملی میپردازند. در نفس، چشم، خاطره، دانتیکت رابطه بین زنان و دستور کار ملیگرایانه دولت را در دوران حکومت دووالیه مورد کاوش قرار میدهد. در سراسر رمان، نسلهایی از زنان با «آزمودن» دخترانشان، با انگشت کردن در واژن آنها برای تأیید باکره بودنشان، به «مجریان» یا نمایندگان «خشونت و قربانیسازی» دولت علیه بدن زنان سیاهپوست تبدیل میشوند (صص ۳۷۶–۳۷۷)، شبیه به پلیس مخفی شبهنظامی تونتون ماکوت. با این حال، در حالی که زنان نفس، چشم، خاطره کنترل و تجاوز «مورد تأیید دولت» به بدن زنان را از طریق اعمال خشونت (۳۷۵) تکرار میکنند، آنها همچنین با استفاده از بدنهایشان به عنوان «سلاحهای مرگبار» (۳۸۷) «گفتمان مردسالارانه و ملیگرایانه» دولت را مختل و به چالش میکشند. شواهدی برای این ادعا را میتوان از خودکشی مارتین استخراج کرد که به عنوان نمایشی غمانگیز از آزادی، رهایی بدن و ذهن او از آسیبهای گذشتهاش تلقی میشود. علاوه بر این، رمان برخی از مشکلات ذاتی ایجاد هویت دیاسپوریک را نشان میدهد، همانطور که در مبارزه سوفی برای اتحاد خود با میراثش و در عین حال رها کردن آنچه او «سنت آسیبرسانِ 'آزمایش'» میپندارد، نشان داده شده است، که امکان ایجاد یک هویت کرئولیزه قاطع را رد میکند. در نهایت، اثر دانتیکت، کشت استخوانها (The Farming of Bones)، به داستان بازماندگان قتل عام سال ۱۹۳۷ و تأثیرات آن تروما بر هویت هائیتی میپردازد. در مجموع، دانتیکت تاریخ ملت خود را آشکار میکند و در عین حال مفاهیم مربوط به کشور را فراتر از قربانیسازی تنوع میبخشد.
روابط مادر-دختر
نفس، چشم، خاطره اثر دانتیکت، مرکزیت رابطه مادر-دختر را برای هویت و ابراز وجود مورد بررسی قرار میدهد. تجربیات سوفی، تجربیات مادرش مارتین را منعکس میکند. همانطور که مارتین مجبور شد توسط مادر خودش تحت آزمایش باکره بودن قرار گیرد، او پس از کشف رابطه سوفی با ژوزف، همان آزمایش را بر سوفی تحمیل میکند. در نتیجه، سوفی دورهای از خودتنفر را تجربه میکند و از نشان دادن بدنش به کسی، از جمله همسرش، شرمنده است (۸۰). مبارزات سوفی برای غلبه بر سرما در رابطه با صمیمیت با همسرش ژوزف، و همچنین اختلال پرخوری او، با مبارزه مارتین برای به اتمام رساندن بارداریاش با مارک، بیخوابی و عادات غذایی مضر او (۶۱–۶۲) موازی است. به دلیل تجاوز به مارتین توسط یک تونتون ماکوت و سوءاستفاده از سوفی توسط مادرش، «هر زنی باید قبل از ورود به یک رابطه سالم با مرد، با خود کنار بیاید، و این مردان تلاش میکنند تا این زنان را مطابق با شرایط خودشان ملاقات کنند» (۶۸). اوج این همراستایی زمانی است که سوفی انتخاب میکند که «ماراسا» (Marassa) مادرش باشد، یعنی دوگانهای از خود برای مادرش، تا درد، آزمایشها و مصائب را به اشتراک بگذارد، ارتباط نهایی: یکی شدن با مادرش. ماراساها «همانندی و عشق» را به عنوان یکی نشان میدهند، آنها «جداییناپذیر و یکسان هستند. آنها یکدیگر را دوست دارند زیرا شبیه هم هستند و همیشه با هم هستند». این ارتباط بین سوفی و مادرش مارتین از طریق ارتباط سوفی با دخترش بریژیت نیز به چالش کشیده شده است: «عدم تمایل کاملاً نیهیلیستی مارتین برای شروع مجدد با مسئولیتهای خستهکننده مادری، به تمایل عاشقانه سوفی برای آوردن دخترش بریژیت به دنیایی خوشامدگو، اشاره میکند و در تضاد کامل با آن قرار دارد» (۷۹).
سیاستهای دیاسپورا
دانشمندان بر این باورند که دانتیکت از طریق آثار خود، با ایجاد فضایی جدید در عرصه سیاسی، رابطه خود را با تاریخ هائیتی و هویت دو فرهنگی خود مدیریت میکند. در نفس، چشم، خاطره، دانتیکت از «ایده سنتهای سیار» به عنوان وسیلهای برای ایجاد فضایی جدید برای هویت هائیتی در آمریکا استفاده میکند، فضایی که نه «ترکیبی شاد» و نه «کرئولیزاسیون بیدغدغه» فلتبوش بروکلین است (۲۸). ارجاع آشکار دانتیکت و پذیرش پیشینیان کارائیبی خود، به ویژه از طریق «روایتهای بزرگ پدران فقید نمادین ادبیات هائیتی»، «جامعهای جدید [...] در فضاهای فرا ملی در حال گذار» ایجاد میکند که «روایت او را در مکانی قرار میدهد که نه تعلق مطلق است و نه بیمکانی پسا استعماری» (۳۴). سوفی در نفس، چشم، خاطره، که نشاندهنده جنبش ادبی هائیتی «بومیگرایی» (Indigenism) است، که در آن آثار به دنبال ارتباط با سرزمین هائیتی و «سرنوشت طبقه دهقان» (۵۵) بودند، واقعیت پیچیده تجربیات فراملی را در بر میگیرد (۶۱). ترجمههای نفس، چشم، خاطره، به ویژه در فرانسه، حاوی تغییرات جزئی و جایگزینی «دست و پا چلفتی» اصطلاحات کریول/کارائیبی هستند که موضع توانمند آثار دانتیکت را به سمت قربانیسازی سوق میدهد، که منعکسکننده مبارزه نویسندگان برای فضایی سیاسی جدید است که در آن هویت دوگانه کارائیبی پذیرفته شود (۶۸). مجموعههای داستان کوتاه دانتیکت در Krik? Krak! «بافت نمادین» آثار او و جوامع فراملی، از جمله «هائیتیاییها، مهاجران، زنان، [و] مادران و دختران» را که او تلاش میکند متحد کند، نشان میدهد (۷۵). دانتیکت با «بیان تجربه بینذهنی یک جامعه»، خود را از دیگر نویسندگان نثر هائیتی متمایز میکند (۷۳، ۷۶). او فضایی برای «بیصدایی» کسانی که قادر به «بیان تجربیات فردی خود» نیستند، ایجاد میکند (۷۶). داستانهای کوتاه دانتیکت تجربهای جداییناپذیر را حفظ میکنند، تجربهای که از نظر سیاسی با «رژیم حقوق برابر و حاکمیت قانون» همسو است (۸۱). فضای سیاسی که در آن چنین تجربه واحدی میتواند وجود داشته باشد، ابزاری است که از طریق آن هویت فراملی دانتیکت و شخصیتهایش میتوانند زنده بمانند.
اثر دیگر دانتیکت، سفرنامه او After the Dance: A Walk through Carnival in Jacmel, Haiti (۲۰۰۲) است. او معتقد است این کتاب نگاهی درونی و حسی از میراث فرهنگی هائیتی، اعمال مربوط به ایام روزه، کارناوال و انقلاب هائیتی را به خوانندگان ارائه میدهد. او در طول اثر خود سفری را برای بازیابی نشانههای فرهنگی گمشده هائیتی آغاز میکند، در حالی که خود تحت تأثیر امتیازات ژئوپلیتیکی هائیتی و امتیاز تحرک خود قرار دارد. به دلیل امتیاز فعال سفر خود، او خود را «خارجی» در ژاکمل میدانست، حتی اگر اصالتاً هائیتی بود. او توضیح میدهد: «این اولین بار است که من یک شرکتکننده فعال در کارناوال هائیتی خواهم بود. نگرانم که چنین اعترافی برای کسی که کارناوال یکی از شور و شوقهای زندگیاش است، عجیب به نظر برسد... به عنوان کودکی که در هائیتی زندگی میکردم... هرگز به من اجازه داده نشد که 'به کارناوال بپیوندم'... این امر برای من ناامن تلقی میشد... از آنجایی که من میل شدیدی به پیوستن به کارناوال داشتم، مانند برخی از کودکان عجیب آمریکایی که به سیرک میپیوندند، عموی من سالها داستانهای ترسناکی در مورد آن تعریف میکرد تا مرا دور نگه دارد.» او در سفرنامه خود از بازگشت به ژاکمل گفت: «من هنوز ماسک ناظر دور را بر چهره داشتم.» به همین دلیل، او به خواننده خود توصیه میکند که اثر او را از دیدگاه یک بازگشته دیاسپوریک به جای یک فرد داخلی مشاهده کنند.
جوایز و افتخارات
دانتیکت جوایز داستانی از مجلات Essence و Seventeen را دریافت کرده است، در مجله Harper's Bazaar به عنوان «۱ نفر از ۲۰ نفری که در دهه بیست سالگی خود تفاوت ایجاد خواهند کرد» معرفی شده است، در The New York Times Magazine به عنوان یکی از «۳۰ نفر زیر ۳۰ سال» مورد توجه قرار گرفته و در مجله Jane به عنوان یکی از «۱۵ زن جسور سال» نامگذاری شده است.
- ۱۹۹۴: جایزه داستان، The Caribbean Writer
- ۱۹۹۵: جایزه زن دستاورد، کالج بارنارد
- جایزه داستان کوتاه پوشکارت برای «بین استخر و گاردنیاها» (Between the Pool and the Gardenias)
- نامزدی جایزه کتاب ملی برای Krik? Krak!
- ۱۹۹۶: بهترین رماننویسان جوان آمریکایی، مجله گرانتا
- گرنت لیلا-والاس-ریدز دیجست
- ۱۹۹۹: جایزه کتاب آمریکا برای The Farming of Bones
- جایزه بینالمللی فلیانو برای ادبیات
- جایزه سوپر فلیانو برای The Farming of Bones
- ۲۰۰۵: جایزه داستان برای The Dew Breaker
- ۲۰۰۵: جایزه کتاب انیسفیلد-ولف برای «The Dew Breaker»
- ۲۰۰۷: نامزدی جایزه کتاب ملی برای Brother, I'm Dying
- ۲۰۰۷: جایزه منتقدان کتاب ملی برای Brother, I'm Dying
- ۲۰۰۸: جایزه صلح ادبی دیتون برای Brother, I'm Dying
- ۲۰۰۸: جایزه میراث بنیاد هورستون/رایت برای Brother, I'm Dying
- ۲۰۰۹: برنامه همکاران مکآرتور، گرنت نبوغ
- ۲۰۰۹: جایزه فلسفی نیکلاس گیین، انجمن فلسفی کارائیب
- ۲۰۱۱: مدال لانگستون هیوز، کالج شهر نیویورک
- ۲۰۱۱: جایزه بوکاس OCM برای ادبیات کارائیب برای Create Dangerously
- ۲۰۱۲: مدرک افتخاری کالج اسمیت
- ۲۰۱۳: مدرک افتخاری دانشگاه ییل
- ۲۰۱۴: مدال اندرو کارنگی برای تعالی در داستان، فهرست کوتاه برای Claire of the Sea Light
- ۲۰۱۴: جایزه ادبی PEN Oakland – Josephine Miles
- ۲۰۱۷: مدرک افتخاری دکترای ادبیات (DLitt) از دانشگاه هند غربی، پردیس آنلاین
- ۲۰۱۷: جایزه بینالمللی ادبی نویشتاد
- ۲۰۱۸: جایزه ریاست جمهوری، نمایشگاه کتاب سنت مارتین
- ۲۰۱۹: برنده جایزه منتقدان کتاب ملی (داستان) برای Everything Inside
- ۲۰۲۰: جایزه داستان برای Everything Inside
- ۲۰۲۰: جایزه ویلچک در ادبیات
نقد و بررسی
ادویج دانتیکت نویسنده، خالق و شرکتکننده در اشکال مختلف قصهگویی است. The New York Times از توانایی دانتیکت در خلق «پرترهای تکاندهنده و تصویری زنده» به عنوان «رماننویس و خاطرهنویس ماهر» تمجید کرده است. The New Yorker بارها داستانهای کوتاه و مقالات دانتیکت را منتشر کرده و به طور منظم آثار او را نقد و بررسی میکند. نوشتههای او در مجموعههای متعددی گنجانده شده است، از جمله در کتاب New Daughters of Africa (به ویراستاری مارگارت بازبی) در سال ۲۰۱۹.
شاخه شاخهای خلاقانه دانتیکت شامل فیلمسازی، داستان کوتاه و اخیراً ادبیات کودک بوده است. Mama's Nightingale برای روایت داستان مهاجران هائیتی و جدایی خانوادهها نوشته شده است. این کتاب تواناییهای قصهگویی دانتیکت و آثار هنرمند برجسته لسلی استاب را ترکیب میکند. این کتاب کودک که در سال ۲۰۱۵ توسط پنگوئن رندوم هاوس منتشر شد، «داستانی دلنشین از جدایی والدین و فرزند و مهاجرت... با تصاویری الهامبخش... و نشان میدهد که چگونه هر کودکی قدرت ایجاد تفاوت را دارد.» نقدی در The New York Times آمده است که Mama's Nightingale «نه تنها همدلی را برای سختیهای مهاجرت کودکان برمیانگیزد، بلکه تحسین» دانتیکت و استاب را نیز برمیانگیزد.
در دیگر فعالیتهای خلاقانه، دانتیکت روی دو فیلم، Poto Mitan و Girl Rising کار کرده است. دومی به دلیل قدرت ستارهای که در این فیلم دخیل بود (از جمله ان هتوی، کلویی گریس مورتز، لیام نیسون، مریل استریپ، آلیشا کیز و کری واشینگتن) توجه زیادی را به خود جلب کرد. در این فیلم، دانتیکت وظیفه روایت داستان وادلی از هائیتی را بر عهده داشت. Girl Rising توسط The Washington Post به عنوان «یک آگهی خدمات عمومی طولانی و بسیار مؤثر که برای آغاز تعهد به آموزش مناسب برای همه زنان جوان در سراسر جهان طراحی شده است» تعریف شد.
در کتاب Create Dangerously: The Immigrant Artist at Work، دانتیکت داستان خود را به عنوان بخشی از دیاسپورای هائیتی روایت میکند. Create Dangerously با سخنرانی آلبر کامو با عنوان «ایجاد خطرناک» و تجربه او به عنوان یک نویسنده و خالق که هنر خود را «اعتراضی علیه هر آنچه گذرا و ناتمام در جهان است» تعریف میکرد، الهام گرفته شده است. در Create Dangerously، دانتیکت برای «نوشتن درباره تراژدیها و فرهنگهای ناپدید شده» و اینکه «او میپذیرد که به طور تصادفی وجود دارد و قدرت خلق کردن را دارد، بنابراین این کار را انجام میدهد» مورد تحسین قرار میگیرد. انپیآر نقدی مثبت بر Create Dangerously و سفر در «بحران فقدان [که] هر جزئیات و هر فردی را که با او آشنا میشویم، درخشانتر و گرانبهاتر میسازد» ارائه داد. این کتاب توسط دانشگاه کانزاس به عنوان کتاب مشترک سال ۲۰۱۸-۱۹ انتخاب شد که به تمام دانشجویان سال اول دانشگاه توزیع میشود.
دانتیکت اولین رمان خود را در سن ۲۵ سالگی در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد و از آن زمان تاکنون مورد تحسین منتقدان و خوانندگان قرار گرفته است. از جمله شناختهشدهترین کتابهای او میتوان به نفس، چشم، خاطره (۱۹۹۴)، Krik? Krak! (۱۹۹۶)، The Dew Breaker (۲۰۰۴)، Brother, I'm Dying (۲۰۰۷) و Claire of the Sea Light (۲۰۱۳) اشاره کرد. هر یک از این آثار جوایزی از جمله جایزه کتاب ملی، جایزه داستان و جایزه منتقدان کتاب ملی را از آن خود کردهاند. دانتیکت معمولاً درباره زندگیهای متفاوت مردم ساکن در هائیتی و ایالات متحده مینویسد و از زندگی خود به عنوان الهامبخش رمانهایش استفاده میکند و معمولاً بر مضامینی چون خشونت، طبقه، مشکلات اقتصادی، نابرابری جنسیتی و خانواده تأکید دارد.
The Dew Breaker مجموعهای از داستانهای کوتاه است که میتوان آنها را با هم یا به طور جداگانه خواند و به زندگیهای در هم تنیده افراد مختلف در هائیتی و نیویورک میپردازد. میچیکو کاکوتانی در The New York Times نوشت: «هر داستان در «Dew Breaker» میتواند به تنهایی یک داستان زیبا و ساخته شده باشد، اما آنها مانند قطعات پازل کنار هم قرار میگیرند تا تصویری از تاریخ وحشتناک این مرد و زندگی پس از مرگ او و قربانیانش را ترسیم کنند.» این کتاب از گودریدز چهار ستاره از پنج ستاره دریافت کرد. Brother, I'm Dying یک رمان خودزندگینامهای است که داستان او را از زندگی در هائیتی و مهاجرت به ایالات متحده، عاشق شدن و بچهدار شدن روایت میکند. این یکی از پرامتیازترین کتابهای دانتیکت است و در سال ۲۰۰۸ توسط Booklist به عنوان ۱۰ کتاب برتر غیرداستانی آفریقایی-آمریکایی معرفی شد. جس رو در The New York Times آن را «خاطراتی با نثر شفاف و پایبندی بیپروا به حقایق که زیرساختی خشک و مالیخولیایی، ترکیبی از دلتنگی برای وطن و بیوطنی را پنهان میکند» توصیف کرده است. Krik? Krak! مجموعهای از داستانهای کوتاه درباره زنان در هائیتی، آزمایشها و مصائب آنهاست که The Washington Post Book World آن را «تقریباً بینقص» نامیده است. «اگر اخبار هائیتی برای خواندن بیش از حد دردناک است، این کتاب را بخوانید و این مکان را عمیقتر از آنچه تصور میکردید، درک خواهید کرد.» در نهایت، Breath, Eyes, Memory اولین رمان دانتیکت بود. این کتاب داستان دختری، فرزند تجاوز، را روایت میکند که از هائیتی به شهر نیویورک نقل مکان میکند و با تجربه تکاندهندهای که مادرش و بسیاری از زنان دیگر تحمل کردهاند، آشنا میشود. این کتاب در سال ۱۹۹۸ برای باشگاه کتاب اپرا انتخاب شد و همچنین در گودریدز چهار ستاره از پنج ستاره دریافت کرد. اپرا گفت که این کتاب «تصاویر پر جنب و جوش و لطافت روایی دارد که گواه رنج و شجاعت مردم اوست.»
آثار
رمانها
- Breath, Eyes, Memory (۱۹۹۴)
- The Farming of Bones (۱۹۹۸)
- The Dew Breaker (۲۰۰۴)
- Claire of the Sea Light (۲۰۱۳)
مجموعه داستان کوتاه
- Krik? Krak! (۱۹۹۶)
- Everything Inside (۲۰۱۹)
کودک/نوجوان
- Behind the Mountains (رمان نوجوان، ۲۰۰۲)
- Anacaona: Golden Flower, Haiti, 1490 (رمان نوجوان، ۲۰۰۵)
- The Last Mapou (رمان کودک، ژانویه ۲۰۱۳)
- Untwine (رمان نوجوان، اکتبر ۲۰۱۵)
مجموعههای ویرایش شده
- The Butterfly's Way (ویراستار مجموعه، ناشر نامشخص)
- Best American Essays, 2011 (ویراستار مجموعه، اکتبر ۲۰۱۱)
- Haiti Noir: The Classics (ویراستار مجموعه، ژانویه ۲۰۱۴)
غیرداستانی
- After the Dance: A Walk Through Carnival in Jacmel, Haiti (کتاب سفر، ۲۰۰۲)
- Brother, I'm Dying (خاطرات/نقد اجتماعی، ۲۰۰۷)
- Create Dangerously: The Immigrant Artist at Work (مجموعه مقاله، ۲۰۱۰)
- Eight Days: A Story of Haiti (کتاب تصویری، ۲۰۱۰)
- Tent Life: Haiti (مشارکتکننده مقاله، ۲۰۱۱)
- Haiti Noir (ویراستار مجموعه، ۲۰۱۱)
- Mama's Nightingale (کتاب تصویری، سپتامبر ۲۰۱۵)
- The Art of Death (زندگینامه، ژوئیه ۲۰۱۷)
- My Mommy Medicine (کتاب تصویری، فوریه ۲۰۱۹)
فیلم
- Poto Mitan – نویسنده/راوی، ۲۰۰۹
- Girl Rising (هائیتی) – نویسنده، ۲۰۱۳
ترجمهها به انگلیسی
- ژاک استفان الکسیس - L'Espace d'un cillement (۱۹۵۹). In the Flicker of an Eyelid، ترجمه کارول اف. کوتس و ادویج دانتیکت (۲۰۰۲).
همچنین ببینید
- ادبیات کارائیب
- ادبیات پسااستعماری
منابع
مطالعه بیشتر
- مصاحبه ادویج دانتیکت در Democracy Now!، ویدئو، صدا و متن مصاحبه، ۵ اکتبر ۲۰۰۷.
- «رماننویس هائیتی-آمریکایی درباره 'هنرمند مهاجر در کار'» – مصاحبه ویدئویی توسط Democracy Now!، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۰.
- خوان گونزالس و ایمی گودمن، «رماننویس هائیتی-آمریکایی «فاجعه مداوم» در هائیتی فقیر پس از طوفان متیو را پیشبینی کرد»، Truthout، ۷ اکتبر ۲۰۱۶.
- «ادویج دانتیکت» اثر گارنت کدوگان برای مجله BOMB، ۱ ژانویه ۲۰۱۴.
ردهبندیها
- تولد ۱۹۶۹
- رماننویسان آمریکایی قرن بیستم
- زنان نویسنده آمریکایی قرن بیستم
- رماننویسان آمریکایی قرن بیست و یکم
- زنان نویسنده آمریکایی قرن بیست و یکم
- رماننویسان تاریخی آمریکایی
- رماننویسان زن آمریکایی
- داستاننویسان زن آمریکایی
- نویسندگان آمریکایی با اصالت هائیتی
- رماننویسان نوجوان آمریکایی
- فارغالتحصیلان کالج بارنارد
- فارغالتحصیلان دانشگاه براون
- اساتید دانشگاه کلمبیا
- مهاجران هائیتی به ایالات متحده
- رماننویسان زن هائیتی
- کودکان نویسنده زن هائیتی
- کودکان نویسنده زن آمریکایی
- کودکان نویسنده آمریکایی
- افراد زنده
- همکاران مکآرتور
- نویسندگان اهل پورتو پرنس
- افراد نیویورکر
- زنان نویسنده ادبیات نوجوان
- نویسندگان اهل شهر نیویورک
- معلمان نویسندگی
- رماننویسان تاریخی زن
- داستاننویسان آمریکایی قرن بیستم
- داستاننویسان آمریکایی قرن بیست و یکم
- رماننویسان هائیتی قرن بیستم
- رماننویسان هائیتی قرن بیست و یکم
- برندگان جایزه PEN/Faulkner برای داستان
- برندگان جایزه کتاب آمریکا
- رماننویسان اهل نیویورک (ایالت)
- نویسندگان داستانهای تاریخی در دوران مدرن
- مقالهنویسان آمریکایی قرن بیست و یکم
- مقاله نویسان زن آمریکایی
- رماننویسان آفریقایی-آمریکایی
- زنان نویسنده آفریقایی-آمریکایی قرن بیستم
- نویسندگان آفریقایی-آمریکایی قرن بیستم
- زنان نویسنده آفریقایی-آمریکایی قرن بیست و یکم
- نویسندگان آفریقایی-آمریکایی قرن بیست و یکم