هکتور آباد فاسیولینسه: نویسنده، روزنامهنگار و مدافع حقوق بشر کلمبیایی
هکتور آباد فاسیولینسه (متولد ۱۹۵۸) رماننویس، مقالهنویس، روزنامهنگار و ویراستار برجسته کلمبیایی است. او به عنوان یکی از بااستعدادترین نویسندگان پس از دوران «جنبش ادبی آمریکای لاتین» در ادبیات این قاره شناخته میشود. آباد بیشتر برای رمان پرفروش خود به نام «آنگوستا» و اخیراً کتاب «فراموشی که خواهیم بود» (El Olvido que Seremos) که یک اثر خاطرهنگاری است، شهرت دارد.
پیشینه
هکتور خواکین آباد فاسیولینسه در شهر مدئین کلمبیا به دنیا آمد و بزرگ شد. او فرزند سسیلیا فاسیولینسه و هکتور آباد گومز بود. پدرش پزشک برجسته، استاد دانشگاه و از رهبران حقوق بشر بود که با دیدگاه جامع خود به حوزه سلامت، «مدرسه ملی بهداشت عمومی کلمبیا» را تأسیس کرد.
پس از فارغالتحصیلی از یک مدرسه کاتولیک خصوصی که زیر نظر «اُپوس دِی» اداره میشد، آباد در سال ۱۹۷۸ به مکزیکوسیتی مهاجرت کرد. در آنجا پدرش به عنوان مشاور فرهنگی سفارت کلمبیا در مکزیک منصوب شد. در مکزیک، او در کارگاههای ادبیات، نویسندگی خلاق و شعر در «لا کاسا دل لاگو» (اولین مرکز فرهنگی خارج از دانشگاه ملی خودمختار مکزیک) شرکت کرد.
در سال ۱۹۷۹، آباد به مدئین بازگشت و به تحصیل فلسفه و ادبیات در «دانشگاه پونتیفیسیا بولیوریانا» پرداخت. بعدها در سال ۱۹۸۲، به دلیل نوشتن مقالهای کنایهآمیز علیه پاپ، از دانشگاه اخراج شد. سپس به ایتالیا رفت و در سال ۱۹۸۶ تحصیلات خود را در رشته زبانها و ادبیات مدرن در «دانشگاه تورین» به پایان رساند. آباد با بالاترین افتخارات تحصیلی (summa cum laude) فارغالتحصیل شد و پایاننامه او درباره رمان «سه ببر غمگین» (Tres tristes tigres) اثر گییرمو کابررا اینفانته در سال ۱۹۶۷، نیز جایزه «Dignitá di Stampa» (افتخار ویژه به معنای «شایسته انتشار») را دریافت کرد.
آباد در سال ۱۹۸۷ به زادگاهش در کلمبیا بازگشت، اما در همان سال پدرش توسط شبهنظامیان به قتل رسید؛ جنایتی که باعث شوک در کلمبیا شد. خود آباد نیز تهدید به مرگ شد و مجبور شد فوراً به اروپا بازگردد؛ ابتدا به اسپانیا و سپس به ایتالیا، جایی که برای پنج سال اقامت گزید.
در ایتالیا، آباد به عنوان مدرس زبان اسپانیایی در «دانشگاه ورونا» تا سال ۱۹۹۲ مشغول به کار بود. در این دوره، او همچنین از طریق ترجمه آثار ادبی از ایتالیایی به اسپانیایی امرار معاش میکرد. ترجمههای او از آثاری چون «پری دریایی و نوشتههای برگزیده» اثر جوزپه تومازی دی لامپهدوزا، «کی پرو کو» اثر جسوالدو بوفالینو و «حاشیهها بر نام گل سرخ» اثر اومبرتو اکو، با استقبال منتقدان روبرو شد.
پس از بازگشت به کلمبیا، آباد به عنوان مدیر «مجله دانشگاه آنتیوکیا» (۱۹۹۳–۱۹۹۷) منصوب شد. او ستوننویس روزنامهها و مجلات معتبر کلمبیا، از جمله Revista Cromos، La Hoja، El Malpensante، Revista Semana و Revista Cambio (که دومی با همکاری گابریل گارسیا مارکز، نویسنده برنده جایزه نوبل کلمبیایی، تأسیس شد) بوده است. او به عنوان روزنامهنگار برای روزنامههای El Mundo، El Colombiano و El Espectador کار کرده است. همچنین به طور منظم با سایر روزنامهها و مجلات آمریکای لاتین و اسپانیا همکاری دارد.
آباد به عنوان سخنران مهمان در تعدادی از دانشگاههای سراسر جهان، از جمله دانشگاه کلمبیا، دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، دانشگاه ورونا، دانشگاه تورین، دانشگاه کالیاری، دانشگاه بولونیا و دانشگاه فلورانس حضور یافته است. او همچنین مدرس فصلی در «دانشگاه پیهمونته اورینتال» در ورچلی بوده است. آباد با دریافت بورسیه معتبر «سرویس تبادل آکادمیک آلمان» (DAAD)، از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷ در برلین اقامت داشت. او بعدها به مدئین بازگشت و به عنوان سردبیر «انتشارات دانشگاه EAFIT» منصوب شد. از ماه مه ۲۰۰۸، آباد عضو هیئت تحریریه «El Espectador»، قدیمیترین روزنامه کلمبیا، بوده است. در سال ۲۰۱۴، او استاد مدعو سی و یکم ساموئل فیشر در «مؤسسه ادبیات تطبیقی پیتر سوندزی» در «دانشگاه آزاد برلین» بود، جایی که سمیناری با عنوان «ادبیات و خشونت» را تدریس کرد.
در ژوئن ۲۰۲۳، او هنگام برخورد دو موشک بالستیک روسی به یک کافه غذاخوری در کراماتورسک اوکراین، که در آنجا با ویکتوریا آمِلینا، نویسنده اوکراینی، ملاقات میکرد، مجروح شد. آمِلینا بعدها در اثر جراحات وارده درگذشت.
آباد خود را یک آتئیست (بیخدا) معرفی میکند.
فعالیتهای نویسندگی
آباد حرفه ادبی خود را از سنین بسیار پایین آغاز کرد. او تنها ۱۲ سال داشت که اولین داستانهای کوتاه و اشعار خود را نوشت. در سن بیست و یک سالگی، او برای «سنگهای سکوت» (Piedras de Silencio)، داستانی درباره یک معدنچی که در اعماق زمین گرفتار شده بود، برنده «جایزه ملی داستان کوتاه کلمبیا» در سال ۱۹۸۰ شد. در حالی که هنوز در ایتالیا بود، اولین کتاب خود، «افکار بد» (Malos Pensamientos) را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد، اما تنها پس از بازگشت به کلمبیا در سال ۱۹۹۳ بود که آباد به طور تماموقت به نویسندگی پرداخت.
در میان حلقه برجسته نویسندگان جدید کلمبیایی مانند سانتیاگو گامبوا، خورخه فرانکو، لورا رسترو و دیگران، آثار ادبی آباد اغلب بر شخصیت راوی و عمل روایتگری در پیگیری حفاظت و قدرت تمرکز دارند.
- «افکار بد» (Malos Pensamientos - ۱۹۹۱): مجموعهای از داستانهای کوتاه درباره زندگی در مدئین در دهه ۱۹۸۰.
- «مسائل یک اشرافزاده فاسد» (Asuntos de un Hidalgo Disoluto - ۱۹۹۴؛ ترجمه انگلیسی: The Joy of Being Awake, 1996): این اثر به طور عمدی از دو اثر کلیدی قرن هجدهم، «تریسترام شندی» اثر لارنس استرن و «کاندید» اثر ولتر، الگوبرداری کرده است. این اثر که توسط یک میلیونر ۷۱ ساله کلمبیایی روایت میشود، نسخه کلمبیایی رمان پیکارسک اسپانیایی است. راوی که در پایان عمر خود مینویسد، از طریق خاطراتی برای منشی جوان و لال خود، کونگوند بوناونتورا، به زندگی پر از فساد خود و شکست جاهطلبیهایش مینگرد.
- «رساله آشپزی برای زنان غمگین» (Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes - ۱۹۹۶؛ ترجمه: دستور پخت برای زنان غمگین): کتابی با ژانر ادبی نامشخص که مجموعهای از دستورهای پخت ساختگی (گوشت کوسهماهی، دایناسور یا ماموت) را با دستورهای واقعی ترکیب میکند. این کتاب مجموعهای از تأملات کوتاه درباره ناخوشبختی است.
- «قطعاتی از عشق پنهانی» (Fragmentos de Amor Furtivo - ۱۹۹۸؛ ترجمه: Fragments of Furtive Love): چارچوب کتاب «هزار و یک شب» را به شکلی اصلاحشده اتخاذ میکند. هر شب، زنی با تعریف داستانهایی از معشوقههای گذشتهاش، خروج معشوق خود را به تأخیر میاندازد. در پسزمینه، آباد مدئین طبقه متوسط دهه ۱۹۹۰ را به تصویر میکشد؛ شهری محاصره شده توسط بیماری و ناامیدی، خشنترین شهر جهان، جایی که شدت خشونت ساکنانش را زنده به گور کرده است. همانند «دکامِرون»، سوزانا و رودریگو خود را در تپهها، دور از بیماری شهر، حبس میکنند و داستانهایی را برای هم تعریف میکنند که آنها را از مرگ نجات میدهد.
- «آشغال» (Basura - ۲۰۰۰؛ ترجمه: Garbage): شاید تجربیترین اثر آباد. این اثر به الگوهای داستانی نویسندگانی چون کافکا یا پاوهزه که از زندگی رنج میبردند، اشاره دارد و داستان نویسندهای به نام برناردو داوانزاتی را روایت میکند که آثارش را مستقیماً در سطل زباله میاندازد. همسایه او این متون را پیدا میکند و به مرور زمان به خوانندهای مشتاق و سختکوش تبدیل میشود که رنجهای فراوان نویسنده بودن را برایش آشکار میسازد. عمل نوشتن و نقش خواننده در ادبیات، موضوعاتی هستند که بارها مورد تأکید قرار میگیرند.
- «کلمات پراکنده» (Palabras sueltas - ۲۰۰۲؛ ترجمه: Loose Words): کتابی از مقالات کوتاه فرهنگی و سیاسی که از موفقترین ستونهای آباد در روزنامهها و مجلات فرهنگی گردآوری شده است.
- «شرق در قاهره آغاز میشود» (Oriente Empieza en El Cairo - ۲۰۰۲؛ ترجمه: East begins in Cairo): شرحی جذاب از سفر مردی به اطراف مصر باستانی. راوی که همراه با دو همسرش است، دو نسخه از واقعیت روزمره یک شهر بزرگ افسانهای را به تصویر میکشد که یادآور واقعیتهای دیگر، تصاویر و داستانهای زندگی در مدئین دوردست است.
- «آنگوستا» (Angosta - ۲۰۰۴): در یک تمثیل خیالی از جامعه کلمبیا، آباد شهری ساختگی را توصیف میکند که جمعیت آن به سه طبقه مجزا تقسیم شده و در بخشهای جداگانه زندگی میکنند. در پسزمینه تداوم خشونتآمیز این سیستم، مجموعهای رنگارنگ از شخصیتهای عجیب و غریب از طبقه حاکم به تصویر کشیده میشود. این رمان با ظرفیت ترکیبی عظیم، پیچیدگی و کارایی، و دانش فراوان درباره درگیری، سالهای پایانی خشونت در کلمبیا را بازسازی میکند.
- «فراموشی که خواهیم بود» (El Olvido que Seremos - ۲۰۰۶؛ ترجمه: Oblivion: A Memoir): نزدیک به ۲۰ سال طول کشید تا آباد شجاعت نوشتن این کتاب درباره زندگی پدرش و چگونگی قتل او توسط شبهنظامیان کلمبیایی را پیدا کند. این اثر، روایت مردی است که با ظلم و نابرابری اجتماعی مبارزه کرد و صدایش با شش گلوله به سرش خاموش شد.
- «اشکال تنبلی و سایر مقالات» (Las Formas de la Pereza y Otros Ensayos - ۲۰۰۷؛ ترجمه: The Forms of Laziness and Other Essays): کتابی درباره منشأ و مظاهر تنبلی. فرضیه نویسنده این است که تنبلی نه یک لوکس، بلکه وضعیت اولیه وجود انسان و نقطه شروع تمام خلاقیتهای بعدی انسان است.
فهرست جامعی از آثار او توسط پروفسور آگوستو اسکوبار مِسا از دانشگاه آنتیوکیا و دانشگاه مونترال تهیه شده است.
ستوننویسی
پس از دانشگاه، او در روزنامههایی مانند El Espectador قلم زد و بیش از ۱۵ سال این همکاری را ادامه داد. در نوشتههای آباد، میتوان شخصیت نافذ او را هنگام نوشتن درباره موضوعات بحثبرانگیز مانند جهانی شدن، مذهب، فساد و غیره مشاهده کرد. خیمنز تأیید میکند که مضامین تکرارشونده در ستونهای آباد عبارتند از: بلاغت، مضامین شخصی، کارهای نوشتاری، ساختارهای ادبی، فوبیاها، علم، مخالفت با جهانی شدن، مدئین و مذهب.
آباد در روزنامه El Espectador ستون هفتگی منتشر میکند که در آن دیدگاه خود را به وضوح بیان میکند. با این کار، او بخشهایی را که به نوشتن و دستور زبان در قرن بیست و یکم میپردازند، در معرض دید قرار میدهد.
آباد در مجلات ادبی مانند El Malpensante، دیدگاه انتقادی خود را نسبت به ادبیات، آنچه که یک نویسنده خوب و یک کتاب خوب میداند، به نمایش میگذارد. مقالاتی مانند «چرا پائولو کوئلیو اینقدر بد است؟» را میتوان یافت که از آن میتوان چنین استنباط کرد:
اگر کوئلیو کتابهای بیشتری نسبت به تمام نویسندگان برزیلی دیگر بفروشد، این به معنای احمقانه و ابتدایی بودن کتابهای اوست. اگر کتابها عمیق، از نظر ادبی پیچیده، با ایدههای جدی و خوشساخت بودند، مردم آنها را نمیخریدند، زیرا تودهها تمایل به ناآگاهی و سلیقه بسیار بدی دارند.
آباد تلاش نمیکند پرفروشترین باشد، بلکه شخصیتهای کاملی مانند گاسپار مدینا در رمان «مسائل یک اشرافزاده فاسد» خلق میکند، جایی که میتوان دوره اشرافزادگی و فساد مدینا را مشاهده کرد. یا به همین ترتیب، موضوعات مرتبط را توضیح میدهد، مانند رمان «آنگوستا» که در آن «عناصر واقعیت کلمبیای کنونی مانند فقر، موضوعات اقتصادی و سیاسی، گروههای شورشی و غیره را برای طنز و اغراق در آینده نزدیک» به کار میگیرد.
بازخوردها و جوایز
- ۱۹۸۰: جایزه ملی داستان کوتاه کلمبیا برای «سنگهای سکوت»
- ۱۹۹۶: بورسیه ملی نویسندگی خلاق؛ وزارت فرهنگ کلمبیا برای «قطعاتی از عشق پنهانی»
- ۱۹۹۸: جایزه ملی روزنامهنگاری سیمون بولیوار
- ۲۰۰۰: جایزه اول «کاسا دی آمِـریکا» برای روایت نوآورانه آمریکایی برای «آشغال»
- ۲۰۰۴: بهترین کتاب سال به زبان اسپانیایی (جمهوری خلق چین) برای «آنگوستا»
- ۲۰۰۶: بورسیه «سرویس تبادل آکادمیک آلمان» (DAAD)
- ۲۰۰۷: جایزه ملی کتاب؛ مجله فرهنگی آمریکای لاتین و کلمبیایی «Libros & Letras» برای «فراموشی که خواهیم بود»
- ۲۰۰۷: جایزه ملی روزنامهنگاری سیمون بولیوار
- ۲۰۱۰: «کاسا دی آمِـریکا لاتینا»، لیسبون
- ۲۰۱۲: جایزه کتاب حقوق بشر «WOLA-Duke University»
آثار منتشر شده
- Malos Pensamientos (۱۹۹۱)
- Asuntos de un Hidalgo Disoluto (۱۹۹۴؛ ترجمه انگلیسی: The Joy of Being Awake, 1996)
- Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes (۱۹۹۶؛ ترجمه: Cookbook for Sad Women)
- Fragmentos de Amor Furtivo (۱۹۹۸؛ ترجمه: Fragments of Furtive Love)
- Basura (۲۰۰۰؛ ترجمه: Garbage)
- Palabras Sueltas (۲۰۰۲؛ ترجمه: Loose Words)
- Oriente Empieza en El Cairo (۲۰۰۲)
- Angosta (۲۰۰۴)
- El Olvido que Seremos (۲۰۰۶؛ ترجمه انگلیسی: The Oblivion We Shall Be، در آمریکا با عنوان Oblivion منتشر شد، ۲۰۱۲)
- Las Formas de la Pereza y Otros Ensayos (۲۰۰۷؛ ترجمه: The Forms of Laziness and Other Essays)
- El Amanecer de un Marido (۲۰۰۸؛ ترجمه: The Awakening of a Husband)
- Traiciones de la Memoria (۲۰۰۹؛ ترجمه: Treasons of Memory)
- Testamento involuntario (۲۰۱۱، شعر)
- La Oculta (۲۰۱۴، رمان)
- Lo que fue presente (۲۰۱۹، خاطرات روزانه ۱۹۸۵–۲۰۰۶)
آثار ترجمه شده
انگلیسی:
- ۱۹۹۶: The Joy of Being Awake (Asuntos de un Hidalgo Disoluto)، منتشر شده توسط Brookline Books در آمریکا
- ۲۰۱۰: Oblivion: A Memoir (El olvido que seremos)، منتشر شده توسط Old Street Publishing در بریتانیا، و در سال ۲۰۱۲ توسط Farrar, Straus and Giroux در آمریکا
- ۲۰۱۲: Recipes for Sad Women (Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes)، منتشر شده توسط Pushkin Press در بریتانیا
- ۲۰۱۸: The Farm (La Oculta)، منتشر شده توسط Archipelago Press در آمریکا
ایتالیایی:
- ۱۹۹۷: Trattato di Culinaria per Donne Tristi (Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes)
- ۲۰۰۸: Scarti (Basura)
- ۲۰۰۹: L'oblio che saremo (El Olvido que Seremos)
آلمانی:
- ۲۰۰۱: Kulinarisches Traktat für traurige Frauen (Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes)
- ۲۰۰۹: Brief an einen Schatten: Eine Geschichte aus Kolumbien (El olvido que seremos)
- ۲۰۱۱: Das Gedicht in der Tasche
- ۲۰۱۶: La Oculta
یونانی:
- ۲۰۰۰: Συνταγές για απογοητευμένες γυναίκες (Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes)
پرتغالی:
- ۲۰۰۱: Receitas de Amor para Mulheres Tristes (Tratado de Culinaria para Mujeres Tristes)
- ۲۰۰۱: Fragmentos de Amor Furtivo (Fragmentos de Amor Furtivo)
- ۲۰۰۹: Somos o Esquecimento que Seremos (El Olvido que Seremos)
- ۲۰۱۱: A Ausência que seremos (Companhia das Letras)
- ۲۰۱۲: Livro de receitas para mulheres tristes
- ۲۰۱۲: Os Dias de Davanzati (Basura)
چینی:
- ۲۰۰۵: 深谷幽城 (Angosta) (چهار حرف چینی به ترتیب به معنای: عمیق، دره، کمنور یا تاریک، و قلعه هستند، بنابراین تلاشی برای ترجمه آن «دره عمیق و قلعه کمنور» خواهد بود). نام هکتور آباد فاسیولینسه در چینی به صورت 埃克托尔·阿瓦德·法西奥林塞 (Āikètuō'ěr Āwǎdé Fǎxī'àolín Sè) آمده است.
هلندی:
- ۲۰۱۰: Het vergeten dat ons wacht (El Olvido que Seremos)
- ۲۰۱۶: 'De geheime droom van het land' (La Oculta)
فرانسوی:
- ۲۰۱۰: L'oubli que nous serons (Gallimard)
- ۲۰۱۰: Angosta (Lattès)
- ۲۰۱۰: Traité culinaire à l'usage des femmes tristes (Lattès)
عربی:
- ۲۰۱۴: النسيان (El Olvido que seremos)
رومانیایی:
- ۲۰۱۴: Suntem deja uitarea ce vom fi (Curtea Veche)
اوکراینی:
- ۲۰۲۱: Ми забуття, яке настане (El Olvido que Seremos)، منتشر شده توسط Publishing House Compás
ترکی:
- ۲۰۲۲: Angosta، منتشر شده توسط Livera Bookstore
منابع
- New Generation of Novelists Emerges in Colombia. The New York Times; 6 April (2003).
- Moore, Steven. "Fiction in Translation." Washington Post Book World, 22 December 1996, p. 9.
- Moyano Martin, D (editor). Handbook of Latin American Studies; Vol. 56. University of Texas Press (1999).
- Osorio, O. Poligramas 22 (2005).
- Jiménez, C (2006). Héctor Abad Faciolince: vida y obra de un quitapesares. Undergraduate thesis, Pontificia Universidad Javeriana. Colombia.
پیوندهای خارجی
- Testimonios sobre El Olvido que Seremos (ترجمه: شهادتهایی درباره «فراموشی که خواهیم بود») اسپانیایی. Pie de Pagina, 2007.
- مصاحبه «La hojarasca» – شماره ۲۷ – مارس ۲۰۰۷ اسپانیایی.
- زندگینامه در جشنواره بینالمللی ادبیات برلین
- «هکتور آباد فاسیولینسه» اثر کاتالینا کوئسادا گومز (منتشر شده در The Contemporary Spanish American-Novel: Bolaño and After, 2013)
- نقد و بررسی اثر توسط ماریو وارگاس یوسا
- هکتور آباد فاسیولینسه در کتابخانه کنگره برای آرشیو ادبی صوتی بخش اسپانیایی زبان در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۵ ضبط شده است.
- کاتالینا کوئسادا و کریستین واندن برگ، El libro y la vida. Ensayos críticos sobre la obra de Héctor Abad Faciolince. EAFIT/Université de Liège, 2019.