فریادِ بیداری
«فریادِ بیداری» (Taps at Reveille) مجموعهای از ۱۸ داستان کوتاه اثر اف. اسکات فیتزجرالد است که در سال ۱۹۳۵ به چاپ رسید. این کتاب چهارمین و واپسین مجموعه داستانهای کوتاهی بود که فیتزجرالد در زمان حیاتش منتشر کرد. تمامی این داستانها با برنامهریزی دقیق، چند ماه تا یک سال پس از انتشار هر یک از چهار رمان تکمیلشده نویسنده روانه بازار شدند.
محتوای کتاب
هجده داستان گردآوریشده در «فریادِ بیداری» به سه بخش تقسیم میشوند:
داستانهای بازیل دوک لی
- کارآگاهان رسواییگر
- پسرِ بلا
- او خودش را بینظیر میپندارد
- سایه اسیرشده
- زندگی بینقص
داستانهای جوزفین پری
- خونِ اول
- مکانی آرام و دلنشین
- زنی با گذشتهای پرفرازونشیب
سایر داستانها
- یک یکشنبه دیوانهوار
- دو بیعدالتی
- شبِ چنسلورزویل
- آخرینِ زیبارویان
- جلال و شکوه
- خانوادهای در باد
- سفر کوتاه به خانه
- یک کارآموز
- آدمِ شرور
- بازگشت به بابل
انتشار
مجموعه «فریادِ بیداری» در ۱۰ مارس ۱۹۳۵ منتشر شد. فیتزجرالد این کتاب را به هارولد اوبر، نماینده ادبیاش تقدیم کرد.
واکنش منتقدان
ادیث والتون، منتقد روزنامه نیویورک تایمز، واکنشی دوگانه به واپسین مجموعه فیتزجرالد نشان داد. او نوشت:
«مهر و نشان درخششِ خاصِ او تمام کتاب را متبرک کرده است، اما این درخشش بیش از حد به سمت زرقوبرقِ توخالی منحرف میشود.»والتون داستانهای بازیل دوک لی را «شاهکارهای کوچک» خواند و درباره داستان «بازگشت به بابل» گفت:
«احتمالاً بالغترین و پرحجمترین داستان کتاب است؛ وداعی تلخ، هرچند ناتمام، با دوران جاز. فضای داستان پاریس است و لحنی سرشار از درد و حسرتِ روزگارِ خطاکار گذشته.»او ادامه میدهد:
«اینکه مضمونهای آقای فیتزجرالد بهندرت لیاقتِ استعدادش را دارند، حرفی شده و تصورِ هولناکی است. اما متأسفانه، این حرفِ تکراریِ بیمحتوا، حقیقت دارد. تسلط اسکات فیتزجرالد بر سبک — سریع، قاطع، صیقلی و استوار — آنقدر کامل است که حتی ضعیفترین تلاشهایش نیز به واسطه مهارت فنیاش وقار مییابند. تمام آثارش جلوهای فریبنده دارند؛ همیشه سرگرمکنندهاند و همیشه زیبا خلق شدهاند.»