هوگو اولر

Hugo Oehler
📅 22 خرداد 1405 📄 611 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ادوارد هوگو اولر (۱۹۰۳–۱۹۸۳) فعال اتحادیه‌ای و کمونیست آمریکایی بود که در سازمان‌دهی کارگران، جدال با تروتسکیست‌ها و تحولات چپ رادیکال نقش داشت.

زندگینامه

ادوارد هوگو اولر، فعال اتحادیه‌ای و کمونیست آمریکایی، در سال ۱۹۰۳ به دنیا آمد و در سال ۱۹۸۳ درگذشت. او در سال‌های نخست شکل‌گیری حزب کمونیست آمریکا به این حزب پیوست و تا سال ۱۹۲۷ به یکی از مسئولان سازمان‌دهی منطقه‌ای حزب در کانزاس تبدیل شد.

اولر به‌ویژه در سازمان‌دهی کارگران شناخته می‌شد؛ هم در کارخانه‌های نساجی جنوب آمریکا و هم در معادن کلرادو. توانایی او در بسیج و سامان‌دهی نیروی کار، او را به چهره‌ای اثرگذار در جنبش کارگری آن دوره تبدیل کرد.

در هفتمین کنگره ملی حزب کمونیست آمریکا در سال ۱۹۳۰، اولر خواستار بازگشت تروتسکیست‌ها به حزب شد. این موضع جنجال‌برانگیز عملاً مسیر او را در حزب رسمی کوتاه کرد. پس از آن، او به جیمز پی. کنن، ماکس شاختمن و مارتین ابرن پیوست و وارد لیگ کمونیست آمریکا شد؛ تشکیلاتی که نخستین گروه تروتسکیستی در ایالات متحده به شمار می‌رفت.

اولر خیلی زود به کمیته ملی رهبری این گروه انتخاب شد و جایگاه خود را در میان تروتسکیست‌های آمریکایی تثبیت کرد. او پس از اعتصاب لوری میل، در کمیته دفاع بین‌المللی کارگران نیز فعالیت داشت. در جریان اعتصاب تیمسترهای مینیاپولیس در سال ۱۹۳۴، اولر کارگران بیکار را سازمان داد و نقش فعالی در گسترش مبارزات کارگری ایفا کرد.

جدایی از حزب کارگران و بنیان‌گذاری لیگ کارگران انقلابی

در سال ۱۹۳۴، لیگ کمونیست با حزب کارگران آمریکا به رهبری ای. جی. ماسته ادغام شد و حزب کارگران ایالات متحده را پدید آورد. این حزب سپس در چارچوب راهبرد موسوم به «چرخش فرانسوی» تروتسکی، وارد حزب سوسیالیست آمریکا شد.

اولر با این تاکتیکِ ورود به حزب دیگر مخالف بود و می‌پنداشت که چنین کاری می‌تواند گروه را تحت تأثیر اصلاح‌طلبی قرار دهد. با این حال، پس از ورود به حزب سوسیالیست، بیرون آمدن از آن را بی‌اصول می‌دانست. همین اختلاف باعث شد او در نوامبر ۱۹۳۵ از حزب کارگران خارج شود و همراه با تام استام و سیدنی لنز، لیگ کارگران انقلابی را پایه‌گذاری کند.

جنگ داخلی اسپانیا و بازداشت اولر

در جریان جنگ داخلی اسپانیا، لیگ کارگران انقلابی تنها از حزب کارگران وحدت مارکسیستی، معروف به POUM، حمایت کرد. اولر برای گزارش‌گیری به نمایندگی از لیگ به اسپانیا رفت و در نبردهای روزهای مه بارسلونا درگیر شد. او تجربه‌های خود را بعدها در کتابی با عنوان باریکادهای بارسلونا منتشر کرد.

وقتی اولر تلاش کرد از اسپانیا خارج شود، به اتهام جاسوسی بازداشت شد و یک ماه بدون امکان ارتباط با بیرون نگه داشته شد. سرانجام اجازه بازگشت به ایالات متحده پیدا کرد، اما این تجربه تأثیر عمیقی بر جایگاه او در جنبش چپ گذاشت.

اختلاف با تروتسکی و افول لیگ کارگران انقلابی

در سال ۱۹۳۷، اولر از لئون تروتسکی جدا شد و نتیجه گرفت که تروتسکی از سال ۱۹۳۴ با مارکسیسم فاصله گرفته است. تام استام اما معتقد بود انحطاط تروتسکی از سال ۱۹۲۸ آغاز شده است. اختلاف میان این دو به جدایی سازمانی انجامید.

در سال ۱۹۳۹، اولر موضع تروتسکی در حمایت از اوکراین مستقل را به‌شدت نقد کرد. او در یک جدال نظری، اختلاف اصلی خود با تروتسکیست‌ها را در چند محور خلاصه کرد:

اختلاف ما بر سر شکست‌طلبی انقلابی، حمایت از دولت‌های بورژوایی چپ و حمایت از حزب‌های سرمایه‌داری سوم است.

با اعلام انترناسیونال چهارم تروتسکیستی، اولر تلاش کرد تماس‌های بین‌المللی جدیدی پیدا کند و آن‌ها را در قالب «کمیسیون موقت تماس‌های بین‌المللی برای انترناسیونال کمونیستی جدید، یا همان چهارم» گرد آورد.

با این حال، جنگ جهانی دوم آغاز افول شدید لیگ کارگران انقلابی بود. این تشکیلات ظاهراً در اوایل دهه ۱۹۵۰ منحل شد و اولر به تدریج از دیده‌ها محو گردید.

سال‌های پایانی

در دهه ۱۹۷۰، اولر در دنور، کلرادو زندگی می‌کرد. در همان‌جا، کارل لیختن‌اشتاین، آرشیویست کتابخانه پژوهشی پرومته، با او مصاحبه کرد و بخشی از خاطرات و اسناد سیاسی‌اش ثبت شد.

آثار

  • نقش آمریکا در آلمان، فیلادلفیا: لیگ کمونیست آمریکا، اپوزیسیون، ۱۹۳۳.
  • ماتریالیسم دیالکتیکی: نقدی بر ماکس ایستمن، شیکاگو: لیگ کارگران انقلابی آمریکا، ۱۹۴۱.

برای مطالعه بیشتر

  • بایگانی هوگو اولر در آرشیو اینترنتی مارکسیست‌ها.
  • راهنمای اسناد جناحی هوگو اولر، گزارش‌های جنگ داخلی اسپانیا، مکاتبات و یادگارهای نوشتاری، مجموعه TAM 066.

جمع‌بندی

هوگو اولر از چهره‌های کمترشناخته‌شده تاریخ چپ آمریکاست؛ فعالی که از دل اتحادیه‌ها و حزب کمونیست برخاست، با تروتسکیست‌ها همراه شد و سپس مسیر مستقل خود را ساخت. زندگی سیاسی او نشان می‌دهد اختلاف‌های نظری در جنبش‌های رادیکال چگونه می‌توانست به جدایی‌های سازمانی، کاهش نفوذ و فراموشی تاریخی منجر شود.