دانش تجربی

Experiential knowledge
📅 21 خرداد 1405 📄 469 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

دانش تجربی، دانشی است که از طریق زیست و تجربه به دست می‌آید، نه از طریق کتاب یا استدلال‌های پیشینی. این نوع دانش در حوزه‌های مختلفی از فلسفه ذهن و دین تا روان‌درمانی و بوم‌شناسی نقشی کلیدی ایفا می‌کند و نشان می‌دهد که درک عمیق بسیاری از پدیده‌ها، بدون لمس و تجربه کردن آن‌ها غیرممکن است.

دانش تجربی چیست؟

دانش تجربی، دانشی است که انسان از طریق زیستن و تجربه کردن به دست می‌آورد. این مفهوم در تقابل با دانش پیشینی (دانشی که پیش از تجربه حاصل می‌شود) قرار دارد و همچنین با دانش گزاره‌ای یا کتابی و دانش عملی تفاوت دارد. دانش تجربی با مفهوم «دانش شخصی» مایکل پولانی و همچنین تمایز برتراند راسل میان «شناخت از طریق آشنایی» و «شناخت از طریق توصیف» هم‌خانواده است.

دانش پسینی در فلسفه ذهن

در فلسفه ذهن، اصطلاح دانش تجربی غالباً به دانشی اشاره دارد که تنها از طریق تجربه قابل کسب است. برای مثال، درک اینکه دیدن رنگ‌ها چه حسی دارد، دانشی است که هرگز نمی‌توان آن را برای فردی که از تولد نابینا بوده توضیح داد. اگر از شما بخواهند رنگ آبی را برای یک نابینا شرح دهید، ضرورت دانش تجربی به روشنی آشکار می‌شود. مسئله دانش پسینی را می‌توان این‌گونه مطرح کرد: آیا آدم و حوا می‌توانستند پیش از آنکه برای نخستین بار آب را لمس کنند، بدانند آب روی پوستشان چه حسی دارد؟

دین و معنویت

آیین ذن بر عنصر تجربی در تجربه دینی تأکید دارد و آن را در برابر دام مفهوم‌بندی قرار می‌دهد؛ همان‌طور که دی. تی. سوزوکی بیان کرده است: «آتش؛ صرفِ سخن گفتن درباره‌اش، دهان را نمی‌سوزاند.» در فلسفه دین نیز از دانش تجربی برای استدلال_against علم مطلق خداوند استفاده شده است؛ این پرسش مطرح می‌شود که آیا خداوند واقعاً می‌تواند همه‌چیز را بداند، با توجه به اینکه (به‌عقیده برخی) نمی‌تواند گناه کردن را تجربه کند. ویلیام لین کریگ، فیلسوف و متکلم تحلیلی، در مصاحبه‌ای درباره تمایز دانش تجربی و گزاره‌ای بیان کرده است که چون دانش تجربی با ذهنی که آن را می‌فهمد تناسب دارد، برای آنکه علم مطلق یک کمال شناختی باشد، علم خداوند باید دربرگیرنده تمام حقایق گزاره‌ای و تنها دانش تجربیِ متناسب با ذات او باشد.

بوم‌شناسی و طبیعت

بری لوپز، نویسنده، درباره دانش تجربی و ارتباط آن با محیط زیست می‌نویسد. او استدلال می‌کند که بدون تجربه کردن طبیعت، انسان هرگز نمی‌تواند روابط درون اکوسیستم‌ها را به‌طور کامل «بشناسد» و درک کند.

روان‌درمانی و خودیاری

کارل راجرز بر اهمیت دانش تجربی تأکید داشت؛ هم برای درمانگری که نظریه‌هایش را شکل می‌دهد و هم برای مراجعی که در فرآیند درمان قرار دارد؛ موضوعی که اکثر مشاوران با آن موافقند. به تعریف توماسینا بورکمن، دانش تجربی سنگ بنای درمان در گروه‌های خودیاری است و با دانش عمومی و دانش حرفه‌ای تفاوت دارد. اشتراک‌گذاری در این گروه‌ها، روایت تجربه‌های مهم زندگی است؛ فرآیندی که طی آن دانش حاصل‌شده توسط گروه تأیید شده و به مجموعه‌ای تبدیل می‌گردد که منبع و محصول اساسی آن‌هاست. نویل سیمینگتون نیز استدلال کرده است که یکی از ویژگی‌های مرکزی فرد خودشیفته، دوری کردن از دانش تجربی و پذیرش کامل یک سبک زندگی آماده و بیرونی است که از تجربه دیگران وام گرفته شده است.

فرهنگ و هنر

هلن وندلر، منتقد ادبی، هنر شیموس هینی را از یک منظر، ثبت کردن منحنی یادگیری تجربی توصیف کرده است: «ما کرم‌های خاکی‌ای بر روی زمین هستیم و تمام آنچه / از ما گذشت، همان چیزی است که ردِ ما خواهد بود.»

جمع‌بندی

دانش تجربی نشان می‌دهد که صرف دانستن نظری، برای درک عمیق پدیده‌ها کافی نیست. از درک رنگ‌ها تا شناخت طبیعت و حتی درمان روانی، تجربه شخصی حیاتی‌ترین عنصر شناخت است. این نوع دانش ما را از دام مفهوم‌بندی‌های خشک رهانیده و یادآوری می‌کند که برخی حقایق تنها باید زیست شوند تا شناخته شوند.