مطالعه ساختارهای نوین خانواده (NFSS): بررسی عمیق
مطالعه ساختارهای نوین خانواده (NFSS) که توسط مارک رگنرس، جامعهشناس دانشگاه تگزاس در آستین، انجام شد، به بررسی وضعیت فرزندانی پرداخت که والدین آنها در روابط همجنسگرایانه حضور داشتهاند. این پژوهش که بیش از ۱۵۰۰۰ آمریکایی ۱۸ تا ۳۹ ساله را مورد بررسی قرار داد، نتایج بحثبرانگیزی را در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد.
یافتههای اولیه این مطالعه حاکی از آن بود که کودکانی که والدین همجنسگرا داشتهاند، در معرض خطر بیشتری برای مشکلات متعددی از جمله بیکاری، فقر و پایین بودن سطح تحصیلات قرار دارند. با این حال، این مطالعه بلافاصله با موجی از انتقادات شدید از سوی جامعه علمی و سازمانهای تخصصی روبرو شد.
انتقادات و جنجالهای پیرامون مطالعه NFSS
- نمونهگیری نامناسب: بسیاری از منتقدان اشاره کردند که تنها تعداد بسیار کمی از شرکتکنندگان در مطالعه، تمام دوران کودکی خود را با والدین همجنسگرا سپری کرده بودند. در بسیاری از موارد، والدین غیر دگرجنسگرا، پیش از این در ازدواجهای دگرجنسگرایانه بودهاند و این تغییر ساختار خانواده، عامل اصلی پیامدهای منفی گزارش شده است، نه لزوماً گرایش جنسی والدین.
- سوگیری روششناختی: رگنرس تأثیر عواملی مانند طلاق، خیانت و تکوالدینی را در گروه کنترل (خانوادههای دگرجنسگرا) حذف کرد، اما این کار را برای گروه والدین همجنسگرا انجام نداد. این رویکرد باعث شد که پیامدهای منفی به اشتباه به ساختار خانواده نسبت داده شود، نه به آشفتگیهای خانوادگی.
- نادیده گرفتن عوامل ژنتیکی: مطالعات گستردهتر بر روی دوقلوهای جدا شده و همچنین مطالعات فرزندخواندگی نشان دادهاند که عوامل ژنتیکی نقش پررنگتری در رفتارهای کودکان نسبت به عوامل محیطی دارند. این یافتهها با نتایج مطالعه NFSS در تضاد است.
- بازتحلیلهای بعدی: یک بازتحلیل در سال ۲۰۱۵، اعتبار مطالعه NFSS را به طور جدی زیر سوال برد. این بازتحلیل نشان داد که با حذف موارد مشکوک به طبقهبندی نادرست و عدم صداقت در پاسخها، تفاوتهای مشاهده شده بین گروهها به طور قابل توجهی ناپدید میشوند.
روششناسی تحقیق
مطالعه NFSS با هدف مقایسه پیامدهای زندگی جوانان بزرگشده در خانوادههای تکوالد، خانوادههای با والدین همجنسگرا، خانوادههای با والدین ناهمسانتنی، و خانوادههای دگرجنسگرای سنتی انجام شد. این نظرسنجی از طریق شرکت Knowledge Networks و به سفارش دانشگاه تگزاس در آستین صورت گرفت.
یافتهها و تفسیرها
مطالعه ادعا کرد که افرادی که والدینشان را درگیر روابط همجنسگرایانه میدیدند، بیشتر در معرض سوء استفاده جنسی قرار گرفتهاند. همچنین، در مقایسه با خانوادههای دگرجنسگرای مادر-پدر، افرادی که مادرشان در رابطه همجنسگرایانه بوده، در زمینههایی مانند تحصیل، افسردگی، وضعیت اشتغال و مصرف ماریجوانا تفاوتهایی نشان دادهاند.
رگنرس اذعان داشت که یافتهها ممکن است تا حدی ناشی از عواملی مانند کمبود حمایت اجتماعی، استرس ناشی از انگ اجتماعی و ناامنی قانونی برای روابط والدین همجنسگرا باشد، اما در عین حال اصرار داشت که ادعای عدم وجود تفاوتهای قابل توجه، نادرست است.
اصطلاح LM برای شرکتکنندگانی به کار رفت که مادرشان رابطه همجنسگرایانه داشته، اما پدرشان چنین رابطهای نداشته است. اصطلاح GF برای والدینی که پدرشان رابطه همجنسگرایانه داشته و IBF برای خانوادههای دگرجنسگرای پایدار از بدو تولد تا زمان نظرسنجی استفاده شد.
جدول ۲: نتایج مقایسهای
نتایج این بخش به صورت درصد پاسخ مثبت به سوالات مربوط به متغیرهای دوتایی در هر ساختار خانوادگی ارائه شده است. به عنوان مثال، برای متغیر «در حال حاضر متاهل»، ۴۳٪ از پاسخدهندگان از خانوادههای پایدار بیولوژیکی، ۳۶٪ از گروه LM و ۳۵٪ از گروه GF پاسخ مثبت دادند.
تأمین مالی مطالعه
این مطالعه توسط موسسه ویتِرسپون (Witherspoon Institute) با صرف حدود ۷۰۰ هزار دلار و بنیاد بردلی (Bradley Foundation) با سرمایهگذاری ۹۰ هزار دلار تأمین مالی شد. این موضوع باعث شد که اتهاماتی مبنی بر تأثیرگذاری این سازمانها بر نتایج مطالعه مطرح شود، زیرا این موسسات مواضع مشخصی در قبال ازدواج همجنسگرایان داشتند.
جنجالهای حقوقی و علمی
انتقادات حقوقی: سینتیا آزبورن، از دانشگاه تگزاس، استدلال کرد که مطالعه قادر به اثبات «علّی بودن همجنسگرایی والدین برای تفاوتهای مشاهده شده» نیست. گری گیتس از موسسه ویلیامز نیز مقایسه کودکان مادران لزبین با خانوادههای ناهمسانتنی را منصفانه ندانست.
دیدگاه استاد راهنما: کریستین اسمیت، استاد راهنمای رگنرس، واکنشها به مطالعه را «شکار جادوگر» نامید و معتقد بود که مخالفتها صرفاً به دلیل عدم تمایل برخی افراد به پذیرش نتایج دادههاست. او این واکنشها را ناشی از «پروژه مقدس جامعهشناسی» (کاهش ظلم و نابرابری) دانست.
دفاع از مطالعه: ۱۸ دانشمند علوم اجتماعی در نامهای از این مطالعه دفاع کردند.
اتهامات سوء رفتار علمی
اسکات روز، وبلاگنویس همجنسگرا، رگنرس را به دلیل انحراف از استانداردهای اخلاقی و احتمال جعل تحقیقات متهم کرد. تحقیقات دانشگاه تگزاس در این زمینه بینتیجه ماند. در سال ۲۰۱۴، مارک موسیک، جامعهشناس و معاون دانشکده علوم انسانی، در بررسی خود اشاره کرد که طراحی نظرسنجی به گونهای بوده که ساختار خانواده و گرایش جنسی والدین را در هم میآمیخته و نتایج منفی را تضمین میکرده است.
فرآیند داوری همتا
بیش از ۱۵۰ دانشمند در نامهای به مجله «Social Science Research» از فرآیند داوری همتای این مطالعه انتقاد کردند. دارن شرکات، در ممیزی خود، دلیل شکست فرآیند داوری را «ایدئولوژی و بیتوجهی» داوران دانست و اشاره کرد که سه داور از شش داور، مخالف ازدواج همجنسگرایان بودهاند.
فیلیپ ان. کوهن، جامعهشناس، نیز ادعا کرد که مقاله بر اساس مشاوران پولی داوری شده و این موضوع در زمان انتشار اولیه پنهان مانده است.
مطالعات بعدی و بازتحلیلها
دو مطالعه بعدی که در مجلات «Social Science Research» و «Sociological Science» منتشر شدند، ادعا کردند که با رفع نواقص روششناختی مطالعه رگنرس، نتایج کاملاً متفاوتی حاصل میشود.
نقد چنگ و پاول (۲۰۱۵): این محققان با شناسایی خطاهای اندازهگیری و انتخابهای روششناختی نادرست، نتیجه گرفتند که تفاوتهای میان کودکان والدین همجنسگرا و دگرجنسگرا «حداقل» است.
نقد مایکل جی. روزنفلد: این استاد دانشگاه استنفورد نیز به نواقص روششناختی مطالعه رگنرس اشاره کرد.
نقد والتر شوم: در مقابل، والتر شوم از دانشگاه ایالتی کانزاس، یافتههای چنگ و پاول را از نظر آماری بیاهمیت دانست و استدلال کرد که این مطالعات به دلیل حجم کم نمونه، ممکن است اهمیت آماری را از دست داده باشند. او همچنین مطالعات مخالف رگنرس را به دلیل حجم کم نمونه، انگیزه سیاسی و عدم رعایت الزامات روششناختی مورد انتقاد قرار داد.
استناد در پروندههای قضایی
مطالعه NFSS در پروندههای دیوان عالی ایالات متحده مانند «United States v. Windsor» و «Hollingsworth v. Perry» به عنوان استناد مورد استفاده قرار گرفت. قاضی آلن کوک کی نیز در پرونده «Jackson v. Abercrombie» از این مطالعه برای رد سایر تحقیقات استفاده کرد.
در پرونده «Golinski v. Office of Personnel Management» در سال ۲۰۱۲، سازمانهای پزشکی برجستهای مانند انجمن روانشناسی آمریکا، در نامهای انتقادی به مطالعه رگنرس اشاره کردند که این مطالعه «هیچ روشنایی بر والدگری زوجهای همجنسگرا، پایدار و متعهد نمیاندازد».