آرتور تربیش: نویسندهای یهودیتبار و نظریهپرداز نژادپرست
آرتور تربیش (۱۸۸۰–۱۹۲۷) نویسنده و نظریهپرداز نژادپرست اتریشی بود که به دلیل یهودستیزی با وجود ریشههای یهودی خود شناخته میشود. او خدمات خود را برای کمک به نازیهای نوپا در نگارش ادبیات ضد یهود ارائه داد و بر توسعه اولیه شاخه اتریشی حزب نازی تأثیر گذاشت.
زندگی
آرتور تربیش در ۱۷ آوریل ۱۸۸۰ در وین، به عنوان پسر لئوپولد تربیش، صنعتگر ثروتمند ابریشم یهودی، به دنیا آمد. برادر ناتنی بزرگترش، زیگفرید تربیش، نویسنده بود. او در جوانی تحت تأثیر همکلاسی خود، اتو واینینگر، و نظریهپرداز نژادی، هوستون استوارت چمبرلین، قرار گرفت و در محافل وین آنها رفت و آمد داشت. تربیش از این نویسندگان، ایدئولوژی ملیگرایی افراطی آلمانی و یهودستیزی را توسعه داد.
او به دنبال برادرش زیگفرید، تلاش کرد تا نویسندهای خلاق شود، اما موفق نبود. او در سال ۱۹۰۹ رمانی و در سال ۱۹۱۰ مجموعهای از مقالات را به پایان رساند، اما منتشر نشدند. تربیش آنها را با هزینه شخصی خود از طریق انتشاراتی که خود تأسیس کرده بود، آنتایوس ورلاگ (Antaios Verlag)، منتشر کرد. نام این انتشارات از غول افسانهای آنتئوس گرفته شده بود که به بخشی از مقاله ریچارد واگنر در سال ۱۸۵۰ اشاره دارد.
ترپیش به شدت نسبت به این ترس که به عنوان یک روشنفکر جدی گرفته نمیشود، بلکه تنها به دلیل ثروت و سخاوتش نسبت به نویسندگان دیگر تحمل میشود، حساس بود. او از موفقیت بیشتر برادر ناتنیاش تلخ شد. رد فزاینده او از یهودیت با بیاعتمادی به نهادهای دانشگاهی همراه شد و شواهدی از پارانویای گستردهتر شروع به ظهور کرد. در سال ۱۹۰۹، او رسماً جامعه مذهبی یهود را ترک کرد. او متعاقباً انکار کرد که هرگز یهودی بوده است و گفت: «من یهودی نیستم، هرگز نبودهام و هرگز نخواهم بود». او اصرار داشت که تنها تبار نیمه یهودی دارد و «آزاد، اصیل و به دنیا آمده» یک آلمانی واقعی است. او مکرراً تلاش کرد تا افرادی را که او را یهودی خطاب میکردند، به دلیل افترا، تحت پیگرد قانونی قرار دهد. در سال ۱۹۱۲، او ناموفق تلاش کرد تا برادر ناتنیاش زیگفرید و منتقد، فردیناند گرگوری، که نقدی منفی بر داستانهای کوتاه او نوشته بود، را تحت پیگرد قرار دهد. برادرش با گرگوری موافقت کرده بود و کار آرتور را «آماتوری» توصیف کرده و اشاره کرده بود که او از «خودبزرگبینی و پارانویا» رنج میبرد. دادگاه منجر به تحقیر عمومی تربیش شد زیرا مطبوعات او را مسخره کردند.
ترپیش متقاعد شد که یک «توطئه جهانی یهودی علیه مردم آلمان» در پشت شعلهور شدن جنگ جهانی اول قرار دارد. از این پس، او انرژی خود را وقف تقویت اخلاقی آلمان کرد. پس از جنگ، او مجموعهای از سخنرانیهای ضد یهود در شهرهای آلمان برگزار کرد. او ظاهراً معتقد بود که مشیت الهی وظیفه نجات نژاد شمال را به او محول کرده است. او معتقد بود که یهودیان سعی دارند او را با «پرتوهای الکتریکی مسموم» بکشند. او این توطئهها علیه خود را در کتاب خود در سال ۱۹۲۳ با عنوان «داستان پارانویای من» (Die Geschichte meines „Verfolgungswahns“) شرح داد.
در اوایل دهه ۱۹۲۰، تربیش به راهاندازی و تأمین مالی شعبه اتریشی حزب نازی کمک کرد و ظاهراً برای مدت کوتاهی رهبر آن محسوب میشد.
ترپیش در ۲۶ سپتامبر ۱۹۲۷ در سن ۴۷ سالگی در اگِرزدورف درگذشت.
نظریات
نظریات تربیش اولین بار در کتاب او در سال ۱۹۱۹ با عنوان «روح و یهودیت» (Geist und Judentum) بیان شد. طبق گفته تربیش، حضور یهودیان در اروپا اساساً برای روح (geist) مردمان آریایی مخرب بود. یهودیان «نا-روح» (Ungeist) در اروپا بودند که باید از بین برده میشدند. با این حال، او معتقد بود که پادزهر زمانی بهترین کارایی را دارد که از خود سم گرفته شود. افراد با تبار یهودی که یهودیت را رد میکنند، مانند خودش، نیروی روحی برای از بین بردن تأثیر فاسدکننده حضور یهودیان در اروپا خواهند بود. عیسی مسیح الگوی یک آریایی یهودیشده بود که یهودیت درون خود را غلبه کرده و رد کرده بود. یهودیان اشکنازی اروپای شرقی، نقطه مقابل این بودند و «سم» را در شدیدترین شکل آن نشان میدادند. آنها باید از اروپا اخراج میشدند، اگرچه ممکن بود پس از یک دوره طولانی کار اجباری که یهودیت را از روحشان پاک میکرد، تعداد کمی جذب جمعیت آریایی شوند.
در حالی که آریاییها دارای هوش خلاق «اولیه» بودند، یهودیان تنها قادر به تفکر «ثانویه» بودند و ایدههای اصلی را گرفته و آنها را تطبیق میدادند. در این فرآیند، آنها عنصری منحط را وارد میکردند که تفکر را فاسد میکرد. روانکاوی زیگموند فروید، نمادی از این بود، زیرا «شیدایی جنسی» (erotomania) را که مشخصه ذهن یهودی بود، نشان میداد.
ترپیش و هیتلر
با وجود اینکه او ظاهراً خود را رهبر منصوب از سوی مشیت الهی برای مردم آلمان میدانست، حمایت مالی سخاوتمندانهای از آدولف هیتلر و حزب نازی ارائه داد. تربیش هم هیتلر و هم دیتریک اکارت را شخصاً میشناخت. اکارت در کتاب خود «بلشویسم از موسی تا لنین: گفتگو بین هیتلر و من» (Der Bolschewismus von Moses bis Lenin: Zwiegespräch zwischen Hitler und mir) به تربیش اشاره میکند. این کتاب مکالمهای را ثبت میکند که ظاهراً درباره تربیش داشته است، که در آن او را «یک نویسنده یهودی علیه یهودیان - حداقل او اینطور فکر میکند. هر کلمه دیگر او «ما آریاییها» است» توصیف میکند. در سال ۱۹۳۵، پس از مرگ تربیش، هیتلر به یکی از آشنایان توصیه کرد: «هر جمله او را بخوانید. او یهودیان را آنگونه که هیچ کس دیگری نکرد، افشا کرد». هیتلر همچنین خاطرنشان کرد که تربیش او را نسبت به «مارهای صهیونیستی فضول» در حزب که آن را از درون تضعیف میکردند، هشدار داده بود. هیتلر زمانی به فکر سپردن نقش آلفرد روزنبرگ به عنوان رئیس آموزش ایدئولوژیک به تربیش بود (روزنبرگ یکی از «مارها» مورد تنفر تربیش بود).
در فرهنگ
در سال ۱۹۲۳، نمایشی تا حد زیادی تخیلی از آرتور تربیش (با نام «دکتر تربیش») در رمان «تار عنکبوت» (Das Spinnennetz) اثر جوزف روث ظاهر شد. دکتر تربیش رئیس یک سازمان مخفی فوق راستگرا و یهودستیز است.
تئودور لسینگ، تربیش را به عنوان یکی از منابع اصلی خود برای مفهوم «یهودی خود-نفرت» در مطالعه پیشگامانه خود از این پدیده استفاده کرد.
آثار
- گالیله گالیله. تراژدی در پنج پرده. وین ۱۹۰۱؛ چاپ دوم انتشارات آنتایوس، برلین ۱۹۲۰.
- روند زندگی ماکس دورن. بخشی از زندگی. ۱۹۰۹؛ چاپ دوم انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ، ۱۹۲۰.
- پرونده فردیناند گرگوری و زیگفرید تربیش. سهمی در تاریخ ادبیات آلمان زمان ما. باخمیر، مونیخ ۱۹۱۴.
- شناخت و منطق. براومولر، وین ۱۹۱۷.
- فریدریش کبیر. نامهای سرگشاده به توماس مان. انتشارات ویلهلم بورنگرا بر، برلین ۱۹۱۶؛ انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۱۶.
- گفتگوها و اندیشهها. انتشارات ویلهلم بورنگرا بر، برلین ۱۹۱۶؛ چاپ دوم انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- مسیرهای جانبی. کتاب اشعار. انتشارات ویلهلم بورنگرا بر، برلین ۱۹۱۷؛ چاپ دوم انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- روح و زندگی. انتشارات ویلهلم بورنگرا بر، برلین ۱۹۱۷؛ انتشارات آنتایوس، برلین/وین ۱۹۲۱.
- از شرح حال یوهانس تئوفریوس، مشاور شهر. انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- میراث معنوی نیکولاس لِناو. انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- ما آلمانیهای اتریش. زنگ بیداری. انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۱.
- برای ارتقاء شخصیتها. انتشارات ویلهلم بورنگرا بر، برلین ۱۹۱۷؛ انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- سه سخنرانی با بخشهای میانی. اولین ارائه ایدههای اصلی شناختشناختی نویسنده. انتشارات ویلهلم بورنگرا بر، برلین ۱۹۱۷؛ انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- روح آلمانی – یا یهودیت. راه رهایی. انتشارات اد. اشتراخه، برلین/وین/لایپزیگ ۱۹۱۹؛ انتشارات آنتایوس، برلین ۱۹۲۱.
- روح و یهودیت. انتشارات اد. اشتراخه، وین/لایپزیگ ۱۹۱۹.
- روح آلمانی از اتریش. اعترافات شاعرانه منتخب ملیگرایی آلمانی. انتشارات آنتایوس، برلین/لایپزیگ ۱۹۲۰.
- کلمه و زندگی. تحقیقی اساسی. انتشارات آنتایوس، برلین ۱۹۲۰.
- عشق بد. داستانهای کوتاه. انتشارات اد. اشتراخه، وین ۱۹۲۰.
- داستان «پارانویای» من. انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۳.
- نظم اقتصادی آریایی. تحقیقی اساسی. انتشارات آنتایوس، وین/لایپزیگ ۱۹۲۵.
- شاعر، متفکر، سخنور، آریایی. انتشارات آنتایوس، لایپزیگ ۱۹۲۶.
- انسان سوزان. انتشارات آنتایوس، لایپزیگ ۱۹۳۰ (از میراث او).