ریشهشناسی
منشأ نام مدرن شهر، شکل عربی نام لاتین آن «امسوس» است که از یونانی «ایمزا» یا «همسا» مشتق شده است. بیشتر منابع معتقدند نام امسا از نام قبیله عرب کوچنشین «امسنی» که پیش از نفوذ روم در منطقه ساکن بودند، گرفته شده است. منابع دیگر میگویند نام «ایمزا» از شهر آرامی «حماتزوبا» (ترکیبی از «حمات» به معنای دژ و «صوبه» به معنای نزدیکی) مشتق شده و به معنای «دژ محاصرهشده» اشاره به دژ حمص و دشتهای اطراف دارد.
تاریخ
حدود ۲۰۰۰ سال، حمص به عنوان یک بازار مرکزی محصولات کشاورزی، مرکز تولید و تجارت برای روستاهای شمال سوریه عمل کرده و امنیت منطقه را تامین کرده است. کاوشها در دژ حمص نشان میدهد اولین سکونت در این مکان به حدود ۲۳۰۰ سال قبل از میلاد بازمیگردد. در ۱۲۷۴ پیش از میلاد، نبرد کادش در نزدیکی اورونتس بین امپراتوری مصر و هیتیتها رخ داد.
سلسله امهنه و دوران روم
استرابون تنها از «ارثوسا» به عنوان یک «مکان بسیار مستحکم» عربهای سامپسیگراموس و پسرش یامبلیخوس، رؤسای قبیله امهنه، یاد کرده است. ادعاهایی مبنی بر بنیانگذاری امسا توسط سلوقس اول نیکاتور وجود دارد، اما بر اساس تحقیقات هانری سیریش، امسا احتمالاً هیچ مستعمره یونانی دریافت نکرده و سکوت مؤلفان نشان میدهد در دوران سلوقیان برجسته نشده است. پس از تسلیم سوریه توسط پومپه به جمهوری روم در ۶۴ پیش از میلاد، سلسله امهنه به عنوان پادشاهان وابسته روم تأیید شدند.
شهر امسا پس از ثروت جدید سلسله امهنه برجسته شد. امهنهها بار دیگر وفاداری خود را به روم نشان دادند و در محاصره الکساندریا در ۴۸ پیش از میلاد به ژولیوس سزار کمک کردند. در ۳۲ پس از میلاد، هلیوپولیس و دره بqa تحت کنترل این پادشاهی درآمد. در زمان پادشاه سوهموس، امسا یک لشکر از تیراندازان به ارتش روم فرستاد و در محاصره اورشلیم در ۷۰ میلادی کمک کرد.
تحت رومیها، امسا ویژگیهای یک شهر-دولت یونانی را پیدا کرد و در زمان امپراتور آنتونیوس پیوس (۱۳۸–۱۶۱) به ضرب سکه پرداخت. در قرن سوم، شهر ثروتمند و یکپارچه با شرق روم شد. این بخشی به دلیل ازدواج امپراتور سپتیمیوس سوروس با زنی از خانوادههای شریف امسا بود. کاراکالا و الگابالوس هر دو امسا را به رتبه کولونیا ارتقا دادند و حق ایتالیوم به آن بخشیدند.
امسا همچنین به دلیل قرارگیری در مسیر تجارت شرقی از طریق پالمیرا ثروتمند شد، اما این وابستگی باعث سقوط شهر هنگام افول پالمیرا در قرن چهارم شد. با این حال، امسا در آن زمان با شهرهای مهم صور، صیدون، بیروت و دمشق رتبه داشت. شهر همچنان به دلیل معبد الهگبل، یک مرکز قوی بتپرستی باقی ماند. پس از یکی از پیروزیهایش بر زنوبیا، امپراتور اورلیان به این شهر سفر کرد تا از این الهه تشکر کند.
به دلیل قدرت بتپرستی خورشید در امسا، مسیحیان ابتدا در این شهر ساکن نشدند. اوسابیوس مینویسد سیلوانوس، اولین اسقف شهر، اختیاری بر شهر نداشت بلکه بر روستاهای اطراف حاکم بود. او توسط امپراتور جولیان اعدام شد و توسط اسقف آنتونیوس جانشین شد—اولین اسقفی که در امسا ساکن شد. در قرن پنجم، مسیحیت تحت امپراتوری بیزانس ریشه دوانده بود. در زمان بیزانس، شهر یک مرکز مهم برای مسیحیت شرقی شد. ابتدا یک اسقفنشین، حمص پس از کشف سر یحیی معمدان در یک غار نزدیک در ۴۵۲، به رتبه متوپولیس کلیسایی ارتقا یافت.
در جنگ بیزانس-ساسانی (۶۰۲–۶۲۸)، امسا در ۶۱۳ به دست شهر باراز افتاد و تا نزدیک پایان جنگ در اختیار ساسانیان بود.
خلافتها و سلسلههای اسلامی
پیش از فتح اسلامی سوریه، قبایل عرب، به ویژه بنو کلب، در اطراف امسا ساکن شدند و آن را به عنوان یک مرکز مهم یمانی تثبیت کردند. امپراتور بیزانس هراکلیوس پس از شکست ارتش خود در نبرد یرموک توسط مسلمانان راشدین، شهر را ترک کرد. در ۶۳۷ میلادی، لشکر راشدین به فرماندهی خالد بن ولید امسا را به طور مسالمتی فتح کرد زیرا ساکنان با پرداخت فدیهای سنگین موافقت کردند. خلیفه عمر حمص را پایتخت جند حمص، یک بخش از ولایت بلاد الشام، کرد. حمص احتمالاً اولین شهر سوریه بود که جمعیت مسلمانان قابل توجهی داشت.
در ۶۳۸، هراکلیوس از قبایل عرب مسیحی کمک خواست و آنها از الجزیره، به ویژه سرکسیوم و هیت، جمعیت بزرگی را گرد آوردند و امسا را محاصره کردند. اما محاصره ناموفق بود زیرا نیروهای اتحادی دلسرد شده و شهر را ترک کردند.
مسلمانان نصف کلیسای سنت یحیی را به مسجد جمعه شهر (مسجد النوری) تبدیل کردند و حمص به مرکز تقویت اسلامی تبدیل شد زیرا حدود ۵۰۰ همراه محمد پس از فتح در آن ساکن شدند. آرامگاههای خالد بن ولید، پسرش عبدالرحمن و عبیدالله، پسر خلیفه عمر در این شهر قرار دارد.
در درگیری بین امویان و علی، ساکنان حمص با علی متحد شدند و وقتی علی شکست خورد، خلیفه اموی معاویه نیمه شمالی جند حمص را جدا کرد تا جند قنصرین تشکیل شود، احتمالاً به عنوان مجازات. مناره علی (مشهد علی) در شهر قرار داشت و سنت اسلامی انگشتان او بر آن حک شده است. با وجود سرکوب امویان، حمص برای مدتی همچنان یک مرکز شیعه باقی ماند. به عنوان یک دژ بنو کلب، شهر در درگیریهای این قبیله با فرقه قیس دخالت کرد. آخرین خلیفه اموی، مروان دوم، از قais حمایت میکرد و در پاسخ به شورش بنو کلب، دیوارهای شهر را ویران کرد.
در ۷۵۰، عباسیان کنترل سوریه از امویان گرفتند و قبایل عرب شورش کردند. با وجود رونق حمص در این دوره، حاکمیت عباسی عموماً مورد استقبال نبود. در زمان خلیفه هارون الرشید (۷۹۶–۸۰۹)، مقامات عباسی چندین کمپین تنبیهی علیه حمص راه انداختند. در زمان خلیفه متوکل در اکتبر ۸۵۵، جمعیت مسیحی در پاسخ به مالیات بیشتر شورش کردند. خلیفه شورش را با اخراج مسیحیان از شهر، سوزاندن کلیساهای آنها و اعدام رهبرانشان سرکوب کرد.
با ضعف حاکمیت عباسیان در نیمه قرن نهم، حمص مورد تقاضای سلسلههای شورشی برای کنترل سوریه به دلیل موقعیت استراتژیک شهر قرار گرفت. ابتدا طولونیان مصر به کنترل آن رسیدند، اما آنها توسط حمدانیهای حلب رانده شدند که به طور کوتاهی توسط قرامطیه جانشین شدند، پس از اینکه متحد ترکشان افتکین شمال سوریه را تهاجم کرد و حمص را به عنوان پایگاه خود تثبیت کرد. در ۸۹۱، جغرافیدان مسلمان یعقوبی یادآور شد که حمص در امتداد رودخانهای گسترده قرار داشت که منبع آب آشامیدنی ساکنان بود. این یکی از بزرگترین شهرهای سوریه بود و چندین منطقه کوچک اطراف داشت. در ۹۴۴ حمدانیها کنترل قطعی شهر را به دست آوردند و تا ۱۰۱۶ حاکمیت کردند. جغرافیدان عرب مسعودی در اوایل قرن دهم ادعا کرد که حمص «برای زیبایی شخصی ساکنانش مشهور است». در ۹۸۵، مقدسی یادآور شد که حمص بزرگترین شهر تمام سوریه بود، اما «سختیهای بزرگ» را کشیده و «با ویرانی تهدید شده بود». او گفت وقتی شهر توسط مسلمانان فتح شد، نیمی از کلیسای آن را به مسجد تبدیل کردند.
حدود سی سال در طول قرن دهم، حمص توسط بیزانسها به رهبری نیکفوروس دوم فاکاس در اکتبر ۹۶۸ مورد حمله قرار گرفت و ساکنان آن قربانی و غارت شدند در حالی که مسجد شهر (مسجد النوری) به طور کوتاهی به کلیسا بازگردانده شد. در ۹۷۴–۹۷۵، یوحنا اول تزیمسکيس توانست در طول کمپینهای سوری خود شهر را کنترل کند.
در طول بیشتر قرن یازدهم، غارتهای بیزانس به شدت کاهیده و میرداسها از قبیله بنو کلب بر حمص حکومت کردند و حمدانیها را جایگزین کردند. گرایش به اسلام شیعه داشتند و با خلافت شیعه فاطمیان مصر که قصد گسترش حاکمیت خود به شمال سوریه و عراق را داشت، مخالفت نکردند. این واکنش سنی مسلمانان را که توسط ترکهای سلجوقی رهبری میشد، پیش برده و آنها در ۱۰۹۰ تحت رهبری اق سنقر الحاجب حمص را اشغال کردند.
سلجوقی، ایوبی و مملوکی
جنگ صلیبی اول در ۱۰۹۶ آغاز شد و در ۱۰۹۸ صلیبیون آنتیوخ را به شمال غرب تصرف کردند، معرت النعمان را غارت کردند و در نهایت خود حمص را محاصره کردند. اگرچه توانستند شهر را از بندر اصلی تارتوس جدا کنند، اما در تصرف شهر موفق نشدند. به زودی، حمص تحت کنترل سلجوقیهای دمشق، دقاق، قرار گرفت که آن را به یک اردوگاه بزرگ و دژ کلیدی تبدیل کرد و به طور مؤثری مانع نفوذ صلیبیها به عمقتر خاک مسلمانان شد. در اوایل قرن دوازدهم، سلجوقیها در درگیریهای داخلی درگیر شدند که در آن حمص اغلب به عنوان غنیمت در نظر گرفته میشد. در ۱۱۴۹، زنگیهای موصل به رهبری نورالدین زنگی شهر را تصرف کردند.
جغرافیدان مسلمان ادریسی در ۱۱۵۴ یادآور شد که حمص پرجمعیت، خیابانهای آهنیشده، یکی از بزرگترین مساجد سوریه، بازارهای باز داشت و مسافران را با «محصولات و عجایب همه kinds» جذب میکرد. او همچنین گزارش داد که ساکنان آن «خوشبرخوردار؛ زندگی با آنها آسان است و اخلاق آنها قابل قبول است. زنان زیبا هستند و برای پوست خوبشان مشهورند». زلزلههای سریع در ۱۱۵۷ خسارات سنگینی بر حمص و دژ آن وارد کرد، سپس در ۱۱۷۰، زلزله کوچکی دژ را نابود کرد. با این حال، به دلیل اهمیت استراتژیک آن، در مقابل شهر و حصارهای صلیبیها در شهر ترکولی، شهر و دژهایش به سرعت بازسازی شد.
در ۱۱۶۴، نورالدین حمص را به اسدالدین شيرکوه به عنوان یک اقطاع هدیه کرد، اما پس از مرگ شيرکوه پنج سال بعد آن را پس گرفت. پسرعموی او، صلاحالدین، در اوایل دسامبر ۱۱۷۴ حمص را اشغال کرد، اما گارنیزون دژ مقاومت کرد. او بعداً برای حلب رفت و یک ارتش کوچک در شهر پایین حمص باقی گذاشت. مدافعان دژ پیشنهاد کردند اگر ریموند سوم، کانت تریپولی کمک نظامی برای آنها فراهم کند، زندانیان مسیحی خود را آزاد کنند. ویللم تایر بعداً تأکید کرد که فرماندهان ارتش صلیبی شک میکردند که آیا مدافعان دژ حمص واقعاً میخواهند زندانیان خود را آزاد کنند یا خیر. صلاحالدین به زودی پس از اطلاع از مذاکرات بین صلیبیها و گارنیزون به حمص بازگشت. به جای حمله به او، ارتش صلیبی به قلعه شوالیهها عقبنشینی کرد؛ این به صلاحالدین اجازه داد تا دژ را در ۱۷ مارس ۱۱۷۵ تصرف کند. در ۱۱۷۹، پس از سازماندهی مجدد قلمروهایش در شمال سوریه، صلاحالدین حمص را به سلسله ایوبی خود بازگرداند. نوادگان شيرکوه حمص را تقریباً یک قرن تا ۱۲۶۲ با مرگ اشرف موسی نگه داشتند. در ۱۲۲۵، جغرافیدان عرب یاقوت الحموی یادآور شد که حمص بزرگ، مشهور و محصور بود و یک دژ به شدت مستحکم روی تپه جنوبی خود داشت.
در اواخر حکومت ایوبی، حمص یک نقطه مرکزی در جنگها بین آنها و صلیبیها، همچنین درگیریهای داخلی با امپراتوری مغول و مملوکان باقی ماند. نبرد اول حمص بین مغولها و مملوکان در ۱۰ دسامبر ۱۲۶۰ رخ داد و با پیروزی قطعی مملوکان به پایان رسید. نبرد دوم حمص در ۲۹ اکتبر ۱۲۸۱ نیز با پیروزی مملوکان به پایان رسید. مملوکان در نبرد وادی الخزندار، که به عنوان «نبرد سوم حمص» شناخته میشود، در ۱۲۹گ شکست خوردند.
حمص پس از افتادن به دست مملوکان تحت بیبرس به دلیل کمپینهای آنها که صلیبیها و مغولها را از تمام سوریه خارج کرد، از نظر سیاسی افت کرد. در اوایل قرن چهاردهم، شهر تنها پایتخت کوچکترین استان سوریه بود و اغلب به استان دمشق پیوست بود. ابن بطوطه در ۱۳۵۵ از حمص بازدید کرد و نوشت که درختان خوب، بازارهای خوب و «مسجد جمعه خوبی» داشت و تمام ساکنان آن عرب بودند. تیمور در ۱۴۰۰ شهر را تصرف کرد. با این حال، او آن را مانند حلب، حما و بعداً دمشق، به غارت نینداخت به دلیل مردی به نام «عمرو بن الرواس» که با او مصالحه کرد و هدایای ارزشمندی برای نجات شهر ارائه داد. بعداً در قرن پانزدهم با ضعف مملوکی، روستاهای اطراف حمص توسط غارتهای بدو آسیب دید؛ در ۱۵۱۰ یک قبیله قدرتمند به رهبری الفاضل بن نعیر برای غارت بازارهای شهر فرستاده شد زیرا حمص برای «خدمات» او غرامت پرداخت نکرده بود.
حکومت عثمانی
در ۱۵۱۶، حمص به امپراتوری عثمانی پیوست و در نتیجه سقوط سیاسی بیشتری را تجربه کرد، اما به عنوان یک مرکز اقتصادی ادامه به رونق بخشید و محصولات کشاورزی و دامداری را که از مناطق اطراف به آن میرسیدند، پردازش میکرد. حمص به ویژه برای بافندگی ابریشم و پشم، به ویژه الاجا که یک موسلین لختهدار با نخهای طلا بود و در لباسهای زنانه استفاده میشد، معروف بود. این ابریشم تا استانبول عثمانی صادر میشد. علاوه بر صنایع بافندگی، چرخهای روغن زیتون و آسیابهای آبی برای گندم و کنجد وجود داشت، در حالی که انگور و برنج که در تالابهای اطراف از قرن شانزدهم کاشته میشد، در بازارهای شهر به وفور یافت میشد. علاوه بر این، بازارهای حمص مرکز تجارت دام و حیوان بودند که گلههای گوسفند و بز از حلب با شتر و گاوهای حرکتکننده شمال از دمشق ملاقات میکردند.
آمدن عثمانیها تغییرات اداری به حمص آورد، زیرا به عنوان پایتخت سنجق (بخش) حمص، وابسته به ایالت (استان) طرابلس—رقیب قدیمی خود—شد. در اواخر قرن شانزدهم، بخش توسط امیر علی حرفوش از سلسله شیعه حرفوش معروف در دره بqa حاکمیت میشد. بعداً، یک بازدیدکننده فرانسوی یادآور شد که دیوارهای شهر و دژ در تعمیر خوبی بودند، اما همه چیز در داخل خراب بود و فقط بازارهای پوششدار آن «زیبایی خود را حفظ کرده بودند». در ۱۷۸۵، مسافر فرانسوی ولنی درباره اهمیت بزرگ گذشته شهر و وضعیت «بیمسار» فعلی آن نوشت. او آن را یک شهر بزرگ اما روستایی ویران شده که از نظر اداری به دمشق وابسته بود توصیف کرد. عثمانیها تلاش کمی برای احیا حمص یا تضمین امنیت آن در برابر غارتهای بدو کردند. بیثباتی قبیلهای در طول قرن هفدهم و هجدهم منجر به غارت بازارهای آن در چندین مناسبت شد. امنیت حتی بیشتر مختل شد، وقتی در قرن هجدهم، عثمانیها دروازههای دیوارهای شهر را تخریب کردند. حدود ۱۷۰۸، امیر حماد العباس از اتحاد بدوی معاوی، که عثمانیها او را «امیر صحرا» (چول بگی) در منطقه نامیده بودند، توانست والی حمص را برای گرفتن گروگان بگیرد.
روستاهای اطراف حمص شاهد افزایش غارتهای بدو در نیمه اول قرن نوزدهم بود که با اشغال آن توسط مصر محمد علی به رهبری ابراهیم پاشا بین ۱۸۳۲ و ۱۸۴۰ قطعی شد. شهر در برابر حکومت مصری شورش کرد و در نتیجه، دژ زمانی که مصریها شورش را سرکوب کردند، تخریب شد. حاکمیت عثمانی به سرعت بازگردانده شد و تا دهه ۱۸۶۰، حمص به اندازه کافی بزرگ بود که یک واحد اقتصادی مجزا از تجارت و پردازش محصولات کشاورزی از روستاهای وابسته و قبایل بدوی همسایه تشکیل دهد.
اقتصاد محلی تحریک شد وقتی دولت عثمانی امنیت را به شهر و مناطق اطراف آن گسترش داد؛ روستاهای جدید تأسیس و روستاهای قدیمی بازسازی شدند. با این حال، حمص با رقابت اقتصادی اروپا روبرو شد زیرا حاکمیت عثمانی بازگردانده شده بود. اهمیت اقتصادی حمص دوباره در طول رکود ۱۸۷۰ها افزایش یافت، زیرا صنعت پنبه آن به دلیل کاهش تولید نساجی اروپا شکوفا شد. کیفیت و طراحی کالاهای پنبهای حمص هم طبقه پایین و هم طبقه بالا بازارهای محلی، عثمانی و خارجی را راضی کرد. حدود ۵۰۰۰ تختگاه در حمص و حما نزدیک وجود داشت و یک کنسول بریتانیا حمص را به عنوان «منچستر سوریه» نامید.
عصر مدرن
قرن بیستم
در طول قرن بیستم، حمص اهمیت سیاسی بالایی در کشور داشت و خانه چندین رئیس دولت و دیگر مقامات دولتی با رتبه بالا را در خود جای داد. در اکتبر ۱۹۱۸، توسط پنجمین لشکر سواره نیروهای متحد اشغال شد. در دوران مأموریت فرانسه، حمص بخشی از دولت دمشق بود. برای مدتی به عنوان پایتخت فدراسیون سوریه در نظر گرفته شد. در پاییز ۱۹۲۵، شهر همراه با دمشق و رؤسای درزی جنوبی در یک شورش کامل علیه حکومت فرانسه پیوست. در ۱۹۳۲، فرانسویها آکادمی نظامی خود را از دمشق به حمص منتقل کردند که در ۱۹۳۳ تأسیس شد و بعداً به آکادمی نظامی حمص معروف شد و تا ۱۹۶۷ تنها آکادمی نظامی در سوریه باقی ماند. مقامات فرانسوی یک نیروی نظامی محلی به نام «تروپهای ویژه لوانت» ایجاد کردند که در آن علویها موقعیتهای امتیازی دریافت کردند. آکادمی نظامی در حمص افسران بومی را برای این تروپها آموزش داد. آکادمی نظامی حمص نقش عمدهای در سالهای پس از استقلال سوریه ایفا کرد، زیرا بسیاری از فارغالتحصیلان آن به افسران با رتبه بالا در ارتش سوریه تبدیل شدند و بسیاری از آنها در سریال کودتاییهای بعدی شرکت کردند. یک مثال مهم حافظ اسد بود که از ۱۹۷۱ تا مرگش در ۲۰۰۰ رئیس جمهور سوریه شد.
یک خط لوله نفت بین طرابلس و کرکوک در اوایل دهه ۱۹۳۰ در حمص ساخته شد که از یک مسیر کاروانی باستانی بین پالمیرا و مدیترانه پیروی میکرد. در ۱۹۵۹، یک پالایشگاه نفت برای پردازش برخی از این نفت برای مصرف داخلی ساخته شد. پالایشگاه نفت شهر توسط نیروی هوایی اسرائیل (IAF) در جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳ بمباران شد.
قرن بیستویکم
از مه ۲۰۱۱ تا مه ۲۰۱۴، شهر تحت محاصره ارتش و نیروهای امنیتی سوریه بود. دولت سوریه ادعا میکند که «گروههای مسلح» و «تروریستها» را در منطقه هدف قرار میدهد. بر اساس مخالفان سوریه، حمص از آن زمان به یک «شهر ویران» تبدیل شده است که مقامات به طور منظم تحویل دارو، غذا و سوخت به ساکنان برخی مناطق را مسدود میکنند. در ژوئن، درگیریهای نزدیک به روزانه بین ساکنان در حال اعتراض و نیروهای سوریه رخ میداد. در نتیجه این شرایط، تلفات بیشتری در حمص و اطراف آن نسبت به سایر مناطق سوریه بوده است. حمص اولین شهر سوریه بود که تصاویر اسد و خانوادهاش به طور منظم پاره یا لکهدار میشد و اولین مکانی بود که نیروهای سوریه در طول قیام از توپخانه استفاده کردند. مرکز مستندسازی نقضها در سوریه ادعا میکند که حداقل ۱۷۷۰ نفر از آغاز قیام در حمص کشته شدهاند.
در ۹ دسامبر ۲۰۱۵، تحت توافقی مذاکره شده توسط سازمان ملل، باقیمانده نیروهای ضددولتی و خانوادههایشان که سه سال محاصره شده بودند، شروع به تخلیه از منطقه الوعر در شهر کردند.
جغرافیا
استان حمص بزرگترین استان سوریه است. حمص، پایتخت استان، در مرکز غرب سوریه، در امتداد بانگ شرقی رودخانه اورونتس در یک منطقه به ویژه حاصلخیز قرار دارد. شهر بین دامنههای جنوبی کوههای ساحلی در غرب و کوه لبنان، با نگاه به گپ حمص قرار دارد. به دلیل این گپ، منطقه اطراف حمص بارش و بادهای تیز بیشتری نسبت به مناطق داخلی شمال و جنوب خود دریافت میکند. در شرق حمص، بیابان سوریه قرار دارد. دریاچه حمص، که توسط سدی عظیم رومی مسدود شده است، در جنوب غربی است، حدود ۱۲۰ کیلومتری جنوب آلبو و ۱۶۵ کیلومتری جنوب حما، در نیمه راه بین پایتخت دمشق و حلب قرار دارد. رودخانه اورونتس شهر را به دو بخش اصلی تقسیم میکند: در شرق، روی زمین مسطح مرکز شهر و محلههای اصلی قرار دارند؛ در غرب، حومههای مدرنتر الوعر واقع شده است. شهر مساحتی ۴۲ کیلومتر مربع را اشغال میکند.
حمص ۱۶۰ کیلومتری شمال دمشق، ۱۹۰ کیلومتری جنوب حلب، ۱۰۲ کیلومتری جنوب حما و ۷۴ کیلومتری جنوب شرق لاذقیه در سواحل مدیترانه قرار دارد. شهرها و روستاهای نزدیک شامل الریان در جنوب شرق، مسکنه، النقیره، ابیل و کفر عیا در جنوب، القصیر، قطینه و البویده شرقی در جنوب غرب، خربة تین نور در غرب، الدار الکبیره در شمال غرب، الغنتی، تیر معله، المختاریه و تلبise در شمال، المشرفه در شمال شرق و فیروزه و زیدال در شرق میشوند.
شهر قدیم و تقسیمبندیها
شهر قدیم فشردهترین منطقه حمص است و شامل محلههای باب تادmour، باب الدریب، باب هود و نزدیکی دژ میشود و مساحتی ۲ کیلومتر مربع را پوشش میدهد. از شهر قدیم چیز کمی باقی مانده است؛ دیوارها و دروازههای آن در دوران عثمانی تخریب شدند، اما یک بخش کوتاه دیوار مستحکم با یک برج گوشهای گرد هنوز وجود دارد. نیم کیلومتری به جنوب، یک تپه بزرگ محل دژ سابق را نشان میدهد. در شمال دژ، محله مسیحی به نام «الحمیدیه» قرار دارد. این محله یکی از معدود مناطق حمص است که ظاهر قدیمیتر خود را حفظ کرده است، با بیشتر ساختمانهای سنگسیاه و سفید که از دوران مملوکی هستند. آنها هنوز به عنوان مغازهها و مسکنها استفاده میشوند و بازسازی اخیر انجام شده است.
در زمان عباسیان، حمص به دلیل هفت دروازهاش معروف بود. آنها عبارت بودند از: باب السوق (دروازه بازار)، باب تادmour (دروازه پالمیرا)، باب الدریب (یا باب الدیر)، باب السباع (دروازه شیرها)، باب التركمان (دروازه ترکمنها)، باب المسدود (دروازه بسته) و باب هود (دروازه هود). فقط دو دروازه—باب تادmour و باب الدریب—امروزه باقی ماندهاند. قدیمیترین مساجد و کلیساهای حمص در شهر قدیم قرار دارند.
حمص شامل چندین بخش خارج از شهر قدیم است. محله بزرگ خلدیه در امتداد لبه شمالی آن گسترده میشود که با البیاضه و دیر بعلبه مرز دارد، در حالی که محلههای مدرنتر الصبیل، الزهرا جب الجندلی و محله ارمنی در شرق شهر قدیم واقع شدهاند. در جنوب آن محلههای باب السباع، المریج، العداویه، النزهه، اکرام و فراتر از آنها محلههای کرم اللوز، کرم الزیتون، وادی الذهب، الشماس، مساکن الادخار و ضیعة الولید قرار دارند. مرکز تجاری مدرن در غرب در محله جوریت الشیوه قرار دارد و در غربتر محلههای لوکس قصور، القربیس، الباغطاسی، المحطة، الحمرا، الانشاء، کرم الشامی، الغوطة و بابا عمر هستند. حومه الوعر حتی در غربتر واقع شده، از شهر توسط مناطق کشاورزی به نام البساتین و رودخانه اورونتس که یک نوار سبز تشکیل میدهد و ساخت هر چیزی در آن ممنوع است، جدا شده است. مجتمع دانشگاه البعث و خوابگاهها در لبه جنوب غربی شهر در نزدیکی محله اکرام قرار دارند.
آب و هوا
حمص دارای آب و هوای مدیترانهای با تابستان گرم (طبقه آبوهوایی کپن: Csa) است. موقعیت حمص تضمین میکند که از تأثیرات نرمکننده و نسیمهای مدیترانهای بهره میبرد. در نتیجه، شهر آبوهوای ملایمتری نسبت به حما نزدیک دارد، با بارش میانگین بالاتری ۵۵۰ میلیمتر نسبت به ۴۰۰ میلیمتر، اما همچنین بادهای شدیدتری تجربه میکند.
جمعیت
حمص یکی از بزرگترین شهرهای سوریه در قرن دوازدهم با جمعیتی ۷۰۰۰ نفر بود. در ۱۷۸۵، جمعیت حمص بیش از ۲۰۰۰ نفر بود و جمعیت تقریباً به طور مساوی بین مسیحیان ارتدکس شرقی و مسلمانان تقسیم میشد. دهه ۱۸۶۰ شاهد افزایش جمعیت به ۱۵۰۰۰–۲۰۰۰۰ نفر بود. تا ۱۹۰۷، حمص حدود ۶۵۰۰۰ ساکن داشت که دو سوم آن مسلمانان و بقیه مسیحیان بودند. در سرشماری ۱۹۸۱، جمعیت ۳۴۶۸۷۱ نفر بود که به ۵۴۰۱۳۳ در ۱۹۹۴ رسید. بر اساس سرشماری ۲۰۰۴ توسط مرکز آمار مرکزی سوریه، حمص جمعیتی ۶۵۲۶۰۹ نفر داشت که ۵۱٫۵ درصد مرد و ۴۸٫۵ درصد زن بودند. در یک برآورد مستقل ۲۰۰۵، شهر ۷۵۰۰۰۰ ساکن داشت و جمعیت حدود ۸۲۳۰۰۰ نفر برآورد شد. استان حمص در ۲۰۱۱ حدود ۱۷۶۷۰۰۰ نفر داشت.
امروزه، جمعیت حمص تنوع مذهبی عمومی سوریه را منعکس میکند و عمدتاً از مسلمانان سنی (شامل عربها، کردها و ترکمن)، با اقلیتهای علوی، مسیحیان ارتدکس شرقی و آشوریان تشکیل شده است. علاوه بر کاتولیکها، انجیلیها و مارونیها. در دهه ۱۸۸۰، بررسی فلسطین غربی یادآور شد که ۵۵۰۰ مسیحی ارتدکس یونانی و ۱۵۰۰ مسیحی سوری ارتدکس وجود داشت. صدراعظم سوری ارتدکس از مردین به حمص در ۱۹۳۳ منتقل شد، اما در ۱۹۵۹ مجدداً به دمشق نقل مکان کرد.
در نسلکشی ارمنی در اوایل قرن بیستم، حدود ۲۰۰۰۰ ارمنی به حمص و روستاهای اطراف مهاجرت کردند. یک جامعه یونانی کوچک نیز در شهر وجود دارد.
اقتصاد
پس از دورههای طولانی رکود تحت حکومت عثمانی، حمص در قرن بیستم دوباره شکوفا شد. موقعیت جغرافیایی و استراتژیک آن آن را به یک مرکز کشاورزی و صنعتی تبدیل کرده است. «طرح آبیاری حمص»، اولین طرحی از این نوع در سوریه مدرن، به کشاورزان و مشاغل قدیمی درگیر در پردازش محصولات کشاورزی و دامداری رونق بخشید. محصولات کشت شده در حمص شامل گندم، جو، عدس، چغندر قند، پنبه و تاکها میشود و همچنین به عنوان نقطه تبادل بین منطقه نشین و بیابان عمل میکند. علاوه بر این، به دلیل دسترسی آسان به مدیترانه، حمص تجارت زمینی از خلیج فارس و عراق را جذب کرده است.
حمص همچنین خانه چندین صنایع بزرگ عمومی سنگین است، مانند پالایشگاه نفت در غرب شهر که در ۱۹۵۹ افتتاح شد. یک کارخانه کود فسفاته در ۱۹۷۱ برای پردازش فسفات از ذخایر نزدیک پالمیرا ساخته شد؛ کود برای مصرف داخلی و صادرات است. بخش خصوصی صنعتی در حال رشد در دهه گذشته و بسیاری از مشاغل کوچک تا متوسط در مناطق صنعتی شمال غربی و جنوب شهر مستقر شدهاند. یک پالایشگاه قند جدید توسط یک شرکت برزیلی در حال ساخت است و یک کارخانه خودرو توسط ایران خودرو در حال ساخت است. همچنین یک کارخانه فسفات جدید و پالایشگاه نفت در شرق شهر در حال ساخت هستند. حمص همچنین مرکز یک شبکه مهم جاده و راهآهن است، پیوند مرکزی بین شهرهای داخلی و سواحل مدیترانه.
یک پروژه صنعتی بزرگ، تأسیس یک شهر صنعتی جدید در حسیه، ۳۰ کیلومتری جنوب شهر حمص بود. این شهر که حدود ۲۵ کیلومتر مربع را پوشش میدهد، چهار بخش صنعتی اصلی را شامل میشود: نساجی، غذایی، شیمیایی، مهندسی و حرفهای. در کل، تاسیسات برای استقبال تا ۶۶۰۰۰ کارگر و خانوادههای آنها طراحی شدهاند. علاوه بر این، یک منطقه آزاد در داخل شهر ایجاد شده است.
حومه حمص به دلیل انگورهایی که در صنعت لیکور سوریه، به ویژه در تولید عرق، شراب عسل و شراب قرمز استفاده میشود، شناخته شده است. شهر به عنوان یک پایگاه خوب برای تورهای یکروزه و گشتوگذار به sights تاریخی و توریستی نزدیک در نظر گرفته میشود. مقاصد محبوب شامل قلعه شوالیهها، قطنا، طلالک و مرمریتا میشود. حمص چندین هتل دارد؛ هتل صفیر به عنوان یکی از بهترین هتلهای پنج ستاره سوریه و تنها هتل با این وضعیت در شهر شناخته میشود و هتل انصار جدید در یک خانه ۱۰۰ ساله ساخته شده و توسط راهنمایان گردشگری به عنوان «بهترین هتل اقتصادی حمص» برچسب خورده است. هتلهای دیگر شامل هتل المیما، هتل غازی و هتل خیام میشوند.
فرهنگ
آشپزی
اگرچه مردم حمص همان غذاهای رایج در آشپزی levant میخورند، شهر در سراسر سوریه به دلیل آشپزی خاص خود شناخته میشود. یک غذای برجسته باتارش است، نوعی بابا غنوج که با ماست و سیر به جای طحینه ساخته میشود. حمص همچنین به تنوعی از کبه مشویه یا «کبه کبابی» معروف است. این غذا شامل دو پنکیک کبه با گوشت چرخکرده گوسفند، پخته شده با چربی گوسفند و ادویههای مختلف است. جزر محشی («هویج محشی» ) غذای بومی حمص است و از هویج زرد با گوشت چرخکرده گوسفند و برنج ساخته میشود. شهر در پخت یک نوع غذا بامیه، به نام بامیه بالزیت («بامیه با روغن زیتون») تخصص دارد.
حمص مجموعهای از رستورانها دارد، برخی از معروفترین آنها در داخل هتل صفیر قرار دارند: ماما میا و مرسیا. اولی در آشپزی ایتالیایی تخصص دارد، در حالی که دومی غذاهای عربی سرو میکند. برای جمعیت محلی، رستورانهای محبوب شامل رستوران پرینس است که به عنوان نوعی فستفود عمل میکند و شاورما، مرغ کبابی و سایر غذاهای رایج سوری و آبمیوههای خانگی سرو میکند. در شهر قدیم، رستورانهای ارزانقیمت در خیابان شوقری القوتلی جمع شده و غذاهای مشابهی مانند حموس، فلافل، سالادهای مختلف (مزه)، شیش کباب و غذاهای مرغی میفروشند. رستورانها و کافهها معمولاً قلیان ارائه میدهند و مکانی رایج برای جمع شدن مردان و کشیدن قلیان هستند. رستورانهای دیگر شامل بروستد کریش، محبوب محلی برای شیش طاووق و شاورما در خیابان کرنیچ در جنوب غوطه؛ روده، یک لانژ گاردن در نزدیکی برج ساعت جدید که توسط ساکنان محلی برای فته حمصی و فضایی که با تقسیم مناطق مردان و خانواده ایجاد میکند—فضایی برای جمع شدن مردان برای بازی کارت، کشیدن قلیان و تماشای مسابقات فوتبال و برای خانوادهها برای نوشیدن و دسر در زمان استراحت—شناخته میشود.
حمص اخیراً پس از تکمیل توسعه ملاب خیابان حمرا به عنوان صحنه رستوران در سوریه پیش از جنگ داخلی ظهور کرد. خیابان حمرا در منطقه ملاب خانه یک ردیف رستورانهای با امتیاز بالا از جمله لا لونا، یک لانژ قلیان؛ شیز موا، که چند غذای فرانسوی همراه با غذا محلی معمولی سرو میکند؛ میا کاسا، یک رستوران ایتالیایی؛ تروی، یک ترکیب آمریکایی-لاتین-سوری؛ و کوآترو، رستوران ایتالیایی دیگر را میزبان داشت.
مانند دمشق و حلب، بسیاری از خانهها در شهر قدیم حمص بازسازی و به رستورانهای متخصص در آشپزی levant تبدیل شدهاند. بارزترین آنها رستوران Beit al-Agha است که در یک کاخ بازسازی شده قرن ۱۹ میانه با معماری عثمانی و مملوکی قرار دارد و رستوران جولیا دومنا که به عنوان بهترین نمونه خانههای سنتی حمصی با سنگهای سفید و سیاه خود توصیف شده است.
موزهها
دو موزه اصلی در حمص وجود دارد که هر دو در بخش مرکزی شهر قرار دارند. قصر الزهروی، یک کاخ دوران مملوکی متعلق به علی بن ابی الفضل العزهاری، یک نائب بیبرس سلطان مملوکی، اکنون موزه فولکلور ملی است. خارج از ساختمان یک حیاط است که از یک طرف توسط یک لینان تراسدار بزرگ با نیمگنبد صدفی اشغال شده است. در دیوار مقابل، یک حکاکیت دو شیر، نماد بیبرس، وجود دارد. اولین موزه ساخته شده در شهر، موزه حمص که در ۱۹۲۲ تأسیس شد، در خیابان شوقری القوتلی قرار دارد و مجموعهای از آثار باستانی از منطقه حمص را شامل میشود که از دوره پیشازاسلام تا اسلامی را پوشش میدهد.
جشنها
حمص چندین جشن دارد و شهر سالانه جشن عربادا و جشن البادیا را همراه پالمیرا میزبان میکند. جشن عربادا یک جشن سالانه سنتها و لباسهای باستانی بادیا (بیابان سوریه) است و شامل نمایشگاهها و کنسرتها بین حمص و پالمیرا میشود. جشن در هفته اول ماه مه برگزار میشود. جشن البادیا که عمدتاً در پالمیرا و برخی رویدادها در حمص برگزار میشود، حدود ۶۰۰۰۰ گردشگر را در هفته آخر ماه مه جذب میکند. فعالیتها شامل مسابقه اسب، شتر و خودرو، مسابقات اسب، نمایشهای موسیقی و تئاتر، نمایشگاههای عتیقه و بازار صنایع دستی میشود. جشنهای دیگر شامل جشن الناصره و جشن قلعه شوالیهها و دره میشود. یک جشن سالانه در کلیسای سنت الیان برگزار میشود که تعداد زیادی حاج را جذب میکند.
تاریخاً چهارشنبه یک روز مهم برای شهروندان حمص در نظر گرفته میشد که به رویدادهای خاصی در تاریخ شهر مربوط میشود. در دوران سلسله امهنه، افرادی که اله خورشید الگابالوس را میپرستیدند مراسم خود را در «معبد خورشید بزرگ» (مسجد النوری کنونی) برگزار میکردند و خلق شدن خورشید را در «روز چهارم» هفته الهی (داستان آفرینش در کتاب مقدس عبری) جشن میگرفتند.
ورزش
حمص خانه دو باشگاه فوتبال است. باشگاه ورزشی کرمایه در ۱۹۲۸ تأسیس شد و یکی از قدیمیترین باشگاههای ورزشی در سوریه است. کرمایه در سطح منطقهای و ملی تحسین گستردهای دارد و هشت عنوان لیگ سوریه و هشت جام حذفی سوریه را به دست آورده است. کرمایه در لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۰۶ نایبقهرمان شد. دومین باشگاه ورزشی شهر باشگاه ورزشی الوثبه است که در ۱۹۳۷ تأسیس شد. استادیوم خالد بن ولید با ظرفیت ۳۵۰۰۰ نفر خانه هر دو باشگاه فوتبال است. استادیوم دیگر به نام استادیوم باسل اسد با ظرفیت ۲۵۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۰ افتتاح شد. حمص تعداد زیادی ورزشکار مشهور تولید کرده است، از جمله فوتبالیستهای فراس الخطیب و جهاد الحسین.
تئاتر
تئاتر خانه فرهنگ در حمص در ۱۹۷۳ تأسیس شد. این تئاتر نمایشهای تئاتر، شعر، جشنهای سازهای و موسیقی میزبانی میکند.
دولت
حمص پایتخت بخش حمص و پایتخت استان حمص—بزرگترین استان سوریه—است و کرسی والی خود را که توسط رئیس جمهور منصوب میشود، در خود جای داده است. شهر حمص توسط یک شورای شهری اداره میشود و خانه دفتر اجرایی است. دفتر اجرایی متشکل از نه عضو منتخب، علاوه بر رئیس شورای شهری است. این دفتر به والی در تصمیمگیریهای مدیریتی مربوط به استان کمک میکند، در حالی که شورای شهری مسئول تصمیمگیریهای خاص شهر است. توسط یک رئیس، نادیا کسیبی، رهبری میشود و مسئول مدیریت روزمره شهر است.
ساختار سازمانی شورا متشکل از رهبری ارشد، شامل رئیس، معاون رئیس و دبیر، و رهبری پایینتر، متشکل از مدیران هفده شاخه شهر: امور اداری، مالی، امور فنی، امور بهداشتی، امور حقوقی، آتشنشانی، مکانیکها، پارکها، بهداشت، اموال، ثبت موقت، خدمات و نگهداری، اشغال، فناوری اطلاعات، برنامهریزی و آمار، فرهنگ و سرویس نظارت داخلی میشود.
آموزش
قدیمیترین مدارس در حمص توسط مأمورین آمریکایی تأسیس شدند: «مدرسه ملی انجیلی» در ۱۸۵۵ و «مدرسه غسانی ارتدکس» در ۱۸۸۷.
حمص خانه دانشگاه البعث است، یکی از چهار دانشگاه اصلی سوریه که در ۱۹۷۹ تأسیس شد. یک بنیاد مهندسی تخصصی، دانشگاه یکی از بزرگترین جمعیت دانشجویی را دارد. این دانشگاه شامل دانشکدههای پزشکی، مهندسی، هنرهای آزاد و علوم و تعدادی از مؤسسات دو ساله حرفهای است. تنها دانشگاه در کشور با بخشهای مهندسی نفت و دامپزشکی است.
دانشگاه آلمانی در وادی النصاره در ۲۰۰۴ افتتاح شد و ۱۵ کیلومتری غرب شهر قرار دارد. در ۲۰۰۵، مدرسه بینالمللی شویفات یک مدرسه خارج از شهر افتتاح کرد. دانشگاه الاندلس برای علوم پزشکی در ۲۰۰۵ نزدیک حمص تأسیس شد و در حال ساخت یکی از بیمارستانهای دانشگاهی خود در شهر است.
در استان حمص ۱۷۲۷ مدرسه و ۱۵۰۰۰ kindergarten وجود دارد که بیشتر آنها امکانات عمومی هستند. در ۲۰۰۷، ۳۷۵۰۰۰ دانشآموز در استان در مدارس ابتدایی (۶–۱۵ سال)، ۳۶۰۰۰ در مدارس متوسطه (۱۵–۱۸ سال) و حدود ۱۲۰۰۰ در مدارس آموزش حرفهای ثبتنام داشتند.
زیرساختهای محلی
حملونقل
حمص به دلیل موقعیت مرکزی بین شهرهای ساحلی و داخلی به عنوان یک قطب حملونقل در سوریه در نظر گرفته میشود. ترمینال اصلی اتوبوس کارناک است که در امتداد خیابان حما، ۵ کیلومتری شمال مرکز شهر در حومه قرار دارد. این ترمینال ارتباطات به بیشتر شهرهای سوریه و بیروت لبنان را ارائه میدهد. همچنین ارتباطات بینالمللی اتوبوس به لبنان، اردن، عربستان سعودی و ترکیه دارد. یک ترمینال اتوبوس «لوکس» دوم در کمی در شمالتر قرار دارد. مینیبوسها از ترمینال کارناک با مقاصد تارتوس، پالمیرا و حما در شمال سوریه و بعلبک، طرابلس و بیروت در لبنان عمل میکنند. مینیبوسهای جدیدتر که عمدتاً به حما سفر میکنند نیز در کارناک مستقر هستند و عمدتاً برای حملونقل سریع استفاده میشوند.
حمص یک ایستگاه راهآهن بزرگ دارد، با دو رانش روزانه توسط شیمون د فران سوریان به دمشق و حلب. نزدیکترین فرودگاهها فرودگاه بینالمللی باسل اسد در لاذقیه در غرب، فرودگاه بینالمللی دمشق در جنوب، فرودگاه بینالمللی حلب در شمال و فرودگاه پالمیرا در بیابان سوریه در شرق هستند.
خیابان حما در میدان ساعت قدیمی مرکز شهر شروع میشود و حمص را از جنوب تا شمال عبور میکند، سپس در امتداد محله خلدیه به ایستگاه کارناک ادامه مییابد و به بزرگراه حمص-حلب-حلب تبدیل میشود. خیابان قوتلی، به نام رئیس جمهور سابق شوقری قوتلی، یک خیابان کوتاه اما حیاتی است که میدان ساعت قدیمی و میدان قوتلی در مرکز حمص را به هم متصل میکند. در انتهای غربی خود به چندین خیابان کوچکتر شاخه میدهد، یکی که خیابان الدبلان است که بلوک تجاری اصلی شهر است و دیگری به غرب ادامه مییابد تا با بزرگراه حمص-طرابلس متصل شود. در انتهای شرقی، خیابان قوتلی به عنوان خیابان الحمیدیه ادامه مییابد که از محله مسیحی قدیمی عبور میکند و به لبه شرقی شهر ادامه مییابد. بزرگراه حمص-دمشق از جنوب از شهر عبور میکند و در میدان قوتلی به مرکز شهر میرسد.
نشانهای تاریخی
خود شهر به دلیل مساجد و کلیساهای تاریخیاش معروف است. همچنین با دو ساعت عمومی که در دو انتهای خیابان قوتلی قرار دارند شناخته میشود. قدیمیتر، در انتهای شرقی روبروی خیابان الحمیدیه، توسط فرانسویها در ۱۹۲۳ بالا برده شده و دیگری، در انتهای غربی روبروی خیابان الدبلان، در برج ساعت جدید که در ۱۹۵۷ ساخته شده است، قرار دارد. حمص به دلیل بازارهای پوششدار تاریخی خود معروف است. این بازارها شامل یک پیچوخم پیچیده از خیابانهای باریک و کوچههای تجاری پوششدار هستند که از جنوب و شرق مسجد بزرگ به سمت دژ باستانی امتداد دارند. بازارها—خطی با فروشگاههای خواروبار و پوشاک و کارگاههای نجاران، صنعتگران، کفاشان، فلزکاران و تیزکنان چاقو—در عصر شلوغترین هستند.
نشانهای دیگر شامل مسجد بزرگ النوری است. در اصل یک معبد بتپرستی مخصوص الهگبل، تحت بیزانس به کلیسای سنت یحیی معمدان وقف شد. بعداً، در دوران حکومت عربی اسلامی حمص به عنوان یک مسجد جمعه تأسیس شد. مسجد خالد بن ولید به عنوان «تنها بنا با اهمیت واقعی» در حمص در نظر گرفته شده و در چند سال آخر حکومت عثمانی در سوریه در دهه ۱۹۰۰ ساخته شد. مسجد به نام خالد بن ولید، یک فرمانده عرب اولیه، نامگذاری شده و آرامگاه او در داخل ساختمان قرار دارد.
کلیسای ام الزنار («کلیسای کمربند باکره») در ۱۸۵۲ بر روی کلیسای قدیمیتر که به قرن چهارم و شاید ۵۹ پس از میلاد برمیگردد ساخته شد. کلیسای دیگر برجسته حمص کلیسای قرن پنجم سنت الیان است که به افتخار شهید مسیحی سنت الیان ساخته شد و آرامگاه او در زیرزمین قرار دارد.
دژ حمص روی یکی از بزرگترین تپههای شهری سوریه قرار دارد. به دلیل اشغال نظامی تا سالهای اخیر از نظر باستانشناسی فراموش شده است. تپه حداقل به دوره برنزی اولیه برمیگردد. دیوارهای سبک اسلامی موجود در دوره ایوبی ساخته شدند و سلطان مملوکی بیبرس بعداً مرمتهایی انجام داد. تمام این کار با کتیبهها اثبات شده است اگرچه بدون استثنا، آنها گم شدهاند. در ۱۹۹۴، یک تیم مشترک سوری-بریتانیایی دژ حمص را مطالعه کرد و باقیمانده دیوارها و برجها را ثبت کرد.
شهرهای خواهران
حمص با شهرهای زیر خواهر است:
- بلو هوریزونته، برزیل
- کایسری، ترکیه
- یزد، ایران
همچنین ببینید
- شهرها و شهرکها در طول جنگ داخلی سوریه
- فهرست شهرهای سوریه
- فهرست افراد از حمص
- جدول زمانی حمص