تاریخچه ساسکاچوان: از دوران باستان تا دوران مدرن

History of Saskatchewan
📅 10 اسفند 1404 📄 8,587 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

تاریخچه ساسکاچوان، استانی در قلب دشت‌های کانادا، شامل دوران پیش از تاریخ، استقرار اقوام بومی، ورود اروپاییان، عصر تجارت خز، شورش شمال غربی، دوران مهاجرت و اسکان، و تحولات سیاسی و اجتماعی تا دوران معاصر را در بر می‌گیرد.

تاریخچه ساسکاچوان

تاریخچه ساسکاچوان به مطالعه رویدادها و فعالیت‌های انسانی در گذشته این استان کانادایی، که در مرکز سه استان دشت کانادا قرار دارد، می‌پردازد. مطالعات باستان‌شناسی سرنخ‌هایی درباره تاریخ و سبک زندگی مردمان دوران پیش از تاریخ، از جمله سنت‌های پالئوا-هندی، تالت‌هیلای و شیلد آرکائیک که اولین ساکنان این منطقه جغرافیایی بودند، ارائه می‌دهند. این مردمان به تاریخ مردمان بومی (First Nations) تکامل یافتند که تاریخ خود را در سنت شفاهی زنده نگه داشتند. باندهای بومی که بخشی از این منطقه بودند شامل چیپویان، کرای، سائوتو، آسینیبوین، آتسینا و سیو بودند.

هنری کلسِی (Henry Kelsey) (۱۶۶۷–۱۷۲۴)، اولین اروپایی (انگلیسی) بود که در سال ۱۶۹۰ از این منطقه بازدید کرد. کاشفان اروپایی دیگر نیز به زودی به دنبال او آمدند و سپس تاجران خز مانند شرکت خلیج هادسون (Hudson's Bay Company) و شرکت شمال غربی (North West Company) وارد شدند. کلیفورد سیفتون (Clifford Sifton)، وزیر کشور مسئول مهاجرت (۱۸۹۶–۱۹۰۵)، مهاجران اروپایی علاقه‌مند به کشاورزی را تشویق کرد تا زمین‌های دشت را در اطراف راه‌آهن سراسری اسکان دهند. مرزهای سیاسی این منطقه چندین بار تغییر کرده و از سرزمین روپرت، مناطق موقت قلمروهای شمال غربی، و در نهایت به یک استان تبدیل شده است. ساسکاچوان از سال ۱۹۰۵ استان کانادا بوده است.

تاریخ طبیعی

تاریخچه این منطقه دشت در واقع ۲,۰۰۰ تا ۲,۱۰۰ میلیون سال پیش آغاز شد، زمانی که دو قاره توسط اقیانوسی جدا شده بودند. "قاره چرچیل" که شامل منیتوبا و ساسکاچوان امروزی می‌شد، و "قاره سوپریور" که منیتوبا و انتاریو را شامل می‌شد. ۱,۸۳۰ تا ۱,۸۰۰ میلیون سال پیش این دو توده زمینی با هم برخورد کردند. منطقه سپر شمالی و کوه‌های راکی غربی در اثر این برخورد، زمین‌های مرتفع‌تری را تشکیل دادند.

زمین‌های پست‌تر پارک‌های امروزی حتی در دوران پالئوزوئیک توسط دریای کم‌عمقی پوشیده شده بود. این وضعیت تا دوره کرتاسه (۱۴۴ تا ۶۶ میلیون سال پیش) ادامه داشت که دریای داخلی شروع به تخلیه کرد. در این دوره، آثار فسیل‌شناسی گونه‌های مختلف دایناسور یافت می‌شود. عصر یخبندان دوره کواترنری، منظره ساسکاچوان را دوباره کاملاً تغییر داد و شکل داد و ۲ میلیون سال پیش رخ داد.

پس از این تغییرات زمین‌شناسی در منطقه و شکل‌گیری قاره آمریکای شمالی به شکلی که امروز می‌شناسیم، دوران پیش از تاریخ تا تاریخ معاصر آغاز شد.

دوران پیش از اروپاییان

باستان‌شناسان دوره زمانی مطالعه یافته‌های باستانی را به معاصر (از قرن بیستم به بعد)، پروتوهیستوریک (از ۱۶۲۰ تا دوران معاصر) و پیشاهیستوریک (مطالعه قبل از کاوش‌های اولیه در منطقه) تقسیم می‌کنند.

باستان‌شناسی پیشاهیستوریک به بررسی یافته‌ها و طبقه‌بندی آن‌ها بر اساس سنت‌های مردمان باستانی می‌پردازد.

سنت پالئوا-هندی در یافته‌های آگیت بیسین به قدمت ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد، سنت تالت‌هیلای در حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد و سنت شیلد آرکائیک در حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد.

آتاپاسکان‌ها، دِنه یا چیپویان‌ها در منطقه سپر زندگی می‌کردند و شکارچی گوزن شمالی بودند. تاریخ باستان‌شناسی آن‌ها در حدود ۱۶۱۵ مستند شده است.

ساموئل هِرن (Samuel Hearne) یکی از اولین کاشفانی بود که با دِنه تماس گرفت. کرای جنگلی یا آلتون (Kristinaux) در بالای خط درختان زندگی می‌کردند، در حالی که کرای دشت در منطقه باز پارک‌ها سکونت داشتند. شکارچیان بوفالو در دشت‌های ساسکاچوان عمدتاً از ملت‌های بومی سیوآن یا آسینیبوین (ناکوتــا) بودند. آتسینا یا داکوتا (سیو) در حومه منطقه‌ای که اکنون به عنوان ساسکاچوان شناخته می‌شود، زندگی می‌کردند.

کاشفان اولیه

برخی از کاشفان اولیه که به غرب راه یافتند عبارتند از:

  • لوی دِ لا کورن، شوالیه دِ لا کورن
  • پیتر فیدلر
  • ساموئل هِرن
  • آنتونی هندای
  • هنری کلسِی
  • پیر لا وِرِندری
  • پیتر پوند
  • جان پالیزر
  • دیوید تامپسون
  • فیلیپ تورنور

دوران تجارت خز

در ماه مه ۱۶۷۰، شاه چارلز دوم انگلستان بر سرزمین‌هایی که به حوضه آبریز خلیج هادسون تخلیه می‌شدند، ادعای حاکمیت کرد و آن سرزمین‌ها را به "فرماندار و شرکت ماجراجویان انگلستان که در خلیج هادسون تجارت می‌کنند" (که بعدها به شرکت خلیج هادسون تبدیل شد) واگذار کرد. این سرزمین‌ها پس از بنیانگذار شرکت، سرزمین روپرت نام گرفتند. در سال ۱۷۷۴، کامبرلند هاوس، اولین پست تجاری شرکت، تأسیس شد.

فرانسوی‌های کانادایی (Voyageurs) از شرکت شمال غربی که از شرق کانادا می‌آمدند، به داخل سرزمین سفر کردند و از سال ۱۷۴۰ تا حدود ۱۸۲۰، مردمان کرای نیز به سمت غرب مهاجرت می‌کردند و با ملت‌های هانینین و سیکسیکا که در حال حاضر در حوضه‌های رودخانه ساسکاچوان سکونت داشتند، تماس برقرار می‌کردند و نقش خود را به عنوان واسطه در تجارت خز ادامه می‌دادند. تاجران خز کانادایی، اروپایی و آمریکایی قلعه‌ها و پست‌های تجاری دایر کردند و با بومیان تجارت کردند، اما درگیری‌ها بین هانینین‌های محلی و کرای و آسینیبوین‌های واردشونده به دلیل ترجیح اروپاییان به تجارت با گروه‌های بومی اخیر نسبت به بومیان محلی تشدید شد و در سال ۱۷۹۴ به حملاتی علیه قلعه‌های شرکت شمال غربی و شرکت خلیج هادسون منجر شد.

بومیان محلی از جمله متیس، هانینین و سیکسیکا به شکار بوفالو عادت داشتند، اما برخی از متیس از دره رودخانه رد در دهه‌های ۱۸۴۰ تا ۱۸۶۰ دقیقاً به این دلیل که شکار در آن منطقه رو به کاهش بود، به آنجا مهاجرت کردند، نشانه‌ای از اتفاقاتی که در غرب رخ می‌داد. هنگامی که منیتوبا در سال ۱۸۷۰ تأسیس شد، بسیاری از متیس از آنچه که احساس می‌کردند سلب حقوقشان و از بین رفتن سبک زندگی‌شان در استان جدید است، ناامید شدند و به حوضه رودخانه ساسکاچوان مهاجرت کردند، در آنجا سکونتگاهی تأسیس کردند و گابریل دومونت را به عنوان اولین رئیس شورای سن لوران در سال ۱۸۷۲ انتخاب کردند که مسئول اداره شکار سالانه بوفالو و سایر قوانین محلی بود.

در سال ۱۸۷۵، شکارچیان متیس محلی به رهبری یکی از کارمندان شرکت خلیج هادسون، قوانین شکار تعیین شده توسط این شورا را برای محافظت از بوفالو با شکار پیش از کاروان اصلی نقض کردند. جریمه‌ای توسط شورای محلی بر شکارچیان اعمال شد که آنها به قاضی محلی، لارنس کلارک، اعتراض کردند. کلارک در واقع یکی از افسران شرکت خلیج هادسون بود، بنابراین با جانبداری از شکارچیان، از پلیس سواره نظام شمال غربی درخواست کمک کرد، که پنجاه افسر برای ارعاب و تضعیف اقتدار شوراهای محلی به نفع شرکت خلیج هادسون اعزام کردند. مدت کوتاهی پس از آن، مقر دولت قلمروهای شمال غربی به بتلفورد منتقل شد و یک پایگاه پلیس سواره نظام شمال غربی در داک لیک تأسیس شد.

در سال ۱۸۷۶، معاهده‌ای بین دولت کانادا و مردمان کرای محلی (معاهده ۶) منعقد شد و اگرچه محدودیت‌هایی بر شکار بوفالو و مالکیت زمین توسط برخی مطرح شد، اما آنها در نهایت در نسخه مکتوب معاهده محقق نشدند.

شورش شمال غربی

در سال ۱۸۷۷، در اولین جلسه شورا در مقر جدید دولت در بتلفورد، بسیاری از قوانین شورای قبلی سن لوران برای حفاظت از بوفالو تصویب شد، اما این محدودیت‌های شکار طبق توافق معاهده ۶ برای بومیان غیر متیس اعمال نمی‌شد و همچنین وسیله مؤثری برای کاهش شکار توسط بازارهای آمریکایی و برای آنها نبود. طبق گفته گابریل دومونت، رهبر کاروان رودخانه ساسکاچوان جنوبی، تا سال ۱۸۷۸ بوفالو در منطقه منقرض شده بود.

در اواخر دهه ۱۸۷۰ و اوایل دهه ۱۸۸۰، چندین درخواست توسط مردم متیس برای نمایندگی بهتر در دولت ارائه شد. معاهدات منعقد شده با گروه‌های بومی منطقه در آن زمان حس صداقت را ایجاد کرد و دولت منطقه‌ای تحت سلطه اقلیت اروپایی-کانادایی بود که خود را در بسیاری از مناطق "سفید" در مقابل اکثریت متیس می‌نامیدند. در آوریل ۱۸۸۳، یک شورای محلی به پیشنهادی برای اعزام هیئتی به اتاوا برای مطالبه حقوق خود رأی منفی داد و در عوض از تلاشی برای بازگرداندن لوئی ریل به کانادا حمایت کرد.

قبل از ورود لوئی ریل، دادخواستی از اسقف گاردین به نخست وزیر مک‌دونالد ارسال شد که تمام شکایات و خواسته‌های متیس در حوضه رودخانه ساسکاچوان جنوبی از جمله تأسیس استان ساسکاچوان، نقشه‌برداری صحیح از زمین‌های سنتی رودخانه‌ای متیس، و انتصاب ریل به عنوان عضوی از شورای منطقه‌ای یا سنای کانادا را بیان می‌کرد.

لوئی ریل در ژوئیه ۱۸۸۴ وارد ساسکاچوان شد. روز جشن در ۲۴ سپتامبر (بعداً به ۲۴ ژوئیه منتقل شد) همراه با تأسیس قدیس حامی متیس برگزار شد و ریل قبل از اعلام تأسیس دولت موقت ساسکاچوان در ۱۹ مارس ۱۸۸۵ با بسیاری از شوراها و افراد ملاقات کرد. در ۲۶ مارس، گابریل دومونت، آجودان-ژنرال این دولت موقت، داک لیک را با یک ارتش کوچک تصرف کرد و پلیس سواره نظام شمال غربی را عقب راند و بدین ترتیب شورش شمال غربی آغاز شد.

مرزهای سیاسی

سرزمین روپرت در سال ۱۶۷۰ با اعطای سرزمین‌های تخلیه شده به خلیج هادسون توسط شاه چارلز دوم انگلستان به "فرماندار و شرکت ماجراجویان تجارت در خلیج هادسون" (یعنی شرکت خلیج هادسون)، اولین منطقه غربی تحت کنترل انگلیس شد. این منطقه پس از پسرعموی شاه چارلز، پرنس روپرت راین، که اولین فرماندار شرکت بود، "سرزمین روپرت" نام گرفت.

قلمروهای شمال غربی در سال ۱۸۷۰ به مناطق تقسیم شدند. مناطق موقت آلبرتا، آسینیبویا، آتاباسکا و ساسکاچوان، مناطق قلمروهای شمال غربی بودند که در سال ۱۸۸۲ ایجاد شدند. نام آنها مناطق موقت گذاشته شد تا از منطقه کیواتین که رابطه خودمختارتری با اداره قلمروهای شمال غربی داشت، متمایز شوند. به دلیل وسعت قلمروهای شمال غربی، به مناطق اداری بیشتری تقسیم شد. در سال ۱۸۹۵، مناطق فرانکلین، اونگاوا و مک‌کنزی تشکیل شدند که همگی بخشی از قلمروهای شمال غربی بودند. تا این تاریخ، منطقه موقت آتاباسکا تا غرب به اولین نصف النهار گسترش یافته بود.

دوران مهاجرت و اسکان

الگوهای استقرار به شدت با در دسترس بودن حمل و نقل (به ویژه راه‌آهن) و حاصلخیزی خاک مرتبط بودند. گروه‌های قومی تمایل داشتند در کنار هم اسکان یابند تا بتوانند شبکه‌های حمایتی برای مذهب، زبان، آداب و رسوم و یافتن شرکای ازدواج ایجاد کنند.

مسیرهای سفر

هنگامی که نقشه‌برداران راه‌آهن از منطقه عبور کردند، ابتدا مسیری را در امتداد خط تلگراف اولیه پیشنهاد کردند. با این حال، تعدادی از عوامل تاریخی این مسیر را تغییر دادند. سفر از وینیپگ به کلگری از طریق دشت‌های جنوبی آسان‌تر از رفتن به سمت بتلفورد و ادمونتون بود. مسیر جنوبی راه‌آهن در سال ۱۸۸۲ از روستای پایل او بنز (Pile O' Bones) عبور کرد. تا سال ۱۹۰۳، هجوم مهاجران از طریق راه‌آهن جمعیت را به وضعیت شهری افزایش داد و پایل او بنز اکنون به نام رجینا شناخته می‌شد. در سال ۱۹۰۵، هنگامی که ساسکاچوان استان شد، رجینا به عنوان پایتخت نامگذاری شد. مهاجرت در یک کمپین تبلیغاتی عظیم توسط کلیفورد سیفتون، وزیر کشور مسئول مهاجرت (۱۸۹۶–۱۹۰۵)، که قانون خانه‌سازی کانادا، قانون سرزمین‌های دومینیون را در سال ۱۸۷۲ به وجود آورد، تبلیغ شد. راه‌آهن به سکونتگاه‌ها جان بخشید که به سرعت به روستاها و شهرها تبدیل شدند. معمولاً بسیاری از جوامع کوچک در فاصله ۱۰ تا ۱۲ مایلی از هم پدیدار شدند، مسافتی که به راحتی با اسب و کالسکه در یک روز قابل طی کردن بود.

سیاست مهاجرت

سیاست اسکان که توسط دولت فدرال، راه‌آهن کانادا، شرکت خلیج هادسون و شرکت‌های املاک مرتبط تعیین شده بود، مهاجرت را تشویق می‌کرد. رویداد کلیدی، تصمیم برای تقلید از قانون خانه‌سازی آمریکا با ارائه ۱۶۰ جریب فرنگی زمین کشاورزی رایگان به هر مرد بالای ۱۸ سال (یا زن سرپرست خانوار) بود که در آنجا ساکن می‌شد. کمپین‌های تبلیغاتی چشمگیر، مزایای زندگی در دشت را ترویج می‌کردند. مهاجران بالقوه جزواتی را می‌خواندند که کانادا را به باغ عدن واقعی تشبیه می‌کرد و نیاز به تخصص کشاورزی را کم‌اهمیت جلوه می‌داد. تبلیغات در "The Nor'-West Farmer" توسط کمیسر مهاجرت تلویحاً بیان می‌کرد که زمین‌های غربی دارای آب، چوب، طلا، نقره، آهن، مس و زغال سنگ ارزان برای سوخت هستند که همگی به راحتی در دسترس هستند. واقعیت بسیار سخت‌تر بود، به خصوص برای اولین مهاجران که در خانه‌های گلی زندگی می‌کردند. با این حال، پول شرق سرازیر شد و تا سال ۱۹۱۳، وام‌های رهنی بلندمدت به کشاورزان ساسکاچوان به ۶۵ میلیون دلار رسید.

قومیت

گروه‌های غالب شامل مهاجران بریتانیایی از شرق کانادا و بریتانیا بودند که حدود ۵۰٪ جمعیت را در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تشکیل می‌دادند. آنها نقش اصلی را در ایجاد نهادهای اساسی جامعه، اقتصاد و دولت دشت ایفا کردند. حدود ده درصد از مردم ایرلندی بودند، با پروتستان‌های پرتعدادتر که با پروتستان‌های انگلیسی و اسکاتلندی ادغام شدند، و کاتولیک‌های کمتر پرتعداد که کنترل کلیسای کاتولیک در استان را به دست گرفتند.

بلوک‌ها و مستعمرات

تا سال ۱۹۳۰، ۱۹ سکونتگاه بزرگ قومی-مذهبی در ساسکاچوان، عمدتاً در منطقه شمال مرکزی وجود داشت. هفت مورد فرانسوی، یک مورد آلمانی کاتولیک، دو مورد منونیت، دو مورد هوترایت، سه مورد اوکراینی-لهستانی، یک مورد روس دوخوبور و دو مورد اسکاندیناویایی بودند. آنها از نظر اندازه بسیار متفاوت بودند، از مستعمرات کوچک هوترایت با جمعیتی ۷۵ تا ۱۵۰ نفری تا مستعمره سن پیتر که پنجاه و شش شهر (بیش از دو هزار مایل مربع) را شامل می‌شد و حدود ۹۵۰۰ کاتولیک با اصالت آلمانی را در بر می‌گرفت.

در شمال غربی منطقه موقت ساسکاچوان، وزیر کشور کلیفورد سیفتون در سال ۱۸۹۹ مستعمرات بلوکی برای ۷۴۰۰ مهاجر دوخوبور از روسیه ایجاد کرد. پیتر وریگین در سال ۱۹۰۲ وارد شد و رهبر شد. پس از اینکه رفتار عجیب آنها افکار عمومی را بیگانه کرد (مانند راهپیمایی‌های اعتراضی برهنه)، دولت در سال ۱۹۰۷ بیشتر زمین‌هایی را که به آنها اعطا شده بود، پس گرفت. وریگین بیشتر آنها را به بریتیش کلمبیا هدایت کرد.

اشراف فرانسوی سن هیوبرت در سال ۱۸۸۴ مزرعه رولاندرای (Rolanderie Ranch) و سبکی از زندگی اشرافی را در وایت‌هووود (Whitewood) تأسیس کردند. کنت‌ها به دنبال ایجاد تعدادی سرمایه‌گذاری تجاری، از جمله کارخانه فرآوری شیکوری، کارخانه پنیر گرویر، طرح چغندر قند و عملیات پرورش اسب بودند. آنها گاهی با پست استعماری انگلیسی کنینگتون مانور (Cannington Manor) معاشرت می‌کردند. در دهه ۱۸۸۰، ادوارد پیرس تلاش کرد تا زندگی اوایل دوران ویکتوریا را در کنینگتون مانور بازآفرینی کند، که اکنون به عنوان پارک استانی کنینگتون مانور حفظ شده است.

مهاجران بار (Barr Colonists) در سال ۱۹۰۳ به سمت شمال رفتند و در بریتانیا (Brittania) که اکنون لویدمینستر، ساسکاچوان نامیده می‌شود، ساکن شدند.

آلمانی‌ها

مهاجران آلمانی عمدتاً از روسیه و پس از سال ۱۹۱۴ از سکونتگاه‌های آلمانی-آمریکایی در داکوتای شمالی و جنوبی می‌آمدند. آنها به صورت گروه‌های بزرگ نمی‌آمدند، بلکه به عنوان بخشی از زنجیره اعضای خانواده بودند، جایی که مهاجران اول مکان‌های مناسب را پیدا می‌کردند و دیگران را خبر می‌کردند. آنها جوامع متمرکز آلمانی‌زبان را حول کلیساهای کاتولیک یا لوتری خود تشکیل دادند و آداب و رسوم دنیای قدیم را ادامه دادند. آنها کشاورزانی بودند که گندم می‌کاشتند. مهاجران از روسیه، بوکووینا و دوبروجای رومانیایی روستاهای خود را در مسیری به عرض ۴۰ مایل در شرق رجینا تأسیس کردند.

آلمانی‌ها مدارس مذهبی را عمدتاً برای حفظ ایمان مذهبی خود اداره می‌کردند؛ اغلب آنها فقط یک ساعت آموزش زبان آلمانی در هفته ارائه می‌دادند، اما همیشه پوشش گسترده‌ای از مذهب داشتند. اکثر کودکان کاتولیک آلمانی تا سال ۱۹۱۰ در مدارسی که کاملاً به زبان انگلیسی تدریس می‌شدند، تحصیل می‌کردند. در دوره ۱۹۳۰-۱۹۳۰، کاتولیک‌های آلمانی عموماً به جناح لیبرال رأی می‌دادند (به جای جناح حقوق استانی و محافظه‌کار)، زیرا لیبرال‌ها را بیشتر مایل به حمایت از اقلیت‌های مذهبی می‌دانستند. گاهی اوقات آنها به محافظه‌کاران یا نامزدهای مستقلی رأی می‌دادند که حمایت بیشتری از بودجه دولتی مدارس مذهبی ارائه می‌دادند. آلمان نازی در دهه ۱۹۳۰ تلاش سیستماتیکی برای تبلیغ در میان آلمانی‌های ساسکاچوان انجام داد. کمتر از ۱٪ پیام آنها را تأیید کردند، اما برخی قبل از اینکه احساسات ضد نازی در سال ۱۹۳۹ غالب شود، به آلمان بازگشتند.

اوکراینی‌ها

در سال ۱۹۱۱، ۲۲,۳۰۰ اوکراینی در ساسکاچوان و ۲۸,۱۰۰ نفر در سال ۱۹۲۱ زندگی می‌کردند. فقط منیتوبا تعداد بیشتری داشت. ۱۰۷,۰۰۰ اوکراینی در سال ۱۹۲۱ در سراسر کشور، به ۵۳۰,۰۰۰ نفر در سال ۱۹۸۱ افزایش یافتند، از جمله ۱۰۱,۰۰۰ نفر در ساسکاچوان.

اوکراینی‌ها - که در آن زمان اغلب "روتنی" نامیده می‌شدند - در دهه ۱۸۹۰ شروع به آمدن به صورت انبوه کردند. آنها به عنوان کشاورز آمدند و فعالانه کلیسا ساختند. درخواست‌های آنها برای مدارس دولتی به زبان اوکراینی اغلب توسط مقامات محلی رد می‌شد.

مردان اوکراینی در سال ۱۹۱۴ شهروند کانادا نبودند، بلکه تابع امپراتوری اتریش-مجارستان، یک ملت دشمن، بودند. بسیاری بیکار بودند. دولت حدود ۵۰۰۰ مرد را بازداشت کرد، عمدتاً کسانی که سعی داشتند از مرز عبور کرده و وارد ایالات متحده شوند (خروج از کشور برای یک بیگانه دشمن غیرقانونی بود). آنها برای پروژه‌های کار عمومی فدرال و استانی و همچنین برای راه‌آهن گماشته شدند.

از نظر مذهبی، اوکراینی‌ها بین دو فرقه کاتولیک و دو فرقه ارتدوکس تقسیم شده بودند. یکی از دومی‌ها "کلیسای ارتدکس اوکراینی کانادا" بود که در سال ۱۹۱۸ با هدف دفاع از منافع مردم به عنوان سنگری در برابر تبعیض و ظلمی که اوکراینی‌ها به تازگی تجربه کرده بودند، تأسیس شد.

از زمان جنگ جهانی دوم، اوکراینی‌ها عمدتاً در فرهنگ کانادایی ادغام شده‌اند.

ادغام و بومی‌گرایی

در دوره ۱۹۱۰–۱۹۳۰، وزارت آموزش استان تلاش‌های سیستماتیکی را برای استخدام معلمان انگلیسی‌زبان در هر مدرسه انجام داد تا گروه‌های قومی را از طریق استفاده از زبان انگلیسی و آموزش ارزش‌های بریتانیایی، کانادایی کند. او نقش معلم را به عنوان یک مربی، مبلغ و الگوی شهروند کانادایی تصور می‌کرد.

کوکلوکس کلان در سال ۱۹۲۶ به سمت شمال به دشت‌ها حرکت کرد و به ویژه در میان ساکنان بریتانیایی ساسکاچوان قوی بود. این گروه بر تعصبات قومی بنا شد، اما موفقیت‌های عمده کمی داشت. اوج آن در سال‌های ۱۹۲۷–۱۹۳۰ بود که واژگان مورد استفاده برای بحث در مورد مسائل زبان، فرقه گرایی، مهاجرت و کنترل منابع طبیعی را شکل داد. بارها و بارها در مورد "توطئه‌های کاتولیک" هشدار داد، اما زمانی که رکود بزرگ فرا رسید و افراد توطئه‌اندیش توجه خود را به شهرهای شرقی و بانکداران معطوف کردند، محو شد.

خانواده‌ها

نقش‌های جنسیتی به شدت تعریف شده بود. مردان عمدتاً مسئول شخم زدن زمین؛ کاشت و برداشت؛ ساخت خانه؛ خرید، بهره‌برداری و تعمیر ماشین‌آلات؛ و مدیریت امور مالی بودند. در ابتدا مردان مجرد زیادی در دشت وجود داشتند، یا همسرانی که همسرانشان هنوز در شرق بودند، اما آنها دوران سختی داشتند. آنها نیاز به همسر را درک کردند. در سال ۱۹۰۱، ۱۹,۲۰۰ خانواده وجود داشت، اما این تعداد تنها ۱۵ سال بعد به ۱۵۰,۳۰۰ خانواده افزایش یافت. همسران نقش محوری در اسکان منطقه دشت ایفا کردند. کار، مهارت‌ها و توانایی آنها در سازگاری با محیط سخت در مواجهه با چالش‌ها تعیین‌کننده بود. آنها نان، لوبیا و بیکن تهیه می‌کردند، لباس‌ها را وصله می‌کردند، فرزندان را بزرگ می‌کردند، تمیز می‌کردند، باغ را می‌پروراندند، در زمان برداشت کمک می‌کردند و همه را شفا می‌دادند. در حالی که نگرش‌های مردسالارانه غالب، قوانین و اصول اقتصادی، مشارکت زنان را مبهم می‌ساخت، انعطاف‌پذیری زنان کشاورز در انجام کارهای مولد و غیرمولد برای بقای مزارع خانوادگی و در نتیجه موفقیت اقتصاد گندم حیاتی بود.

تاریخچه جمعیت

هنگامی که ساسکاچوان در سال ۱۹۰۵ استان شد، تبلیغ‌کنندگان و سیاستمداران اعلام کردند که سرنوشت آن تبدیل شدن به قدرتمندترین استان کانادا است. ساسکاچوان یک برنامه بلندپروازانه برای ساخت استان بر اساس فرهنگ آنگلو-کانادایی و تولید گندم برای بازار صادرات آغاز کرد. جمعیت از ۹۱,۰۰۰ نفر در سال ۱۹۰۱ به ۴۹۲,۰۰۰ نفر در سال ۱۹۱۱، به لطف مهاجرت گسترده کشاورزان از ایالات متحده، آلمان و اسکاندیناوی، پنج برابر شد. تلاش‌هایی برای ادغام تازه‌واردان با فرهنگ و ارزش‌های بریتانیایی-کانادایی انجام شد.

جمعیت در سال ۱۹۲۱ به ۷۵۸,۰۰۰ نفر و در سال ۱۹۳۱ به اوج خود یعنی ۹۲۲,۰۰۰ نفر رسید. این استان در دوران رکود بزرگ و سال‌های جنگ جمعیت خود را از دست داد و در سال ۱۹۵۱ به ۸۳۰,۰۰۰ نفر کاهش یافت، سپس به آرامی دوباره افزایش یافت و از سال ۱۹۸۶ در حدود یک میلیون نفر ثابت مانده است.

تاریخچه قومی استان در داده‌های نیاکان در سال ۲۰۰۶ منعکس شده است. بزرگترین گروه‌های قومی آلمانی (۳۰.۰٪)، سپس انگلیسی (۲۶.۵٪)، اسکاتلندی (۱۹.۲٪)، ایرلندی (۱۵.۳٪)، اوکراینی (۱۳.۶٪)، فرانسوی (۱۲.۴٪)، بومیان (۱۲.۱٪)، نروژی (۷.۲٪)، لهستانی (۶.۰٪)، متیس (۴.۴٪)، هلندی (۳.۷٪)، روسی (۳.۷٪) و سوئدی (۳.۵٪) بودند. حدود ۱۸.۱٪ از کل پاسخ‌دهندگان قومیت خود را "کانادایی" نیز ذکر کردند.

بزرگترین فرقه‌ها در سال ۲۰۰۱ کلیسای جامع رومی با ۲۸۶,۸۱۵ نفر (۳۰٪)، کلیسای متحد کانادا با ۱۸۷,۴۵۰ نفر (۲۰٪) و لوتری‌ها با ۷۸,۵۲۰ نفر (۸٪) بودند. ۱۴۸,۵۳۵ نفر (۱۵.۴٪) پاسخ "بدون دین" دادند.

۱۹۰۵–۱۹۳۰

ساختار دولت

مناطق موقت آسینیبویا، ساسکاچوان و آتاباسکا از قلمروهای شمال غربی در سال ۱۹۰۵ در استان ساسکاچوان ادغام شدند. مرزها عبارتند از: در غرب، نصف‌النهار چهارم [نقشه برداری سرزمین‌های دومینیون]؛ در جنوب، خط مرزی ۴۹ ام موازی ایالات متحده و کانادا؛ در شمال، خط مرزی قلمروهای شمال غربی-ساسکاچوان؛ و تقریباً در نصف‌النهار دوم در مرز شرقی با استان منیتوبا.

دولت اولیه، مناطق توسعه محلی (بعداً به شهرداری‌های روستایی تبدیل شدند) را برای محافظت در برابر آتش‌سوزی‌های دشت، ایجاد جاده‌ها و پل‌ها تشکیل داد. با تأسیس خانه‌سازی‌ها و تکمیل روش‌های کشاورزی، جامعه به آرامی تکامل یافت. با منابع مالی تکمیلی، شهرداری‌های روستایی اکنون می‌توانستند مدارس، کلیساها، قبرستان‌ها و مراقبت‌های بهداشتی را برای ساکنان خود توسعه داده و تأسیس کنند.

تاریخ سیاسی ۱۹۰۵–۱۹۱۹

رونق بلندمدت استان به قیمت جهانی گندم بستگی داشت که از دهه ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰ به طور پیوسته افزایش یافت و سپس سقوط کرد. تولید گندم با سویه‌های جدیدی مانند سویه "مارکی" که ۸ روز زودتر می‌رسید و ۷ بوشل در هر جریب بیشتر از "رد فایف" استاندارد قبلی محصول می‌داد، افزایش یافت. تولید ملی گندم از ۸ میلیون بوشل در سال ۱۸۹۶ به ۲۶ میلیون در سال ۱۹۰۱ و تا سال ۱۹۲۱ به ۱۵۱ میلیون رسید.

در انتخابات استانی سال ۱۹۰۵، لیبرال‌ها ۱۶ کرسی از ۲۵ کرسی را در ساسکاچوان به دست آوردند. دولت ساسکاچوان در سال ۱۹۰۹ شرکت بل تلگراف را خریداری کرد، دولت خطوط دوربرد را در اختیار داشت و خدمات محلی را به شرکت‌های کوچک سازمان‌یافته در سطح شهرداری واگذار کرد. نخست وزیر توماس والتر اسکات، کمک دولتی را به مالکیت کامل ترجیح می‌داد زیرا معتقد بود شرکت‌ها زمانی بهتر عمل می‌کنند که شهروندان در اداره آنها سهیم باشند؛ او در سال ۱۹۱۱ شرکت آسانسور تعاونی ساسکاچوان را تأسیس کرد. علیرغم فشار گروه‌های کشاورزان برای دخالت مستقیم دولت در تجارت غلات، دولت اسکات تصمیم گرفت به یک شرکت آسانسور متعلق به کشاورزان وام بدهد. ساسکاچوان در سال ۱۹۰۹ تضمین اوراق قرضه را برای شرکت‌های راه‌آهن برای ساخت خطوط انشعابی ارائه کرد و نگرانی کشاورزانی را که در رساندن گندم خود به بازار با گاری مشکل داشتند، برطرف کرد.

جنبش‌های اصلاح شهری در رجینا در سال‌های درست قبل از شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ به حمایت گروه‌های تجاری و حرفه‌ای متکی بودند. برنامه‌ریزی شهری، اصلاح دولت محلی و مالکیت شهرداری تأسیسات شهری بیشتر مورد حمایت این دو گروه، اغلب از طریق سازمان‌هایی مانند هیئت بازرگانی بود. سازمان‌های مرتبط با کلیسای پروتستان و سایر سازمان‌های انسان‌دوستانه عموماً از اصلاحات رفاه اجتماعی و مسکن حمایت می‌کردند، اما معمولاً در اجرای اصلاحات خود کمتر موفق بودند.

استان در سال ۱۹۱۴ با شور و شوق میهن‌پرستانه به جنگ جهانی اول پاسخ داد و از رونق اقتصادی حاصل از آن بهره‌مند شد. قیمت گندم سه برابر شد و مساحت زیر کشت دو برابر شد. روح فداکاری در زمان جنگ، جنبش‌های اصلاح اجتماعی را که قبل از جنگ وجود داشتند و اکنون به ثمر رسیدند، تشدید کرد. ساسکاچوان در سال ۱۹۱۶ حق رأی را به زنان داد و در پایان سال ۱۹۱۶ رفراندومی را برای ممنوعیت فروش الکل تصویب کرد.

میهن‌پرستی همچنین تقاضا برای یک زبان مشترک - انگلیسی - را برای همه در استان ایجاد کرد. جنگ ترس از قومیت‌ها را به سطح آورد و غریزه بقا نیاز به هویت کانادایی را توسعه داد.

۱۹۱۹–۱۹۳۹

سقوط اقتصادی پس از جنگ، جنبش اعتراضی خشمگین کشاورزان را ایجاد کرد. کشاورزان دشت مدت‌ها خود را قربانی شرکت‌های قدرتمند - شرکت‌های غلات، بانک‌ها و راه‌آهن - می‌دانستند که همگی در تورنتو و مونترال مستقر بودند. حملات به صنعتگران و سرمایه‌گذاران، تعرفه‌های بالا را که برای حمایت از تولیدکنندگان به قیمت کشاورزان طراحی شده بود، مقصر دانست. در طول جنگ، کشاورزان احساس خیانت مضاعف داشتند. دولت فدرال ابتدا قول داد sons خود را از خدمت اجباری نظامی معاف کند، سپس این معافیت را لغو کرد. قیمت گندم را در زمانی که بالا بود سقف گذاشت، اما وقتی پایین بود کف را حذف کرد. سرخوردگی انباشته شده کشاورزان منجر به تشکیل حزب پیشرو (Progressive Party) در چندین استان شد؛ این حزب ۶۴ نماینده را در انتخابات عمومی ۱۹۲۱ به اتاوا فرستاد.

مشتاق کنترل قیمت گندم، ۴۶,۰۰۰ کشاورز در سال‌های ۱۹۲۳–۱۹۲۴ برای تأسیس "تولیدکنندگان تعاونی گندم ساسکاچوان" - "استخر گندم ساسکاچوان" (Saskatchewan Wheat Pool) - پیوستند که تقریباً گندم همه را خرید و در سیلوها برای بهترین قیمت نگهداری می‌کرد. این استخر در سال ۱۹۳۱ از نظر مالی ورشکست شد و دولت فدرال مجبور شد ضررها را جبران کند؛ این تعاونی به عنوان شبکه‌ای از سیلوهای متعلق به کشاورزان ادامه یافت. این تعاونی دستور کار اصلاحی برای توسعه کشاورزی را با نمایندگان تمام وقت منطقه‌ای، یا مدیران میدانی، که آموزش، نمایش تجهیزات مزرعه، پیک‌نیک‌های اجتماعی و تظاهرات، و بیمه تعاونی را در میان برنامه‌های دیگر ترویج می‌کردند، پیش برد.

دهه ۱۹۲۰ شاهد تنش‌های قومی و رونق بی‌سابقه بود. فعالیت‌های قاچاق مشروبات الکلی، گانگسترها مانند آل کاپون، و تجارت زیرزمینی قاچاق ویسکی از غارها در اطراف سیپرس هیلز (Cypress Hills) و راه‌آهن سو لاین (Soo Line Railroad) که در موس جا (Moose Jaw)، "شهر گناه شمال" یا "شیکاگوی کوچک" به پایان می‌رسید، استفاده می‌کردند. خانواده برونفمن در طول دوره ممنوعیت الکل با ارسال مشروبات الکلی به ایالات متحده، جایی که غیرقانونی بود، ثروتمند شدند. تحت رهبری برادران سام و هری، خانواده بیشتر عملیات خود را از یورکتون و رجینا اداره می‌کرد، در حالی که انباری در موس جا داشتند.

انجمن زارعان غلات ساسکاچوان با لیبرال‌های استانی همکاری کرد و آنها را تا سال ۱۹۲۹ در قدرت نگه داشت، زمانی که یک ائتلاف به رهبری محافظه‌کاران برای یک دوره انتخاب شد. با بهبود قیمت گندم، اواخر دهه ۱۹۲۰ سال‌های طلایی بودند. تا سال ۱۹۲۷ ساسکاچوان در تولید گندم، جو، چاودار و کتان، و در سایر زمینه‌های مختلف در رتبه اول استان‌ها قرار گرفت. مهم‌تر از همه، در سرانه ثروت در رتبه اول قرار گرفت. با جمعیتی ۹۲۲,۰۰۰ نفری در سال ۱۹۳۱، از نظر اندازه در رتبه سوم، پس از انتاریو و کبک قرار گرفت.

رکود بزرگ به شدت به دشت‌ها ضربه زد، به ویژه هنگامی که با خشکسالی دهه سی "کثیف" (Dirty Thirties) ترکیب شد. بازار جهانی گندم سقوط کرد و درآمد سرانه ۷۵٪ کاهش یافت. هزاران نفر از خانه‌های خانوادگی مهاجرت کردند زیرا دیگر قادر به حمایت از خانواده و جامعه نبودند. هزینه‌های امداد در استان در سال ۱۹۳۷ از ۴۰ میلیون دلار فراتر رفت و کل بودجه استانی ۱۹۳۹ به مبلغ ۲۳ میلیون دلار را تحت‌الشعاع قرار داد. دولت تحت فشار، مالیات جدید ۲ درصدی بر فروش را برای پوشش اوراق قرضه تعهدی که به معلمان به جای حقوق داده شده بود، وضع کرد.

در سال ۱۹۳۰، ساسکاتون مجموعه‌ای از طرح‌های "کار در ازای دستمزد" را آغاز کرد که برای تأمین مشاغل دستی غیر ماهر برای بیکاران طراحی شده بود. این پروژه‌ها که از منابع شهری، استانی و فدرال تأمین مالی می‌شدند، اما توسط شهر اداره می‌شدند، در ابتدا بیکاری را در سطوح قابل مدیریت نگه داشتند. قبل از سال ۱۹۳۲، اکثر کارشناسان رکود را یک ناهنجاری موقت، یک وضعیت اضطراری کوتاه‌مدت می‌دانستند که نیازی به اقدامات اضطراری کوتاه‌مدت بیش از آن نداشت. تا سال ۱۹۳۲، رکود بدتر می‌شد و هیچ پایانی برای آن متصور نبود. تا بهار ۱۹۳۲، دولت‌های فدرال و استانی که با کمبود درآمد مواجه بودند، مجبور شدند پروژه‌های عمرانی پرهزینه را کنار بگذارند و به سمت امداد مستقیم ارزان‌تر و کارآمدتر، یعنی توزیع پول نقد و سبدهای غذا، روی آورند. فعالیت‌های رادیکال در شهرها منجر به شورش استوان (Estevan Riot) و شورش رجینا (Regina Riot) شد.

در نهایت، رفاه پس از سال ۱۹۳۹، با افزایش قیمت محصولات کشاورزی و ورود ساسکاچوان به تلاش جنگی، بازگشت.

ساختار اجتماعی، دهه‌های ۱۹۴۰–۱۹۵۰

حتی در سال ۱۹۴۰، استان عمدتاً روستایی بود و با بسیاری از دهکده‌ها و شهرهای خدماتی کوچک پراکنده شده بود. دو سوم مردم در مزارع زندگی می‌کردند. یک دهم در شهرک‌ها یا روستاهای بیش از ۱۰۰۰ نفر جمعیت زندگی می‌کردند. ۱۵٪ دیگر در چهار شهر کوچک زندگی می‌کردند: رجینا، پایتخت، با جمعیت ۵۸,۰۰۰ نفر؛ موس جا، چهل مایل در غرب رجینا، با ۲۰,۰۰۰ نفر؛ ساسکاتون، خانه دانشگاه، با ۴۳,۰۰۰ نفر؛ و پرینس آلبرت در شمال، با ۱۳,۰۰۰ نفر. شهرها صرفاً نسخه‌های بزرگ‌تری از شهرهای روستایی بودند؛ آنها عمدتاً مراکز تجاری بودند که به مناطق روستایی خدمات می‌دادند. راه‌آهن، تجارت عمده‌فروشی و خرده‌فروشی بیشتر کارگران شهری را استخدام می‌کردند.

قدرت تصمیم‌گیری اقتصادی کمی در شهرها متمرکز بود. طبقه متوسط بالای شهری کوچک از متخصصان و مدیران شعب بانک‌ها و شرکت‌های ملی یا سران سازمان‌های تولیدی یا تجاری کوچک محلی تشکیل شده بود. بانک‌ها عمدتاً شعباتی با دفاتر مرکزی در شرق دور بودند؛ فروشگاه‌های پیشرو شعبه‌هایی از زنجیره‌های ملی، به ویژه ایتون، سیمپسون، شرکت خلیج هادسون بودند. برای کشاورزان و شهری‌ها به طور یکسان، این نام‌ها نماد دنیای تجارت شرق بودند که سرنوشت آنها را کنترل می‌کرد و هدف ترس‌های سیاسی قرار گرفتند.

برابری اجتماعی و اقتصادی فراگیر در مناطق روستایی حاکم بود. تفاوت‌های شدیدی بین جنوب غنی و شمال فقیر وجود داشت. کشاورزان در مناطق با خاک خوب عموماً ثروتمندتر بودند؛ مزارع بزرگ از ... در دشت‌های حاصلخیز رجینا و در منطقه روزتاون در غرب ساسکاتون غالب بودند؛ مزارع کوچک از ... مناطق فقیرنشین شمالی را با تولیدات کم حتی در سال‌های آب و هوای خوب مشخص می‌کردند. در داخل استان، ارزیابی متوسط هر جریب زمین از شاخص ۹ برای فقیرترین شهرداری روستایی تا ۷۶ برای ثروتمندترین متغیر بود. با این حال، در هر جامعه روستایی، تفاوت در ارزش زمین کم بود، زیرا اکثریت قریب به اتفاق مزارع شرایط یکسانی از نظر خاک و بارندگی داشتند. تفاوت در درآمد در جوامع روستایی منفرد وجود داشت، اما به اندازه‌ای بزرگ نبود که منجر به ظهور طبقات اجتماعی متمایز شود. تعداد کمی کارگر مزدور وجود داشت و کشاورزان مستاجر عمدتاً مردان زیر ۴۰ سال بودند که انتظار داشتند در نهایت زمین بخرند یا به ارث ببرند.

مکانیزاسیون پس از سال ۱۹۴۵ چهره ساسکاچوان را تغییر داد. کمباین‌ها و کشاورزی مکانیزه اکنون در دسترس بودند، مزارع بزرگتر شدند و افراد بیشتری به مراکز شهری نقل مکان کردند. مدرسه یک اتاقه بسته شد تا جا را برای مدرسه صنعتی‌تر یا متمرکزتر در شهر باز کند که منابع بیشتری را برای توسعه فناوری بیشتر فراهم می‌کرد. رشد و پیشرفت در فناوری راه را برای جامعه معاصر ساسکاچوان هموار کرد.

تامی داگلاس و CCF

یک جنبش سیاسی جدید ظهور کرد، فدراسیون تعاونی مشترک المنافع (Cooperative Commonwealth Federation - CCF)؛ مانیفست ۱۹۳۳ آن وعده ریشه‌کن کردن سرمایه‌داری و جایگزینی آن با "برنامه‌ای کامل از برنامه‌ریزی اجتماعی که منجر به تأسیس "مشترک المنافع تعاونی" در کانادا خواهد شد" را داد. تامی داگلاس (۱۹۰۴–۱۹۸۶)، یک وزیر باپتیست با پیشینه طبقه کارگر، CCF را در سال ۱۹۴۴ به قدرت رساند و تا سال ۱۹۶۱ آن را در قدرت نگه داشت. داگلاس ریاست اولین دولت سوسیالیستی منتخب در کانادا را بر عهده داشت و به عنوان پدر پزشکی اجتماعی شده و رهبر معرفی سوسیالیسم دموکراتیک به جریان اصلی سیاست کانادا شناخته می‌شود.

ساسکاچوان CCF در ژوئن ۱۹۴۴ با "پلتفرم جیبی" که خواستار مالکیت خانه و کاهش بدهی؛ افزایش مستمری سالمندان، کمک‌هزینه مادران و مراقبت از معلولان؛ خدمات پزشکی، دندانپزشکی و بیمارستانی عمومی؛ آموزش برابر؛ آزادی بیان و مذهب؛ مذاکره جمعی؛ و تشویق تعاونی‌های اقتصادی بود، پیروز شد. CCF، در حالی که از نظر لفظی سوسیالیست بود، بانکداری یا صنعت را ملی نکرد؛ بلکه به دنبال یک اقتصاد مختلط، شامل بخش‌های عمومی، خصوصی و تعاونی، با نقشی قوی برای مالکیت خصوصی در نوآوری و رقابت، اما با کنترل‌های جدید بود. برای مثال، در دوره اول خود، CCF قانون امنیت مزرعه را تصویب کرد که بانک‌ها و شرکت‌های رهنی را از سلب مالکیت مزارع خانوادگی منع می‌کرد.

دولت CCF همچنین قانون اتحادیه‌های کارگری را که بیشترین حمایت را از کارگران داشت، در آمریکای شمالی معرفی کرد. ساسکاچوان اولین استانی بود که به کارمندان دولتی اجازه سازماندهی اتحادیه‌ها را داد (۱۹۴۴)، اولین استانی بود که منشور حقوقی را برای ممنوعیت تبعیض بر اساس نژاد، رنگ یا عقیده وضع کرد (۱۹۴۷)، اولین استانی بود که بیمه اجباری خودروی دولتی را اجرا کرد (۱۹۴۶)، و اولین استانی بود که طرح بیمه بیمارستان را اجرا کرد (۱۹۴۷).

CCF متعهد به برنامه‌ریزی مبتنی بر بهره‌وری بود. داگلاس هیئت مشاوران اقتصادی و برنامه‌ریزی (Economic Advisory and Planning Board - EAPB) را تأسیس کرد، که کمیته‌ای از هیئت دولت با دبیرخانه‌ای پشتیبان بود و مسئول برنامه‌ریزی استراتژی‌های توسعه اقتصادی برای استان و ارزیابی کلی سیاست‌ها و برنامه‌ها بود. EAPB به دو سازمان جدید تبدیل شد: دفتر بودجه (Budget Bureau) و دفتر مالی دولت (Government Finance Office). اولی دبیرخانه هیئت خزانه داری، کمیته هیئت دولت مسئول تخصیص بودجه بود. علاوه بر این، دفتر بودجه واحد سازمان و روش‌ها را داشت که عملیات دپارتمان‌های مختلف دولتی را بررسی می‌کرد و توصیه‌هایی در مورد چگونگی مدیریت مؤثرتر آنها ارائه می‌داد. بودجه‌بندی بیش از یک تمرین مکانیکی تخصیص پول شد؛ بلکه به نقطه تلاقی فرآیند تصمیم‌گیری تبدیل شد، جایی که تمام اولویت‌های متنوع دولت داگلاس ادغام می‌شدند.

CCF یازده شرکت دولتی کوچک از جمله تأسیسات برق و تلفن، شرکت‌های اتوبوس و هواپیمایی، و سرمایه‌گذاری در معدن سدیم سولفات، یک کارخانه پشم‌بافی و یک کارخانه کفش تأسیس کرد. تا سال ۱۹۴۹، اکثر شرکت‌های غیر خدماتی قادر به کسب سود نبودند و فعالیت‌های خود را متوقف کردند.

رونق پس از سال ۱۹۴۵ بازگشت و جمعیت به تدریج افزایش یافت. حرکت از مزارع به شهرک‌ها و شهرها چشمگیرتر شد زیرا کشاورزی مکانیزه‌تر و سرمایه‌برتر شد. افزایش تولید نفت، گاز و اورانیوم، و آغاز صنعت پتاس به تنوع بخشیدن به اقتصاد فراتر از گندم کمک کرد.

سیاست‌های بومی

داگلاس در سال ۱۹۴۶ نمایندگان مردمان بومی را گرد هم آورد تا یک سازمان واحد برای نمایندگی منافع سرخپوستان تشکیل دهند. سه سازمان موجود در اتحادیه سرخپوستان ساسکاچوان (Union of Saskatchewan Indians) ادغام شدند که بعدها به فدراسیون ملت‌های سرخپوستان ساسکاچوان (Federation of Saskatchewan Indian Nations - FSIN) تبدیل شد. EAPB داگلاس تجزیه و تحلیل عمیقی از چالش‌های جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی پیش روی جمعیت مردمان بومی تهیه کرد. در قرن بیست و یکم، FSIN یک سازمان قوی سیاست‌گذاری و اجرای برنامه است، که شاید یکی از مؤثرترین سازمان‌های هم‌نوع در کانادا باشد.

ابتکارات CCF شامل تشویق بومیان شمال به مبادله سبک زندگی نیمه کوچ‌نشینی خود با زندگی در محیط‌های شهری بود. تأسیس کینوسائو (Kinoosao) در دریاچه رین‌دیر (Reindeer Lake) نمونه‌ای از چگونگی تأسیس دهکده‌های جدید توسط برنامه‌ریزان CCF است؛ فرآیندهای توسعه جامعه، افراد محلی را حذف می‌کرد. با این حال، علیرغم مقاومت قابل توجه، انگیزه‌ها و اقدامات قهری مختلف منجر به جابجایی تقریباً همه شمالی‌ها به سکونتگاه‌های دائمی شد.

پزشکی اجتماعی شده

در سال ۱۹۵۹، داگلاس بیمه درمانی همگانی را بر اساس پیش‌پرداخت، خدمات با کیفیت و مدیریت دولتی، و از طریق طرحی قابل قبول برای پزشکان و بیماران، وعده داد. انتخابات سال ۱۹۶۰ بر سر این موضوع برگزار شد؛ پزشکان علیه آن کارزار کردند، اما CCF پیروز شد.

CCF شامل دو سنت متضاد بود - گروهی همسو با رویکرد منطقی، بوروکراتیک و دولتی به دولت و جناحی متعهد به ایده‌آل‌های مردمی مشارکت دموکراتیک. مبارزه بین این دو جناح که گاهی همپوشانی داشتند، حداقل به طور موقت، با استعفای داگلاس و جانشینی وودرو اس. لوید (Woodrow S. Lloyd) (۱۹۱۳–۱۹۷۲) به عنوان نخست وزیر در نوامبر ۱۹۶۱ پایان یافت. رویکرد دولتی لوید به دولت، CCF و سیاست‌های آن را در دوره حساس معرفی سیستم بیمه درمانی دولتی در سراسر استان تحت سلطه داشت. هیچ رفراندومی یا کنترل محلی از طریق کلینیک‌های اجتماعی در اجرای طرح بیمه درمانی مجاز نبود (بخشی به دلیل مخالفت پزشکان با کلینیک‌های اجتماعی). این طرح نه برای تأیید، بلکه برای پذیرش عمومی ارائه شد. CCF مشارکت اجتماعی را ضروری می‌دانست. پس از بیست سال در قدرت، ایدئولوژی میانه‌رو-بوروکراتیک بر حزب غالب شد و مخالفان دولت و طرفداران تمرکززدایی در CCF ساسکاچوان در حال عقب‌نشینی بودند.

لایحه بیمه مراقبت‌های پزشکی ساسکاچوان در نوامبر ۱۹۶۱ به قانون تبدیل شد و انجمن پزشکی اعلام کرد پزشکان از مشارکت خودداری خواهند کرد و شکایت کردند که این امر باعث انضباط و اختلال در رابطه پزشک-بیمار خواهد شد. پزشکان حتی برای چند هفته در ژوئیه ۱۹۶۲ دست به اعتصاب زدند، اما زمانی که قوانین جدید به آنها اجازه داد خارج از سیستم فعالیت کنند، بازگشتند. در نهایت، طرح ساسکاچوان آنقدر محبوب شد که در سال ۱۹۶۸ دولت فدرال آن را در سراسر کشور گسترش داد.

داگلاس رهبر حزب دموکراتیک جدید فدرال (که از ادغام CCF و اتحادیه‌های کارگری تشکیل شده بود) شد. این حزب در اولین انتخابات خود، انتخابات فدرال ۱۹۶۲، به دلیل واکنش منفی به برنامه مراقبت‌های پزشکی CCF و اکراه تاریخی عمومی کانادایی‌ها برای رأی دادن به تغییرات مترقی، ناموفق بود.

در انتخابات استانی ساسکاچوان در سال ۱۹۶۴، حزب لیبرال به رهبری راس تاچر (Ross Thatcher) (۱۹۱۷–۱۹۷۱) پیروز شد و به ۲۰ سال حکومت CCF پایان داد. لیبرال‌ها یک کمپین سازماندهی قوی حزب را آغاز کرده و با پلتفرمی که خواستار فعالیت بیشتر بخش خصوصی و توسعه صنعتی بود، به طور جدی کارزار انتخاباتی برگزار کردند؛ آنها وعده کاهش قابل توجه مالیات را دادند. تفرقه‌های داخلی CCF، همراه با واکنش‌های باقی‌مانده به بحران مراقبت‌های پزشکی سال ۱۹۶۲ و مسئله مدارس جداگانه، به شکست CCF کمک کرد.

تأثیر دولت داگلاس بر سایر نقاط کشور، هم در سیاست عمومی و هم در ماشین بوروکراتیک که برای اجرای آن طراحی شده بود، عمیق بود. پس از شکست در سال ۱۹۶۴، نفوذ دولت سابق از رجینا همچنان ادامه داشت، زیرا کارمندان ارشد دولتی استان را ترک کردند و در جاهای دیگر تأثیرگذار شدند.

تاریخچه اخیر

دولت NDP ۱۹۷۱–۱۹۸۲

تاچر و لیبرال‌های او در سال ۱۹۶۷ دوباره انتخاب شدند، اما در سال ۱۹۷۱ با یک شکست سنگین توسط آلن ای. بلاکنی (Allan E. Blakeney) (۱۹۲۵–۲۰۱۱) و NDP شکست خوردند. NDP در سال ۱۹۷۵ دوباره انتخاب شد، زیرا حزب محافظه‌کار مترقی که مدتها غیرفعال بود، بازگشت.

دولت بلاکنی مداخله اقتصادی تحت رهبری دولت را در اقتصاد انجام داد. کشاورزان اولویت بالایی داشتند، زیرا جهانی شدن با تحکیم، مکانیزاسیون و شرکتی شدن، کشاورزی سنتی را تضعیف می‌کرد. NDP "ساسکاچوان روستایی احیا شده" را وعده داد و بلاکنی برنامه‌هایی را برای تثبیت قیمت محصولات، حفظ مسیرهای حمل و نقل و مدرن‌سازی زندگی روستایی معرفی کرد. او با نگاهی به گذشته از عدم موفقیت خود ابراز تأسف کرد: "به نظر می‌رسد ما شاه کانوت بودیم که سعی می‌کردیم جلوی جزر و مد را بگیریم."

NDP در سال‌های ۱۹۷۶–۱۹۷۸ با خرید ۴۵٪ از منافع معدنی، تصمیم به ملی کردن صنعت پتاس گرفت. دولت یک شرکت دولتی در صنعت پتاس برای تنوع بخشیدن بیشتر به اقتصاد کشاورزی استان تأسیس کرد و تهدید به سلب مالکیت معادن پتاس خصوصی در استان کرد. بلاکنی خاطرنشان کرد که مبالغ پرداختی برای این معادن کمی بیش از ارزش "دفتری" ارزیابی شده آنها بود. با این حال، صرف تهدید سلب مالکیت، طوفان سیاسی ایجاد کرد که حتی دولت ایالات متحده را نیز درگیر کرد. تا سال ۱۹۷۹، شرکت سرمایه‌گذاری‌های دولتی (Crown Investments Corporation)، شرکت هلدینگ شرکت‌های دولتی، دارایی‌هایی به ارزش ۳.۵ میلیارد دلار و درآمدهایی بیش از ۱ میلیارد دلار داشت.

بلاکنی همچنین یک شرکت دولتی نفت و گاز (SaskOil) برای مدیریت اکتشاف و تولید نفت ایجاد کرد. صنعت نفت خصوصی پس از تحمیل سیاست نرخ بهره بالا توسط NDP در اوایل دهه ۱۹۷۰، اساساً ساسکاچوان را رها کرده بود. سیاست‌های نخست وزیر پیر ترودو (برای متمرکز کردن کنترل منابع طبیعی در اتاوا) بلاکنی را خشمگین کرد و او به موضع آلبرتا مبنی بر خصومت آشکار نزدیک شد. بلاکنی به نخست وزیر محافظه‌کار مترقی آلبرتا، پیتر لوگهید، در مبارزه برای حقوق استانی بر سر مواد معدنی، نفت و گاز پیوست.

ملی‌سازی موضوع اصلی انتخابات ۱۹۷۸ بود؛ NDP جایگاه خود را حفظ کرد اما لیبرال‌ها نابود شدند و حزب محافظه‌کار مترقی رشد کرد. رونق در راه بود، با قیمت‌های خوب برای گندم و گسترش نفت و اورانیوم. NDP از درآمدهای منابع برای تقویت میراث رفاه اجتماعی CCF استفاده کرد. این برنامه مکمل درآمد تضمین شده برای سالمندان، طرح درآمد خانواده برای طبقه کارگر فقیر، خدمات دندانپزشکی کودکان و طرح داروی تجویزی را معرفی کرد.

از سال ۱۹۸۲

رأی‌دهندگان در سال ۱۹۸۲ به پای صندوق‌های رأی رفتند زیرا اقتصاد شروع به لغزش کرد، با کاهش قیمت گندم، نفت، پتاس و اورانیوم. NDP پس از دوازده سال در قدرت، از ۴۵ کرسی به ۹ کرسی کاهش یافت، در حالی که حزب محافظه‌کار مترقی ۵۵ کرسی دیگر را به دست آورد. نخست وزیر جدید، گرانت دیواین (Grant Devine) (۱۹۴۴– )، اقتصاددان ۳۷ ساله بود که با پیامی ساده و مردمی پیروز شد: مردم باید در ثروت استان شریک شوند به جای اینکه شاهد افزایش ۲۴ شرکت دولتی باشند. دولت جدید مالیات ۲۰ درصدی بر بنزین را لغو کرد و نرخ بهره وام مسکن را کاهش داد. این دولت در سال ۱۹۸۶ دوباره انتخاب شد و شروع به فروش شرکت‌های دولتی کرد. دولت گفت که شرکت‌ها به عنوان مشاغل خصوصی سودآورتر عمل خواهند کرد. NDP مخالف هشدار داد که این فروش‌ها منجر به از دست دادن کنترل بر بخش‌های کلیدی اقتصادی استان خواهد شد.

پس از تحویل گرفتن حساب‌های متعادل در سال ۱۹۸۲، محافظه‌کاران مترقی به طور سخاوتمندانه برای تعدادی ابتکارات مورد علاقه رأی‌دهندگان، از جمله بازپرداخت مالیات و یارانه‌های مسکن، هزینه کردند و همچنین میلیون‌ها دلار در چندین پروژه عظیم سودآور سرمایه‌گذاری کردند. کسری استانی در سال‌های ۱۹۸۶–۱۹۸۷ به ۱.۲ میلیارد دلار رسید و بدهی انباشته از ۳.۵ میلیارد دلار به ۱۵ میلیارد دلار افزایش یافت. محافظه‌کاران مترقی، مستقر در مناطق روستایی و شهرهای کوچک، پس از تصویب توافقنامه تجارت آزاد ایالات متحده و کانادا که در سال ۱۹۸۹ محبوب نبود، بسیاری از رأی‌دهندگان روستایی را از دست دادند. در نتیجه، NDP در سال ۱۹۹۱ به قدرت بازگشت.

رسوایی‌های involving مقامات ارشد، حزب محافظه‌کار مترقی را ویران کرد و در سال ۱۹۹۷ فعالیت‌های خود را تعلیق کرد؛ رأی‌دهندگان محافظه‌کار به حزب جدید ساسکاچوان در سطح استانی و به حزب اصلاحات کانادا در سطح ملی پیوستند. NDP در سال‌های ۱۹۹۵ و ۱۹۹۹ دوباره انتخاب شد و (در ائتلاف با لیبرال‌ها) دوباره در سال ۲۰۰۳. لورن کالورت (Lorne Calvert) (۱۹۵۲– )، یک وزیر مأمور، به عنوان نخست وزیر NDP از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ خدمت کرد.

برد وال (Brad Wall) (۱۹۶۵– ) به عنوان نخست وزیر منصوب شد زیرا حزب میانه‌رو-راست ساسکاچوان پس از پیروزی قاطع در انتخابات نوامبر ۲۰۰۷، جایگزین NDP شد. این پیروزی قاطع پس از ۴ سال مدیریت اقتصادی قوی افزایش یافت و تقریباً NDP را در انتخابات ۲۰۱۱ نابود کرد (۱۱ کرسی از ۲۰ کرسی را از دست داد) که در آن رهبر حزب NDP، دوین لینگنفلت (Dwain Lingenfelter) حتی نتوانست کرسی خود را حفظ کند (چیزی که زمانی "کرسی امن" برای NDP محسوب می‌شد، رجینا-الفینستون). لینگنفلت بلافاصله استعفا داد و حزب در سال ۲۰۱۳ کم بروتن (Cam Broten) را به عنوان رهبر انتخاب کرد. او اولین بار به عنوان نماینده مجلس در سال ۲۰۰۷ انتخاب شد و در سال ۲۰۱۱ دوباره انتخاب شد. او در ۹ مارس ۲۰۱۳ به عنوان رهبر دموکرات‌های جدید ساسکاچوان انتخاب شد.

روندهای اجتماعی و اقتصادی

در سال ۲۰۰۵، دو سوم جمعیت استان در مناطق شهری زندگی می‌کردند، پایگاه اقتصادی متنوعی وجود داشت و شهروندان از زندگی فرهنگی غنی برخوردار بودند. آینده اقتصادی مبتنی بر نفت و گندم با قیمت بالا روشن به نظر می‌رسد. ساسکاچوان نهمین تأمین‌کننده بزرگ نفت برای ایالات متحده است و بیش از کویت به آنها نفت صادر می‌کند. این استان ۱.۲ میلیارد بشکه نفت متعارف قابل بازیابی و حدود ۱.۵ میلیارد بشکه ذخایر بالقوه ماسه‌های نفتی دارد (که هنگام فرآوری انتشار کربن بالا و مشکل‌ساز ایجاد می‌کنند).

شهرهای روستایی از تعداد بسیار زیادی نقطه تحویل غلات پراکنده در سال ۱۹۰۰، از طریق دوره‌ای از گسترش در سی سال اول قرن بیستم، به الگویی از جمعیت و مشاغل نسبتاً متمرکز در یک اقتصاد شهری تا سال ۲۰۰۰ تکامل یافته‌اند. مکانیزاسیون، به ویژه جایگزینی سریع اسب‌ها با تراکتورها پس از سال ۱۹۴۵، به این معنی بود که یک خانواده می‌توانست یک مزرعه بسیار بزرگتر را اداره کند، بنابراین برخی از کشاورزان همسایگان خود را خریدند، که سپس همراه با فرزندان اضافی به شهر نقل مکان کردند. اقتصاد روستایی فراتر از پایگاه کاملاً کشاورزی خود تنوع بخشید، با اشتغال خدماتی در آموزش و پزشکی مهم، و همچنین کارخانه‌های کوچک. بزرگراه‌های بهتر، همراه با تلفن‌های همراه و پوشش اینترنت، باعث تمرکز در مراکز کمتر و بزرگتر شد که مشتریان را از شعاع وسیعی جذب می‌کرد. اکثر جوامع روستایی در نیمه دوم قرن بیستم به طور مداوم رو به زوال بودند، اما برخی از آنها از نظر جمعیت رشد کردند، پایگاه اقتصادی خود را گسترش دادند و افزایش حوزه بازار خود را برای طیف محدودی از کالاها و خدمات تجربه کردند. این جوامع همچنین به مراکز اشتغال برای جمعیت خود و مناطق اطراف (کشاورزی و غیرکشاورزی) تبدیل شدند.

استخر گندم (Wheat Pool) به عنوان ویتررا (Viterra) به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در سال ۲۰۰۷ آگریکور یونایتد (Agricore United) (مستقر در منیتوبا) را خریداری کرد. با افزایش شدید قیمت گندم، درآمد ویتررا در سه ماهه اول (سه ماه) ۲۰۰۸ به ۱.۳ میلیارد دلار رسید که سه برابر کل سال قبل بود.

تاریخ نظامی

تاریخ نظامی ساسکاچوان شامل درگیری‌های اولیه بین مردمان بومی متخاصم است. قبل از استقرار اروپاییان، نبردهای زیادی بین بلک‌فوت، آتسینا، کرای، آسینیبوین، سائوتو، سیو و دِنه رخ داد. بسیاری از نام‌های مکان به این درگیری‌های اولیه اشاره دارند، مانند رودخانه بتل (Battle River) که به دلیل درگیری‌های کرای-بلک‌فوت در منطقه نامگذاری شده است. کنفدراسیون بلک‌فوت و آتسینا یا گروس ونتر (Gros Ventre) پس از دهه‌ها جنگ با کرای، سائوتو و آسینیبوین از ساسکاچوان رانده شدند. در جنگل‌های شمالی، درگیری‌ها تا اواخر قرن نوزدهم بین کرای جنگل و دِنه یا چیپویان درگرفت.

ایجاد متیس بعد جدیدی به درگیری‌ها در منطقه ای که اکنون ساسکاچوان است، بخشید. علاوه بر خشونت مربوط به تجارت خز بین شرکت شمال غربی و شرکت خلیج هادسون (که با ادغام این دو در سال ۱۸۲۱ پایان یافت)، متیس در نبردها با سیو و گروس ونتر در سراسر دشت‌ها شرکت کردند. آخرین نبردها در ساسکاچوان، و آخرین نبردها در منطقه ای که اکنون کانادا است، در سال ۱۸۸۵ در طول شورش شمال غربی رخ داد. اگرچه از نظر جهانی کوچک بود، این جنگ کوتاه تأثیر عمیقی بر روابط کانادایی-فرانسوی-انگلیسی داشت و لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ غرب و متیس بود.

از زمانی که ساسکاچوان در سال ۱۹۰۵ استان شد، مردم آن سهم قابل توجهی در جنگ‌های ارتش کانادا داشته‌اند. هنگ‌های ساسکاچوان برای جنگ بوئر دوم، جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ کره تشکیل شدند. علاوه بر این، بسیاری از شهروندان ساسکاچوان در عملیات حفظ صلح سازمان ملل متحد و در جنگ افغانستان خدمت کرده‌اند.

برخی از هنگ‌های فعلی ساسکاچوان در گارد ذخیره اول (Primary Reserve) نیروهای کانادایی شامل نورث ساسکاچوان (North Saskatchewan) و رویال رجینا رایفلز (Royal Regina Rifles) هستند.

آبراهه‌های داخلی

سفر با قایق و قایق کانو در امتداد آبراه‌های منطقه ای که اکنون ساسکاچوان است، از نظر تاریخی یک روش حمل و نقل مهم بود. در طول دوران اولیه تجارت خز از قرن ۱۷ تا ۱۹، سفر به داخل آمریکای شمالی با آبراه‌ها امکان‌پذیر بود زیرا در آن زمان جاده و راه‌آهن وجود نداشت. مردمان بومی و تاجران خز فرانسوی از شرق به قایق‌های پوست درخت غان برای عبور از رودخانه‌های اصلی متکی بودند، و تاجر خز انگلیسی از شرکت خلیج هادسون با قایق یورک (York boat) سفر می‌کرد.

در اواخر قرن نوزدهم، کشتی‌های بخار برای ناوبری مهاجران و کالاها در امتداد رودخانه ساسکاچوان استفاده می‌شدند. این امر تنها تا سال ۱۸۹۶ ادامه یافت، زمانی که آخرین کشتی بخار فعالیت خود را متوقف کرد. جریان‌های یخ در ماه‌های زمستان و صخره‌های شنی کم‌عمق، این نوع ناوبری را غیرعملی می‌کرد. برجسته‌ترین نکته دوره کشتی بخار، تأثیر کشتی‌های بخار بر شورش شمال غربی بود.

از آن زمان، استفاده اصلی از سفر با قایق، ۱۳ کشتی فری فصلی است که هنوز فعال هستند و استفاده از آنها در ساسکاچوان از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده است. بارج‌ها برای حمل و نقل کالا در دریاچه‌های بزرگ شمالی، وولاستون (Wollaston) و آتاباسکا (Athabasca) برای صنعت معدن شمال استفاده می‌شوند.

آرکنولوژی ساسکاچوان

آرکنولوژی (Archontology) مطالعه دفاتر تاریخی ساسکاچوان و مناصب مهم در سازمان‌ها و جوامع مختلف است. این فهرست نمی‌تواند جامع باشد، بلکه مقدمه‌ای بر کسانی است که در شکل‌گیری ساسکاچوان مشارکت داشته‌اند. چند نفر از طریق رویدادهای تاریخی برجسته شده‌اند که به شکل‌دهی و ساخت ساسکاچوان امروزی کمک کرده‌اند.

همچنین ببینید: دسته: مردم ساسکاچوان

  • لوئی ریل (Louis Riel) – (۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ – ۱۶ نوامبر ۱۸۸۵) سیاستمدار کانادایی، یکی از بنیانگذاران استان منیتوبا و رهبر مردم متیس در دشت‌های کانادا بود.
  • جناب سر فردریک ویلیام آلپین گوردون هالتین (Honourable Sir Frederick William Alpin Gordon Haultain) ک.ب.، ۲۵ نوامبر ۱۸۵۷ – ۳۰ ژانویه ۱۹۴۲. سر فردریک دبلیو. ای. جی. هالتین، رئیس دادگستری ساسکاچوان و کمیسر آموزش، که سیستم مدارس اولیه را در مرز ناهموار توسعه داد.
  • اسقف اعظم جورج لوید (The Right Reverend George Lloud) ام.آ. دی.دی.، اسقف حوزه ساسکاچوان (۶ ژانویه ۱۸۶۱)، رهبر مستعمره بار بریتانیا و بنیانگذار کالج امانوئل (Emmanuel College)، ساسکاتون.
  • ادگار دوودنی (Edgar Dewdney) پایتخت قلمروهای شمال غربی را از بتلفورد به رجینا منتقل کرد.
  • کشیش جیمز نیسبت (Reverend James Nisbet)، (۸ سپتامبر ۱۸۲۳ – ۳۰ سپتامبر ۱۸۷۴) در منطقه پرینس آلبرت، ساسکاچوان سکونت گزید و بنیانگذار اولین کلیسای پرسبیترین (First Presbyterian Church) (۱۸۷۲) بود که در آن خدمات یکشنبه به زبان‌های انگلیسی و کرای ارائه می‌شد.
  • ویلیام ریچارد مادرول (William Richard Motherwell) که اولین وزیر کشاورزی ساسکاچوان و همچنین وزیر کشاورزی فدرال برای دولت مک‌کنزی کینگ بود.
  • توماس کلمنت داگلاس (Thomas Clement Douglas)، پی.سی.، سی.سی.، اس.او.ام.، ام.آ.، ال.ال.دی. (hc) (۲۰ اکتبر ۱۹۰۴ – ۲۴ فوریه ۱۹۸۶) رهبر فدراسیون تعاونی مشترک المنافع ساسکاچوان (CCF) از سال ۱۹۴۲ و هفتمین نخست وزیر ساسکاچوان از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۶۱ بود، که اولین دولت سوسیالیستی در آمریکای شمالی را رهبری کرد و پزشکی عمومی همگانی را به کانادا معرفی کرد.
  • جان جورج دیفنبیکر (John George Diefenbaker)، سی.اچ.، پی.سی.، کیو.سی.، ب.آ.، ام.آ.، ال.ال.بی.، ال.ال.دی.، دی.سی.ال.، اف.آر.اس.سی.، اف.آر.اس.آ.، دی. لیت.، دی.اس.ال.، (۱۸ سپتامبر ۱۸۹۵ – ۱۶ اوت ۱۹۷۹) سیزدهمین نخست وزیر کانادا (۱۹۵۷–۱۹۶۳) بود.

تاریخ هنر

تاریخ هنر ساسکاچوان پیچیده و متنوع است زیرا تحولات و بافت اجتماعی هنر را در این استان دشت دنبال می‌کند. پتروگلیف‌ها (نقوش صخره‌ای) قدیمی‌ترین اشکال هنری مورد مطالعه هستند که در سایت‌های باستان‌شناسی ساسکاچوان یافت می‌شوند. از اوایل قرن هفدهم، کاشفان شمال غربی قدیم را در اشکال هنری نوشتاری، نقاشی و طراحی به تصویر کشیدند. فردریک ورنر (Frederick Verner)، دبلیو. جی. آر. هایند (W.G.R. Hind)، پیتر ریندیسباخر (Peter Rindisbacher)، ادوارد روپر (Edward Roper) و پل کین (Paul Kane) برخی از اولین هنرمندان هستند. سپس ویلیام کورلک (William Kurelek)، سی. دبلیو. جفریز (C. W. Jefferys)، رابرت هرلی (Robert Hurley) و دوروتی نولز (Dorothy Knowles) آمدند. مارگارت لارنس (Margaret Laurence)، دبلیو. او. میچل (W.O. Mitchell)، نلی مک‌کلونگ (Nellie McClung) روح دشت را در کلمات به تصویر کشیدند.

در دهه ۱۹۲۰، گروه هفت (Group of Seven) گروهی از نقاشان منظره کانادایی را تشکیل دادند که شامل فرانکلین کارمایکل (Franklin Carmichael)، لارن هریس (Lawren Harris)، ای. وای. جکسون (A. Y. Jackson)، فرانک جانستون (Frank Johnston)، آرتور لیسمر (Arthur Lismer)، جی. ای. اچ. مک‌دونالد (J. E. H. MacDonald)، فردریک واری (Frederick Varley)، ای. جی. کسون (A. J. Casson)، ادوین هولگیت (Edwin Holgate) و تام تامسون (Tom Thomson) بودند. آگوستوس کندرداین (Augustus Kenderdine)، نقاش منظره، آموزش هنر را در موری پوینت (Murray Point) در دریاچه اما (Emma Lake) آغاز کرد. تصاویر منظره دشت که در نقاشی‌های اولیه نشان داده می‌شد، جایی که غرب وحشی یک ماجراجویی عاشقانه از مردمان بومی و بوفالو بود، تغییر کرد. سپس منظره دشت، ساختن یک ملت، یک آرمان‌شهر دشت، تا واقع‌گرایی تجربه اسکان را برجسته کرد.

  • پل کین (Paul Kane)، (۳ سپتامبر ۱۸۱۰ – ۲۰ فوریه ۱۸۷۱) نقاش ایرلندی-کانادایی بود که به خاطر نقاشی‌هایش از مردمان بومی غرب کانادا و سایر بومیان آمریکا در منطقه اورگن مشهور است.
  • هنری یول هایند (Henry Youle Hind) (۱ ژوئن ۱۸۲۳ – ۸ اوت ۱۹۰۸) زمین‌شناس و کاشف کانادایی، سفرهای خود را هم در تصاویر و هم در نوشته‌هایش "روایت سفر اکتشافی رودخانه سرخ کانادا در سال ۱۸۵۷" و "گزارش پیشرفت در سفر اکتشافی رودخانه‌های آسینیبوین و ساسکاچوان" شرح داد.
  • کنت ایمهوف (Count Imhoff) (۱۸۶۵–۱۹۳۹) نقاشی‌های دیواری مذهبی باشکوهی را در کلیساهای سن والبورگ (St. Walburg)، مونستر (Muenster)، سن بندیکت (St. Benedict)، برونو (Bruno)، دنزیل (Denzil)، ریوراد (Reward)، سن لئو (St. Leo)، هامبولت (Humboldt)، پارادایز هیل (Paradise Hill)، نورث بتلفورد (North Battleford) و غیره کشید.
  • جونی میچل (Joni Mitchell)، سی.سی. (متولد رابرت جُوان اندرسون در ۷ نوامبر ۱۹۴۳) موسیقی‌دان، ترانه‌سرا و نقاش برجسته کانادایی است.
  • ویلیام اورموند میچل (William Ormond Mitchell) پی.سی.، او.سی.، دی. لیت.، (دبلیو. او. میچل) (۱۳ مارس ۱۹۱۴ – ۲۵ فوریه ۱۹۹۸) متولد ویبرن، ساسکاچوان، نویسنده رمان‌ها، داستان‌های کوتاه و نمایشنامه‌هایی مانند "چه کسی باد را دیده است؟" (Who Has Seen The Wind) بود.
  • جو فافارد (Joe Fafard) ب.اس.آ.، ام.اف.آ. (متولد ۲ سپتامبر ۱۹۴۲) مجسمه‌ساز کانادایی است که مجسمه‌سازی را در دانشگاه ساسکاچوان نیز تدریس کرده است.

همچنین ببینید

  • روبیک ساسکاچوان هریس در سال ۱۹۱۴ (Harris Saskatchewan Ruby rush of 1914)
  • قوانین منابع طبیعی (Natural Resources Acts)
  • سیاست ساسکاچوان (Politics of Saskatchewan)
  • کوآپل، ساسکاچوان پایتخت برای یک روز (Qu'Appelle, Saskatchewan capital for a day)
  • فهرست اماکن تاریخی ملی کانادا در ساسکاچوان (List of National Historic Sites of Canada in Saskatchewan)

پانویس‌ها

کتابشناسی

  • دانشنامه ساسکاچوان، کتابخانه دانشگاه رجینا – مرکز تحقیقات دشت کانادا، ۲۰۰۵
  • اندرسون، آ.ب. اسکان ساسکاچوان (انتشارات دانشگاه رجینا، ۲۰۱۳).
  • آرچر، جان اچ. ساسکاچوان: یک تاریخ. ساسکاتون: انتشارات غربی پرودیوسر پرایری، ۱۹۸۰. ۴۲۲ ص.
  • بارنهارت، گوردون ال.، ویرایشگر. نخست وزیران ساسکاچوان در قرن بیستم. رجینا: مرکز تحقیقات دشت کانادا، ۲۰۰۴. ۴۱۸ ص.
  • بوزول، رندی، و لین مک‌اولی استان با قلبی: جشن ۱۰۰ سالگی در ساسکاچوان، انتشارات کان‌وست، ۲۰۰۵؛ تاریخ عامه‌پسند.
  • دانیسک، سسیلیا. کارگران مزدور: کار و توسعه کشاورزی دشت، ۱۸۸۰–۱۹۳۰، مک‌کللند و استوارت، ۱۹۹۵.
  • فریزِن، جرالد. دشت‌های کانادا: یک تاریخ (ویرایش دوم ۱۹۸۷).
  • پیتسولا، جیمز ام. برای همه آنچه داریم و هستیم: رجینا و تجربه جنگ جهانی اول (۲۰۰۸) نقد آنلاین.
  • پورتر، جِین ام. چشم‌اندازهایی از ساسکاچوان، انتشارات دانشگاه منیتوبا، ۲۰۰۸.
  • ریچاردز، جی. هاوارد و کی. آی. فنگ، ویرایشگران. اطلس ساسکاچوان (۱۹۶۹).
  • تامپسون، جان هرد. برداشت‌های جنگ: غرب دشت، ۱۹۱۴–۱۹۱۸ (۱۹۷۸).
  • وایزر، بیل. ساسکاچوان: یک تاریخ جدید، فایو هاوس (۲۰۰۵).
  • وایزر، بیل. جهانی که از دست دادیم: ساسکاچوان قبل از ۱۹۰۵ (انتشارات فایو هاوس، ۲۰۱۶).
  • ویت‌کامب، دکتر اد. تاریخچه کوتاه ساسکاچوان. (اتاوا: شرکت از دریا تا دریا، ۲۰۰۵).

تاریخ‌نگاری

  • وایزر، بیل. "آموزش غرب و کنفدراسیون: یک دیدگاه ساسکاچوانی." مجله تاریخی کانادا ۹۸.۴ (۲۰۱۷): ۷۴۲–۷۶۴.
  • واردهاگ، رابرت الکساندر، آلیسون کالدر تاریخ، ادبیات و نگارش دشت‌های کانادا، انتشارات دانشگاه منیتوبا، ۲۰۰۵.

منابع اولیه

  • اسمیت، دی. ای. ویرایشگر. ساختن یک استان: تاریخ ساسکاچوان در اسناد (ساسکاتون: فایو هاوس، ۱۹۹۲).

پیوندهای خارجی

  • تاریخ ساسکاچوان آنلاین (Sask History Online) پروژه دیجیتالی‌سازی آنلاین که تاریخ پر جنب و جوش ساسکاچوان را با حجم زیادی از عکس‌های تاریخی، اسناد و غیره به نمایش می‌گذارد.
  • پیشگامان و افراد برجسته ساسکاچوان (Pioneers and Prominent People of Saskatchewan)
  • ساسکاچوان و مردم آن (Saskatchewan and Its People)
  • ساسکاچوان مجازی – افراد موفق ساسکاچوان (Virtual Saskatchewan – Accomplished People from Saskatchewan)
  • تجربه اسکان ساسکاچوان (Saskatchewan Settlement Experience)
  • پروژه ژن وب ساسکاچوان – شجره‌نامه ساسکاچوان (Saskatchewan Gen Web Project – SGW – Saskatchewan Genealogy Roots)
  • اطلس ساسکاچوان نقشه‌های تکامل مرز و استقرار بلوک‌های قومی (Atlas of Saskatchewan Boundary Evolution and Ethnic Bloc Settlement Maps)
  • پروژه دیجیتالی‌سازی نقشه تاریخی آنلاین – نمایش توسعه اسکان در راه‌آهن در سال‌های مختلف (Online Historical Map Digitization Project- showing settlement development on the railways in various years)
  • تاریخچه استان ساسکاچوان (به آلمانی) (Saskatchewan History of the Province (German))
  • تجربه جنگ ساسکاچوان (Saskatchewan War Experience) پروژه‌ای دیجیتال با صدها عکس و سند مربوط به تجربه شهروندان ساسکاچوان در زمان جنگ.

جستارهای وابسته:

  • تاریخچه مردمان بومی ساسکاچوان (First Nations history)
  • de:Saskatchewan#Geschichte

جمع‌بندی

تاریخ ساسکاچوان داستانی از تکامل، مبارزه و هویت است. از سکونتگاه‌های اولیه بومیان تا توسعه اقتصادی و اجتماعی مدرن، این استان شاهد تحولات شگرفی بوده که میراث غنی فرهنگی و سیاسی آن را شکل داده است.