دیوید گلدر

David Golder
📅 9 تیر 1405 📄 431 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

دیوید گلدر، نخستین رمان ایرن نمیروفسکی است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. این داستان زندگی تاجری بی‌رحم را روایت می‌کند که در بستر بیماری، فریب‌بودن ثروت و خودخواهی خانواده‌اش را درمی‌یابد و سرانجام به دست دخترش نابود می‌شود.

معرفی کتاب

دیوید گلدر نخستین رمان نویسنده فرانسوی‌تبار، ایرن نمیروفسکی است. این کتاب پس از کشف دفترهای سوییت فرانسه در سال ۱۹۹۸ و استقبال گسترده از آن، در سال ۲۰۰۴ دوباره رونوشت‌برداری و منتشر شد. رمان دیوید گلدر نخستین بار در سال ۱۹۲۹ در فرانسه به چاپ رسید و برای نویسنده ۲۶ ساله‌اش شهرتی فوری و بی‌نظیر به ارمغان آورد.

خلاصه داستان

رمان با صحنه‌ای تکان‌دهنده آغاز می‌شود؛ گلدر از کمک کردن به مارکوس، همکار سالیان درازش، سر باز می‌زند. مارکوس که بر اثر این کار ورشکست شده است، دست به خودکشی می‌زند. پس از مراسم خاکسپاری، گلدر به باریتس سفر می‌کند تا در عمارت مجلل خود پناه بگیرد. همسر و دخترش در آنجا زندگی پرقش و رفاهی دارند و پول‌های گلدر را بی‌هودة خرج می‌کنند. گلدر در قطار دچار حمله قلبی می‌شود. بیماری سخت او را وادار می‌کند تا زندگی‌اش را از نو ارزیابی کند.

محورهای اصلی

دیوید گلدر نمونه‌ی یک انسان خودساخته است. او که روزی یهودی فقری در اوکراین بود و پارچه‌های کهنه می‌فروخت، اکنون به تاجری سرد و بی‌رحم تبدیل شده است. همسرش، گلوریا، اشاره می‌کند که مارکوس تنها قربانی معاملات بی‌رحم گلدر نیست. با این حال، گلدر پاشنه آشیل پنهانی دارد: دختر بی‌مسئولیتش، جویس. دقیقاً همین نقطه‌ضعف است که در نهایت او را به نابودی می‌کشاند.

اکنون در ۶۸ سالگی و در آستانه مرگ، می‌فهمد که ثروتش شادی برایش نیاورده است؛ تنها رضایتی تلخ دارد که به عنوان «یهودی خوب»، مخارج خانواده‌ی بی‌مهرش را فراهم کرده است. گلوریا و جویس زنانی طماع و خودخواهند که جز در زمان نیاز به پول بیشتر برای جواهرات، خزها، ماشین‌ها و تأمین مخارج عاشق‌بازی‌هایشان، هیچ توجهی به گلدر ندارند.

این رمان تصویری حیرت‌انگیز از زندگی یک تاجر و خانواده‌اش در سال‌های منتهی به رکود بزرگ است.

شخصیت‌های عمیقی نیز در داستان حضور دارند؛ مانند سویفر، یهودی پیر آلمانی که برای صرفه‌جویی در پاشنه کفش، «روی پنجه پا راه می‌رود». او تنها ارتباط گلدر با دنیای قدیمی است که خود از آن برخاسته است. همسرش گلوریا (با نام ییدیش هاوکه) به اندازه جواهراتی که می‌پرستد، زیبا، سرد و سنگین‌دل است. اما جویس، دختر ۱۸ ساله گلدر، محور اصلی داستان است و عامل نهایی تباهی او.

اقتباس‌ها

  • در سال ۱۹۳۰، این رمان به فیلمی با نام دیوید گلدر تبدیل شد که ژولین دوویویه کارگردانی آن را بر عهده داشت و هری بائور در نقش اصلی ایفای نقش کرد.
  • در مارس ۲۰۱۰، رادیو بی‌بی‌سی ۴ این کتاب را در قالب پنج قسمت نمایش رادیویی پخش کرد. دیوید سوچت نقش دیوید گلدر را بازی کرد و کارگردانی آن بر عهده پیتر فاراگو بود.

جنبه‌های خودزندگی‌نامه‌ای

مادر نمیروفسکی، «فانی»، که ایرن از او متنفر بود، هنگام مرگش در سال ۱۹۷۲ تنها دو چیز در گاوصندوق خود داشت: نسخه‌هایی از رمان‌های دخترش، ایزابل و دیوید گلدر.

جمع‌بندی

رمان دیوید گلدر، روایتی تکان‌دهنده از تباهی ثروت در سایه تنهایی است. گلدر که از فقر تا ثروت را تجربه کرد، دریافت که پول نتوانسته خوشبختی بیاورد. این اثر، تصویری تلخ از فروپاشی خانواده در آستانه رکود بزرگ و نگاهی عمیق به انسان‌هایی است که در چنگال طمع، انسانیت خود را از دست داده‌اند.