عبارت مورد نظر خود را بنویسید
«رسوایی حقیقت» اپرای راک کِوین گیلبرت است که پس از مرگش در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. این آلبوم داستان صعود و سقوط جانی ویرجیل، خوانندهای مستعد را روایت میکند که در دام شهرت، سوءاستفاده شرکتهای موسیقی و اعتیاد میافتد. فرایند تولید آلبوم با چالشهای فنی و مرگ ناگهانی گیلبرت همراه بود، اما با تلاش همکاران او به پایان رسید.
اپرای «عجیبالخلقههای انگلیسی» اثر مالکوم ویلیامسون، بر اساس کتاب ادیت سیتوِل، داستانی طنزآمیز از شخصیتهای غیرعادی تاریخ انگلستان را روایت میکند. این اثر که در سال ۱۹۶۴ در جشنواره آلدبورو اجرا شد، با ترکیب صحنههای کمدی و تراژیک، مخاطب را به دنیای عجیب و غریب شخصیتهایی مانند برامل و سارا وایتهد میبرد.
آندرهآ نوتزاری، تنور ایتالیایی سده نوزدهم، با نقشهای اصلیای که روسینی برای او نوشت و اجرای درخشان آنها در ناپل، به یکی از چهرههای برجسته اپرای ایتالیا تبدیل شد.
کارل برگمان، نوازنده ویولنسل و رهبر ارکستر برجسته آلمانی-آمریکایی بود که پس از فرار از انقلابهای ۱۸۴۸ اروپا، به آمریکا مهاجرت کرد. او رهبری ارکستر فیلارمونیک نیویورک را بر عهده گرفت و نخستین اجرای اپرای واگنر را در آمریکا به روی صحنه برد.
نخبگان رقص بریتانیا در مراسم جایزه ملی رقص ۲۰۰۵، که توسط حلقه منتقدان برگزار شد، تقدیر شدند. این رویداد در ژانویه ۲۰۰۶ در خانه اپرای سلطنتی لندن برگزار شد و برترینهای رقص کلاسیک، مدرن و تئاتر موسیقی را معرفی کرد.
اپرای ایوان چهارم، اثری پنجپردهای از ژرژ بیزه با لیبرتو نوشته فرانسوا-هیپولیت لروی و هانری تریانون است. این اثر با فراز و نشیبهای تاریخی در ساخت و اجرا، سرانجام پس از سالها به روی صحنه رفت و بخشهایی از موسیقی آن در آثار دیگر بیزه نیز استفاده شد.
فلورانس آسترال (۱۸۹۲-۱۹۶۸)، سوپرانوی اپرای استرالیایی، به خاطر اجرای نقشهای چالشبرانگیز وگنری شهرت داشت. او با وجود نداشتن فرصت اجرا در جشنواره بایرویت و اپرای متروپولیتن نیویورک، صدایی بینظیر و قدرتمند داشت که تحسین بسیاری را برانگیخت. مقالهای به زندگی، حرفه و میراث او میپردازد.
ولادیمیر استویانوف، خواننده برجسته اپرای بلغارستانی، مسیر حرفهای خود را از زادگاهش پرنیک آغاز کرد و با استعداد خود به شهرت جهانی رسید. او فارغالتحصیل آکادمی موسیقی دولتی "پانچو ولادیگروف" است و سابقه همکاری با بزرگترین اپراخانههای جهان را دارد.
محله اُپرا، واقع در بخش غربی منطقه اینِناشتات فرانکفورت، آلمان، با نام اُپرای قدیمی و خیابانهای لوکسش شناخته میشود. این محله از غرب به میدان اُپرا و از شرق به بورس فرانکفورت محدود میشود و خیابان عابرپیاده فرسگاس قلب تپنده آن است. این منطقه با بوتیکهای لوکس، رستورانهای شیک و هتلی مجلل، ترکیبی از زندگی شهری مدرن و تاریخ غنی را به نمایش میگذارد.
اپرای فرانچسکا دا ریمینی، اثر ریکاردو زاندونایی، داستانی عاشقانه و تراژیک را در چهار پرده روایت میکند. این اپرا که بر اساس نمایشنامهای از گابریله دانونزیو نوشته شده، نخستین بار در سال ۱۹۱۴ در تورین اجرا شد و همچنان به صورت گاهگاهی روی صحنه میرود. داستان حول محور فرانچسکا، دختری که به دلایل سیاسی به ازدواج جیووانی (معروف به جیانچیوتو) درمیآید، میچرخد. اما او به برادر جوان و خوشسیماي جیووانی، پائولو، علاقهمند میشود و این عشق ممنوعه سرانجام به فاجعه میانجامد.
رابرت پوماکوف، باس اپرای کانادایی، در ۲۵ فوریه ۱۹۸۱ در تورنتو متولد شد. او فارغالتحصیل مدرسه کُر سنت مایکل و مؤسسه موسیقی کورتیس است. پوماکوف در جشنوارههای معتبری مانند لومیناتو تورنتو و اپرای متروپولیتن نیویورک حضور داشته است.
اپرای «وصیتنامه» اثری کمدی-موزیکال از ویلهلم کینتسل است که در سال ۱۹۱۶ خلق شد. این اثر با تلفیقی از موسیقی غنی و داستان جذاب، مخاطبان را به سفری سرگرمکننده در دنیای اپرا میبرد.
هاینریش زونتهایم (۱۸۲۰-۱۹۱۲)، معروف به هوناس بر زونتهایمر، خواننده تنور و کمرزنگر مشهور آلمانی در اشتوتگارت بود. او با نقشهایی مانند الازار در اپرای «یهودی» هالوی و نقش اصلی در «اتلو» روسینی به شهرت بینالمللی رسید. زونتهایم که در خانوادهای یهودی متولد شد، در جوانی به مسیحیت پروتستان گروید اما پس از مرگ همسر غیریهودیاش، دوباره به یهودیت بازگشت.
رابرت زاویر بارتن، هنرمند کانادایی ساکن کالیفرنیا، با نقاشیهای بزرگ روغنی خود از اسباببازیهای دوران کودکیاش شهرت یافته است. آثار او که بر روی پسزمینههای کاغذدیواری و پارچههای خانه کودکیاش خلق میشوند، توجه گستردهای را به خود جلب کردهاند. از جمله آثار برجسته او، تابلو ۱۵ فوتی «اپرای فضایی قرن بیستم» با موضوع شخصیتهای استاروارز است.
سینگلیش، مخلوطی از انگلیسی و لهجههای محلی سنگاپور، زبانی است که پس از استعمار بریتانیا و با ترکیب زبانهای مختلف آسیایی مانند مالایی، کانتونی و تامیل شکل گرفت. این زبان به عنوان زبان محاورهای در میان طبقات کارگر تکامل یافت و امروزه به عنوان بخشی از هویت فرهنگی سنگاپور شناخته میشود.
لئون ژین، رهبر ارکستر و آهنگساز برجسته بلژیکیالاصل، چهرهای کلیدی در اپرای مونتکارلو بود. او که بیشتر برای ساخت سرود ملی موناکو شناخته میشود، نخستین اجرای بسیاری از آثار مشهور اپرایی جهان از جمله آثار ماسنه و سن-سانس را رهبری کرد.
مارکو دآریِنزو (۱۸۱۱-۱۸۷۷)، لیبرتیست اپرای ایتالیایی، همزمان بهعنوان مقام دولتی و نویسنده فعالیت میکرد. او با روزنامهنگاری در نشریه ناپلی «اُمنیبوس» و سرودن ترانههای محلی شهرت یافت. لیبرتوهای طنزآمیز او بهدلیل هوشمندی و ساختار منسجم، علیرغم پیچیدگی داستانها، ستایش شدهاند.
مایکل مانوئل (۱۹۲۸-۱۹۹۹) کارگردان، طراح صحنه، مدیر صحنه و فیلمنامهنویس انگلیسی بود که با اپرای متروپولیتن همکاری داشت. او بیشتر به خاطر فعالیتش به عنوان مدیر شرکت ملی اپرای متروپولیتن در اواسط دهه ۱۹۶۰ شناخته میشود. بعدها به عنوان پژوهشگر و فیلمنامهنویس برای مجموعه فیلم «انجیل رسانههای نوین» جان هیمن کار کرد.
یانکا کولچار، پیانیست و رپتیتور مجارستانی، از سال ۲۰۱۱ از اعضای بنیانگذار مولتاپرا بوده و در اجراهای اپرایی و رقابتهای معتبر موسیقی حضوری برجسته داشته است.
استفان کلایمکس، اپرای سهپردهای ساختهی هانس زندر، بر اساس آثار جیمز جویس و هوگو بال است. این اپرا نخستینبار در ۱۵ ژوئن ۱۹۸۶ در اپرای فرانکفورت اجرا شد. زندر خود لیبرتو را بر پایهی داستانهای «سیمون ستوننشین» از هوگو بال و قسمتهای استفان ددالوس از رمان «اولیس» جویس نوشت.