فرضیه وایزمن: ریشهها و مبانی
فرضیه وایزمن، که گاهی نظریه لوحها نامیده میشود، پیشنهاد میکند که موسی کتاب پیدایش را از لوحهای باستانی به جای مانده از ابراهیم و دیگر نیاکان گردآوری کرده است. این نظریه نخستین بار توسط پ.ج. وایزمن در کتاب «کشفهای نو در بابل درباره پیدایش» (۱۹۳۶) مطرح شد و بعدها توسط پسرش، دونالد وایزمن، بازنشر گردید.
شواهد و استدلالها
وایزمن با بررسی کتیبههای باستانی بینالنهرین دریافت که این لوحها معمولاً با کتیبههایی (کولوفون) به سه بخش تقسیم میشدند: ۱) «این تاریخ/کتاب/تبارنامه... است»، ۲) نام نویسنده یا مالک لوح، و ۳) تاریخی مانند «در سال زلزله بزرگ». او یازده عبارت مشابه در پیدایش یافت که به توالدوت (به معنای «نسلها») معروفند. وایزمن معتقد بود این ساختار نشان میدهد پیدایش در اصل مجموعهای از لوحهای گلی بوده که موسی آنها را در یک سند واحد گردآوری کرده است.
انتقادات و چالشها
با وجود جذابیت این نظریه، منتقدانی مانند ویکتور همیلتون و هربرت ولف مشکلاتی را مطرح کردهاند. از جمله اینکه برخی توالدوتها به طور طبیعیتری به بخشهای بعدی متصل میشوند، نه به بخشهای قبلی. همچنین، حفظ تاریخ توسط افرادی مانند اسماعیل برای ابراهیم یا عیسو برای یعقوب، با توجه به رقابتهای تاریخی، بعید به نظر میرسد.