آنکینی چهارمین مجموعه از داستانهای کوتاه پل جنینگز، نویسنده استرالیایی، است که نخستین بار در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. این کتاب مجموعهای از ماجراهای عجیب، خیالانگیز و گاهی طنزآمیز است که با شروعی ساده، خواننده را به موقعیتهایی غیرمنتظره میرساند.
داستانهای مجموعه
در اعماق آب
پسری همراه پدرش به ماهیگیری میرود و انگشتی بریده پیدا میکند که خالکوبی خرس روی آن نقش بسته است. همان خالکوبی جان میگیرد و او را به سمت صاحب پیشینش راهنمایی میکند؛ مردی که سراسر بدنش پوشیده از خالکوبی است. وقتی همه آن نقشها زنده میشوند، یکییکی به بدن پسر میچسبند. این داستان بعدها در Driven Crazy اقتباس شد و نام آن به Barely There تغییر کرد.
نکتهای برای ارواح
دو برادر دوقلو به مدرسهای جدید میروند، اما قلدر مدرسه آنها را مجبور میکند ابتدا یک دندان مصنوعی را لمس کنند و سپس شبانه به محل دفن زبالهای بروند که میگویند تسخیر شده است؛ وگرنه آنقدر آنها را میزند تا از پسِ آزمون بربیایند. در پایان، روح آن مکان فاش میکند که سالها دنبال همان دندان مصنوعی بوده است. دوقلوها از او میخواهند سراغ قلدر برود و این بار، خود او قربانی همان امتحان میشود. این داستان بعدها در یکی از قسمتهای Round the Twist اقتباس شد.
سفت و منجمد
پیرمردی با جمعآوری لاشه حیوانات و منجمد کردن آنها در کارخانه یخسازی زندگیاش را میگذراند. در سوی دیگر ماجرا، مردی گاوی را در انبار خود حبس کرده و پسری تلاش میکند حیوان را به روستا بازگرداند. قرار بود این داستان روزی برای Round the Twist اقتباس شود، اما بهدلیل هزینههای بالا و نگرانیهایی درباره آزار حیوانات از برنامه کنار رفت.
یو اف دی
پسری میگوید بشقابپرنده دیده، اما در واقع چیزی که دیده یک سگ پرنده است. خانوادهاش حرفش را باور نمیکنند، بنابراین با پدرش شرط میبندد: اگر ثابت کند راست گفته، هزار دلار میگیرد؛ اگر نتواند، باید سه سال ظرفها را بشوید.
از هم پاشیدن
پسری از معلم عصبانیاش چندین تنبیه میگیرد و بدترینشان این است که یک شب از گلدان معلم مراقبت کند. مشکل اینجاست که در اتاق خواب خانه جدید او دو نفر جان باختهاند. روح یکی از آنها او را قلقلک میدهد و باعث میشود گلدان بشکند. روز بعد در مدرسه، همان روح دنبالش میآید و چون فقط او میتواند روح را ببیند، بابت کارهایی که روح انجام میدهد مقصر شناخته میشود.
گریناسلیوز
مرد فقیری با منفجر کردن کندتنههای درخت و فروش خردهچوبها بهعنوان هیزم امرار معاش میکند. وقتی نهنگی به ساحل میآید، میمیرد و برای شهر دردسر درست میکند، به آن مرد وعده پول زیادی میدهند اگر بتواند لاشه نهنگ را از بین ببرد.
پسر موشی
پسری مدتی در خانه خاله و عمویش میماند. عمویش کمکم رفتاری شبیه موش پیدا میکند و به همین دلیل در زیرزمین زندانی میشود. خاله توضیح میدهد که عمو پیشتر دستگاهی شبیه تله موش ساخته بود؛ اما دستگاه بهجای کشتن موش، آن را فراری میداد. بعدها مشخص میشود موشی که در اتاق پسر پنهان شده، رفتاری انسانی پیدا کرده و اگر دو حیوان همزمان دستگاه را لمس کنند، مغزشان جابهجا میشود. این داستان بعدها در Driven Crazy اقتباس شد.
ضیافت اسپاگتی
پسری در مدرسه تنهاست، چون قلدر مدرسه اجازه نمیدهد کسی با او دوست شود. او در خانه هم به خاطر نداشتن وسایل سرگرمکننده و فناورانه احساس تنهایی میکند. یک روز دستگاه پخش ویدئوی عجیبی پیدا میکند که کنترل از راه دورش روی آدمها هم اثر دارد، اما قلدر سرانجام کنترل را میدزدد. در مدرسه، هر دو وارد مسابقه خوردن اسپاگتی میشوند و جایزه برنده یک سفر رایگان است. قلدر با استفاده از دکمه جلوبردن کنترل، بیش از حد اسپاگتی میخورد، حالش بد میشود و از مسابقه حذف میشود؛ در نتیجه پسر برنده سفر میشود. این داستان بعدها در Round the Twist اقتباس شد.
همهچیزدان
خانواده صندوقی از لباسهای قدیمی سیرک پیدا میکند که هرکس آنها را بپوشد، تواناییهای مالک اصلی لباس را به دست میآورد. حتی مترسک خانواده هم با پوشیدن یکی از لباسها صاحب قدرت میشود، اما مالک پیشین آن لباس آدم خوبی نبوده است. این داستان بعدها در Round the Twist اقتباس شد.