وردیگریس دیپ: طلسم چاه جادوگر
وردیگریس دیپ (Verdigris Deep) رمانی فانتزی برای کودکان نوشته فرانسیس هاردینگ است. این کتاب داستان سه کودک را روایت میکند که پس از ربودن سکههایی از یک چاه آرزو، به قدرت یک «چاه جادوگر» تسلیم میشوند. آنها قدرتهای مختلفی برای برآورده کردن آرزوهای دیگران دریافت میکنند، اما هرچند این آرزوها در ظاهر بیضرر به نظر میرسند، در نهایت همگی به سرنوشتهایی خطرناک منجر میشوند.
این رمان ابتدا در سال ۲۰۰۷ توسط انتشارات مکمیلان در بریتانیا منتشر شد و یک سال بعد در ایالات متحده با عنوان Well Witched عرضه گردید.
خلاصه داستان
داستان با سه کودک به نامهای رایان، چل و جاش آغاز میشود که پول کرایه اتوبوس برای بازگشت به خانه را ندارند. جاش به داخل یک چاه قدیمی آرزو سرک میکشد و چند سکه سیاه شده را بیرون میآورد. روز بعد، اتفاقات عجیبی شروع به رخ دادن میکنند. رایان صورتی آبگون را در آینه میبیند و لکههای سفید روی دستهایش ظاهر میشود. لامپهای خانه جاش منفجر میشوند و حرف زدنهای چل به طرز شوکهکنندهای عجیب میشود.
رایان رؤیای چاه جادوگر را میبیند و از کلمات نامفهوم او میفهمد که چون سکهها را برداشتهاند، اکنون در خدمت او هستند. جادوگر به هر یک از آنها قدرتی داده تا بتوانند دیگر آرزومندان را بیابند، آرزوهایشان را کشف کنند و به برآورده شدنشان کمک کنند. او همچنین نام دهکدهای نزدیک را به رایان میدهد. در دهکده، آنها متوجه میشوند که چل افکار مردی در چایخانهای به نام ویل ورترز را بلند بیان میکند. آنها حدس میزنند که او آرزوی داشتن یک موتور هارلی دیویدسون را داشته و او را متقاعد میکنند تا در مسابقهای شرکت کند که قرار است در آن موتورسیکلت برنده اعلام شود. سپس افکار یک دلقک غمگین را میشنوند که (به تصور آنها) آرزوی شهرت دارد. در تلاش برای برآورده کردن آرزویش، ناخواسته باعث شورش در جشن میشوند. پس از آن، متوجه میشوند که ویل در حادثهای به شدت مجروح شده است. وقتی چل افکار کسی را میشنود که آرزوی انتقامی خونین دارد، وحشتزده میشود و او و رایان تصمیم میگیرند که دیگر هیچ آرزویی را برآورده نکنند.
اما جاش مصمم است که قدرت فزاینده خود را بر تمام ماشینها، فلزات و دستگاههای الکترونیکی حفظ کند. وقتی او دیوانهوار تلاش میکند مادر رایان را بکشد، رایان راهی برای کاهش قدرت جادوگر پیدا میکند. اما جاش نیز نقشهای دارد و این نقشه تقریباً منجر به مرگ همگی آنها میشود.
شخصیتها
- رایان: پسری باهوش اما ساکت که تنها دو دوست دارد: چل و جاش. او به خاطر دیدگاه «وارونه»اش به مسائل شناخته شده است. چاه جادوگر به او قدرتی از دیدن میبخشد که به صورت زگیلهایی روی دستهایش ظاهر میشود. او میتواند جادوگر را ببیند و قدرت جاش را در عمل مشاهده کند. همچنین آرزوها را به صورت مارهایی شفاف که از سینه افراد بیرون میآیند، میبیند.
- چل: دختری ناامن که تمایل به حرف زدن بیوقفه دارد. او از دردسر متنفر است و نظر پایینی نسبت به خود دارد. قدرت او تلهپاتیک است؛ افکار افرادی که در چاه آرزو کردهاند، هنگام نزدیک بودنشان، به طور غیرقابل کنترلی از دهان او خارج میشود.
- جاش: رهبر گروه سه نفره. او با اعتماد به نفس، پرانرژی و محبوب است. با این حال، احساس میکند توسط والدین خواندهاش که در حال طلاق هستند، طرد شده و به خانواده رایان حسادت میکند. قدرت جاش مربوط به الکترومغناطیس است و بر فلزات، مکانیسمها و الکترونیک تأثیر میگذارد. او از قدرت خود هیجانزده است و بیصبرانه منتظر کنترل بیشتر بر آن است.
- مادر چرمزبان (Mother Leathertongue): که با نام چاه جادوگر نیز شناخته میشود، او یک روح باستانی آب است که در انتهای چاه زندگی میکند. او از طریق برآورده کردن آرزوها قدرت میگیرد، اما پیچیدگیهای دنیای انسان او را گیج میکند و مجبور است از واسطهها استفاده کند. قدرت او میتواند باعث بارانهای سیلآسا و آبگرفتگی شود.
- خانم گاسامر (Miss Gossamer): زنی مسن و دوست خانواده چل که قدرتهای سهگانه را تشخیص میدهد. «فرشتگان چاه» قبلی دختر عزیز او را غرق کرده بودند؛ زیرا در دوران بارداری ناخواسته، آرزو کرده بود که فرزندی نداشته باشد. او که در آستانه جنون است، معتقد است که چل و دیگران شیاطین هستند، نه کودکان.
جوایز
این رمان در سال ۲۰۰۸ نامزد دریافت مدال کارنگی (Carnegie Medal) شد.
منابع
پیوندهای بیرونی
- وبسایت فرانسیس هاردینگ
- صفحه وردیگریس دیپ در Fantastic Fiction