پیمان ابرنتی: صلحی ناپایدار میان اسکاتلند و نورمن‌ها

Treaty of Abernethy
📅 7 اسفند 1404 📄 724 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

پیمان ابرنتی در سال ۱۰۷۲ میان ملکوم سوم اسکاتلند و ویلیام نورمن امضا شد. این پیمان در پی شورش‌های داخلی انگلستان و پناهندگی اشراف انگلیسی در اسکاتلند شکل گرفت و به تنش‌ها پایان داد، اما صلح پایدار نبود.

پیمان ابرنتی: پایان تنش‌ها در ۱۰۷۲

پیمان ابرنتی، معاهده‌ای مهم در تاریخ قرون وسطی است که در سال ۱۰۷۲ میلادی، در دهکده‌ای به همین نام در اسکاتلند، میان ملکم سوم، پادشاه اسکاتلند، و ویلیام فاتح، پادشاه نورمن انگلستان، به امضا رسید.

زمینه اصلی امضای این پیمان، به وقایع پس از فتح نورمن‌ها در انگلستان بازمی‌گردد. ویلیام نورمن در سال ۱۰۶۶ میلادی، با پیروزی در نبرد هستینگز و کشته شدن هارولد گادوینسون، تاج و تخت انگلستان را تصاحب کرد. با این حال، او برای تثبیت قدرت خود مجبور بود شورش‌های متعددی را در سراسر انگلستان سرکوب کند. در پی این ناآرامی‌ها، برخی از اشراف انگلیسی که مخالف ویلیام بودند، به دربار ملکوم سوم در اسکاتلند پناه بردند. یکی از برجسته‌ترین این پناهندگان، اِدگار اِتلینگ بود که آخرین مدعی تاج و تخت انگلستان از خاندان وسکس به شمار می‌رفت.

در این شرایط، ویلیام نورمن که با اسکاتلندی متخاصم و اشراف ناراضی انگلیسی متحد با او روبرو بود، تصمیم گرفت شخصاً به سمت شمال لشکرکشی کند. او در نهایت با ملکوم سوم پیمان ابرنتی را امضا کرد. اگرچه جزئیات دقیق این پیمان در گذر زمان از بین رفته است، اما می‌دانیم که در ازای ادای سوگند وفاداری ملکوم به ویلیام، املاک و دارایی‌هایی در منطقه کومبریا به ملکوم اعطا شد و ادگار اِتلینگ از دربار اسکاتلند رانده شد.

پیش‌زمینه تاریخی

برای درک بهتر موقعیت، لازم است نگاهی به گذشته بیندازیم:

  • در سال ۱۰۴۰ میلادی، دانکن اول، پادشاه اسکاتلند، به دست مکبث کشته شد. پسر دانکن، ملکوم، مجبور به فرار و پناه گرفتن در انگلستان شد.
  • پانزده سال بعد، ملکوم انتقام مرگ پدرش را در نبرد لومپانان گرفت و مکبث را از پای درآورد. لولاش، پسرخوانده مکبث، مدت کوتاهی بر تخت سلطنت اسکاتلند نشست، اما او نیز در سال ۱۰۵۸ به دست ملکوم کشته شد. بدین ترتیب، ملکوم پادشاه اسکاتلند شد.
  • در طول سلطنت خود، ملکوم بارها به مناطق شمالی انگلستان لشکرکشی کرد. مناطقی چون نورثامبرلند، کامبریا و وستمورلند از دیرباز مورد ادعای اسکاتلند بودند.
  • در انگلستان، پس از شکست و مرگ هارولد گادوینسون در نبرد هستینگز (۱۰۶۶)، مقاومت در برابر نورمن‌ها عمدتاً حول محور ادگار اِتلینگ، نوه ادموند آیرونساید، متمرکز بود.
  • پس از قتل دو ارل و تغییر طرف، ویلیام تصمیم گرفت شخصاً در نورثامبرلند دخالت کند. او به سمت شمال لشکر کشید و در تابستان ۱۰۶۸ وارد یورک شد. مخالفان پراکنده شدند و برخی از آنها، از جمله اِتلینگ، به دربار ملکوم سوم پناه بردند.
  • در زمستان ۱۰۶۹-۱۰۷۰، ویلیام در اقدامی معروف به "ویرانی شمال" (Harrowing of the North)، ارتش خود را در شمال انگلستان به کارزار وحشت و تخریب گماشت.
  • در سال ۱۰۷۱، ملکوم با مارگارت، خواهر ادگار اِتلینگ، ازدواج کرد. این ازدواج تأثیر عمیقی بر تاریخ هر دو کشور انگلستان و اسکاتلند گذاشت و به تدریج منجر به انگلیسی‌شدن مناطق پست اسکاتلند شد.

اهمیت پیمان

حملات ملکوم به شمال انگلستان و پیوند رسمی خاندان سلطنتی اسکاتلند با خاندان آنگلوساکسون وسکس، تهدید آشکاری برای ویلیام محسوب می‌شد. پس از پایان کارزارش در شمال انگلستان، ویلیام توجه خود را به اسکاتلند معطوف کرد. او ارتشی را به جنوب اسکاتلند فرستاد و از رودخانه فورث عبور کرد و به نزدیکی ابرنتی رسید.

پیمان ابرنتی میان ویلیام و ملکوم امضا شد. طبق "گاهنامه آنگلوساکسون"، ملکوم "مرد وفادار" ویلیام شد. اگرچه جزئیات کامل پیمان در دسترس نیست، اما به نظر می‌رسد پسر ملکوم، دانکن، به عنوان گروگان معرفی شد و ادگار اِتلینگ از دربار اسکاتلند اخراج گردید. در مقابل، ملکوم املاک و دارایی‌هایی در کومبریا دریافت کرد.

پیامدها و میراث

صلحی که از طریق این پیمان حاصل شد، صلحی ناپایدار بود. پس از شکست مذاکرات بر سر مناطق مورد مناقشه کومبریا با ویلیام دوم (پسر ویلیام فاتح)، ملکوم دوباره به شمال انگلستان لشکر کشید و قلعه آلنیک را محاصره کرد. در نبرد آلنیک (۱۰۹۳)، ملکوم و پسرش کشته شدند.

بعدها، در سال ۱۱۷۳، ویلیام شیر، پادشاه اسکاتلند، از شورشی علیه هنری دوم انگلستان حمایت کرد. او در سال ۱۱۷۴ در نبرد آلنیک دستگیر شد و به نورماندی منتقل گردید. در آنجا، او پیمان فالیز را امضا کرد که عملاً اسکاتلند را به هنری دوم واگذار می‌کرد. هنری اسکاتلند را به ویلیام به عنوان فئود بازگرداند، در ازای ادای احترام ویلیام به او.

با این حال، پس از مرگ هنری دوم، ویلیام از ریچارد اول درخواست کرد تا او را از شرایط تحمیلی پیمان فالیز معاف کند. ریچارد که نیاز به تأمین مالی برای جنگ صلیبی سوم داشت، پیشنهاد ۱۰,۰۰۰ مارک ویلیام را پذیرفت. در ۵ دسامبر ۱۱۸۹، ریچارد، ویلیام را از هرگونه ادعای وفاداری و تبعیت برای پادشاهی اسکاتلند آزاد کرد و این پادشاهی تا زمان احیای ادعاهای برتری انگلستان توسط ادوارد اول در سال‌های ۱۲۹۱-۱۲۹۲، مستقل باقی ماند.

جمع‌بندی

پیمان ابرنتی، صلحی موقت میان اسکاتلند و نورمن‌ها برقرار کرد. با وجود اینکه جزئیات دقیق آن مشخص نیست، اما مشخصاً به نفع ویلیام نورمن تمام شد و جایگاه او را در انگلستان تثبیت کرد. این پیمان، نقطه عطفی در روابط دو کشور و زمینه‌ساز اتفاقات بعدی شد.