حق وتوی سلطنتی برای انتصاب اسقفها، که در تاریخ ایرلند به مناقشه وتو نیز شناخته میشود، در بازه زمانی ۱۸۰۸ تا ۱۸۲۹ در بریتانیا و ایرلند، همزمان با تلاشها برای رهایی کاتولیکها (Catholic Emancipation) مطرح شد. طبق این پیشنهاد، هرگونه بازسازی سلسله مراتب کامل اسقفهای کلیسای کاتولیک در بریتانیا، باید تحت نظارت حق وتوی تاج و تخت قرار میگرفت تا از انتصاب اسقفی که در فعالیتهای سیاسی مغایر با منافع دولت دخیل بود، جلوگیری شود. این موضوع شامل کلیسای کاتولیک در انگلستان، ولز، ایرلند و اسکاتلند میشد.
پیشزمینه تاریخی
اگرچه قوانین سختگیرانهای علیه کاتولیکها در ایرلند و بریتانیا وجود داشت، اما در اواخر قرن هجدهم اجرای آنها کمتر شده بود. کاتولیکها بخش عمدهای از جمعیت ایرلند را تشکیل میدادند و همدردی آنها با فرانسه، که بریتانیا از آن واهمه داشت، نگرانیهایی را برای دولت ایجاد کرده بود. دولت معتقد بود با کنترل یا هدایت نفوذ اسقفها، میتواند وفاداری مردم را تضمین کند.
هنگام تأسیس کالج ماینوت (College of Maynooth)، از اسقفهای ایرلندی پرسیده شد که آیا با انتصاب رئیس یا استادان کالج توسط دولت موافقت میکنند، آیا اجازه میدهند اسقفها توسط پادشاه منصوب شوند، و در صورت طرح چنین پیشنهادی به پاپ، چه توصیهای خواهند داشت. اسقفها در ۱۷ فوریه ۱۷۹۵، دو پیشنهاد اول را رد کردند. در پاسخ به پیشنهاد سوم، آنها بیان داشتند که اگر قابل اجتناب نباشد، به مردم توصیه خواهند کرد که با نامزدی پادشاه موافقت نکنند؛ اما اگر اجتنابناپذیر بود، پادشاه از میان سه نامزد معرفی شده توسط اسقفهای استانی، یکی را انتخاب کند.
ویلیام پیت، نخستوزیر وقت، در ارتباط با اتحاد بریتانیا (Union)، قصد داشت لایحهای برای رهایی کاتولیکها ارائه دهد. او از لرد کاستلری خواست تا ترتیبی اتخاذ کند که پادشاه جرج سوم اطمینان یابد هیچ کشیشی که وفاداری او مورد سوءظن باشد، به مقام اسقفی در ایرلند منصوب نخواهد شد. ده اسقف که از امنای کالج ماینوت بودند، در ۱۷ ژانویه ۱۷۹۹ جلسهای تشکیل دادند. کاستلری دیدگاههای خود را با یادآوری سوءظن به وفاداری کاتولیکهای ایرلند پس از شورش سال قبل، به آنها ابلاغ کرد. ده اسقف در پاسخ، قطعنامهای را تدوین کردند که یکی از بندهای آن چنین بود:
به عنوان راهی برای ایجاد امنیت، آنها ابراز عقیده کردند که نام کشیش منتخب برای ارائه به پاپ میتواند به دولت منتقل شود، اما دولت باید ظرف یک ماه اعلام کند که آیا دلیلی برای سوءظن به وفاداری او وجود دارد یا خیر. آنها حق قضاوت در مورد منطقی بودن چنین سوءظنی را به دولت نمیدادند، بلکه میگفتند «اگر دولت هرگونه اعتراض موجهی علیه چنین نامزدی داشته باشد». علاوه بر این، آنها تأکید کردند که هیچ توافقی نباید «نظم کلیسای رومی کاتولیک را نقض کند یا نفوذ مذهبی را که اسقفهای کلیسا باید نسبت به پیروان خود داشته باشند، کاهش دهد» و هرگونه توافق «بدون تأیید مقر مقدس (Holy See) فاقد اعتبار خواهد بود.»
مداخله رم
اینها قطعنامههای رسمی اسقفهای ایرلند نبود، بلکه صرفاً نظر ده اسقفی بود که برای رسیدگی به امور دیگری گرد هم آمده بودند و علیرغم میل باطنی خود مجبور به اظهار نظر شدند. در ۱۵ ژوئن ۱۷۹۹، کاردینال استفانو بورجیا، رئیس سازمان تبلیغ دین (Propaganda)، نامهای به جان تروی، اسقف اعظم دوبلین، نوشت و از او در مورد گزارشهایی مبنی بر رهبری گروهی که قصد مصالحه بر سر اختیارات مقر مقدس را داشتند، پرسید. تروی در ۱۷ اوت ۱۷۹۹ در پاسخ به کاردینال، هرگونه توافق از پیش تعیین شده را کاملاً نادرست خواند و پس از شرح جلسه و قطعنامههای امنای ماینوت، افزود: «اسقفها مشتاق بودند این پیشنهاد را کنار بگذارند یا از آن طفره روند، اما از آنجایی که قادر به انجام این کار نبودند، تصمیم گرفتند حقوق کلیسا را تضمین کنند.»
در بهار ۱۸۰۰، تروی در نامهای به نماینده خود در رم، آر. لوک کاننن، در همین مورد نوشت:
همه ما میخواهیم به همان شکل باقی بمانیم؛ و اگر چنین نبود، به دلیل اینکه تعداد زیادی از روحانیون در شورش شرورانه فعال بودند یا با آن مخالفت نکردند. اگر اسقفها بررسی پیشنهاد را رد میکردند، به داشتن قصد نفوذ بر مردم، مستقل از دولت، برای اهداف فتنه انگیز متهم میشدند. تنها ترس موجه از چنین اتهامی، گرچه خود اتهام بیاساس بود، اسقفها را وادار به بررسی پیشنهاد به هر نحوی میکرد. . . اگر ما پیشنهاد را به طور کامل رد میکردیم، شورشی تلقی میشدیم. این یک واقعیت است. اگر بدون مراجعه به رم با آن موافقت میکردیم، بدعتگذار خوانده میشدیم. ما بین سکيلا و چاريبديس بودیم.
این نظر که در ژانویه ۱۷۹۹ توسط ده اسقف ابراز شد، هرگز توسط آنها منتشر نشد. هدف از آن انتشار نبود؛ اسقفها هرگز به طور رسمی آن را به رسمیت نشناختند، جز برای رد کردن آن. هر بیانیه اسقفهای ایرلند از آن زمان به بعد، هرگونه پیشنهادی را که به دولت بریتانیا اجازه دخالت در انتصاب اسقفهای ایرلند را میداد، قاطعانه رد کرد.
لایحه ۱۸۰۵ به بعد
در سال ۱۸۰۵، چارلز جیمز فاکس و لرد گرنویل، دادخواستی را برای رفع ناتوانیهای مدنی کاتولیکهای ایرلند به پارلمان ارائه دادند. در بحثهای بعدی، سر جان هیپیسلی به طور کلی در مورد تضمینهای وفاداری کاتولیکها صحبت کرد. این اولین بار بود که چنین پیشنهادی به صورت عمومی مطرح میشد، اما هیچ پیشنهاد مشخصی ارائه نشد. در ۲۵ مه ۱۸۰۸، هنری گرِتان، هنگام ارائه پیشنهاد تشکیل کمیته پارلمانی برای بررسی ادعاهای کاتولیکها، اعلام کرد که از طرف آنها مجاز است:
هیچ اسقف کاتولیکی بدون تأیید کامل اعلیحضرت منصوب نشود.
در ۲۷ مه، لرد گرنویل دادخواستی از سوی کاتولیکها در مجلس اعیان ارائه کرد و با پیشنهاد تشکیل کمیته، حق وتوی مؤثری را برای پادشاه در انتصاب اسقفها پیشنهاد داد.
آنچه به عنوان «وتو» شناخته شد، بدین ترتیب به عنوان یک مسئله عمومی در ایرلند و انگلستان شکل مشخصی به خود گرفت.
واکنشها
اسقفهای ایرلندی چگونه با این موضوع برخورد کردند؟ جان میلنر در خاطرات تکمیلی خود نوشت که آنها «چه در گفتگو و چه در مکاتبه، به طور جهانی آنچه را که توسط مروجان لایحه در مورد حق وتو گفته شده بود، رد کردند». آنها در ۱۴ سپتامبر جلسه گذاشته و رسماً علیه وتو اعتراض کردند.
در سال ۱۸۱۰، گرِتان اعلام کرد که مجدداً ادعاهای کاتولیکها را به پارلمان خواهد آورد. در ۱ فوریه، هیئت مدیره کاتولیکهای انگلستان جلسهای در لندن برگزار کرد که در آن مجموعهای از قطعنامهها تصویب شد، از جمله قطعنامهای که شامل حق وتو بود. این قطعنامه به عنوان قطعنامه پنجم شناخته میشود. چارلز باتلر، رهبر مدافعان حق وتو در میان کاتولیکهای انگلیسی، در مورد آن قطعنامه میگوید که «به جز اسقف نیابتی منطقه میدلندز، نماینده اسقفهای ایرلند، به طور یکپارچه پذیرفته شد.»
این اسقف، دکتر میلنر بود که اسقفهای ایرلندی در سال ۱۸۰۷ او را برای نمایندگی خود منصوب کرده بودند. اسقفهای ایرلند بلافاصله قطعنامه پنجم را محکوم کردند. در ماه مه، پیشنهاد گرِتان برای تشکیل کمیته جهت بررسی دادخواست کاتولیکها رد شد. در اوایل ژوئن، لرد دونامور پیشنهاد مشابهی در مجلس اعیان مطرح کرد که آن نیز رد شد. اما این نقطه جدایی بین بخش بزرگی از کاتولیکهای ایرلند به رهبری اسقفها و کاتولیکهای انگلیسی بود که اسقفهای نیابتی (به جز میلنر) با آنها همراه بودند.
لایحه ۱۸۱۳
در سال ۱۸۱۳، گرِتان، جرج کانینگ و کاستلری لایحهای را ارائه دادند که ظاهراً قانونی برای رهایی کاتولیکها بود، اما شرطی داشت که عملاً انتصاب اسقفها را در اختیار هیئت امنایی قرار میداد که توسط پادشاه تعیین میشدند؛ همچنین مقرر میداشت که هر فردی که وظایف ویژهای را انجام دهد یا اسنادی را از مقر مقدس بدون اطلاع و تأیید آن هیئت دریافت کند، مجرم شناخته میشود. علیرغم این شرایط، اصلاحیهای بر لایحه ارائه و تصویب شد که همچنان کاتولیکها را «از نشستن و رأی دادن در پارلمان» منع میکرد.
این لایحه از دست رفت؛ اسقفهای ایرلند اعلام کرده بودند که نمیتوانند این لایحه را «بدون ارتکاب گناه بدعت» بپذیرند. چند روز بعد، در جلسهای از هیئت مدیره کاتولیک ایرلند در دوبلین، دنیل اوکانل پیشنهاد داد که از اسقفها تشکر شود. برخی از افراد سکولار که با کاتولیکهای انگلیسی همنظر بودند، با این رأی مخالفت کردند، اما با اکثریت بسیار زیادی تصویب شد.
فرمان کوارانتی
مدافعان حق وتو از شکست لایحه ۱۸۱۳ ناامید شدند. در آن زمان به این فکر افتادند که اگر بتوانند به نحوی مقر مقدس را به تأیید آن وادار کنند، لکه بدعت که اسقفهای ایرلندی به آن نسبت داده بودند، از آن پاک خواهد شد. بنابراین، آنها به سازمان تبلیغ دین (Propaganda) گزارش دادند که رهایی کاتولیکها چه منافع عظیمی خواهد داشت و شرایط حق وتو که دولت پیشنهاد داده بود، بیضرر است. میلنر به عنوان فردی با موضع سرسختانه به دبیر سازمان تبلیغ دین، مونسیور کوارانتی، معرفی شد.
در پرتو این گزارشها، مونسیور کوارانتی در فرمان خود در فوریه ۱۸۱۴، ضمن رد برخی از شرایط لایحه رهایی به عنوان غیرقانونی، اعلام کرد که تضمینهای وفاداری اسقفها که دولت مدعی آن بود، میتواند پذیرفته شود. این فرمان، دستوری صریح نبود، بلکه نوعی اجازه بود؛ عبارت آن چنین بود: «Haec cum ita sint, indulgemus etc»، که بدین ترتیب کاتولیکها را آزاد میگذاشت تا رهایی را با شرایط پیشنهادی بپذیرند یا رد کنند.
با این حال، این موضوع طوفانی در ایرلند به پا کرد. اسقفهای ایرلند، مورای و میلنر را برای ابلاغ خطر این فرمان به پاپ، که در زمان صدور آن زندانی بود، اعزام کردند. پاپ پیوس هفتم اعلام کرد که «مونسیور کوارانتی نباید این نامه را بدون اختیار از مقر مقدس مینوشت.» او کمیسیونی را برای بررسی موضوع منصوب کرد.
پیشنهاد متقابل
در همین حال، مورات به سمت رم لشکرکشی کرد و پاپ به جنوا گریخت. در ۲۶ آوریل ۱۸۱۵، کاردینال لیتا، رئیس سازمان تبلیغ دین، در نامهای شرایطی را تعیین کرد که تحت آن کاتولیکها میتوانستند با اطمینان رهایی را بپذیرند. این نامه تمام توافقات قبلی را رد میکرد. ادعای دولت برای بررسی ارتباطات بین کاتولیکها و مقر مقدس «حتی قابل بررسی نیست.» در مورد انتصاب اسقفها، بیان شد که در سوگند کاتولیکها، تدابیر کافی برای وفاداری آنها اندیشیده شده است؛ اما برای رضایت بیشتر، به «کسانی که مربوط است» اجازه داده میشود تا لیستی از نامزدهای انتخابی خود برای مقام اسقفی را به وزرای پادشاه ارائه دهند؛ اما اصرار داشت که اگر این نامها ارائه شوند، دولت باید، اگر هر یک از آنها را «نامطلوب یا مشکوک» تلقی کند، فوراً او را نامزد کند؛ علاوه بر این، باید همیشه تعداد کافی از میان آنها که پاپ اسقف را منصوب خواهد کرد، حتی پس از اعتراض دولت، باقی بماند.
کاتولیکهای ایرلند نمایندگانی را به رم فرستادند تا احساسات خود را به پاپ برسانند. دو پاسخ ارسال شد، یکی برای اسقفها و دیگری برای افراد سکولار. پاپ بر شرایط نامه کاردینال لیتا اصرار ورزید و منطقی بودن آن را تحت شرایط موجود خاطرنشان کرد. طبق شرایط نامه، در واقع، تقصیر روحانیونی بود که مسئول انتخاب نامزدها بودند اگر شخص نامطلوبی برای انتصاب توسط پاپ باقی میماند. نامه کاردینال لیتا آخرین سند پاپ در مورد مسئله وتو بود. با این حال، مناقشه بین مدافعان و مخالفان وتو، به دلیل احساساتی که برانگیخته بود، زنده ماند.
قطعنامه نهایی
مسیر رهایی کاتولیکها آنقدر ناامیدکننده شد که در دسامبر ۱۸۲۱، اوکانل طرحی شبیه به حق وتو را به دکتر بلیک، اسقف نیابتی دوبلین، ارائه داد تا نظر او را جویا شود. کمی بعد، چشمانداز روشنتر شد؛ اوکانل در سال ۱۸۲۳ انجمن کاتولیک (Catholic Association) را تأسیس کرد که از طریق آن با موفقیت برای رهایی کاتولیکها مبارزه کرد. شش سال بعد، در دوران نخستوزیری دوک ولینگتون، قانون رهایی کاتولیکها برای کاتولیکهای ایرلند و بریتانیا، بدون شرط حق وتو، تصویب شد.
نکات مرتبط
- چارلز اوکانر (کشیش)
منابع
- بایگانی سازمان تبلیغ دین (Archives of Propaganda)
- مجله اورتدوکس (Orthodox Journal)، پروندههای ۱۸۱۳ تا ۱۸۱۷
- باتلر، خاطرات تاریخی انگلیسی، ایرلندی و اسکاتلندی کاتولیکها (لندن، ۱۸۲۲)
- میلنر، خاطرات تکمیلی کاتولیکهای انگلیسی (لندن، ۱۸۲۰)، نوشته شده برای تصحیح کار باتلر
- وایز، تاریخ انجمن کاتولیک در ایرلند (لندن، ۱۸۲۹)
- فلمینگ، حق وتوی کاتولیک (دوبلین، ۱۹۱۱)
- روزنامه دوبلین ایونینگ پست (Dublin Evening Post)، به ویژه پروندههای ۱۸۰۸ تا ۱۸۱۷
کتابشناسی
- An Historical Address, on the Calamities Occasioned by Foreign Influence, in the Nomination of Bishops to Irish Sees. (1812) by Fr. Charles O'Conor (supporter of veto)
- The Beginning of the Veto Controversy in Ireland by University of Cambridge
- Veto controversy at Encyclopedia.com
- Political history of the United Kingdom
- History of Catholicism in England
- History of Catholicism in Scotland
- History of Catholicism in Ireland
- 19th-century Catholicism
- Proposed laws of the United Kingdom
- 19th century in Ireland
- Separation of church and state
- Catholicism and politics
- Right of presentation