به سوی تپههای ساوت داونز
سونیت «به سوی ساوت داونز» که با نام سونیت پنجم شارلوت ترنر اسمیت نیز شناخته میشود، یکی از نخستین سونیتهای این شاعر و اولین اثر اوست که رود آرون و سرزمین کودکیاش را توصیف میکند. این شعر نخستینبار در نسخه اول کتاب Elegiac Sonnets در سال ۱۷۸۴ به چاپ رسید.
پیشینه
اسمیت در منطقهای به نام «بigneور پارک» در غرب ساسکس بزرگ شد؛ جایی که از دور میتوانست رود آرون را ببیند. ازدواجی ناخوشایند و فقر، او را از خانه کودکیاش دور کرد، اما این مکان همواره برایش ارزشمند ماند. حتی صفحه عنوان نسخه اول سونیتهای مرثیهوار، او را «شارلوت اسمیت، از بigneور پارک» معرفی میکند، هرچند دیگر آنجا زندگی نمیکرد. مناظر ساسکس، از جمله تپههای ساوت داونز، در شعرهای اسمیت نقشی پررنگ دارند؛ آخرین اثر او، بیچی هد، نیز همین تپهها را به تصویر میکشد.
شعر
این شعر ابتدا در اکتبر ۱۷۸۲ در مجله The European Magazine منتشر شد و سپس در ژانویه ۱۷۸۴ در The New Annual Register بازچاپ گردید، پیش از آنکه در مجموعه شعر اسمیت در سال ۱۷۸۴ گردآوری شود.
آه، تپههای محبوب! — که روزگاری، کودکی خوشبخت،
در سایهسار راشهایت، «میان چمن و گلهایت»،
ناقوسآبیهایت را در گرلندهایی وحشی میبافتم،
و پژواکهایت را با ترانهای ساده بیدار میکردم.
آه! تپههای محبوب! — چمن و گلهایت پابرجاست؛
آیا میتوانند آرامشی به این سینه غمگین بازگردانند؟
برای یک لحقه فقر، درد را تسکین دهند،
و به دلی شکسته بیاموزند که دیگر نتپد؟
و تو، آرونا! در دره پایین،
چون موجهای زلالت را به دریا میسپاری،
آیا میتوانی یک جام مهربانانه از لته هدیه دهی،
تا فراموشیی طولانی برای غمهایم بنوشم؟
آه نه! — وقتی همه چیز، حتی آخرین پرتو امید رفته است،
فراموشیای نیست، جز در مرگ تنهایی!
تمهای اصلی
این شعر، شادی کودکی را در تقابل با اندوه بزرگسالی قرار میدهد و پاسخی است شاعرانه به «چشماندازی دوردست از کالج ایتون» اثر توماس گری (۱۷۴۷). تکرار عبارت «آه، تپههای محبوب!»، خط «آه، تپههای خوشبخت» اثر گری را به یاد میآورد. علامت نقل قول در «میان چمن و گلهایت» در بیت دوم، ارجاعی است به توصیف گری از مناظر ایتون: «که رود تایمز میان چمن، سایه و گلهایش سرگردان است».
شعر، تاکید ویژهای بر خاطرات شخصی اسمیت در دل طبیعت دارد، نه تاریخچه آن سرزمین. این ویژگی، این سونیت را از اشعار بعدی اسمیت درباره رود آرون متمایز میکند؛ اشعاری که شاعر را به عنوان «مورخ-حافظ» با قدرتی ویژه میبینند. در عوض، «به سوی ساوت داونز» (در کنار «نوشته شده در پایان اوایل بهار» و «بهاری» در نسخه اول سونیتهای مرثیهوار) شعری کلاسیک رمانتیک است، «دقیقاً به این دلیل که این سونیتها، منظر را با خاطره شخصی پیوند میدهند.»
بازخورد
ویلیام وردزورث در شعر خود با نام قدم زدن در یک شب (۱۷۹۲)، به این شعر اشاره کرد و همانند اسمیت، خود را «کودکی خوشبخت» نامید.