پیشینه
ایوان گنچارف، نویسنده ۳۴ ساله، در آوریل ۱۸۴۶ از نیکلای یازیکوف خواست تا رمان نخست او را بخواند و برای نظر نهایی به منتقد ادبی ویساریون بلینسکی برساند. یازیکوف پس از ورق زدن چند صفحه، رمان را کنار گذاشت و فراموش کرد. ماهها بعد، نیکلای نکراسوف رمان را خواند و آن را به بلینسکی رساند. بلینسکی بلافاصله استعداد نویسنده را ستود و جلسهای برای خوانش رمان برگزار کرد.
داستان
رمان درباره الکساندر آدوئف، اشرافزادهای جوان است که از شهرستان به سنپترزبورگ میآید و در مواجهه با فضای تجاری و عملگرایانه شهر، آرمانگرایی خود را از دست میدهد.
واکنشها
بلینسکی رمان را اثری تاثیرگذار در نقد رومانتسیسم و آرمانگرایی کاذب دانست. با این حال، مطبوعات محافظهکار آن را منفی ارزیابی کردند. گنچارف بعدها در مقالهای توضیح داد که رمان بازتابی از تغییرات اجتماعی آن دوران بود.