«ترککردهی افسونشده» (به روسی: Очарованный странник)، رمانی اثر نیکولای لسکوف است که برای اولین بار در سال ۱۸۷۳ در روزنامه «روسکی میر» (Russkiy Mir) منتشر شد.
پیشزمینه
ایدهی اولیهی داستان در سال ۱۸۷۲ و پس از بازدید لسکوف از دریاچه لادوگا و صومعه والاام به ذهن او خطور کرد. در ژانویه همان سال، لسکوف اولین نسخه از داستان را با عنوان «تلماکِ خاکِ سیاه» (Черноземный Телемак) برای روزنامه «پیامرسان روسی» (The Russian Messenger) فرستاد، اما میخائیل کاتکوف آن را رد کرد. در ماه مارس، لسکوف دستنوشته را به مجلهی «گراژدانین» (Grazhdanin) متعلق به داستایفسکی ارائه کرد، اما باز هم بینتیجه ماند. به گفتهی ان. ای. لیوبیموف از «پیامرسان روسی»، کاتکوف معتقد بود که «به جز چند اپیزود، کل اثر بیشتر شبیه تودهای خام از مواد برای کار آینده بود تا اثری کامل که چیزی واقعی را توصیف کند.» بوریس بوخستاب، منتقد ادبی، بعدها اظهار داشت که این داستان میتوانست علیه طبقهی اشراف (dvoryanstvo) تلقی شود که به گفتهی قهرمان داستان، ضعیف و «غیرمردانه» بودند. این موضوع میتوانست به خصوص کاتکوف را که پیش از این نیز با لسکوف بر سر این موضوع اختلاف نظر داشت، ناراحت کند.
تقدیمنامه
نسخهی اصلی «ترککردهی افسونشده» با تقدیمنامهای به سرگئی یگوروویچ کوشلوف، ژنرال پیادهنظام، از نزدیکان دربار روسیه و دوست لسکوف، منتشر شد. لسکوف به یاد میآورد: «در پاییز ۱۸۷۲، همانطور که «فرشتهی مُهرشده» را مینوشتم... ژنرال کمکی سرگئی یگوروویچ کوشلوف به دیدارم آمد و از من خواست تا دستنوشتهای را برای دربار ببرم تا امپراتریس ماریا الکساندروونا بتواند آن را بخواند. این آغاز دوستی من با چندین خانه بود که در آن زمان در محافل روشنفکرانه، به ویژه خانهی کوشلوف، مورد استقبال قرار گرفتم. آنجا با افراد جالب زیادی آشنا شدم.»
خلاصه داستان
رمان فاقد یک طرح داستانی منسجم است. این اثر از ۲۰ فصل تشکیل شده است که فصل اول نوعی مقدمه محسوب میشود و فصول باقیمانده، اپیزودهای مستقلی از زندگی فلیاگین را روایت میکنند که او آنها را برای غریبههایی که ملاقات میکند، بازگو میکند.
قهرمان داستان، ایوان فلیاگین، توسط مادرش «به خدا نذر شده» بود، اما در جوانی از پیوستن به صومعه سر باز زد و تمام «نشانهها»یی را که ظاهراً او را به این راه هدایت میکردند، نادیده گرفت. او بقیهی زندگی خود را که پر از سرگردانی بود، «مجازاتی» برای این نافرمانی میدید و سرانجام خود راهب شد.
بازخورد
واکنش منتقدان معاصر عموماً سرد بود. نیکولای میخایلوفسکی، از narodنیکها، در سال ۱۸۹۵، با بازنگری در کل میراث لسکوف، نوشت: «از نظر غنای داستان، این اثر ممکن بود مهمترین اثر لسکوف باشد، اما فقدان تمرکز کامل کاملاً آشکار است، بنابراین داستان به خودی خود وجود ندارد، بلکه مجموعهای از داستانهاست که به هم زنجیر شدهاند، به طوری که میتوان هر مهرهای را برداشت و با مهرهای دیگر جایگزین کرد، و هر تعداد مهرهی دیگر را نیز به همان نخ اضافه نمود.»
منتقدان بعدی «ترککردهی افسونشده» را یکی از شاهکارهای لسکوف ستودند. به گفتهی دی. اس. میرسکی، در این اثر «نویسنده از استعداد بینظیر خود به عنوان قصهگو به بهترین نحو استفاده کرده است.»
ترجمههای انگلیسی
- ای. جی. پاشکوف (۱۹۲۴)
- دیوید ماگارشاک (۱۹۴۶)
- جورج اچ. هانا (۱۹۵۸)
- یان درایبلات (ملویل هاوس، ۲۰۱۲)
- ریچارد پیویر و لاریسا ولوخونسکی (۲۰۱۳)
- دونالد ریفیلد (۲۰۲۰)
اقتباسها
- ۲۰۰۲: «ترککردهی افسونشده» (اپرا)، اثر رودین شچدرین
- ۱۹۹۰: فیلم شوروی
- ۱۹۶۰: «ترککردهی افسونشده» (فیلم ۱۹۶۰)، فیلم شوروی
منابع
پیوندهای خارجی
- Очарованный странник. متن اصلی روسی.
رمانهای کوتاه نیکولای لسکوف
- رمانهای ۱۸۷۳