دوستان پرشور: رمانی از اچ. جی. ولز
«دوستان پرشور» (The Passionate Friends) رمانی در ژانر بلوغ اثر اچ. جی. ولز است که در سال ۱۹۱۳ منتشر شد. این کتاب به شرح زندگی و سفرهای یک مرد جوان میپردازد و از آن جهت که ایده «توطئه آشکار» (open conspiracy) ولز برای رسیدن به یک دولت جهانی را برای اولین بار معرفی میکند، حائز اهمیت است.
پیشزمینه
راوی داستان میگوید: «ایده نوشتن چنین کتابی اولین بار زمانی به ذهنم رسید که کنار جسد پدربزرگ شما نشسته بودم.» پدر ولز، جوزف، در ۱۴ اکتبر ۱۹۱۰ در سن ۸۲ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. یکی از زندگینامهنویسان اشاره کرده است که مرگ او «به طرز دقیقی با پایان دوره اصلی فعالیت خلاقانه او همزمان شد.» بخش عمدهای از رمان در اواخر سال ۱۹۱۱ نوشته شد.
ولز به این ایده علاقهمند بود که والدین بتوانند «دوستان» فرزندان بزرگسال خود باشند. شخصیت استفن استراتون در رمان میپرسد: «چرا وقتی پسر به بلوغ میرسد، نمیتواند پدرش را به عنوان دوست خود انتخاب کند؟»
این رمان به طور مرموزی به «L. E. N. S.» تقدیم شده است که احتمالاً به معشوقه ولز، الیزابت فن آرنیم، اشاره دارد. ولز او را «لیتل ای» (little e) صدا میزد و با او در خانهاش، قلعه سولیل (Château Soleil) در آلپ، در منطقه اسکی مونتانا سوئیس، ملاقاتهای مخفیانه داشت.
خلاصه داستان
قهرمان اصلی داستان، راوی اول شخص، استفن استراتون است. مهمترین رابطه زندگی استفن با لیدی مری کریستین است که در سن نوزده سالگی، در تابستان قبل از شروع تحصیل در آکسفورد، عاشق او میشود. مری نیز به او عشق میورزد، اما با جاستین، یک سرمایهدار ثروتمند، ازدواج میکند.
استفن در ناامیدی، داوطلبانه برای جنگ در آفریقای جنوبی، جایی که جنگ دوم بوئر تازه آغاز شده بود، نامنویسی میکند. پس از بازگشت به انگلستان، او تصمیم میگیرد حرفه سیاسی را دنبال کند، دوباره با لیدی مری جاستین ارتباط برقرار میکند و آنها معشوق یکدیگر میشوند. اما فاجعه زمانی رخ میدهد که جاستین، استفن را در حال بوسیدن همسرش میبیند. جاستین، مری را در قلعهای در ایرلند پنهان میکند و استفن را مجبور میکند انگلستان را برای سه سال ترک کند.
استفن در سراسر جهان سفر میکند، جوامع آسیایی را مطالعه میکند و در مورد تحولات تاریخی بشریت به باورهایی میرسد. او در خانهای ییلاقی در کنار رود راین، دوباره عشق قدیمی خود، ریچل، را ملاقات میکند و با او ازدواج میکند. استفن حرفه خود را به عنوان ناشر ادبیات جهان و کتابهای مرجع آغاز میکند.
در سال ۱۹۰۹، استفن نامهای از لیدی مری جاستین دریافت میکند و آنها مکاتبه طولانیمدت خود را آغاز میکنند. به طور اتفاقی، آنها دوباره در مهمانخانهای در آلپ با هم ملاقات میکنند و چندین ساعت را به گفتگوهای روحانی سپری میکنند؛ آنها به ندرت یکدیگر را لمس میکنند و هرگز نمیبوسند. همراه مری به شوهرش خیانت میکند و تصمیم شوهرش برای طلاق مری پس از محاکمه به دلیل زنا، هر دو را با فاجعه اجتماعی تهدید میکند. برای جلوگیری از این امر، مری با خودکشی به زندگیاش پایان میدهد.
بازخوردها
رمان «دوستان پرشور» مورد قدردانی دوستان ولز، فورد مادوکس هیوفِر و ویولت هانت، و همچنین موریس بارینگ قرار گرفت. نقدها عمدتاً مثبت بودند. ولز در نامهای به هنری جیمز، خود را به گونهای نشان داد که گویی رمان را «ناشیانه» میداند و معتقد است که «خیلی زود به دنیا پرتاب شده است.»
کار بر روی نسخه نمایشی رمان آغاز شد، اما به نتیجه نرسید. دو فیلم از روی این رمان ساخته شده است: یکی در سال ۱۹۲۲ و دیگری در سال ۱۹۴۹.
«دوستان پرشور» در سال ۱۹۱۴ به ایتالیایی، در سال ۱۹۱۹ به فرانسوی، در سال ۱۹۲۴ به روسی و در سال ۱۹۲۸ به چک ترجمه شد. هنگامی که رمان دوباره در مجموعه آثار ولز در «نسخه آتلانتیک» (۱۹۲۶) منتشر شد، ولز سه مقاله به آن افزود: «طلاق»، «حمایت مالی از مادران» و «دولت بزرگ».