شاهزاده רוزت

Princess Rosette
📅 10 اسفند 1404 📄 625 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

داستان پریان فرانسوی «شاهزاده רוزت» از مادام دُ اولنوا، درباره دختری است که پیشگویی می‌شود باعث بدبختی برادرانش شود. او در برجی زندانی می‌شود اما پس از مرگ والدینش آزاد شده و عاشق پادشاه طاووسان می‌شود. یک پرستار بدجنس سعی در نابودی او دارد، اما در نهایت حقیقت آشکار شده و همه چیز به خوبی پایان می‌یابد.

شاهزاده רוزت (Princess Rosette) یکی از داستان‌های پریان ادبی فرانسه است که توسط مادام دُ اولنوا نوشته شده است. این داستان توسط اندرو لنگ در کتاب The Red Fairy Book گنجانده شده است.

ایتالو کالوینو نیز در کتاب Italian Folktales، داستانی شفاهی به نام «پادشاه طاووسان» را گردآوری کرده و اشاره نموده که این داستان به وضوح نسخه‌ای دیگر از «شاهزاده רוزت» است.

خلاصه داستان

روزی روزگاری، پادشاه و ملکه صاحب دو پسر و یک دختر به نام רוزت شدند. در مراسم غسل تعمید او، تمام پریان حضور یافتند. هنگامی که ملکه از پریان خواست تا آینده רוزت را پیش‌بینی کنند، آن‌ها گفتند که او ممکن است باعث بدبختی بزرگ برادرانش و حتی مرگ آن‌ها شود.

پادشاه و ملکه با یک مرتاض مشورت کردند که به آن‌ها توصیه کرد רוزت را در برجی زندانی کنند. آن‌ها این کار را کردند، اما روزی که والدین درگذشتند، پسران بلافاصله او را از برج آزاد کردند. רוزت از همه چیز شگفت‌زده بود، به خصوص از یک طاووس. وقتی شنید که مردم گاهی طاووس‌ها را می‌خورند، اعلام کرد که هرگز با کسی جز «پادشاه طاووسان» ازدواج نخواهد کرد و سپس از رعایای خود محافظت خواهد نمود.

برادرانش، پادشاه جدید و شاهزاده، برای یافتن پادشاه طاووسان راهی سفر شدند و سرانجام توسط «پادشاه مگس‌های روز» به آنجا راهنمایی شدند. در آنجا، آن‌ها پرتره רוزت را به پادشاه نشان دادند. او گفت اگر او به زیبایی تصویرش باشد، با او ازدواج خواهد کرد، اما در غیر این صورت هر دو را خواهد کشت.

وقتی خبر رسید، شاهزاده רוزت همراه با دایه خود راهی شد. دایه، قایقران را تطمیع کرد تا شاهزاده را با تختخوابش و سگ کوچکش، در نیمه شب به دریا بیندازد. تختخواب از پرهای ققنوس ساخته شده بود و شناور ماند، اما دایه دختر خودش را به جای شاهزاده قرار داد. پادشاه خشمگین در آستانه اعدام برادران بود که آن‌ها او را متقاعد کردند هفت روز به آن‌ها فرصت دهد تا بی‌گناهی خود را ثابت کنند.

وقتی شاهزاده از خواب بیدار شد، متقاعد شد که پادشاه تصمیم گرفته با او ازدواج نکند و به همین دلیل او را به دریا انداخته است. مردی سالخورده او را در ساحل دید و به او پناه داد، اما از روی وسایلش فهمید که او بانوی بزرگی است و تنها می‌توانست غذای ناچیزی به او بدهد. شاهزاده سگش را به بهترین آشپزخانه شهر فرستاد و سگ تمام غذاهایی را که برای پادشاه طاووسان پخته می‌شد، دزدید. این اتفاق برای چندین روز ادامه یافت، تا اینکه نخست وزیر آشپزخانه را زیر نظر گرفت، سگ را دید و آن را دنبال کرد. او ماجرا را به پادشاه گفت و آن‌ها به کلبه رفتند و רוزت و مرد سالخورده را دستگیر کردند. مرد سالخورده طلب بخشش کرد و داستان را تعریف نمود و پادشاه متوجه شد که این عروس اوست. او برادرانش را آزاد کرد و با او ازدواج نمود.

میراث

ترجمه‌ای در اواخر قرن هجدهم، عنوان این قصه را The Princess Rosetta گذاشت. نشریات بعدی توسط کلارا دو شاتلَن (۱۸۵۲) و تصویرگر کاترین پایل (۱۹۲۰) نام آن را به Princess Rosetta تغییر دادند.

این قصه یکی از داستان‌های متعدد دُ اولنوا بود که توسط جیمز پلانشه به روی صحنه رفت، به عنوان بخشی از Fairy Extravaganza او. او از این قصه به عنوان پایه‌ای برای نمایشنامه خود The King of the Peacocks استفاده کرد.

این داستان توسط یوهان آگوست آپل به آلمانی ترجمه شد و در جلد اول Gespensterbuch (۱۸۱۰) گنجانده شد.

این قصه همچنین به نروژی ترجمه شد.

این داستان توسط ویلیام تروبریج لارند به عنوان The King of the Peacocks اقتباس و بازنویسی شد.

تحلیل

«شاهزاده רוزت» در طبقه‌بندی قصه آَرنه-تامپسون-اوتر (Aarne–Thompson–Uther Index) با کد ATU 403، «عروس سیاه و سفید»، قرار می‌گیرد؛ داستان‌هایی که در آن‌ها قهرمان زن با یک قهرمان دروغین به عنوان معشوقه جایگزین می‌شود.

جستارهای وابسته

  • عروس سیاه و سفید
  • عروس پشمالو
  • ملکه برفی
  • شنل قرمزی

منابع

  • آثار مادام دُ اولنوا
  • روزه
  • قصه‌های پریان ایتالیایی
  • قصه‌های پریان فرانسوی
  • داستان‌های درون قصه‌های پریان ایتالیایی
  • ATU 400-459

جمع‌بندی

«شاهزاده רוزت» داستانی کهن از مادام دُ اولنوا است که با موانع و خیانت‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. این قصه که به «شاه پادشاهان طاووس» نیز شناخته می‌شود، در نهایت به پیروزی عشق و حقیقت بر تاریکی می‌انجامد و جایگاه خود را در ادبیات داستانی تثبیت کرده است.