معرفی کتاب دفترهای سرطان
«دفترهای سرطان» کتابی غیرداستانی از آدری لرد، شاعر، نویسنده و کنشگر فمینیست است که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد. این اثر روایتی شخصی از مبارزه لرد با سرطان پستان است و تجربه بیماری را به هویت فمینیستی، لزبینبودن، نژاد و دفاع از حقوق مدنی پیوند میزند.
کتاب از یک مقدمه و سه فصل اصلی تشکیل شده و در بخشهایی از آن، قطعاتی از یادداشتهای روزانه و نوشتههای لرد میان سالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ آمده است. «دفترهای سرطان» فقط شرح یک بیماری نیست؛ تلاشی است برای تبدیل سکوت، ترس و درد به زبان، کنش و آگاهی جمعی.
برای درک بهتر این کتاب، شناخت پیشینه آدری لرد اهمیت زیادی دارد. زندگی او در نیویورکِ دوران رکود بزرگ، تجربه حاشیهایبودن، علاقه زودهنگام به شعر و فعالیتهای او در حوزههای فمینیسم، حقوق مدنی و حقوق همجنسگرایان، همگی در شکلگیری نگاه او به بدن، بیماری و هویت نقش داشتند.
مبارزه لرد با سرطان نیز تنها یک رخداد شخصی نبود؛ این تجربه به موتور محرک بسیاری از نوشتهها و موضعگیریهای او تبدیل شد. درونمایههای فمینیستی «دفترهای سرطان» بر میراث فکری لرد و گفتوگوهای اجتماعی درباره بدن زنانه، سرطان و هویت اثری ماندگار گذاشت.
پیشینه آدری لرد
آدری لرد، زاده ۱۸ فوریه ۱۹۳۴ و درگذشته ۱۷ نوامبر ۱۹۹۲، نویسنده، شاعر، فمینیست، زنباور و فعال حقوق مدنی بود. آثار او بیشتر به هویت زنان سیاهپوست، فمینیسم، حقوق مدنی و تجربه لزبینها میپردازد. پدر و مادر او مهاجرانی کارائیبی بودند و او همراه با دو خواهر بزرگتر، فیلیس و هلن، بزرگ شد. لرد کوچکترین عضو خانواده بود و بهدلیل ضعف شدید بینایی، در عمل در زمره افراد نابینا از نظر قانونی قرار میگرفت.
او در نیویورکِ دوران رکود بزرگ بزرگ شد و برای یافتن صدای خود با دشواری روبهرو بود. شعر و نوشتن به ابزاری برای بیان احساساتش تبدیل شدند. لرد از حدود دوازدهسالگی سرودن شعر را آغاز کرد و در مدرسه با کسانی ارتباط برقرار میکرد که مانند خودش احساس غربت و طردشدگی داشتند.
«روزگاری با شعر حرف میزدم. شعر میخواندم و از بر میکردم. مردم میپرسیدند: آدری، نظر تو چیست؟ دیروز چه برایت پیش آمد؟ و من شعری را بازگو میکردم؛ در جایی از آن شعر، خط یا حسی بود که میخواستم منتقل کنم. به بیان دیگر، من واقعاً از راه شعر ارتباط برقرار میکردم. وقتی شعرهایی برای بیان آنچه حس میکردم پیدا نمیکردم، همانجا نوشتن شعر برایم آغاز شد؛ حدود دوازده یا سیزده سالگی بودم.»
در دبیرستان، لرد با وجود احساس غربت، در کارگاههای شعر انجمن نویسندگان هارلم شرکت کرد و اشتیاقش به نوشتن بیشتر جان گرفت. نخستین شعر او در همان دوران نوجوانی در مجله Seventeen منتشر شد.
پس از دبیرستان، لرد از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۹ در کالج هانتر تحصیل کرد و مدرک کارشناسی علم کتابداری گرفت. سپس در دانشگاه کلمبیا ادامه داد و در سال ۱۹۶۱ کارشناسی ارشد همان رشته را دریافت کرد.
در دهه ۱۹۶۰، جایگاه لرد بهعنوان شاعر شکل گرفت. آثار او در مجموعههای گوناگون منتشر شد، از جمله در گزیده «شاعران سیاهپوست نو، آمریکا» به انتخاب لنگستون هیوز، چند مجموعه خارجی و مجلههای ادبی سیاهپوستان. برخی از مجموعههای شعر مشهور او عبارتاند از: «نخستین شهرها» در ۱۹۶۸، «کابلهایی برای خشم»، «از سرزمینی که آدمهای دیگر در آن زندگی میکنند» در ۱۹۷۳، «فروشگاه سر نیویورک و موزه» در ۱۹۷۴، «زغالسنگ» در ۱۹۷۶ و «تکشاخ سیاه» در ۱۹۷۸. «دفترهای سرطان» در سال ۱۹۸۰ پس از این آثار منتشر شد.
لرد خود را به یک برچسب محدود نمیکرد. او خود را «سیاهپوست، لزبین، مادر، جنگجو و شاعر» معرفی میکرد. از نظر او تفاوتها بخش جداییناپذیر هویت انساناند و توجه همزمان به همه لایههای هویت، آدمها را بیشتر از تقلیل دادنشان به یک ویژگی واحد به هم نزدیک میکند.
ساختار و فصلهای کتاب
«دفترهای سرطان» روایتی بسیار شخصی و مستند از نبرد لرد با سرطان پستان است. این کتاب نشان میدهد او چگونه تجربه بیماری را وارد هویت خود میکند و از دل آن زبانی برای مقاومت، دیدهشدن و گفتوگو میسازد.
فصل اول: دگرگونی سکوت به زبان و کنش
فصل نخست از سخنرانی لرد در ۲۸ دسامبر ۱۹۷۷ در پنل ادبیات لزبینها و ادبیاتِ انجمن زبانهای مدرن گرفته شده است. او در این گفتار درباره دشواری سخن گفتن از موضوعی چنین شخصی بحث میکند و خطر سوءتفاهم یا تمسخر را در برابر آرامش فریبنده سکوت میسنجد. لرد با الهام از شعر پیشین خود، «تکشاخ سیاه»، خواننده را به شکستن سکوت و تبدیل تجربه خاموش به زبان و کنش دعوت میکند.
فصل دوم: سرطان پستان؛ تجربهای فمینیستی از نگاه یک زن سیاهپوست لزبین
این فصل روایتی روزبهروز از تجربه سرطان لرد است؛ از نمونهبرداری تا ماستکتومی، یعنی برداشتن پستان. لرد احساساتی را توصیف میکند که یک بیمار بدون همسالان نزدیک یا الگوهای پیشین در مسیر تشخیص، جراحی و بهبودی تجربه میکند.
محور اصلی این بخش، نیاز شدید لرد به زندهماندن و تبدیل شدن از «قربانی» به «جنگجو» است. او همچنین به شبکهای از زنان اشاره میکند که عشق و همراهیشان او را پایدار نگه داشت. گفتوگو با زنان لزبینِ بازمانده از سرطان نیز برای او اهمیت زیادی داشت. در همین بخش است که لرد تصمیم خود را برای نپوشیدن پروتز سیلیکونی پس از ماستکتومی توضیح میدهد.
فصل سوم: سرطان پستان؛ قدرت در برابر پروتز
در فصل سوم، لرد درباره پذیرش پیامدهای جراحی و زندگی پس از برداشتن هر دو پستان مینویسد. محور این فصل تصمیم او برای استفاده نکردن از پروتز سینه است. او تأکید میکند که انتخاب پوشیدن یا نپوشیدن پروتز باید با خود زن باشد، اما در جامعهای که زنان را صرفاً بر اساس ظاهرشان قضاوت و به آن محدود میکند، گزینه پروتز گاهی به پوششی برای پنهانکردن تفاوت تبدیل میشود.
لرد استفاده از پروتز را راهی توخالی برای سازگار شدن با بدن جدید و پذیرش هویت تازه نمیداند. او در کتاب مینویسد: «پروتز، آرامش پوچِ «هیچکس متوجه تفاوت نمیشود» را پیشنهاد میکند؛ اما همین تفاوت است که میخواهم تأیید کنم، چون آن را زیستهام، از آن جان سالم به در بردهام و میخواهم این نیرو را با زنان دیگر سهیم شوم. اگر قرار است سکوت پیرامون سرطان پستان را به زبان و کنش علیه این بلا تبدیل کنیم، گام نخست این است که زنانی که ماستکتومی کردهاند، برای یکدیگر مرئی شوند.»
لرد همچنین به برنامه Reach to Recovery انجمن سرطان آمریکا میپردازد؛ برنامهای که پس از جراحی به مشاوره میپرداخت و استفاده از پروتز سینه را ترویج میکرد. او معتقد بود این برنامه، هرچند در پوشش «خوب» و «بهبودی» عمل میکرد، در عمل نوعی نوستالژی زنستیزانه را تقویت میکرد. از نگاه لرد، تمرکز ظاهری این برنامه بخشی از مسئله بزرگتر تبعیض جنسیتی و نژادی بود. او همچنین بر حق زنان برای بررسی همه گزینههای درمانی و انتخاب مسیر درمان و التیام بر اساس شرایط خودشان تأکید میکند.
پیامهای فمینیستی دفترهای سرطان
«دفترهای سرطان» به درونمایههایی میپردازد که در زندگی فکری و سیاسی آدری لرد جایگاهی محوری داشتند. او با معرفی خود بهعنوان زنی سیاهپوست، لزبین، فمینیست، مادر و شاعر، تلاش میکند مبارزه با سرطان را از تجربهای صرفاً پزشکی به بخشی از هویت سیاسی و اجتماعی خود تبدیل کند.
لرد در کتاب میپرسد: «من سرطان دارم؛ من یک شاعر فمینیست سیاهپوستم. حالا باید چه کنم؟» پاسخ او در خود نوشتن نهفته است؛ در نامگذاری درد، در رد کردن سکوت و در ایستادن در برابر تعریفهای جامعه از بدن زنانه.
او وقتی درباره معیارهای اجتماعی زیبایی و بدن زنانه پس از ماستکتومی مینویسد، یکی از مهمترین پیامهای فمینیستی کتاب را آشکار میکند. لرد از زنی مهربان یاد میکند که به او «سوتین خواب نرم و تکهای پشم گوسفند به شکل سینهای رنگپریده» میدهد. پیام پنهان این رفتار روشن است: سینه از دسترفته باید جبران شود تا انحراف بدن یکسینه از الگوی زنانه ایدهآل دیده نشود.
اما لرد با پذیرش بدن یکسینه خود، انکار را کنار میگذارد و از نقش قربانی فاصله میگیرد. او تصویر سنتی زنانگی را به چالش میکشد و نشان میدهد که بازمانده سرطان میتواند بدون پنهانکردن تفاوت بدن خود، قدرت، زیبایی و هویت تازهای برای خویشتن بسازد.
آثار مرتبط برای مطالعه بیشتر
- «خواهر غریبه: مقالهها و سخنرانیها» مجموعهای از نوشتهها و سخنرانیهای لرد است که در آن بر اهمیت گفتوگو میان گروههای حاشیهای جامعه تأکید میکند. لرد در این اثر، اتحاد میان گروههای مختلف را از مسیر شناخت رنجها و تجربههای مشترک ممکن میداند.
- «زامی: املای تازهای از نام من» در سال ۱۹۸۲ منتشر شد و اثری در قالب زندگیاسطورهنامه است؛ ترکیبی از زندگینامه، خاطره و اسطوره که در آن لرد به جستوجوی هویت و خودآگاهی خود میپردازد.
برچسبهای موضوعی
- کتابهای غیرداستانی دهه ۱۹۸۰
- ادبیات فمینیستی
- خودزندگینامههای آمریکایی
- کتابهایی درباره سرطان پستان
- آثار آدری لرد
- ادبیات الجیبیتی در ایالات متحده