یک صبح تابستانی که راه افتادم

As I Walked Out One Midsummer Morning
📅 28 خرداد 1405 📄 928 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

خاطرات لوری لی از سفر پیاده‌اش از دهکده‌ای در انگلستان تا اسپانیای آستانه جنگ داخلی؛ روایتی از آزادی، فقر، مهمان‌نوازی و گذر از مرزها.

معرفی کتاب

یک صبح تابستانی که راه افتادم (۱۹۶۹) کتاب خاطرات لوری لی، شاعر و نویسنده بریتانیایی، است. این اثر دنباله‌ای بر سیدر با رزی محسوب می‌شود؛ کتابی که سال‌های آغازین زندگی لی در گلاسترشر، پس از جنگ جهانی اول، را روایت می‌کرد.

در این سفرنامه، لی امنیت دهکده‌اش، اسلید در ناحیه کاتسولد، را پشت سر می‌گذارد تا زندگی تازه‌ای را آغاز کند. تصمیم او هم‌زمان با سفری بزرگ و پیاده همراه می‌شود؛ سفری که از انگلستان آغاز می‌شود و او را تا اسپانیا می‌کشاند.

سفر از انگلستان به اسپانیا

داستان در سال ۱۹۳۴ آغاز می‌شود؛ زمانی که لوری لی خانه‌اش در کاتسولد را ترک می‌کند و به‌سوی لندن راه می‌افتد. او در این مسیر با نواختن ویولن روزگار می‌گذراند و سپس در لندن، مدتی به‌عنوان کارگر ساختمانی کار می‌کند.

پس از پایان کار ساختمانی، وقتی تنها چند کلمه اسپانیایی می‌داند و می‌تواند بگوید: «لطفاً یک لیوان آب به من می‌دهید؟»، تصمیم می‌گیرد به اسپانیا برود. او در این سفر با نواختن ویولن جلوی کافه‌ها پولی به‌دست می‌آورد و شب‌ها یا زیر آسمان و در پتوی خود می‌خوابد، یا در مسافرخانه‌هایی ارزان و بی‌آلایش اقامت می‌کند.

لی به مدت یک سال از شمال اسپانیا، از ویگو، تا سواحل جنوبی این کشور سفر می‌کند؛ جایی که با آغاز جنگ داخلی اسپانیا گرفتار می‌شود. در این مسیر، با وجود فقر و ناامنی، با مهمان‌نوازی گرم مردم اسپانیا روبه‌رو می‌شود؛ حتی از سوی روستاییانی که خود چیز زیادی برای بخشیدن ندارند.

خلاصه روایت

در سال ۱۹۳۴، لوری لی خانه خود در گلاسترشر را ترک می‌کند و به لندن می‌رود. پیش از آن، در ساوت‌همپتون نخستین بار شانس خود را با نواختن ویولن در خیابان امتحان می‌کند. این تجربه برایش سودمند از آب درمی‌آید و او تصمیم می‌گیرد به‌سمت شرق ادامه دهد. مسیرش از کرانه‌های جنوبی می‌گذرد، سپس به سمت داخل خشکی می‌رود و در نهایت به لندن می‌رسد.

در لندن با کلئو، دوست‌دختر نیمه‌آمریکایی‌اش که دختر یک آنارشیست است، آشنا می‌شود. پدر کلئو برای او کاری پیدا می‌کند و لی اتاقی اجاره می‌کند، اما به‌زودی مجبور می‌شود آن را ترک کند، زیرا اتاق به زنی تن‌فروش واگذار می‌شود. او نزدیک به یک سال در لندن می‌ماند و به‌عنوان عضوی از گروهی از کارگران حمل بار با فرغون کار می‌کند.

وقتی ساختمان تقریباً تمام می‌شود، لی می‌فهمد زمان اقامتش در لندن به پایان رسیده است. به همین دلیل تصمیم می‌گیرد به اسپانیا برود؛ سفری که با چند واژه اسپانیایی و روحیه‌ای ماجراجویانه آغاز می‌شود.

او در ژوئیه ۱۹۳۵ در گالیسیا پا به خاک اسپانیا می‌گذارد. سه نوازنده جوان آلمانی با او همراه می‌شوند و او همراه آن‌ها در ویگو سفر می‌کند، اما پیش از سامورا راهشان از هم جدا می‌شود. در اوت ۱۹۳۵ به تولدو می‌رسد و در آنجا، هنگام نواختن ویولن، با روی کمبل، شاعر اهل آفریقای جنوبی، و خانواده‌اش روبه‌رو می‌شود. آن‌ها او را به خانه‌شان دعوت می‌کنند.

لی تا پایان سپتامبر به دریا می‌رسد. سپس به رشته‌کوه سیئرا مورنا می‌رسد و تصمیم می‌گیرد به غرب بچرخد و مسیر رود گوادالکیبیر را دنبال کند. این انتخاب چند ماه به سفرش می‌افزاید و او را به‌شکلی غیرمستقیم دوباره به دریا می‌رساند. پس از آن به شرق بازمی‌گردد و در امتداد ساحل خشک و برهنه آندلس پیش می‌رود. در این بخش از سفر، خبرهایی از احتمال جنگ در حبشه می‌شنود. سپس به تریفه می‌رسد و در آلخسیراس توقفی دیگر دارد.

او تصمیم می‌گیرد همچنان به برنامه‌اش وفادار بماند و خط ساحلی اسپانیا را دنبال کند. از جبل‌الطارق می‌گذرد و به‌سوی مالاگا می‌رود. در روزهای پایانی اقامتش در مالاگا، ویولنش می‌شکند. پس از آن، برای مدتی به عنوان راهنمای گردشگران بریتانیایی کار می‌کند، اما راهنمایان محلی این کار را برایش محدود می‌کنند. در همین دوران، جوانی آلمانی ویولنی به او می‌دهد.

در زمستان ۱۹۳۵، لی تصمیم می‌گیرد در آلمونیکار بماند و در هتلی کار پیدا می‌کند. او و دوستش مانولو، پیشخدمت هتل، همراه دیگر روستاییان در بار محلی می‌نوشند و گفت‌وگو می‌کنند. مانولو رهبر گروهی از ماهیگیران و کارگران است و آن‌ها درباره انقلابی که انتظارش را می‌کشند بحث می‌کنند.

در فوریه ۱۹۳۶، سوسیالیست‌ها در انتخابات پیروز می‌شوند و جبهه خلق شکل می‌گیرد. در بهار، روستاییان کلیسا را به آتش می‌کشند، اما سپس از تصمیم خود منصرف می‌شوند. در میانه مه، اعتصابی رخ می‌دهد و دهقانان از حومه و روستاها برای حمایت وارد دهکده می‌شوند. جامعه محلی میان فاشیست‌ها و کمونیست‌ها دوپاره می‌شود.

در میانه ژوئیه ۱۹۳۶، جنگ داخلی اسپانیا شعله‌ور می‌شود. مانولو به سازمان‌دهی یک گروه شبه‌نظامی کمک می‌کند. گرانادا در دست شورشیان است و آلtofaro، همسایه آلمونیکار، نیز به کنترل آن‌ها درمی‌آید. در این میان، یک ناوشکن بریتانیایی از جبل‌الطارق برای نجات شهروندان بریتانیایی که ممکن است در ساحل گیر افتاده باشند، وارد منطقه می‌شود و لی نیز سوار آن می‌شود.

در بخش پایانی، بازگشت لی به خانه خانوادگی‌اش در گلاسترشر و تمایل او برای کمک به همراهانش در اسپانیا روایت می‌شود. او سرانجام در دسامبر ۱۹۳۷ از فرانسه عبور می‌کند و از کوه‌های پیرنه می‌گذرد تا دوباره وارد اسپانیا شود.

درباره عنوان کتاب

عنوان کتاب از نخستین سطر ترانه محلی گلاسترشری کرانه‌های گل پامچال شیرین گرفته شده است. این انتخاب، فضای شاعرانه و خاطره‌انگیز کتاب را از همان آغاز برجسته می‌کند.

واکنش‌های منتقدان

رابرت مک‌فارلن سفرهای لوری لی را با سفرهای هم‌نسل او، پاتریک لی فرمور، مقایسه می‌کند. هر دو نویسنده بخش‌هایی از اروپا را در دورانی پیاده پیمودند که میان دو جنگ جهانی درگیر آشفتگی‌های سیاسی بود.

مک‌فارلن از کاربرد استعاره‌ها در نثر لی تمجید می‌کند و معتقد است توصیف‌های «رمانتیک و گل‌به‌گوشی» در سیدر با رزی در این کتاب جای خود را به بخش‌هایی بسیار تیره‌تر می‌دهند. روابط جنسی لی با چند شخصیت مختلف نیز با زبانی غیرمستقیم و پوشیده روایت می‌شود.

زندگی در جاده و حرکت مداوم یکی از محورهای اصلی کتاب است. اگر سیدر با رزی بیشتر درباره ماندن در یک مکان و ریشه داشتن است، یک صبح تابستانی که راه افتادم درباره رفتن، گذر کردن و آزمودن ناشناخته‌هاست.

منابع و پیوندها

As I Walked Out One Midsummer Morning، انتشارات پنگوئن، ۱۹۷۱.

این کتاب در گروه آثار غیرداستانی بریتانیایی و خاطرات سفر قرار می‌گیرد و از منابع مهم برای شناخت ادبیات سفر اروپا در دهه‌های پیش از جنگ جهانی دوم به شمار می‌آید.

جمع‌بندی

این کتاب بیش از آن‌که فقط گزارش یک سفر باشد، پرتره‌ای انسانی از اروپای میان‌دوجنگ است؛ جایی که سادگی، خطر، امید و مهمان‌نوازی در مسیر یک نوازنده دوره‌گرد به هم می‌رسند.