بمب‌گذاری خیابان شانکیل

Shankill Road bombing
📅 25 خرداد 1405 📄 1,922 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

بمب‌گذاری ۲۳ اکتبر ۱۹۹۳ در خیابان شانکیل بلفاست، یکی از جانگدازترین رویدادهای درگیری‌های ایرلند شمالی است. ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند (IRA) قصد ترور رهبران وفادارپروتستان را داشت، اما انفجار زودهنگام بمب، ده نفر از جمله غیرنظامیان و کودکان را به کام مرگ کشاند و موجی از انتقام‌جویی خونین را رقم زد.

بمب‌گذاری خیابان شانکیل

بمب‌گذاری خیابان شانکیل در ۲۳ اکتبر ۱۹۹۳ توسط ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند (IRA) انجام شد و به یکی از شناخته‌شده‌ترین رویدادهای درگیری‌های ایرلند شمالی تبدیل گردید. هدف IRA، ترور رهبران وفادارپروتستانِ انجمن دفاع اولستر (UDA) بود که به گزارش‌ها، در جلسه‌ای بالای ماهی‌فروشی فریزل در خیابان شانکیل بلفاست حضور داشتند. دو عضو IRA با ظاهر پیک، بمبی را به فروشگاه بردند که پیش از موعد منفجر شد. در این انفجار ده نفر جان باختند: یکی از بمب‌گذارانِ IRA، یک عضو UDA و هشت غیرنظامی پروتستان که دو نفر از آن‌ها کودک بودند. همچنین بیش از پنجاه نفر زخمی شدند.

دفتر هدف‌گذاری‌شده در زمان بمب‌گذاری خالی بود، اما به ادعاها، IRA می‌دانست فضای پرازدحامِ پایین ساختمان به اجبار تلفات غیرنظامی به عنوان «خسارات جانبی» در پی خواهد داشت، با این حال عملیات را متوقف نکرد. با این حال، IRA این موضوع را انکار کرده و مدعی شد قصد تخلیه غیرنظامیان را پیش از انفجار داشته است. همچنین ادعا می‌شود و اسناد افشاشده MI5 به نظر می‌رسد آن را اثبات می‌کند، که اطلاعات بریتانیا در مورد اطلاعاتی پیش‌دستانه درباره این بمب‌گذاری بی‌تفاوت عمل کرده است.

خیابان شانکیل که از قبل محل حملات بمبی و مسلحانه دیگری چون بمب‌گذاری شرکت مبلمان بالمورال (۱۹۷۱) و حملات میخانه ماونتین‌ویو و بار بایاردو (هر دو در ۱۹۷۵) بود، اما بمب‌گذاری ۱۹۹۳ بیشترین تلفات را در پی داشت. این حمله، موجی از حملات انتقام‌جویانه وفادارپروتستان‌ها را به دنبال داشت؛ آن‌ها در هفته پس از حمله، ۱۴ غیرنظامی را کشتند که تقریباً همگی کاتولیک بودند. مرگبارترین حمله، کشتار گراستیل بود.

پیشینه

در اوایل دهه ۱۹۹۰، شبه‌نظامیان وفادارپروتستان حملات خود را به جامعه کاتولیک و ملی‌گرای ایرلندی به شدت تشدید کردند و برای نخستین بار از آغاز درگیری‌ها، مسئول مرگ‌ومفر بیشتری نسبت به جمهوری‌خواهان بودند. تیپ بلفاست غربی UDA و فرمانده آن، جانی ادایر، نقشی کلیدی در این زمینه ایفا کردند. ادایر در سال ۱۹۹۰ به فرماندهی گروه رسید. در سال ۱۹۹۳، خبر مذاکرات جان هیوم (رهبر حزب سوسیال‌دموکرات و کارگر) و گری آدامز (رهبر شین فین) به عنوان بخشی از روند صلح ایرلند شمالی برای تضمین آتش‌بس IRA علنی شد. وفادارپروتستان‌ها این روند را تهدیدی جدی برای جایگاه خود در بریتانیا از سوی آنچه «جبهه پان‌ملی‌گرا» می‌نامیدند (شامل حزب SDLP، شین فین، دولت ایرلند و حتی انجمن ورزشی گائلیک) می‌دیدند.

در پاییز ۱۹۹۳، شبه‌نظامیان وفادارپروتستان کارزار بمب‌گذاری و تیراندازی خود را علیه کل جامعه کاتولیک در ایرلند شمالی، به ویژه در شمال و غرب بلفاست، تشدید کردند. در یکی از موارد، یک مرد کاتولیک دارای اختلال روانی توسط باندی از نیروی داوطلب اولستر (UVF) تا سر حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت. با این حال، سیاستمداران ملی‌گرایی چون شیموس مالون (معاون رهبر SDLP) خاطرنشان کردند که شبه‌نظامیان وفادارپروتستان پیش از ظهور مذاکرات هیوم-آدامز نیز مرتکب قتل‌های فرقه‌ای بی‌تمایز می‌شدند.

حملات بی‌امان به جامعه کاتولیک در بلفاست، فشار افکار عمومی را بر IRA برای انتقام‌جویی افزایش داد؛ اما IRA بی‌میل بود، زیرا معتقد بود این کار انرژی آن‌ها را از کارزار علیه نیروهای امنیتی بریتانیا و «اهداف اقتصادی» منحرف می‌کند. به گزارش‌ها، پس از تیراندازی UDA به میخانه‌ای در غرب بلفاست، واحدی از IRA قصد داشت بمب خودرویی بزرگی را در مجتمع مسکونی پروتستان‌ها در لیزبورن منفجر کند، اما فرماندهان IRA به سرعت تهدید کردند هر کس در این حمله غیرمجاز دخالت کند اخراج خواهد شد. یک هفته پیش از بمب‌گذاری شانکیل، نماینده ستاد فرماندهی IRA در مصاحبه‌ای چنین بیان کرد:

ما نمی‌توانیم حملات وفادارپروتستان‌ها به مردممان را بدون پاسخ بگذاریم، اما پاسخ ما هدفمند و علیه رهبران آن‌ها خواهد بود، نه غیرنظامیان.

ستاد UDA در شانکیل، بالای ماهی‌فروشی فریزل قرار داشت. شورای داخلی UDA و تیپ بلفاست غربی معمولاً روزهای شنبه در آن جلسه داشتند. پیتر تیلور می‌گوید این مکان دفتر انجمن زندانیان وفادارپروتستان (LPA) نیز بود و صبح‌های شنبه به دلیل پرداخت کمک‌هزینه به خانواده‌های زندانیان شلوغ می‌شد. در سال ۱۹۹۲، یک خبرچین پلیس شنیده بود که IRA قصد حمله به این ساختمان با بمب‌های جاروه‌ای پرشده از سمتکس را دارد، اما این طرح هرگز عملی نشد. به گفته هنری مک‌دونالد و جیم کوساک، IRA مدتی بود ساختمان را زیر نظر داشت. IRA در سه مقطع مختلف در سال ۱۹۹۳ تلاش کرده بود جانی ادایر را ترور کند و سه روز پیش از بمب‌گذاری، یک تیم ترور ارتش آزادی‌بخش ملی ایرلند (INLA) توسط پلیس سلطنتی اولستر (RUC) در نزدیکی خانه‌اش دستگیر شد.

مصاحبه‌ای که ادایر با روزنامه گاردین انجام داد، برنامه‌های IRA را با فوریت بیشتری مواجه کرد؛ ضربه زدن به ستاد UDA، کشتن ادایر و دیگر سران آن، تنها روزها پس از آنکه در یک روزنامه ملی از کشتن کاتولیک‌ها به خود می‌بالید، «پاسخ ایده‌آلی» به منتقدان فزاینده IRA در بلفاست کاتولیک و صفوف خودی‌اش بود. در ۲۲ اکتبر، در حومه بلفاست، UDA یک راننده تاکسی کاتولیک را به شدت مجروح کرد و بمب‌های لوله‌ای به دو خانه حمله کرد که گمان می‌کرد کاتولیک‌ها در آن ساکن هستند. آن‌ها مسئولیت بمب خودرویی را نیز بر عهده گرفتند که در مجتمع عمدتاً کاتولیکِ المفیلد منفجر نشد. به گزارش‌ها، زمانی یکی از دیده‌بانانِ IRA، ادایر را صبح شنبه ۲۳ اکتبر ۱۹۹۳ وارد ساختمان دید، تصمیم نهایی برای اجرای عملیات گرفته شد. ادایر بعداً در گفتگویی مخفیانه ضبط‌شده با پلیس تایید کرد که آن صبح در ساختمان حضور داشته است.

بمب‌گذاری

تیپ بلفاست IRA عملیاتی را برای ترور فرماندهان ارشد UDA که به زعم آن‌ها در جلسه حضور داشتند، اجرا کرد. طرح به این شکل بود که دو عضو IRA بمب زمان‌دار را به فروشگاه ببرند، مشتریان را با اسلحه تخلیه کنند و پیش از انفجار بگریزند؛ تا افراد حاضر در جلسه کشته شوند. از آنجا که جلسه در اتاقی بالای فروشگاه برگزار می‌شد، بمب طوری طراحی شده بود که موج انفجار را به سمت بالا هدایت کند. اعضای IRA اصرار داشتند که مشتریان را هنگام فعال‌سازی بمب هشدار می‌دادند. بمب دارای فیوز یازده ثانیه‌ای بود و IRA اعلام کرد این زمان برای تخلیه طبقه هم‌کف کافی است اما برای فرار افراد طبقه بالا نخواهد بود. طرح اولیه شلیک به ساختمان با مسلسل سنگین ۱۲.۷ میلی‌متری DShK نصب‌شده روی کامیون بود، اما احتمال کشته یا دستگیر شدن اعضای IRA توسط نیروهای امنیتی بریتانیا، این طرح را بسیار پرخطر کرده بود.

اجرای عملیات بر عهده توماس بیگلی و شان کلی، دو عضو بیست و چند ساله IRA از منطقه آردوین بود. آن‌ها با یک فورد اسکورت آبی دزدی از آردوین به شانکیل رفتند و ماشین را در خیابان برلین، دورگوشه فریزل پارک کردند. با لباس پیک، بمب پوندیِ درون کیف را وارد فروشگاه کردند. ساعت یک بعدازظهر روز شنبه بود و منطقه پر از زنان و کودکان بود. در حالی که کلی در درب منتظر بود، بیگلی از میان مشتریان به سمت پیشخوان رفت که در همان لحظه بمب پیش از موعد منفجر شد. شواهد پزشکی قانونی نشان داد بیگلی بمب را بالای پیشخوان سرد قرار داده بود که منفجر شد. بیگلی به همراه نه نفر دیگر، از جمله دو کودک، کشته شدند. مقتولان عبارت بودند از: جان فریزل (۶۳ ساله) مالک؛ دخترش شارون مک‌براید (۲۹ ساله)؛ لین مورای (۱۳ ساله)؛ عضو UDA مایکل موریسون (۲۷ ساله)؛ شریک زندگی‌اش اولین برد (۲۷ ساله) و دخترشان میشل (۷ ساله)؛ جورج ویلیامسون (۶۳ ساله) و همسرش جیلیان (۴۹ ساله)؛ و ویلمای مکی (۳۸ ساله).

نیروی انفجار باعث ریزش ساختمان قدیمی شد. طبقه بالا بر روی افراد داخل فروشگاه فروریخت و بسیاری از بازماندگان را زیر آوار دفن کرد تا اینکه ساعت‌ها بعد توسط داوطلبان و امدادگران نجات یافتند. حدود ۵۷ نفر مجروح شدند. در صحنه عملیات امداد، چندین تن از سران وفادارپروتستان از جمله ادایر و بیلی مک‌کوئیستون حضور داشتند. مک‌کوئیستون در میخانه‌ای در نزدیک‌ترین گوشه خیابان بود که بمب منفجر شد. شان کلی به شدت مجروح از زیر آوار بیرون کشیده شد.

IRA نمی‌دانست اگر جلسه UDA برگزار شده بود، زودتر پایان یافته و حاضران پیش از انفجار ساختمان را ترک کرده بودند. مک‌دونالد و کوساک بیان می‌کنند ادایر و مردانش استفاده از آن اتاق را برای جلسات مهم متوقف کرده بودند، زیرا به گفته یک همدل درون پلیس سلطنتی اولستر (RUC)، پلیس ساختمان را شنود کرده بود.

اگرچه بمب زودتر از موعد منفجر شد، اما تلفات می‌توانست بسیار بیشتر باشد، اگر بمب همان‌طور که طراحی شده بود رو به بالا منفجر نمی‌شد و طبقات بالای ماهی‌فروشی را تخریب نمی‌کرد، بلکه ساختمان‌های مجاور را آسیب می‌رساند. یک منبع ارشد امنیتی بریتانیا بعداً اظهار داشت:

اگر بمب به سمت پایین و اطراف منفجر می‌شد، تلفات غیرنظامی بسیار فاجعه‌بارتر می‌شد.

پیامدها

پس از بمب‌گذاری، خشم و خروش عظیمی در شانکیل بیدار شد. بیلی مک‌کوئیستون به روزنامه‌نگار پیتر تیلور گفت: «هر کس در خیابان شانکیل آن روز، از پیشاهنگ تا پیرزن، اگر اسلحه‌ای به دستش می‌دادند بیرون می‌رفت و انتقام می‌گرفت.» بسیاری از پروتستان‌ها این بمب‌گذاری را حمله‌ای بی‌تمایز به خود دانستند. ادایر معتقد بود بمب برای او بوده است. دو روز پس از حمله، ادایر هنگام ترک خانه با پلیس صحبت کرد و گفت: «من دارم برای یک قتل‌عام برنامه‌ریزی می‌کنم.»

در هفته پس از بمب‌گذاری، UDA و UVF موجی از «حملات انتقام‌جویانه» را آغاز کردند و ۱۴ غیرنظامی را کشتند. UDA چند ساعت پس از بمب‌گذاری، با فریب یک راننده پیک کاتولیک، او را در بلفاست به ضرب گلوله کشت. او در ۲۵ اکتبر درگذشت. در ۲۶ اکتبر، UDA در حمله‌ای بی‌تمایز به اداره شورا در کنتدی‌وی بلفاست، دو غیرنظامی کاتولیک دیگر را کشت و پنج نفر را مجروح کرد. در ۳۰ اکتبر، اعضای UDA به میخانه‌ای در گراستیل رفتند که کاتولیک‌ها به آن رفت‌وآمد داشتند و بی‌تمایز تیراندازی کردند. هشت غیرنظامی (شش کاتولیک و دو پروتستان) کشته و ۱۳ نفر مجروح شدند. این حمله به کشتار گراستیل معروف شد. UDA اعلام کرد این انتقام مستقیم بمب‌گذاری شانکیل است. مایکل استون و عضو دیگری از UDA گفتند ادایر سوگند خورد همزمان به کاتولیک‌هایی که در مراسم عشای ربانی در بلفاست حضور داشتند حمله کند. روز بعد، نیروهای امنیتی برای محافظت از تمامی کلیساهای کاتولیک بلفاست مستقر شدند. یکی از اعضای UDA گفت خودرویی از تیراندازان برای حمله به کلیسای خانواده مقدس فرستاده شد، اما به دلیل امنیت بالا عملیات لغو شد. ادایر این ادعاها را رد کرد.

در مراسم بزرگداشت بیگلی، یک سرباز بریتانیایی به گروهی از عزاداران بیرون خانه او شلیک کرد. او از داخل لندرور عبوری بیست گلوله شلیک کرد. در میان مجروحان، فعال جمهوری‌خواه ادی کوپلند بود که نیازمند جراحی گسترده بود. دادگاه شنید که سربازان پیش از گشت‌زنی عکس کوپلند را دیده بودند. سرباز تیرانداز، تروپر اندرو کلارک، به جرم قتل تلاشی به ده سال زندان محکوم شد. بیگلی با تشریفات جمهوری‌خواهانه در غرب بلفاست به خاک سپرده شد. گری آدامز، رهبر شین فین، با «زبان به شدت قوی» بمب‌گذاری را محکوم کرد و گفت این کار اشتباه و غیرقابل توجیه است. با این حال، او به دلیل تابوت‌برداری در مراسم بیگلی مورد انتقاد قرار گرفت. دیوید مک‌کیتریک و ایمون مالی نوشتند اگر آدامز مراسم را تحریم می‌کرد، «پایان کار او به عنوان رهبر جمهوری‌خواه» رقم می‌خورد. آن‌ها توضیح دادند این کار اعتبار او را در جنبش جمهوری‌خواهی به شدت خدشه‌دار می‌کرد و تضمین آتش‌بس IRA را دشوار می‌ساخت. دیگران چون آلبرت رینولدز و رئیس پلیس RUC نیز با این دیدگاه موافق بودند.

شان کلی، بازمانده IRA، در انفجار چشم چپ خود را از دست داده و دست چپش فلج شده بود. پس از ترخیص از بیمارستان دستگیر و به جرم نه قتل عمد به نه حبس ابد محکوم شد. در ژوئیه ۲۰۰۰، طبق توافقات بلفاست آزاد شد. او در مصاحبه‌ای پس از آزادی گفت هرگز قصد کشتن افراد بی‌گناه را نداشته و از اتفاق افتاده پشیمان است.

ادعاهای مربوط به خبرچی‌ها

در سال ۲۰۱۶، ادعا شد فرمانده IRA که بمب‌گذاری را برنامه‌ریزی کرده بود، خبرچی شعبه ویژه پلیس RUC بوده و به مافوق‌هایش درباره حمله اطلاع داده است. به گفته منابع، این اطلاعات از اسناد محرمانه‌ای که IRA در سال ۲۰۰۲ از پایگاه RUC کاسلری سرقت کرده بود، به دست آمده است. اعضای IRA معتقدند خبرچی توسط مافوق‌هایش مجوز یافته بمب را طوری تنظیم کند که زودتر منفجر شود. آن‌ها باور دارند هدف، ایجاد تلفات عظیم غیرنظامی برای تضعیف مخالفان آتش‌بس در IRA بوده است. خانواده‌های قربانیان از بازرس پلیس خواستند بررسی کند آیا پلیس پیش از وقوع حمله از آن اطلاع داشته است یا خیر.

جمع‌بندی

بمب‌گذاری خیابان شانکیل تنها یک فاجعه انسانی نبود، بلکه آتش انتقام‌جویی‌های فرقه‌ای را شعله‌ور کرد و به کشتار گراستیل انجامید. این رویداد، ابعاد پیچیده درگیری‌های ایرلند شمالی و نقش مخرب اطلاعات بریتانیا را برجسته کرد. پیامدهای آن، از محکومیت‌های بین‌المللی تا آزادی بازمانده بمب‌گذاری، نشان‌دهنده تاریکی این دوران است.