فرم باز مفهومی است که هاینریش ولفلین در سال ۱۹۱۵ برای توصیف ویژگیهای هنر باروک در مقابل فرم بسته رنسانس معرفی کرد. ولفلین با استفاده از جفتهای مفهومی مانند آزاد/سخت و نامنظم/منظم، نهایتاً فرم باز/بسته را به دلیل کلیت و تمایز بهتر انتخاب کرد. در فرم باز، که ویژگی نقاشیهای قرن هفدهم است، سبک هنری «همه جا به فراتر از خود اشاره میکند و عمداً بیپایان به نظر میرسد»، در حالی که در فرم بسته، همه چیز «به خود بازمیگردد».
در آثار قرن شانزدهم، ترکیبهای بسته تحت سلطه خطوط عمودی و افقی و تضاد این دو بعد هستند. اما نقاشان قرن هفدهم این تضادها را کمرنگ میکنند و از خطوط مورب برای از بین بردن شکل مستطیلی فضای تصویر استفاده میکنند.
ولفلین پیش از این، در کتاب «رنسانس و باروک» (۱۸۸۸)، پایههای این مفهوم را گذاشته بود. جفت فرم بسته/باز یکی از پنج جفت مفهومی بود که برای مقایسه رنسانس و باروک استفاده کرد. سایر جفتها شامل خطی/نقاشیوار، سطح/عمق، کثرت/وحدت و روشنی/ابهام بودند.
این مفهوم به سرعت در حوزههای دیگر مانند معماری و سینما نیز کاربرد یافت. با وجود اینکه ولفلین معتقد بود معماری تنها میتواند فرم بسته داشته باشد، مفهوم فرم باز تا سال ۱۹۳۲ در نظریههای معماری نیز راه یافت.