رِدیمِیدهای مارسل دوشان: هنر از اشیاء روزمره
رِدیمِیدهای مارسل دوشان، اشیاء معمولی و تولیدی بودند که توسط این هنرمند انتخاب، گاهی اندکی تغییر داده شده و به عنوان پادزهری برای آنچه او «هنر شبکیهای» (retinal art) مینامید، معرفی شدند. دوشان با صرفاً انتخاب یک شیء (یا اشیاء)، تغییر مکان یا ترکیب آنها، نامگذاری و امضا کردنش، شیء یافتشده را به اثر هنری تبدیل میکرد.
دوشان علاقهای به «هنر شبکیهای» نداشت؛ هنری که صرفاً جنبه بصری داشت و او به دنبال روشهای دیگری برای بیان هنری بود. به عنوان پادزهری برای این رویکرد، او از سال ۱۹۱۴ شروع به خلق رِدیمِیدها کرد. در آن زمان، اصطلاح «رِدیمِید» در ایالات متحده به طور رایج برای تمایز اقلام تولیدی از کالاهای دستساز به کار میرفت.
او قطعات را بر اساس «بیتفاوتی بصری» انتخاب میکرد و این انتخابها بازتابی از حس شوخطبعی، کنایه و ابهام او بود. دوشان میگفت: «همیشه ایده اولویت داشت، نه نمونه بصری… نوعی انکار امکان تعریف هنر.»
نخستین تعریف «رِدیمِید» در فرهنگ لغت مختصر سورئالیسم اثر آندره برتون و پل الوار ظاهر شد: «یک شیء معمولی که صرفاً با انتخاب هنرمند به مقام اثر هنری ارتقا یافته است.» اگرچه این اثر به نام مارسل دوشان (یا دقیقتر، حروف اول نام او، «MD») منتشر شد، آندره ژروه معتقد است که این مدخل خاص را برتون نوشته است.
دوشان در طول ۳۰ سال، تنها ۱۳ رِدیمِید خلق کرد. او احساس میکرد که تنها با محدود کردن تولید میتواند از دام سلیقه شخصی خود اجتناب کند، هرچند از تناقض اجتناب از سلیقه و در عین حال انتخاب یک شیء آگاه بود. او سلیقه را، چه «خوب» و چه «بد»، «دشمن هنر» میدانست.
تصور او از رِدیمِید در طول زمان تغییر کرد و تکامل یافت. او میگفت: «قصد من این بود که از خودم فاصله بگیرم، هرچند به خوبی میدانستم که در حال استفاده از خودم هستم. آن را یک بازی کوچک بین «من» و «خودم» بنامید.»
دوشان قادر به تعریف یا توضیح نظر خود درباره رِدیمِیدها نبود: «چیز کنجکاوانه در مورد رِدیمِید این است که من هرگز نتوانستهام به تعریفی یا توضیحی که کاملاً مرا راضی کند، برسم.» سالها بعد، دوشان گفت: «من اصلاً مطمئن نیستم که مفهوم رِدیمِید مهمترین ایده حاصل از کار من نباشد.»
رابرت فلفورد، رِدیمِیدهای دوشان را بیانگر «نیهیلیسم خشمگین» توصیف کرده است.
اشیاء خودشان
دوشان با ارائه برخی از این اشیاء به عنوان هنر به هیئتهای داوری هنری، عموم مردم و حامیان مالی خود، مفاهیم متعارف آنچه هنر هست و آنچه هنر نیست را به چالش کشید. برخی از آنها توسط هیئتهای داوری رد شدند و برخی دیگر در نمایشگاههای هنری مورد توجه قرار نگرفتند.
بیشتر رِدیمِیدهای اولیه او گم شده یا دور ریخته شدهاند، اما سالها بعد او دستور ساخت بازتولید بسیاری از آنها را صادر کرد.
انواع رِدیمِید
- رِدیمِیدها - اشیاء دستنخورده
- رِدیمِیدهای کمکی (Assisted readymades) - ترکیب چند رِدیمِید با حذف کاربردشان
- رِدیمِیدهای اصلاحشده (Rectified readymades) - یک رِدیمِید تغییریافته یا علامتگذاری شده
- رِدیمِیدهای تصحیحشده (Corrected readymades)
- رِدیمِیدهای متقابل (Reciprocal readymades) - یک اثر هنری منحصر به فرد که به عنوان یک شیء کاربردی تولید انبوه ارائه میشود
رِدیمِیدها
(توجه: برخی مورخان هنر تنها اشیاء تولیدی دستنخورده را رِدیمِید محسوب میکنند. این فهرست شامل آثاری است که او تغییر داده یا ساخته است.)
- قفسه بطری (Bottle Rack) (معروف به Bottle Dryer یا Hedgehog) (Egouttoir or Porte-bouteilles or Hérisson)، ۱۹۱۴. یک قفسه خشککن بطری فلزی گالوانیزه که دوشان در سال ۱۹۱۴ به عنوان مجسمه «از پیش ساخته شده» خرید، اما چون ایده «رِدیمِید» هنوز متولد نشده بود، در گوشه کارگاه پاریس او غبار میگرفت. دو سال بعد، از طریق مکاتبه از نیویورک با خواهرش، سوزان دوشان، در فرانسه، قصد داشت با درخواست از او برای نقاشی «(از) مارسل دوشان» روی آن، آن را به یک رِدیمِید تبدیل کند. با این حال، سوزان که از کارگاه پاریس او مراقبت میکرد، پیش از این آن را دور انداخته بود.
- پیش از بازوی شکسته (In Advance of the Broken Arm) (En prévision du bras cassé)، ۱۹۱۵. یک بیل برف که دوشان با دقت عنوان آن را روی آن نقاشی کرده بود. این نخستین اثری بود که هنرمند آن را «رِدیمِید» نامید. دوشان که تازهوارد آمریکا بود، هرگز بیل برفی را که در فرانسه ساخته نشده باشد، ندیده بود. او به همراه ژان کروتی، هموطن فرانسویاش، آن را از روی تودهای از این بیلها خرید، به کارگاه مشترکشان برد، عنوان و «از مارسل دوشان ۱۹۱۵» را روی آن نقاشی کرد و آن را از سیم آویزان نمود. این اثر در نهایت گم شد. سالها بعد، گفته میشود که یک کپی از این اثر با یک بیل برف معمولی اشتباه گرفته شد و برای پارو کردن برف از پیادهروهای شیکاگو استفاده شد.
- کشیده شده در ۴ پین (Pulled at 4 pins)، ۱۹۱۵. یک تهویه دودکش رنگنشده که در باد میچرخد. عنوان، ترجمه تحتاللفظی عبارت فرانسوی «tiré à quatre épingles» است که تقریباً معادل عبارت انگلیسی «dressed to the nines» (به معنی بسیار شیکپوش) است. دوشان دوست داشت که ترجمه تحتاللفظی آن در انگلیسی هیچ معنایی نداشته باشد و ارتباطی با شیء پیدا نکند.
- شانه (Comb) (Peigne)، ۱۹۱۶. شانهای فولادی برای آرایش سگ که در لبه آن با رنگ سفید نوشته شده: «۳ یا ۴ قطره ارتفاع ربطی به وحشیگری ندارد؛ M.D. ۱۷ فوریه ۱۹۱۶ ساعت ۱۱ صبح.»
- وسیله تاشو مسافرتی (Traveller's Folding Item) (...pliant,... de voyage)، ۱۹۱۶. روکش دستگاه تایپ Underwood.
- چشمه (Fountain)، ۱۹۱۷. یک توالت فرنگی چینی که با «R. Mutt 1917» نوشته شده است. هیئت مدیره نمایشگاه انجمن هنرمندان مستقل سال ۱۹۱۷، که دوشان یکی از مدیران آن بود، پس از بحثهای فراوان درباره اینکه آیا چشمه هنر است یا نه، این اثر را در طول نمایشگاه از دید پنهان کرد. دوشان بلافاصله از انجمن کنارهگیری کرد و انتشار نشریه Blind Man که پس از نمایشگاه منتشر شد، به این جنجال اختصاص یافت. در حالی که او هنوز مشارکت خود را در این اثر پنهان میکرد، دوشان در نامهای در سال ۱۹۱۷ به خواهرش اشاره کرد که یکی از دوستان زن او نقش اصلی را در ارائه این اثر داشته است. او مینویسد: «یکی از دوستان زن من که نام مستعار ریچارد مات را انتخاب کرده بود، یک توالت فرنگی چینی به عنوان مجسمه برای من فرستاد.» این دوست، که آدرس او در خیابان ۸۸ غربی بر روی بلیط ارائه اثر ذکر شده است، لوئیز نورتون (بعدها وارز) بود، اگرچه دیگران به اشتباه ادعا کردهاند که این دوست بارونس السا فون فرایتاگ-لورینگهاوزن بوده است.
- تله (Trap) (Trébuchet)، ۱۹۱۷. رختکن چوبی و فلزی. دوشان آن را به نمایشگاهی در گالری بورژوا آرت ارائه داد و درخواست کرد که نزدیک ورودی قرار گیرد. این اثر در طول نمایشگاه به عنوان هنر مورد توجه قرار نگرفت.
- جالباسی (Hat Rack) (Porte-chapeaux)، حدود ۱۹۱۷. یک جالباسی چوبی که دوشان آن را از سقف کارگاه خود آویزان کرد.
- ۵۰ سیسی هوای پاریس (50 cc of Paris Air) (50 cc air de Paris, Paris Air or Air de Paris)، ۱۹۱۹. یک آمپول شیشهای حاوی هوای پاریس. دوشان آمپول را در سال ۱۹۲۰ به شهر نیویورک برد و به عنوان هدیه به والتر آرنبرگ داد. آمپول اصلی شکسته شد و در سال ۱۹۴۹ توسط دوشان بازتولید شد. (برخلاف عنوان آن، حجم هوای داخل آمپول در واقع ۵۰ سانتیمتر مکعب نبود، اگرچه در دهههای بعد که کپیهایی ساخته شد، ۵۰ سانتیمتر مکعب هوا استفاده شد. تصور میشود آمپول اصلی حدود ۱۲۵ سانتیمتر مکعب هوا داشته است.)
- بیوه تازه (Fresh Widow)، ۱۹۲۰.
- نزاع در آسترلیتز (The Brawl at Austerlitz)، ۱۹۲۱.
رِدیمِیدهای کمکی
- چرخ دوچرخه (Bicycle Wheel) (Roue de bicyclette)، ۱۹۱۳. چرخ دوچرخهای که توسط دوشاخ آن روی یک چهارپایه چوبی رنگشده نصب شده بود. او آن را برای سرگرم کردن خود با چرخاندنش ساخت، «...مانند تماشای آتش… یک گجت دلپذیر بود، دلپذیر به خاطر حرکتی که ایجاد میکرد.» این اثر اولین رِدیمِید محسوب میشود، حتی اگر او تا دو سال بعد ایدهی رِدیمِیدها را نداشت. اثر اصلی سال ۱۹۱۳ گم شد و دوشان مجسمه را در سال ۱۹۵۱ بازسازی کرد. چرخ دوچرخه همچنین به عنوان اولین مجسمه جنبشی (kinetic sculpture) شناخته میشود.
- با نویز پنهان (With Hidden Noise) (A bruit secret)، ۱۹۱۶. یک توپ کاموای بین دو صفحه برنجی که با چهار پیچ به هم متصل شدهاند. یک شیء ناشناس توسط یکی از دوستان دوشان در توپ کاموا قرار داده شده بود.
- رِدیمِید غمگین (Unhappy readymade)، ۱۹۱۹. دوشان به خواهرش سوزان دستور داد تا یک کتاب هندسه را از بالکن آپارتمانش در پاریس آویزان کند تا مسائل و قضایای آن، در معرض آزمایش باد، آفتاب و باران، «واقعیتهای زندگی» را بیاموزند. سوزان دستورالعملها را اجرا کرد و تصویری از نتیجه را نقاشی کرد.
- Belle Haleine, Eau de Voilette، ۱۹۲۱. یک بطری عطر در جعبه اصلی. یک شیء بازیگوش و گیجکننده که در سال ۲۰۰۹ به قیمت ۱۱.۵ میلیون دلار به حراج گذاشته شد.
- چرا عطسه نمیکنی، رز سِلاوی؟ (Why Not Sneeze, Rose Sélavy?)، ۱۹۲۱. مکعبهای مرمرین به شکل حبه قند با یک دماسنج و استخوانهای ماهی مرکب در یک قفسه پرنده کوچک.
رِدیمِیدهای اصلاحشده
- داروخانه (Pharmacy) (Pharmacie)، ۱۹۱۴. گواش روی کرومولیتوگرافی از منظرهای با درختان برهنه و جریانی مارپیچ که او دو نقطه رنگ آبی، قرمز و سبز، مانند مایعات رنگی در داروخانه، به آن اضافه کرد.
- میناکاری آپولینر (Apolinère Enameled)، ۱۹۱۶-۱۹۱۷. یک تبلیغ رنگ Sapolin.
- L.H.O.O.Q.، ۱۹۱۹. مداد روی بازتولید تابلوی مونالیزای لئوناردو داوینچی که روی آن یک ریش بزی و سبیل کشیده بود. نام این اثر، هنگام تلفظ به فرانسوی، یک بازی کلامی ناپسند است — «elle a chaud au cul»، که به طور عامیانه به معنی «او باسن داغی دارد» یا «باسنش آتش گرفته» است.
- مطلوب، پاداش ۲۰۰۰ دلار (Wanted, $2,000 Reward)، ۱۹۲۳. کلاژ عکاسی روی پوستر.
نسخه گالری شوارتز ۱۹۶۴
در سال ۱۹۶۴، دوشان اجازه انتشار محدود بازتولید چهارده رِدیمِید خود را توسط دلال هنریاش، آرتورو شوارتز، از طریق گالری شوارتز در میلان صادر کرد. این نسخه شامل هشت مجموعه برای فروش، دو مجموعه اثبات هنرمند (یکی برای دوشان و دیگری برای شوارتز) و دو مجموعه خارج از فروش (hors de commerce) برای اهدا به موزهها بود. شوارتز آثار را با نظارت دوشان بازتولید کرد و طبق گفته دوشان، «مراقبت تقریباً وسواسگونهای» در بازتولید دقیق آنها به خرج داد.
واکنش انتقادی به تصمیم دوشان برای بازتولید رِدیمِیدها به طور کلی منفی بود. به عنوان مثال، هنرمند دانیل بورن گفت که دوشان «به سمت تجاریگرایی فروخته شده است». با گذشت دههها، با این حال، بازتولیدهای گالری شوارتز «به تدریج جریان اصلی شدند و در نهایت به جایگزینهایی برای آثار اصلی گمشده تبدیل شدند و جایگاه و ارزش آنها را به اشتراک گذاشتند»، طبق گفته آדינה کامیِن-کازهدان، پژوهشگر. امروزه، بازتولیدهای شوارتز در موزههای سراسر جهان یافت میشوند.
تقاضای اولیه برای بازتولیدها کند بود. یک مجموعه در سال ۱۹۶۹ به آرتور اکستروم، دلال هنری نیویورکی فروخته شد که سپس در سال ۱۹۷۱ آن را به موزه هنر دانشگاه ایندیانا به قیمت ۳۵۰۰۰ دلار فروخت. مجموعه دیگری در سال ۱۹۷۱ به گالری ملی کانادا فروخته شد. تا سال ۱۹۷۴، بیشتر این نسخه هنوز فروخته نشده بود، اگرچه شوارتز قیمتها را به میزان قابل توجهی افزایش داده بود؛ یک مجموعه کامل به قیمت ۴۵۰۰۰۰ دلار فهرست شده بود و آثار منفرد از ۱۵۰۰۰ دلار شروع میشدند. شوارتز موجودی باقیمانده خود را در حراج سال ۱۹۸۵ فروخت، به جز یک مجموعه کامل باقیمانده که او در سال ۱۹۸۷ به موزه ملی هنر مدرن در ژاپن فروخت.
مجموعه اثبات دوشان توسط بیوه او در سال ۱۹۸۶ به موزه ملی هنر مدرن در پاریس فروخته شد. شوارتز مجموعه اثبات خود را در حراج سال ۲۰۰۲ فروخت. دو مجموعه موزه در سال ۱۹۷۲ به موزه اسرائیل در اورشلیم و در سال ۱۹۹۷ به گالری ملی هنر مدرن در رم اهدا شدند.
تردیدها درباره رِدیمِیدها
تحقیقات منتشر شده در سال ۱۹۹۷ توسط روندا رولاند شِریر این پرسش را مطرح میکند که آیا «اشیاء یافت شده» دوشان ممکن است در واقع توسط خود دوشان خلق شده باشند. تحقیقات او بر روی اقلامی مانند بیلهای برف و قفسههای بطری که در آن زمان در حال استفاده بودند، نتوانست تطابق دقیقی با عکسهای آثار اصلی پیدا کند. با این حال، گزارشهایی وجود دارد که والتر آرنبرگ و جوزف استلا هنگام خرید چشمه اصلی در J. L. Mott Iron Works همراه دوشان بودهاند. چنین تحقیقاتی با این واقعیت مختل میشود که تعداد کمی از «رِدیمِیدهای» اصلی باقی ماندهاند و گم شده یا از بین رفتهاند. آنهایی که هنوز وجود دارند، عمدتاً بازتولیدهایی هستند که توسط دوشان در دو دهه آخر عمرش تأیید یا طراحی شدهاند. شریر همچنین ادعا میکند که اثر هنری L.H.O.O.Q. که به عنوان یک کپی پوستر از مونالیزا با سبیلی کشیده شده روی آن ثبت شده است، مونالیزای واقعی نیست، بلکه نسخه کمی متفاوت دوشان است که تا حدی از روی خودش الگوبرداری کرده است. استنتاج دیدگاه شریر این است که دوشان شوخی بزرگتری از آنچه اعتراف کرده بود، انجام میداده است.
جستارهای وابسته
- فهرست آثار مارسل دوشان
- ضد هنر
- Maurizio Cattelan Another Fucking Readymade (1996)
یادداشتها و منابع
یادداشتها
منابع
- Bailey, Bradley: «Before, During, and Beyond the Brillo Box: The Impact of Pop on the 1964 Edition of Duchamp's Readymades», Visual Resources, 34:3-4, pp. 347-363.
- Cabanne, Pierre: Dialogs with Marcel Duchamp, Da Capo Press, Inc., 1979 (1969 in French),
- Gammel, Irene. Baroness Elsa: Gender, Dada and Everyday Modernity. Cambridge, MA: MIT Press, 2002, 224.
- Girst, Thomas: «(Ab)Using Marcel Duchamp: The Concept of the Readymade in Post-War and Contemporary American Art», toutfait.com, Issue 5, 2003
- Hulten, Pontus (editor): Marcel Duchamp: Work and Life, The MIT Press, 1993.
- Kamien-Kazhdan, Adina: Remaking the Readymade: Duchamp, Man Ray, and the Conundrum of the Replica, Routledge, 2018.
- Tomkins, Calvin: Duchamp: A Biography. Henry Holt and Company, Inc., 1996.
- Judovitz, Dalia: Unpacking Duchamp: Art in Transit. University of California Press, 1998.
- Jean-Marc Rouvière: Au prisme du readymade, incises sur l'identité équivoque de l'objet préface de Philippe Sers et G. Litichevesky, Paris L'Harmattan 2023.
- Toutfait: The Marcel Duchamp Studies Online Journal
پیوندهای خارجی
- smARThistory: Duchamp's Readymades
- Unmaking the Museum: Marcel Duchamp's Readymades in Context
- Marcel Duchamp's Readymades (DADA Companion)
- Kinetic Bicycle Wheel Hommage a Duchamp, Tinguely, et Ganson (videos)
- The Private Worlds of Marcel Duchamp, Five— Private Worlds Made Public: The Readymades, UC Press E-Books Collection, 1982-2004, University of California Press
- «Apropos of 'Readymades'», Marcel Duchamp, 1961
موضوعات مرتبط:
- شیء یافت شده (Found object)
- فهرست آثار هنری