هنر آفریقا در مجموعه‌های غربی: تاریخچه، تأثیر و چالش‌ها

African art in Western collections
📅 10 اسفند 1404 📄 3,254 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

این مقاله به بررسی چگونگی ورود آثار هنری آفریقا به مجموعه‌های غربی، از دوران استعمار تا قرن بیستم، می‌پردازد. تأثیر هنر آفریقا بر جنبش‌های هنری مدرن در غرب و چالش‌های مربوط به نمایش، درک و بازپس‌دهی این آثار مورد بحث قرار گرفته است.

هنر آفریقا در مجموعه‌های غربی

آثار هنری آفریقا برای قرن‌ها توسط اروپاییان جمع‌آوری می‌شد و در برخی مناطق ساحلی، صنایعی برای تولید اشیاء، به‌ویژه کنده‌کاری‌های عاج، برای بازارهای اروپا وجود داشت. بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۸، با گسترش استعمار غرب در آفریقا، حجم این آثار به شدت افزایش یافت. بسیاری از آثار هنری آفریقای جنوب صحرا به اروپا منتقل شده و در موزه‌های تاریخ طبیعی، موزه‌های هنری (تخصصی و جامع) و مجموعه‌های خصوصی در اروپا و ایالات متحده به نمایش درآمدند. طبق گفته مورخان هنر فرانسوی، حدود ۹۰ درصد از میراث فرهنگی آفریقا در اروپا نگهداری می‌شود.

در ابتدا، این آثار بیشتر به عنوان ابزاری برای نمایش مردم‌نگاری فرهنگ‌های مختلف آفریقایی تلقی می‌شدند، اما در طول قرن بیستم، ارزش هنری آن‌ها بیشتر مورد توجه قرار گرفت. تنها در اواخر قرن بیستم بود که هنر «مدرن» آفریقا در ژانرهای هنری فاخر به عنوان اثری مهم پذیرفته شد.

قرن نوزدهم

پیش از کنفرانس برلین در سال ۱۸۸۵، بازرگانان و کاشفان اروپایی، آثار هنری را به عنوان سوغات خریداری یا غارت می‌کردند. اشیاء عاجی که در سواحل آفریقا ساخته می‌شدند، قرن‌ها مورد جمع‌آوری قرار گرفته بودند و بسیاری از آن‌ها توسط آفریقایی‌ها برای فروش به اروپاییان، به‌ویژه در مناطقی که پرتغالی‌ها حضور داشتند، ساخته می‌شدند (مانند عاج‌های آفریقایی-پرتغالی). دوره‌ای که جمع‌آوری اشیاء به عنوان سوغات رایج بود، با دوره‌ای از جمع‌آوری «غنیمت» جایگزین شد؛ در این دوره، مجموعه‌های بزرگی از مصنوعات (عمدتاً سلاح)، پوست حیوانات، شاخ و عاج حاصل از سفرهای شکار شکل گرفت.

از دهه ۱۸۷۰، هزاران مجسمه آفریقایی در پی فتح مستعمرات، هیئت‌های اکتشافی و فعالیت‌های مذهبی مسیحی، به اروپا سرازیر شدند. بسیاری از این آثار به موزه‌هایی مانند موزه مردم‌نگاری تروکادرو (Musée d'Ethnographie du Trocadéro) در پاریس (تأسیس ۱۸۷۸) و همتایان آن در سایر شهرهای اروپایی راه یافتند. در آن زمان، این اشیاء به عنوان مصنوعات فرهنگ‌های استعمارشده تلقی می‌شدند تا آثار هنری، و بسیار ارزان بودند و اغلب در بازارهای دست‌فروشی و گروه‌بندی‌ها فروخته می‌شدند.

برای بحث درباره بازپس‌دهی هنر آفریقا، به گزارش میراث فرهنگی آفریقا مراجعه کنید.

مجموعه‌های اروپایی

تاریخچه‌های متفاوت موزه‌های اروپا و ایالات متحده بر جمع‌آوری و نمایش هنر آفریقا در هر دو منطقه تأثیر گذاشت. موزه‌های اروپایی معمولاً به عنوان نهادهای دولتی تأسیس می‌شدند و مجموعه‌ها و نمایشگاه‌های آن‌ها تحت تأثیر منافع ملی قرار داشت. هنر و مصنوعات آفریقایی عمدتاً در زمینه مردم‌نگاری به نمایش درمی‌آمدند. در اوایل قرن بیستم، در اروپا، قدردانی از اشیاء آفریقایی صرفاً به عنوان هنر فاخر، عمدتاً به گالری‌های خصوصی محدود بود. در پاریس، دلالانی چون پل گیوم (Paul Guillaume)، چارلز راتون (Charles Ratton) و لوئیس کار (Louis Carré) در شکل‌گیری مجموعه‌های خصوصی مهم هنر آفریقا نقش داشتند. نیمه دوم قرن بیستم شاهد افتتاح اولین موزه‌های هنری اروپایی اختصاص یافته به جمع‌آوری و نمایش هنر آفریقا بود، از جمله موزه باربیه-مولر (Musée Barbier-Mueller) در ژنو (۱۹۷۷) و موزه دَپِر (Musée Dapper) در پاریس (۱۹۸۶). علاوه بر این، بسیاری از موزه‌های هنری عمومی در آن زمان دارای مجموعه‌هایی از هنر غیرغربی بودند، مانند موزه هنر متروپولیتن (Metropolitan Museum of Art) در نیویورک.

موزه سلطنتی آفریقای مرکزی، بلژیک

در سال ۱۸۹۷، شاه لئوپولد دوم از نمایشگاه بین‌المللی بروکسل در تروورن (Tervuren) برای تبلیغ دارایی‌هایش در ایالت آزاد کنگو استفاده کرد. این نمایشگاه علاقه علمی به منابع طبیعی، مردم و حیوانات آفریقای مرکزی را برانگیخت و در نتیجه شاه لئوپولد دوم تصمیم گرفت بر تبلیغات خود برای کنگو بیفزاید. موزه سلطنتی آفریقای مرکزی در سال ۱۸۹۸ به عنوان یک موزه دائمی و مؤسسه علمی تأسیس شد که مسئولیت برگزاری نمایشگاه برای عموم بلژیک و تشویق به مطالعه آفریقای مرکزی را بر عهده داشت.

موزه بریتانیا

گالری‌های آفریقایی سِینزبِری (Sainsbury African Galleries) در موزه بریتانیا در لندن، ۶۰۰ اثر از بزرگترین مجموعه دائمی هنر و فرهنگ آفریقا در جهان را به نمایش می‌گذارد. این سه گالری دائمی فضای نمایشی قابل توجهی را برای مجموعه آفریقایی موزه، شامل بیش از ۲۰۰,۰۰۰ اثر، فراهم می‌کند. دامنه این مجموعه شامل آثار باستان‌شناسی و معاصر، از جمله شاهکارهای منحصر به فرد هنری و اشیاء زندگی روزمره است. افزودنی مهمی که در سال ۱۹۵۴ از موزه پزشکی ولکام (Wellcome Historical Medical Museum) اهدا شد، مجموعه سر هنری ولکام (Sir Henry Wellcome) بود.

برخی از برجسته‌ترین آثار مجموعه آفریقایی عبارتند از:

  • مجسمه‌های برنزی بنین و ایگبو-اوکوا (Benin and Igbo-Ukwu)
  • سر برنزی زیبای ملکه ایدیا (Bronze Head of Queen Idia)
  • سر برنجی باشکوه یک حاکم یوروبا از ایفه (Yoruba ruler from Ife)
  • گنجینه آپاپا (Apapa Hoard) از لاگوس، نیجریه
  • دوازده عاج آفریقایی-پرتغالی نفیس
  • طلاکاری‌های آشانتی (Asante goldwork) از غنا، از جمله مجموعه بوویدیچ (Bowdich collection)
  • طبل کمیاب آکان (Akan Drum) از همان منطقه در غرب آفریقا
  • مجموعه‌ای از مجسمه‌های سنگی صابونی از مردم کیسی (Kissi) در سیرالئون و لیبریا
  • مجموعه توردی (Torday collection) از مجسمه‌ها، پارچه‌ها و سلاح‌های آفریقای مرکزی
  • آثار مهم از اتیوپی پس از لشکرکشی بریتانیا به حبشه
  • سر لوزیرا (Luzira Head) منحصر به فرد از اوگاندا
  • اشیاء کاوش شده از زیمبابوه بزرگ (Great Zimbabwe) و شهرهای اقماری آن مانند موتا ر (Mutare)، شامل گنجینه‌ای بزرگ از مجسمه‌های سنگی صابونی از دوران آهن
  • کاسه پیشگویی کمیاب از مردم وندا (Venda peoples)
  • نقاشی‌های غار و حکاکی‌های سنگی از آفریقای جنوبی

برنزهای بنین در لشکرکشی سال ۱۸۹۷ بریتانیا به بنین مصادره و به وزارت خارجه بریتانیا تحویل داده شدند. همانطور که پائولا گیرشیک بن-اموس (Paula Girshick Ben-Amos)، استاد مردم‌شناسی و مطالعات آفریقایی در دانشگاه ایندیانا، در کتاب «هنر بنین» می‌نویسد: «هنر پادشاهی بنین در سال ۱۸۹۷ در غرب مورد توجه عمومی و علمی قرار گرفت، زمانی که اعضای یک لشکرکشی تنبیهی بریتانیا هزاران اثر را به عنوان غنایم جنگی به همراه آوردند.»

حدود ۲۰۰ برنز به موزه بریتانیا سپرده شد، در حالی که مابقی بین مجموعه‌های مختلف تقسیم شدند و بخش عمده‌ای توسط فلیکس فون لوشان (Felix von Luschan) به نمایندگی از موزه سلطنتی قوم‌شناسی برلین (موزه قوم‌شناسی امروزی) خریداری شد. در سال ۱۹۳۶، اوبا آکِنزوا دوم (Oba Akenzua II) جنبش بازگرداندن مجموعه آثار شناخته شده در گفتمان امروزی به عنوان «برنزهای بنین» را آغاز کرد.

موزه مردم‌نگاری تروکادرو

موزه مردم‌نگاری تروکادرو، اولین موزه مردم‌شناسی پاریس بود که در سال ۱۸۷۸ تأسیس شد. این موزه در سال ۱۹۳۵ تعطیل شد، زیرا ساختمانی که در آن قرار داشت، کاخ تروکادرو، تخریب شد. وارث آن موزه انسان (Musée de l'Homme) بود که در کاخ شایو (Palais de Chaillot) در همان مکان قرار گرفت و مجموعه‌های فرانسوی آن هسته اصلی موزه ملی هنرها و سنت‌های مردمی (Musée National des Arts et Traditions Populaires) را تشکیل دادند که آن هم در کاخ شایو قرار داشت. بسیاری از هنرمندان فاوویست و کوبیست، هنر آفریقا را در موزه تروکادرو کشف کردند. پیکاسو گفت که این هنر به او آموخت که «نقاشی چیست»، زیرا او ماسک‌های آفریقایی را در موزه دید، ماسک‌هایی که «به عنوان نوعی واسطه بین [بشر] و نیروهای ناشناخته و متخاصمی که [ما را احاطه کرده‌اند]» ساخته شده بودند. گفته می‌شود که او تحت تأثیر این ماسک‌ها در فرم‌های فیگورها در «دوشیزگان آوینیون» (Les Demoiselles d'Avignon) قرار گرفته است که در نهایت به کوبیسم منجر شد. بیشتر مجموعه آفریقایی از آن زمان به موزه کِوای برانلی (Musée du Quai Branly) در پاریس منتقل شده است.

مجموعه گِلدِن‌وین (The Glendonwyn Collection)

مجموعه گلدن‌وین شامل بیش از ۳۰۰۰ اثر است. این مجموعه که در قرن بیستم توسط مانوئل گونزالس اسکات-گلدن‌وین (Manuel González Scott-Glendonwyn) آغاز شد، از آثار باستان‌شناسی تا قرن نوزدهم را در بر می‌گیرد. بیشتر آثار در دهه ۱۹۶۰ به مجموعه اضافه شدند. مجموعه‌ای سه جلدی با عنوان «هنر آفریقای سیاه: مجموعه گلدن‌وین» در دهه ۱۹۹۰ منتشر شد.

ویژگی‌های مجموعه گلدن‌وین عبارتند از:

  • مجسمه‌های متعدد برنزی بنین و ایگبو-اوکوا
  • مجسمه برنزی «قتل عام بنین» (The Benin Massacre)، نمایشی باشکوه از قتل عام هیئت فیلیپس
  • «اوبا جنگجو» (Oba the Warrior)، نمایشی از یک اوبا که در صفحه اول کتاب اول مجموعه ظاهر می‌شود
  • چندین سفالینه نوک (Nok terracottas) از قرن ششم پیش از میلاد
  • برنزهای بنین
  • چندین ده عاج آفریقایی-پرتغالی کاملاً نگهداری شده
  • نمایشگاهی خوب از ۱۱ تمدن فرهنگی تاریخی آفریقا، از جمله یوروبا/ایفه، آشانتی، سِنوفو و دوگون
  • این مجموعه همچنین شامل برخی آثار معاصر از هنرمندانی چون توئینز سِوِن سِوِن (Twins Seven Seven) یا آثاری از اواخر دهه ۸۰ است.

در سال ۱۹۹۹، دولت اسپانیا مذاکراتی را برای متقاعد کردن صاحبان مجموعه گلدن‌وین برای تأسیس موزه‌ای در مادرید آغاز کرد. مذاکرات در سال ۲۰۰۲ با مرگ رئیس خانواده شکست خورد، اگرچه در دوره ۱۹۹۹-۲۰۰۲، چندین نمایشگاه در موزه‌های دولتی اسپانیا برگزار شد.

مجموعه گلدن‌وین در حال حاضر بین مادرید، تنریف و دبی تقسیم شده است.

موزه هنر آفریقا (بلگراد)

موزه هنر آفریقا در بلگراد، تنها موزه از این نوع در منطقه بالکان است. این موزه در سال ۱۹۷۷ به دلیل روابط یوگسلاوی با بسیاری از کشورهای آفریقایی، که ناشی از نقش مرکزی آن در جنبش عدم تعهد بود، افتتاح شد. این موزه با این خواسته ایجاد شد که مردم یوگسلاوی با هنر و فرهنگ آفریقا آشنا شوند، زیرا این باور ریشه‌دار وجود داشت که یوگسلاوی به دلیل مبارزات مشابه، با کشورهای آفریقایی دوستی دارد. این موزه با تلاش زدرَوکو پِچَر (Zdravko Pečar) و وِدا زاگوارتس (Veda Zagorac) که مجموعه خصوصی هنر آفریقای خود را که طی دهه‌ها اقامت در قاره جمع‌آوری کرده بودند، به شهر بلگراد اهدا کردند، تأسیس شد. پِچَر خبرنگار خارجی و سفیر در چندین کشور آفریقایی بود. در طول سال‌ها، این مجموعه با خرید آثار، دریافت هدایا از یوگسلاوی‌هایی که در آفریقا زندگی می‌کردند و هدایای دیپلماتیک که توسط سفرای کشورهای آفریقایی به موزه داده می‌شد، گسترش یافت. در نتیجه، این موزه امروزه مجموعه قابل توجهی از آثار هنری و اقلام مردم‌نگاری از مردم بامبارا (Bambara)، دوگون (Dogon)، موشی (Mossi)، کیسی (Kisi)، دان (Dan)، سِنوفو (Senufo)، آشانتی (Ashanti) و دیگران را در اختیار دارد.

موزه ملی فرهنگ‌های جهان در هلند

موزه‌های مردم‌نگاری دولتی در هلند که به طور مشترک توسط موزه ملی فرهنگ‌های جهان (Nationaal Museum van Wereldculturen) اداره می‌شوند، دارای مجموعه‌های مهمی از میراث آفریقا هستند. در ژانویه ۲۰۲۱، دولت هلند مکانیسم مرکزی برای بازگرداندن میراث استعماری را تصویب کرد و یک گروه تحقیقاتی در حال کار بر روی راهنمایی‌های عملی برای مجموعه‌های استعماری در موزه‌های هلند است.

هنر آفریقا در مجموعه‌های مردم‌نگاری

در ابتدا، تمام اشیاء هنر آفریقا به عنوان نمونه‌های مردم‌نگاری در نظر گرفته می‌شدند. به طور قابل توجهی، در دوره ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۳، تمام موزه‌های بزرگ تصویر عمومی خود را بر اساس وظیفه آموزشی بازتعریف کردند. در پاسخ به بحث پیرامون استفاده از اصطلاحات «کوریو» (curio) و «کنجکاوی» (curiosity)، انجمن امپراتوری (League of the Empire) در سال ۱۹۰۴ «چیدمان منظم و تبدیل کنجکاوی‌های صرف به اشیاء مورد علاقه علمی از طریق طبقه‌بندی مناسب» را توصیه کرد. به همین ترتیب، به عنوان وسیله‌ای برای اعتبارسنجی گسترش مجموعه‌های مردم‌نگاری، استدلال غالباً به کار رفته، ضرورت حفظ و نگهداری در مواجهه با انقراض اجتناب‌ناپذیر تولیدکنندگان فرهنگ مادی تحت سرپرستی آن‌ها بود.

استوارت کولین (Stewart Culin)، متصدی موزه بروکلین، اولین متصدی آمریکایی بود که مجموعه‌های مردم‌نگاری را به عنوان اشیاء هنری، نه نمونه‌های مردم‌نگاری، به نمایش گذاشت که این کار را در سال ۱۹۲۳ انجام داد. کولین نصب خود را از نمایشگاه‌های مجموعه‌های مردم‌نگاری هم‌عصر در مؤسساتی مانند موزه تاریخ طبیعی آمریکا (American Museum of Natural History) و موزه تاریخ طبیعی اسمیتسونین (Smithsonian Museum of Natural History) متمایز کرد و گفت: «اشیاء هنر سیاه‌پوست که به صورت عمومی به نمایش گذاشته می‌شوند، بخشی از مجموعه‌های مردم‌نگاری آفریقایی موزه هستند و هیچ توجه ویژه‌ای از سوی مردم‌نگاران دریافت نمی‌کنند... در اکثریت این مجموعه‌ها، اهمیت هنری آن‌ها با ثروت مواد پنهان شده و اغلب، در تلاش برای روشن‌سازی آن، گم شده است.»

«هنر/مصنوع» (Art/Artifact)، نمایشی که توسط سوزان ووگل (Susan Vogel) در سال ۱۹۸۸ سازماندهی شد، ۱۶۰ اثر هنری و مردم‌نگاری را از موزه علوم بوفالو (Buffalo Museum of Science)، موزه دانشگاه همپتون (Hampton University Museum) و موزه تاریخ طبیعی آمریکا (نیویورک) به نمایش گذاشت. هر سه موزه مردم‌شناسی بودند که در دهه ۱۸۶۰ با مجموعه‌های برجسته آفریقایی تأسیس شدند. این نمایشگاه به بررسی تعاریف در حال تغییر هنر و مصنوعات پرداخت و به مسئله چگونگی نگاه ما به اشیاء فرهنگ‌های سنتی آفریقایی که سیستم‌های طبقه‌بندی آن‌ها با فرهنگ معاصر غربی متفاوت است، پرداخت.

هنر آفریقا و مدرنیسم غربی

در اوایل دهه ۱۹۰۰، زیبایی‌شناسی مجسمه‌سازی سنتی آفریقا به تأثیر قدرتمندی در میان هنرمندان اروپایی تبدیل شد که گروه پیشرو در توسعه هنر مدرن، معروف به جنبش «پریمیتیویسم» (Primitivism) را تشکیل دادند. در فرانسه، هانری ماتیس (Henri Matisse)، پابلو پیکاسو (Pablo Picasso) و دوستانشان در مکتب پاریس، برخورد بسیار سبک‌پردازی شده با فیگور انسانی در مجسمه‌های آفریقایی را با سبک‌های نقاشی برگرفته از آثار پسادریافت‌گرای سزان (Cézanne) و گوگن (Gauguin) درآمیختند. نتیجه این ترکیب، تخت‌شدگی تصویری، پالت رنگی زنده و اشکال کوبیستی شکسته بود که به تعریف مدرنیسم اولیه کمک کرد. در حالی که این هنرمندان هیچ اطلاعی از معنا و کارکرد اصلی مجسمه‌های غرب و مرکز آفریقا که با آن‌ها روبرو شده بودند، نداشتند، ادعا می‌کردند که بلافاصله جنبه معنوی ترکیب‌بندی را تشخیص داده و این کیفیات را برای تلاش‌های خود در فراتر رفتن از طبیعت‌گرایی که از رنسانس هنر غربی را تعریف کرده بود، تطبیق داده‌اند.

نقاشان اکسپرسیونیست آلمانی مانند ارنست لودویگ کرشنر (Ernst Ludwig Kirchner) از گروه «دی بروکه» (Die Brücke) مستقر در درسدن و برلین، زیبایی‌شناسی آفریقایی را با شدت عاطفی رنگ‌های ناهماهنگ و اعوجاج فیگورها ترکیب کردند تا اضطراب‌های زندگی مدرن را به تصویر بکشند، در حالی که پل کله (Paul Klee) از گروه «بلو رِیتِر» (Blaue Reiter) در مونیخ، تصاویر نمادین متعالی را توسعه داد. علاقه اکسپرسیونیست‌ها به هنر غیرغربی پس از نمایشگاه گوگن در درسدن در سال ۱۹۱۰ افزایش یافت، در حالی که جنبش‌های مدرنیست در ایتالیا، انگلستان و ایالات متحده در ابتدا از طریق تماس با هنرمندان مکتب پاریس با هنر آفریقا درگیر شدند. این هنرمندان پیشرو، دلالانشان و منتقدان برجسته آن دوران، در میان اولین اروپاییانی بودند که مجسمه‌های آفریقایی را به دلیل ارزش زیبایی‌شناختی‌شان جمع‌آوری کردند.

مجموعه‌های آمریکایی

نمایشگاه آرموری (Armory Show) در سال ۱۹۱۳ لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای پیشروان هنر آمریکا بود. این نمایشگاه حدود ۱۳۰۰ اثر را به نمایش گذاشت و مخاطبان هنر نیویورک را با جنبش‌هایی مانند کوبیسم، فاوویسم و فوتوریسم، و همچنین آثار هنرمندان اروپایی از جمله پابلو پیکاسو، هانری ماتیس و مارسل دوشان آشنا کرد. نمایشگاه آرموری و ترویج مدرنیسم توسط آن، به ایجاد سلیقه و بازار برای هنر آفریقا در نیویورک کمک کرد.

به طور قابل توجهی، در سال ۱۹۱۴، دو گالری نیویورکی، گالری واشنگتن اسکوئر (Washington Square Gallery) تازه تأسیس رابرت جی. کوادی (Robert J. Coady) و گالری‌های کوچک عکاسی سِشِن (Little Galleries of the Photo-Secession) آلفرد استیگلیتز (Alfred Stieglitz)، مجسمه آفریقایی را به مخاطبان خود معرفی کردند. استیگلیتز در سال ۱۹۱۴ نمایشی را برگزار کرد که کاملاً به مصنوعات آفریقایی به عنوان آثار هنری اختصاص داشت.

نیویورک به تدریج خود را به عنوان یک بازار مرکزی برای هنر آفریقا تثبیت کرد. در سال‌های ۱۹۱۵-۱۹، دلالان آمریکایی شروع به تبلیغ اشیاء آفریقایی به عنوان هنر برای گروه رو به رشدی از کلکسیونرها کردند. در میان دلالان، هنرمند مکزیکی ماریوس دِ زایاس (Marius de Zayas) (۱۸۸۰-۱۹۶۱) مسئولیت زیادی در کمک به برخی از کلکسیونرهای جسور هنر مدرن، از جمله والتر و لوئیز آرنزبرگ (Walter and Louise Arensberg)، جان کوین (John Quinn) و اگنس و یوژن مایر (Agnes and Eugene Meyer) برای ساخت مجموعه‌های هنر آفریقای خود داشت. در اوایل دهه ۱۹۲۰، چندین مؤسسه آمریکایی شروع به باز کردن درهای خود به روی هنر آفریقا کردند.

موزه بروکلین

در سال ۱۹۰۳، استوارت کولین (۱۸۵۸-۱۹۲۹) به عنوان متصدی بنیانگذار بخش مردم‌نگاری در موزه مؤسسه هنر و علوم بروکلین، که امروزه موزه بروکلین نامیده می‌شود، منصوب شد. کولین، یک مردم‌نگار خودآموخته، پایه و اساس چهار مجموعه متصدیانه را برای موزه بنا نهاد و اشیائی را که نماینده فرهنگ‌های آفریقایی، آسیایی، بومیان آمریکا و اروپای شرقی بودند، گردآوری کرد. کولین از جمله اولین متصدیانی بود که نصب موزه را به عنوان یک فرم هنری تشخیص داد. او همچنین از اولین کسانی بود که مجموعه‌های مردم‌نگاری را به عنوان اشیاء هنری، نه نمونه‌های مردم‌نگاری، به نمایش گذاشت. این رویکرد در نمایشگاه او «هنر بومیان سیاهپوست، عمدتاً از کنگوی بلژیک» (Primitive Negro Art, Chiefly from the Belgian Congo) مشهود است. این نمایشگاه در آوریل ۱۹۲۳ افتتاح شد و اشیاء آفریقایی را که او در اروپا از دلالان خریداری کرده بود، به نمایش گذاشت.

بنیاد بارنز

آلبرت بارنز (Albert Barnes) یکی از اولین کلکسیونرهای آمریکایی بود که به طور انتخابی مجموعه گسترده‌ای از مجسمه‌سازی آفریقایی را صرفاً بر اساس شایستگی‌های زیبایی‌شناختی خریداری کرد. در سال ۱۹۲۳، دو سال قبل از افتتاح بنیاد بارنز در مریون، پنسیلوانیا، بارنز نوشت: «هنگامی که بنیاد افتتاح شود، هنر سیاه‌پوست جایگاهی در میان مظاهر بزرگ تمام دوران خواهد داشت.» بارنز از طریق تبلیغات فعال خود از مجموعه مجسمه‌سازی آفریقایی بنیاد و اهمیت زیبایی‌شناختی آن، خود نقش مهمی در پرورش قدردانی از هنر آفریقا در ایالات متحده در اوایل قرن بیستم ایفا کرد.

موزه هنر بومی و موزه هنر متروپولیتن

موزه هنر بومی (Museum of Primitive Art) که در سال ۱۹۵۴ توسط نلسون ای. راکفلر (Nelson A. Rockefeller) و رنه دِ هَرنکورت (Rene d'Harnoncourt) تأسیس شد، اولین موزه هنری بود که منحصراً به نمایش و جمع‌آوری آثار هنری از آفریقا، اقیانوسیه و قاره آمریکا به دلیل ارزش زیبایی‌شناختی آن‌ها، نه به عنوان اسناد مردم‌نگاری یا غنائم استعماری، اختصاص داشت. این موزه در سال ۱۹۷۴ تعطیل شد و مجموعه، کارکنان و کتابخانه آن طبق توافقی که بین راکفلر و موزه متروپولیتن در سال ۱۹۶۹ صورت گرفت، به موزه هنر متروپولیتن منتقل شد. موزه هنر بومی به بسیاری از جهات، شعبه‌ای از موزه هنر مدرن (MoMA) بود. این موزه درست پشت موما قرار داشت و همچنین در املاک متعلق به راکفلر ساخته شده بود. راکفلر رئیس موما و دِ هَرنکورت مدیر آن بود. نمایشگاه برجسته موما در سال ۱۹۳۵ با عنوان «هنر نِگرو آفریقایی» (African Negro Art) در شکل‌گیری مدیر موزه هنر بومی تأثیرگذار بود. امروزه، مجموعه موزه هنر بومی در بال پرنس راکفلر متروپولیتن (Michael C. Rockefeller Wing) نگهداری می‌شود.

موزه ملی هنر آفریقا

موزه ملی هنر آفریقا (National Museum of African Art) در واشینگتن دی.سی. توسط وارن ام. رابینز (Warren M. Robbins) در سال ۱۹۶۴ به عنوان یک مجموعه خصوصی و نسبتاً کوچک تأسیس شد. در سال ۱۹۷۹، این مجموعه که در آن زمان حدود ۸۰۰۰ اثر داشت، توسط مؤسسه اسمیتسونین (Smithsonian Institution) پذیرفته شد و اکنون در مکانی مرکزی اما زیرزمینی در ملی مال (National Mall) قرار دارد.

مشکلات نمایش

بسیاری از محققان و متصدیان در مورد اثربخشی شیوه‌های مختلف نمایش هنر آفریقا در موزه‌های غربی بحث کرده‌اند. به طور کلی، محققان موافقند که موزه هنر غربی با زمینه‌هایی که اکثر هنرهای سنتی آفریقا از آن‌ها نشأت گرفته‌اند، ناسازگار بوده و هست. نقل قول زیر از مقدمه کاتلین بیکفورد برزوک (Kathleen Bickford Berzock) و کریستا کلارک (Christa Clarke) در کتابشان «بازنمایی آفریقا در موزه‌های هنر آمریکا» دلایل این ناسازگاری را خلاصه می‌کند:

فعالان پان-آفریقایی مانند موآزولو دیابانزا (Mwazulu Diyabanza) و جبهه چندفرهنگی ضد غارت (Front Multi Culturel Anti-Spoliation)، اقدامات مستقیمی علیه موزه‌های اروپایی انجام داده و اقلامی را از مجموعه‌ها برداشته‌اند که ادعا می‌کنند متعلق به آفریقا هستند.

هنر آفریقا پس از دهه ۱۹۸۰

رویکردهای متصدیانه پس از دهه ۱۹۸۰ در جمع‌آوری و نمایش هنر تاریخی آفریقا به سمت تخصص‌گرایی بیشتر، تعاریف گسترده‌تر و تمایل به زمینه‌سازی (contextualization) گرایش دارند.

بحث‌های متصدیانه پیرامون سؤالاتی در مورد اینکه مرزها بین سنتی و مدرن، بین آفریقا و دیاسپورای آفریقایی در قاره آمریکا و اروپا، و بین هنر آفریقای جنوب صحرا و شمال آفریقا باید کجا کشیده شود، در جریان است. در موارد خاص، آثار سنتی و معاصر با هم به نمایش درآمده‌اند، روشی که با نمایشگاه «شگفتی و قدرت: کینگو مینکیزی و هنر رنی اشتوت» (Astonishment and Power: Kingo Minkisi & the Art of Renee Stout) در موزه ملی هنر آفریقا در واشینگتن دی.سی. آغاز شد. با این حال، این نمایشگاه به دلیل پیشنهاد پیوستگی فرهنگی بین هنر پیشامدرن آفریقا و هنر آفریقایی-آمریکایی امروزی، در حالی که تفاوت‌های فرهنگی حیاتی بین این دو مجموعه اثر را نادیده می‌گیرد، مورد انتقاد قرار گرفت. هنرمند بنینی، مشاک گابا (Meschac Gaba)، با نصب «موزه هنر معاصر آفریقا» (Museum of Contemporary African Art) خود در تِیت مدرن (Tate Modern) در سال ۲۰۱۳، به این واقعیت واکنش نشان داد که تا به امروز هیچ موزه‌ای برای هنر معاصر آفریقا وجود نداشت. در سپتامبر ۲۰۱۷، موزه هنر معاصر آفریقا زیتز (Zeitz Museum of Contemporary Art Africa) در کیپ تاون، آفریقای جنوبی افتتاح شد.

یادداشت‌ها

  1. در سال ۱۹۰۳، انجمن امپراتوری در انگلستان با هدف ایجاد ارتباط بین کودکان مناطق مختلف امپراتوری از طریق مکاتبه، سخنرانی و تبادل تأسیس شد. گروه برجسته‌ای از مدیران و مقامات موزه‌ها، کمیته فرعی انجمن را با عنوان «کمیته موزه‌های مدرسه» (School Museum Committee) هدایت می‌کردند.

منابع

پیوندهای خارجی

  • هنر اقیانوسیه، آفریقا و آمریکا از موزه هنر بومی: نمایشی در موزه هنر متروپولیتن، کاتالوگ نمایشگاه از کتابخانه‌های موزه هنر متروپولیتن (به طور کامل به صورت PDF آنلاین در دسترس است)
  • مجموعه‌های غربی
  • مجموعه‌های موزه هنر
  • هنر در مجموعه‌های غربی
  • فهرست موزه‌ها و گالری‌های هنری
  • موزه‌شناسی

جمع‌بندی

ورود آثار هنری آفریقا به مجموعه‌های غربی، فرایندی پیچیده با ریشه‌های استعماری و تأثیرات عمیق بر هنر مدرن بوده است. امروزه، بحث‌هایی جدی پیرامون بازپس‌دهی این آثار و بازنگری در شیوه‌های نمایش آن‌ها در جریان است.