معرفی عمارت و باغها
اولانتای (Olantigh) عمارتی انگلیسی در شمال وای و در محدوده مدنی وای با هینکسهیل قرار دارد. تراسهای باغ و بلوک اسطبلِ برجدارِ این عمارت، در سال ۱۹۸۹ در فهرست بناهای درجه دوم (Grade II) بریتانیا قرار گرفتند. این باغها در کنار رودخانه بزرگ استور امتداد یافتهاند. ویژگیهای باغ شامل انواع گوناگون درختان همراه با مسیرهای پیادهروی جنگلی، باغ صخرهای، درختچهزار، حاشیههای گیاهان علفی و چمنزارهای وسیع است.
تاریخچه
پسوند «ایگ» (igh) در نام اولانتای غالباً به معنای جزیره است؛ احتمالاً اشارهای به سکونتگاه اولیهای در مجاورت جزیرهای در رودخانه استور دارد. از سوی دیگر، پیشنهاد شده که «اولنتگ» (Olentege) در انگلیسی باستان به معنای «کوه مقدس» است.
در جریان یورش ژولیوس سزار به انگلیس در سال ۵۴ پیش از میلاد، او در کنار رودخانه استور و نزدیک مکان کنونی اولانتای اردو زد. نیروهای او درگیریهای شدیدی با نیروهای بریتانیایی داشتند که از پایگاه خود در جنگل چالوک حمله میکردند.
خانواده کمپ
نخستین مالک شناختهشده ملک اولانتای، سر نورمن کمپ (متوفی ۱۲۹۵) بود. از چهرههای برجسته خاندان کمپ که در این عمارت زیستند، میتوان به جان کمپ (۱۳۸۰–۱۴۵۴)، اسقف اعظم کانتربری و برادرزادهاش توماس کمپ (متوفی ۱۴۸۹)، اسقف لندن اشاره کرد. سر توماس کمپ این خانه را در سال ۱۵۰۸ بازسازی کرد.
خانواده تورنهیل
چون سر توماس کمپ بدون فرزند پسر درگذشت، اولانتای به سر تیموتی تورنهیل فروخته شد. در سال ۱۶۷۹، جان لاک مدتی به عنوان پزشک کالب بنکس (پسر سر جان بنکس که آن زمان مستاجر پسرخوانده سر تیموتی بود) در این عمارت سکونت داشت.
ریچارد تورنهیل، سرهنگ سلطنتطلب و نوه تیموتی، عامل اصلی قیام پنرودوک در کنت (۱۶۵۵) شناخته میشد. به دلیل مقاومت در برابر مشترکالمنافع، پارلمان در سال ۱۷۰۶ او را به عنوان «مجرم» جریمه کرد و به گفته روایات، او به الکل و قمار دچار شد. سرانجام با مانورهای فراوان، اجازه پارلمان را گرفت تا اموالش را فروخته و بدهیهایش را بپردازد.
پس از بازگشت سلطنت استوارت، لیدی تورنهیل به برادرش در کاخ وایتهال پیوست و به عنوان ندیمه کاترین براگانزا مشغول به کار شد.
خانواده سابریج
جیکوب سابریج، مدیر شرکت دریای جنوب، در سال ۱۷۲۰ اولانتای را خرید. دانیل دفو او را یکی از سه کلاهبردار بزرگ بریتانیا توصیف کرد. پس از سقوط مالی شرکت، سابریج از پارلمان اخراج و اموالش مصادره شد، اما او تا زمان مرگش در ۱۷۴۸ در این عمارت ماند.
نوه جیکوب، کاترین مکاولی (۱۷۳۱–۱۷۹۱)، مورخ و جمهوریخواه ویک، در این خانه متولد و بزرگ شد.
جان، پسر جیکوب، با دو ازدواج ثروتمندانه ثروتش را افزایش داد و نمایه ساختمان سال ۱۵۰۸ را بازسازی کرد.
جان سابریج (نوه) نیز ثروت خانواده را با ازدواجهای سودمند بیشتر کرد و عمارت را به شدت گسترش داد؛ از جمله افزودن ایوان سنگی عظیم گئورژین. او در سال ۱۷۷۳ شهردار لندن شد. تا سال ۱۷۹۸، ملک او نیمی از محله وای را در بر میگرفت.
دوران اوج شکوه
ملک در سال ۱۸۵۱ به جان ساموئل وانلی سابریج (۱۸۰۰–۱۸۸۷) رسید. او که بدون سابقهای در پارلمان بود، پس از مرگ برادرزنش ثروت عظیمی به ارث برد و نام خانوادگی همسرش (ارل-درکس) را به نام خود افزود. او به لقب «سرگرد دیوانه» یا «صاحبمنصب شرور» شهرت داشت.
پس از لغو بردهداری، ارل-درکس در سال ۱۸۳۶ بابت آزادسازی ۱۸۹ برده، غرامت دریافت کرد. علاقه او ساختن بود؛ گالریهای نقاشی و برجهای ونیزی ساخت و نام عمارت را «برجهای اولانتای» گذاشت. گالریها با آثار رنسانس ایتالیا و نقاشانی چون رافائل پر شد.
در کارهای منظرهسازی، شاخهای از رودخانه برای ایجاد دریاچه تزئینی با جزیره عریضتر شد و باغ آشپزخانه دیواردار دایر گردید. تا سال ۱۸۷۸، مجسمههای عمارت بسیار مشهور شدند؛ از جمله مجسمه سوارکاری خودش و فواره هابرت.
آتشسوزی بزرگ
در دسامبر ۱۹۰۳، آتش عمارت گئورژین را کاملاً در بر گرفت. کشیش وانلی ارل-درکس تنها با بالا رفتن از پیچکهای دیوار و در آغوش گرفتن پرتره و جواهرات همسرش جان به در برد. علت، آتش گرفتن دودکش اتاق غذاخوری بود. موتور آتشنشانی اسبکش با آب دریاچه تزئینی رسید، اما سقف فرو ریخت و اشیای بیبهایی چون گلدان مالاکیت (که ملکه ویکتوریا آرزوی خریدش را داشت) نابود شدند. خوشبختانه گالری نقاشی با در آهنی نجات یافت.
در سال ۱۹۱۰، خانهای کوچکتر با نمای آجری و همان ایوان سنگی اصلی ساخته شد. این عمارت جدید در سال ۱۹۱۱ تکمیل گردید.
فواره هابرت
در سال ۱۹۱۲، فواره چدنی و مجسمههای گوزن نر به جورج هارپر فروخته و به پارک ویکتوریا اشفورد منتقل شد. گوزنها در جنگ جهانی دوم ذوب شدند، اما فواره که در فهرست بناهای درجه دوم ستارهدار است، باقی ماند. این فواره در نمایشگاه بزرگ ۱۸۶۲ به نمایش درآمده و جفت آن اکنون در ادینبورو قرار دارد. متأسفانه هارپر سه هفته پس از اهدای فواره، با قرار دادن سرش روی ریل قطار به زندگی خود پایان داد.
خانواده لودون
در سال ۱۹۱۲، جان هاپ لودون خانه را اجاره کرد و باغها را بازسازی نمود؛ دریاچه تزئینی را تا حدی پر کرد تا باغهای آبی ایجاد کند. پسرش فرانسیس در ۱۹۳۵ عمارت را خرید. پس از جنگ جهانی دوم، بال غربی (دو سوم مساحت عمارت) تخریب شد؛ در نتیجه خانه امروز تنها یکپنجم وسعت پیش از آتشسوزی را دارد.
در سال ۱۹۲۱، سیستم نوین تصفیه فاضلاب عمارت در مجله The Engineer بازتاب یافت. این سیستم با استفاده از توربین رودخانه، پمپها و دمندهها را تغذیه میکرد و بوی ناخوشایند را کاهش میداد.
از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۷، عمارت میزبان جشنواره صمیمی موسیقی استور به رهبری آلفرد دلر بود. الکس لودون (متولد ۱۹۸۰) که در این عمارت زیست، برای تیمهای کریکت کنت و وارویکشایر بازی کرده است. طوفان بزرگ ۱۹۸۷ نیز خسارات شدیدی به باغها وارد کرد.
در فرهنگ عامه
نویسنده راسل هابن احتمالاً نام اولانتای را در رمان آخرالزمانی خود (Riddley Walker, 1980) به «آلدرز» (The Aulders) تغییر داده است. او وای را «هاو»، ویدرزدین را «ویدرز دامپ» و اشفورد را «برنت آرز» نامیده است.