معرفی
تالوک گودالور یکی از بخشهای اداری (تالوک) در منطقه نیلگیریسِ ایالت تامیلنادوی هند است. مرکز این بخش، شهر گودالور میباشد.
تاریخ
بخشهای گودالور و پاندالور در ناحیه نیلگیریس، در گذشته بخشهایی از منطقه جنوب شرقی ویاناد را تشکیل میدادند. مساحت کلی گودالور و شهر مجاور آن یعنی پاندالور، حدود ۱۲۴٬۸۰۰ جریب فرنگی است. در قرون وسطی و پیش از ورود بریتانیاییها، این منطقه میان سه حاکم تقسیم شده بود: والاوانور (رهیر قوم پانیا)، نلیاراسی (حاکم بومی دیگر) و پادشاهی نیلامبور کویلاکام که در کرالای امروزی قرار داشت. بعدها، کویلاکام برای گسترش مرزهایش تصمیم گرفت سایر مناطق را فتح کند. والاوانور کشته شد و نلیاراسی را ربودند و مجبورش کردند زمینهایش را واگذار کند. با وجود مقاومت قوم والاوانور، کویلاکام موفق شد منطقه را تسخیر کرده و حدود ۱۰۰٬۰۰۰ جریب زمین را تحت کنترل بگیرد.
در واقع تا سال ۱۸۷۷، گودالور بخشی از کرالا و ناحیه مالابار بود. در این سال، به دلیل وسعت زیاد مالابار و مساحت اندک ناحیه نیلگیریس، گودالور به نیلگیریس ملحق شد. در دوران حکومت بریتانیا، گودالور منطقه جنوب شرقی ویاناد محسوب میشد. هرچند این منطقه با اکثریت مالایالمزبان به نیلگیریس منتقل شد، اما زبان دادگاه و زبان رسمی در این منطقه همچنان مالایالم باقی ماند. در دوران معاصر و تا سال ۱۹۶۹، میزان زمینهای به رسمیت شناخته شده کویلاکام بر اساس قانون اجاره مالابار، ۸۰٬۰۸۷ جریب بود که به زمینهای «جانموم» شهرت داشتند. کویلاکام معبدی به نام نامبالاکوتای ساخت و آن را به جامعه موندادان چتی واگذار کرد. قوم چتی یکی از قدیمیترین جوامع گودالور است و بسیاری از آنها هنوز 'رانی پاتا' را به عنوان سند کهنگی خود نگه داشتهاند. این قوم سنتها و زبانهای مختص به خود را دارد.
پیش از تاریخ
مورخان بر این باورند که سکونتگاههای انسانی دستکم تا ده قرن پیش از میلاد مسیح در این نواحی وجود داشته است. شواهد فراوانی از تمدن عصر سنگ جدید در تپههای سراسر ناحیه امروزی ویاناد دیده میشود. غارهای اداکال دارای نقوش سنگی ۶۰۰۰ ساله متعلق به دوران نوسنگی است. تاریخ مکتوب این ناحیه تنها از قرن هجدهم میلادی در دسترس است. در دوران باستان، این سرزمین تحت فرمانروایی راجههای قوم ودا قرار داشت.
پادشاهی اژیمالا
در آغاز تاریخ مکتوب منطقه گودالور، ناحیه ویاناد و مناطق شمالی کرالای امروزی تحت فرمانروایی نانانها (سلسله موشیکا) بودند که بعدها کولاتیری نامیده شدند. از نظر سیاسی، این منطقه بخشی از پادشاهی اژیمالا با پایتختی در اژیمالای امروزی (ناحیه کنور) بود. مشهورترین پادشاه اژیمالا، نانان بود که قلمرو او تا گودالور، نیلگیریس و بخشهای شمالی کویمباتور امتداد داشت. بر اساس متون سانگام، گفته میشود نانان در قرن پنجم میلادی، هنگامی که از چراها شکست خورد، پیش از اعدام در نبرد، به تپههای ویاناد پناه برد. ویاناد بخشی از کارکاناد بود که مناطق شرقی پادشاهی اژیمالا (شامل ویاناد، گودالور و بخشهایی از کوداقو) را در بر میگرفت. کارکاناد به همراه پوجینادو (که بخش بزرگی از نوار ساحلی میان مانگالور و کوزیکود را شامل میشد)، تحت تسلط پادشاهی اژیمالا قرار داشت.
کولاتوناد
پادشاهان موشاکا از نوادگان نانان محسوب میشدند. تا قرن چهاردهم، پادشاهی موشاکا به کولاتیریناد و حاکمان آن به کولاتیری معروف شدند. گفته میشود پادشاهی کولاتوناد در اوج قدرت خود، از کاساراقود در شمال تا کوراپوژا در جنوب، با دریای عرب در غرب و تپههای کوداقو در شرق امتداد داشت.
پادشاهی کوتایام
قلمرو کولاتیری به دلیل اختلافات داخلی به ده امارت مستقل تجزیه شد؛ امارتهایی نظیر کاداتانادو، رانداتارا، کوتایام، نیلشوارام و کورومبراناد که هر کدام تحت فرمانروایی رئیسان سلطنتی جداگانه بودند. سلسله نیلشوارام در شمالیترین بخش قلمرو کولاتیری، در اوایل قرون وسطی با هر دو منطقه کولاتوناد و زامورین کالیکوت خویشاوند بود. خاستگاه خانواده سلطنتی کوتایام (کوتایام-مالابار نزدیک تالاسری، نه کوتایام در کرالای جنوبی) در ابهام فرو رفته است. گفته میشود راجه کوتایام به قیمت از دست دادن قدرت کولاتیریها، امارت نیمهمستقلی برای خود تأسیس کرد. در قرن دهم میلادی، منطقهای که شامل تالوکهای پیشین کوتایام، ویاناد و گودالور بود، پورایکیزاناد نامیده میشد و فئودال آن پورایکیژارها بودند. کتیبههای تیرونلی به انشعاب خانواده پورایکیژار به دو شاخه بزرگتر (موتوکور) و کوچکتر (لامکور) در آغاز قرن یازدهم اشاره دارد. در قرن هفدهم، کوتایام-مالابار پایتخت راجههای پورایکیزاناد بود. این منطقه به سه شاخه شرقی، غربی و جنوبی تحت سرپرستی راجههای موتا، الایا و مونارکور تقسیم شد. راجههای کوتایام نفوذ خود را تا مرز کوداقو گسترش دادند و تا پایان قرن هفدهم، منطقه تالوک تالاسری را با نامبیارهای ایرووازینادو تقسیم کرده و شمال ویاناد و روستای تاماراسری را در اختیار داشتند.
هجمههای کارناتیک به ویاناد و گودالور
در سال ۹۳۰ میلادی، امپراتور ایرایاپا از سلسله گانگا نیروهای خود را به جنوب غربی میسور هدایت کرد و پس از فتح، آن را بایالناد (سرزمین باتلاقها) نامید. پس از او، پسرانش راچامالا و باتونگا بر سر ارث پدری با هم جنگیدند. راچامالا کشته شد و باتونگا به حاکم بلامنازع بایالناد تبدیل شد. در قرن دوازدهم، سلسله گانگا توسط سلسله کادامبای شمالی کانارا از بایالناد برکنار شد. در سال ۱۱۰۴، ویشنوواردانا از سلسله هویسالا به بایالناد حمله کرد و در قرن شانزدهم نوبت به سلسله ویجایاناگارا رسید. در سال ۱۶۱۰، اودایار راجه وادیار میسور، فرمانده ویجایاناگارا را بیرون راند و حاکم بایالناد و نیلگیریس شد. بایالناد همان ویاناد امروزی است.
سلطانهای میسور
هنگامی که ویاناد تحت فرمانروایی حیدرعلی بود، جاده کوهستانی از ویثیری تا تاماراسری احداث شد. سپس حاکمان بریتانیایی این مسیر را توسعه داده و به جاده کارتر تبدیل کردند. پس از حیدرعلی، پسرش تیپوسلطان کنترل این سرزمین را به دست گرفت.
دوران استعمار
تالوک کوندا در سال ۱۸۶۰ از مالابار به کویمباتور منتقل شد. منطقه جنوب شرقی ویاناد در ناحیه مالابار، همان مناطقی بود که اکنون تالوکهای گودالور و پاندالور در ناحیه نیلگیریس را تشکیل میدهند. جنوب شرقی ویاناد تا ۳۱ مارس ۱۸۷۷ بخشی از ناحیه مالابار بود و به دلیل تراکم جمعیت مالابار و مساحت اندک نیلگیریس، به این ناحیه پیوست شد. این منطقه شامل سه بخش زیر بود:
- موناناد
- نامبالاکود
- چرانکود
در اواسط قرن نوزدهم، شرکتهای انگلیسی به استخراج طلا در این منطقه، عمدتاً در دوالا و پاندالور پرداختند. یک شرکت معدنی لندنی در پاندالور شهرکی ساخت که با کلیسا، اداره پست، مغازهها و میدان اسبسواری آغاز به کار کرد. پس از دوران طلای طلا، به دلیل پایین بودن درصد سنگ معدن، کسبوکار استخراج به تدریج افول کرد؛ با این حال، معدنکاری تا آغاز قرن بیستم ادامه یافت.
هنگامی که شرکتهای بریتانیایی دریافتند که استخراج طلا در این منطقه موفقیتی نخواهد داشت، به صنایع کشاورزی روی آوردند و در مقیاس وسیعی مزارع چای ایجاد کردند. آبوهوا و خاک این منطقه برای چای بسیار مناسب بود و این امر، موفقیت صنعت جدید را تضمین کرد. کشت قهوه و چای در اوایل قرن هجدهم در منطقه پاندالور آغاز شد و در این مدت بسیاری از کشاورزان اروپایی در نیلگیریس و ویاناد ساکن شدند تا مزارع چای و قهوه تأسیس کنند. دی. اچ. مکلئود و هنری آتزنویلر از جمله این افراد بودند.
کونجالیکوتی حاجی اهل پاندالور، یکی از اصلیترین تأمینکنندگان نیروی کار برای مزارع بریتانیایی بود. او جمعیت زیادی را از مالابار برای کار در مزارع آورد و با اداره بریتانیا بسیار صمیمی شد، تا جایی که لقب خان بهادر کونجالیکوتی را دریافت کرد. در این دوران، جنبش عدم همکاری با بریتانیا در هند به اوج خود رسیده بود. شورشیان مپیلا بر مسئله خلافت حساس بودند و بر آن شدند تا افرادی را که از راج بریتانیا حمایت میکردند، از بین ببرند. گروهی از شورشیان خلافتطلب به پاندالور رفتند و مغازه متعلق به کونجالیکوتی حاجی را کاملاً ویران کردند، هرچند دوستش مالا گاودار (رئیس جامعه باداگا در پاندالور) جان او را نجات داد.
بخش عمده زمینهای این منطقه در مالکیت ایالتهای شاهزادهنشین نیلامبور، کویلاگام و مهاراجه میسور بود. رانی نلیالم منطقه را از طرف مهاراجه میسور اداره میکرد و از بالاترین جایگاه اجتماعی برخوردار بود. بقایای قلعه رانی نلیالم هنوز در روستای نلیالم قابل مشاهده است.
پاندالور در باور عمومی، مکانی مقدس برای جوامع بومی مانند پانیاها، کورومباها و کاتو نایاکانها محسوب میشد. پس از آن، جامعه گاودار بر منطقه مسلط شد. در پونانی، نزدیک روستای نلیالمک، معبدی صدمینه (معبد سری ماها ویشنو) وجود دارد که با معماری منحصربهفرد معابد کرالا ساخته شده است. مهاجرت مردم مالابار تأثیر عمیقی بر منطقه گذاشت و سیستمهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیستمحیطی آن را دگرگون کرد.
جمعیتشناسی
بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۱، تالوک گودالور ۱۰۵٬۱۹۶ نفر جمعیت داشت که ۵۱٬۷۹۲ نفر مرد و ۵۳٬۴۰۴ نفر زن بودند. به ازای هر ۱۰۰۰ مرد، ۱۰۳۱ زن در این منطقه زندگی میکرد. نرخ باسوادی این تالوک ۷۷٫۹۱ درصد بود. جمعیت کودکان زیر ۶ سال نیز ۵٬۴۵۵ پسر و ۵٬۲۴۱ دختر گزارش شد.
ادیان
بر اساس گزارش سرشماری ۲۰۱۱، ترکیب مذهبی تالوک گودالور شامل ۶۱٫۰۵ درصد هندو، ۲۶٫۸۹ درصد مسلمان، ۱۱٫۹۵ درصد مسیحی و پیروان سایر ادیان است.
زبانها
در تالوک گودالور، زبان مالایالم پرگویشترین زبان است که پس از آن تامیلی و کانادا قرار دارند. زبانهای دراویدی اقلیت مانند پانیا (با ۳۲۳۰ گویشور)، کورومبا (با ۱۶۷۹ گویشور) و باداگا (با ۷۸۴ گویشور) نیز در این منطقه صحبت میشوند.