معرفی کتاب
رمان ممنتو موری (Memento Mori) اثر نویسنده اسکاتلندی، موریل اسپارک است که در سال ۱۹۵۹ توسط انتشارات مکمیلن به چاپ رسید. عنوان کتاب که عبارتی لاتین به معنای «به یاد داشته باش که باید بمیری» است، به یک ترفند ادبی رایج اشاره دارد. این موتیو در رمان، از طریق مجموعهای از تماسهای تلفنی خطرناک و مرموز با لتی کلستن، زن سالخورده و آشنایانش تجلی مییابد. دریافتکنندگان این تماسها، در حالی که میکوشند هویت تماسگیرنده و انگیزهاش را کشف کنند، به تأمل در زندگی گذشته خود میپردازند.
خلاصه داستان
داستان حول محور گروهی از افراد سالخورده طبقه بالای بریتانیا و آشنایانشان میچرخد. راوی سومشخص و همهدان، چندین شخصیت را دنبال میکند. محور این گروه، لتی کلستن است؛ زنی بازنشسته که پیش از این در کمیتههای اصلاح زندانها فعالیت چشمگیری داشته است. دیگر شخصیتهای اصلی شامل برادرش گادفری (وارث و مدیر بازنشسته یک شرکت تولید آبجو)، همسر گادفری یعنی چارمیان (نویسنده موفق) و خدمکار سابق چارمیان، ژن تیلر که اکنون در خانه سالمندان زندگی میکند، هستند.
ظاهراً پیشرانه اصلی داستان، تماسهای تلفنی است که لتی دریافت میکند و در آنها با لحنی مودبانه به او گفته میشود: «به یاد داشته باش که باید بمیری.» تماسگیرنده بهنظر میرسد از محل حضور او مطلع است. بهتدریج مشخص میشود که تمام اعضای خانواده کلستن و آشنایان سالخوردهشان چنین تماسهایی دریافت کردهاند؛ البته تجربه هر فرد از تماسگیرنده متفاوت است: عدهای او را جوان، برخی بیگانه و گروهی پیر توصیف میکنند. بازرس بازنشسته مورتیمر که برای مشورت در این پرونده فراخوانده شده، صدای یک زن را میشنود. واکنش افراد به این پیام نیز متفاوت است؛ از پارانویا (لتی) و خشم (گادفری) تا پذیرش (چارمیان). با وجود تحقیقات پلیس، تماسگیرنده هرگز شناسایی یا دستگیر نمیشود و مورتیمر و ژن تیلر معتقدند که خودِ مرگ است.
عنصر مهم دیگر داستان، ارث و دارایی لیزا بروک است؛ زنی که با گادفری رابطه عاشقانه داشته، با چارمیان بر سر مردی به نام گای لیت رقابت کرده و لیت را مجبور به ازدواج با خود کرده است، اما در اوایل رمان بر اثر مرگ طبیعی از دنیا میرود. مرگ او باعث اختلاف بر سر ارث میشود؛ بین شوهر مخفیانهاش گای لیت (که از آرتریت فلج شده و با دو عصا راه میرود)، خواهران و برادران لیزا (خانواده سایدباتم) و خدمکار قدیمیاش، خانم پتیگریو که وصیتنامهای به نفع خود تحت شرایط مشکوک دارد. پس از مرگ لیزا، خانم پتیگریو به مراقبت از چارمیان که دچار سکته و نیمهفراموشی شده میرود، گادفری را به خاطر خیانتهای گذشتهاش تهدید میکند و بر چارمیان مسلط شده و حتی او را با مسموم کردن تهدید میکند. در اواخر رمان مشخص میشود که لیزا بروک در واقع با مردی ایرلندی به نام متیو اوبراین ازدواج کرده بود که بیشتر عمرش را با توهمِ خدابودن در آسایشگاه سپری کرده است. از آنجا که این موضوع ازدواج لیت را باطل میکند، پس از مرگ اوبراین در آسایشگاه، ارثیه به خانم پتیگریو میرسد.
بسیاری از کنشهای درهمتنیده این گروه، توسط الک وارنر، جامعهشناس بازنشسته ثبت میشود. وارنر که در گذشته با ژن تیلر و لتی کلستن رابطه عاشقانه داشته، پروژه عظیم دهسالهای در زمینه پیریشناسی آغاز کرده و یادداشتهای فراوانی از تمام رویدادها، از جمله پیامهای تهدیدآمیز تلفنی برمیدارد؛ اما در آتشسوزی آپارتمانش همه یادداشتها را از دست میدهد و از شدت پشیمانی «احساس مرگ» میکند. الک بهطور مرتب از ژن تیلر دیدار میکند؛ حضور ژن در خانه سالمندان در کنار سایر سالمندان، دیدگاهی منطقی و عاقلانه نسبت به پیری در این مؤسسات ارائه میدهد.
لتی کلستن بر اثر پارانویای فزایندهاش، خدمکارش گوئن را از دست میدهد، تلفنش را قطع میکند و قربانی حملهای به خانهاش میشود که بر اساس اطلاعاتی که بهطور غیرمستقیم و ناخواسته از گوئن به دست آمده بود برنامهریزی شده بود. لتی با عصای خودش به قتل میرسد.
رمان با مرگ تقریباً تمام شخصیتهای اصلی و همچنین توصیف سالهای پایانی عمرِ بازماندگان به پایان میرسد.
اقتباسهای تلویزیونی
- در سال ۱۹۹۲، بیبیسی این رمان را به یک اقتباس تلویزیونی تبدیل کرد که کارگردانی آن بر عهده جک کلیتون بود و بازیگرانی چون دیم مگی اسمیت، دیم تورا هیرد، سر مایکل هوردن، استفانی کول و زوئی واناماکر در آن ایفای نقش کردند. این مجموعه در ایالات متحده از شبکه Masterpiece Theatre پخش شد.
- اقتباس تلویزیونی دیگری نیز در سال ۱۹۷۵ از شبکه تلویزیونی آلمان غربی با بازی لیلا داگور ساخته شد.