زندگینامه
لوییزه «لیلی» هرمان-ریس، با نام کامل لوییزه کارولینه ریس، در ۱۳ فوریه ۱۹۰۴ در محله آلتنکسلِ زاربروکن، در منطقه زارلاند، به دنیا آمد. پدرش، ویلهلم یاکوب ریس، بهعنوان مهندس نگهداری ماشینآلات کار میکرد. مادرش، مارگارتا لوییزه فورست، هنگام زایمان درگذشت و پدرش نیز مدت کوتاهی پس از آن از دنیا رفت. به همین دلیل، لوییزه نزد دایی مادریاش، فریدریش فورست، در ویبلکیرشن، شهری کوچک در نواحی تپهای میان زاربروکن و ماینس، بزرگ شد.
او پس از پایان دوره متوسطه، به کار خانگی و سپس کار اداری در یک شرکت عمدهفروشی پرداخت. در سال ۱۹۲۳ با فعالی کارگری ازدواج کرد؛ فردی که پس از سال ۱۹۳۰ به حزب کمونیست پیوست. این ازدواج او را با فضای سیاسی چپ و فعالیتهای حزب کمونیست آشنا کرد و خود لوییزه در سال ۱۹۳۱ به این حزب پیوست.
پیش از آن نیز لوییزه در چند جنبش اجتماعی و سیاسی حضور داشت؛ از جمله از سال ۱۹۲۹ در «اتحادیه زنان کارگر» و از سال ۱۹۲۷ در «دوستان جوان طبیعت». این فعالیتها زمینهساز ورود جدی او به سیاست و مبارزه برای حقوق زنان و کارگران شد.
ورود به سیاست و حضور در پارلمان زارلاند
در سال ۱۹۳۲، لیلی هرمان-ریس به عضویت پارلمان ایالتی زارلاند، موسوم به «لاندسرات»، انتخاب شد. او پس از الیزابت هالاوئر، تنها دومین زنی بود که به این مجلس راه یافت و در عمل، آخرین زن منتخب در آن دوره باقی ماند.
در آستانه همهپرسی سال ۱۹۳۵ درباره سرنوشت سیاسی زارلاند، او علیه پیوستن دوباره این منطقه به آلمان نازی فعالیت کرد؛ آلمانی که دو سال پیشتر، پس از به قدرت رسیدن نازیها، به دیکتاتوری تکحزبی تبدیل شده بود. با وجود تلاشهای او و همفکرانش، نتیجه همهپرسی با اکثریتی قاطع به بازگشت زارلاند به آلمان رأی داد. از آنجا که فعالیت حزب کمونیست در آلمان هیتلری غیرقانونی بود، لوییزه در ژانویه ۱۹۳۵ به پاریس گریخت.
تبعید، مسکو و بازداشت
چند ماه بعد، لوییزه به مسکو رفت و توانست همسرش را که او نیز از آلمان گریخته بود، دوباره ببیند. میان اوت ۱۹۳۵ تا ژوئیه ۱۹۳۷، او در مدرسه بینالمللی لنینِ کمینترن در مسکو تحصیل کرد؛ جایی که با نام مستعار «هیلده انگلمان» شناخته میشد. پس از آن، او و همسرش به فرانسه بازگشتند.
پس از اعلام جنگ فرانسه و انگلستان علیه آلمان، بسیاری از آلمانیهای پناهنده از رژیم نازی، از جمله لوییزه هرمان-ریس، بهعنوان «بیگانگان دشمن» شناسایی و بازداشت شدند. او شانزده ماه را در اردوگاه گورس گذراند؛ با وقفهای کوتاه که در ریوسال نگهداری شد.
بازگشت اجباری به آلمان و زندان
در ژوئن ۱۹۴۱، لوییزه همراه دخترش به آلمان بازگردانده شد و مجبور به کار در کارخانه فولاد نوینکیرشن گردید. اما در ۲۱ سپتامبر همان سال، گشتاپو او را دستگیر کرد. در محاکمهای که در ۲۸ مه ۱۹۴۲ برگزار شد، به چهار سال و نیم زندان محکوم شد. میان سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵، او در زندان آیشاخ در باواریای علیا نگهداری شد.
لوییزه در مه ۱۹۴۵، همزمان با پایان جنگ، از سوی نیروهای آمریکایی آزاد شد. همسرش پیش از آن، در فوریه ۱۹۴۴ در بوتسباخ و در شرایطی که هرگز بهدرستی روشن نشد، درگذشته بود.
سالهای پایانی
لوییزه هرمان-ریس در ۱۷ ژانویه ۱۹۷۱ در نوینکیرشنِ زارلاند درگذشت. پس از سال ۱۹۴۵، او دیگر به سیاست یا فعالیت اجتماعی بازنگشت؛ اما نام او بهعنوان زنی کمونیست، ضدفاشیست و مدافع حقوق زنان در تاریخ سیاسی زارلاند ثبت شد.
مسیر زندگی لوییزه هرمان-ریس نشان میدهد که مبارزه برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی در دوران دیکتاتوری میتوانست به قیمت تبعید، زندان و از دست دادن نزدیکان تمام شود.