اپرای پرنده آبی
اپرای پرنده آبی، اثری چهارپردهای از آلبر ولف، آهنگساز و رهبر ارکستر فرانسوی، با لیبرتوئی از موریس مترلینک است. این لیبرتو بر پایه نمایشنامهای به همین نام در سال ۱۹۰۸ نوشته شده و طراحی صحنهها را بوریس آنیسفلد بر عهده داشته است.
تاریخچه اجرا
این اپرا برای نخستین بار در ۲۷ دسامبر ۱۹۱۹ در سالن اپرای متروپولیتن نیویورک اجرا شد. مترلینک، نمایشنامهنویس و برنده جایزه نوبل، در این اجرا حضور داشت. این اجرا در دوران پس از جنگ جهانی اول، به نفع چهار مؤسسه خیریه برگزار شد: صندوق ملکه بلژیک، صندوق میلراند برای یتیمان فرانسوی، سه سازمان خواهران بزرگ (کاتولیک، پروتستان، یهودی) و صندوق شیر برای کودکان آمریکا.
نخستین اجرای این اپرا در بلژیک در ۲۱ آوریل ۱۹۲۰ برگزار شد و در ۱۴ فوریه ۱۹۵۶ در تئاتر دو لا مونِی با رهبری خود آهنگساز احیا گردید.
خلاصه داستان
تیلتیل و مایتیل، دو کودک فقیر چوببر، در شب کریسمس بدون درخت یا جوراب کریسمس هستند. زمانی که والدینشان فکر میکنند آنها در رختخواب هستند، کودکان از پنجره به تماشای تدارک جشن در خانه همسایه ثروتمند مینشینند.
در همین حین، پری بریلون وارد میشود. او جادوگری است که از کودکان میخواهد علفی که میخواند و پرندهای آبی را برای او بیاورند تا فرزند بیمارش بهبود یابد. پس از پذیرش این مأموریت، پری کلاهی جادویی با الماسی شگفتانگیز به تیلتیل میدهد که قدرت آشکارسازی گذشته و آینده و تبدیل اشیا و حیوانات به موجودات سخنور را دارد. همه چیز اطراف کودکان جان میگیرد و شروع به سخن گفتن میکند: شیر، شکر، نور، نان، آتش، گربه و سگ.
ناگهان پنجره باز میشود و کودکان به جستجوی خود میروند. آنها ابتدا به سرزمین خاطرات، سپس کاخ شب، باغ خوشبختی، گورستان و در نهایت پادشاهی آینده میروند، اما نمیتوانند پرنده آبی را دستگیر کنند. در نهایت به خانه بازگشته و به رختخواب میروند.
با طلوع صبح، همسایهای که شبیه پری است، برای التماس پرنده آبی میآید تا فرزند بیمارش با دیدن آن بهبود یابد. کودکان با شگفتی میبینند که کبوتر خودشان آبی شده است. آنها با خوشحالی آن را به کودک بیمار میدهند و روحیه او بازمیگردد. زمانی که تیلتیل درخواست بازگرداندن پرنده را میکند و کودک بیمار از پس دادن آن خودداری میکند، پرنده آبی از دست هر دو فرار میکند و پرواز مینماید.