لولیا لیندزی؛ از دربار تا ویراستاری مجله

Loelia Lindsay
📅 1 تیر 1405 📄 347 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

لولیا لیندزی، اشراف‌زاده بریتانیایی و از چهره‌های برجسته جامعه، زندگی پرفراز و نشیبی را تجربه کرد؛ از ازدواجی پرسر و صدا و شوم با دوک وست‌مینستر تا فعالیت به‌عنوان ویراستار مجله و هنرمند گلدوزی. خاطرات او روایتی جذاب از زندگی اشرافی در قرن بیستم است.

خانواده و نخستین ازدواج

لولیا مری، لیدی لیندزی (با نام خانوادگی اصلی پانسونبی؛ ۶ فوریه ۱۹۰۲ – ۱ نوامبر ۱۹۹۳)، اشراف‌زاده، هنرمند گلدوزی و سردبیر مجله بریتانیایی بود. او تنها دختر فردریک پانسونبی، مقرب دربار و بعدها بارون اول سایسونبی، و ویکتوریا پانسونبی (با نام خانوادگی قبلی کنارد)، نویسنده کتاب‌های آشپزی بود. لولیا کودکی خود را در کاخ سنت جیمز، پارک هاوس در سندرینگهام و برکال گذراند. او که یکی از جوانان درخشان آن دوران به شمار می‌رفت، با هیو گروسونور، دوک دوم وست‌مینستر که ۲۲ سال از او بزرگ‌تر بود و دو بار طلاق گرفته بود، آشنا شد. این دو در ۲۰ فوریه ۱۹۳۰ در کمال هیاهو ازدواج کردند و وینستون چرچیل نیز ساقدوش داماد بود؛ اما این زوج صاحب فرزند نشدند. جیمز لیز-میلن، ازدواج لولیا با این اشراف‌زاده ثروتمند را «تصویری از جهنم ناب» توصیف کرد. این پیوند پس از سال‌ها جدایی، در نهایت در سال ۱۹۴۷ منحل شد.

زندگی پس از طلاق

لولیا، دوک‌سابق وست‌مینستر، پس از طلاق در سِندِ ساری خود را به‌عنوان میزبان ماهری مطرح کرد. او وقت خود را به گلدوزی و باغبانی اختصاص داد؛ علاقه‌مندی‌هایی که از مادرش به ارث برده بود. مجموعه گلدوزی‌های او به صندوق ملی اهدا شد. در دهه ۱۹۵۰، لولیا به‌عنوان ویراستار ویژه مجله House & Garden مشغول به کار شد و مراسم ازدواج شاهزاده رینیه سوم موناکو و گریس کلی را پوشش خبری داد.

به‌گفته منابع، لولیا این ضرب‌المثل را در میان مردم رواج داد که بعدها به‌اشتباه به مارگارت تاچر نسبت داده شد:

هر کسی که بالای ۳۰ سال سن داشته باشد و در اتوبوس دیده شود، در زندگی‌اش شکست خورده است.
به‌نظر می‌رسد این سخن در اصل از سروده‌های برایان هاوارد، شاعر بریتانیایی است.

ازدواج دوم و سال‌های پایانی

ازدواج دوم لولیا با سر مارتین لیندزی، کاشف و بارونت مطلقه، برای دوستانش غافلگیرکننده بود؛ اما بسیار موفق‌تر از ازدواج پیشین او پیش رفت. این زوج در ۱ اوت ۱۹۶۹ با هم ازدواج کردند. سر مارتین، شوهر وفادار لولیا، در سال ۱۹۸۱ درگذشت و لیدی لیندزی تصمیم گرفت سال‌های پایانی عمرش را در خانه‌های سالمندان بگذراند. خاطرات او که در سال ۱۹۶۱ با عنوان Grace and Favour: The Memoirs of Loelia, Duchess of Westminster نوشته شد، سندی مهم از زندگی اشرافی میان جنگ‌های اول و دوم جهانی به شمار می‌رود.

جمع‌بندی

زندگی لولیا لیندزی، نمادی از تحول و تاب‌آوری است. او از یک ازدواج تلخ و پر از شکوه، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد و به میزبان ماهر، هنرمند گلدوزی و ویراستار مجله تبدیل شد. ازدواج دومش سرانجام آرامش را به او بازگرداند. خاطراتش، سندی ارزشمند از روزگار اشرافی میان دو جنگ جهانی به شمار می‌رود.