باستان‌شناسی اجتماعی آمریکای لاتین

Latin American social archaeology
📅 12 تیر 1405 📄 178 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

باستان‌شناسی اجتماعی آمریکای لاتین (LASA) جریانی فکری است که در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در آمریکای لاتین شکل گرفت. این مکتب با تکیه بر ماتریالیسم تاریخی، به تفسیر داده‌های باستان‌شناسی می‌پردازد و به‌عنوان شاخه‌ای ارتدوکس از مارکسیسم شناخته می‌شود. دو جریان اصلی در این حوزه وجود دارد: جریان نخست به رهبری لوئیس گ. لومبرِراس، باستان‌شناس پرویی، و جریان دوم الهام‌گرفته از او، که توسط گروه اوکستپک دنبال شد.

باستان‌شناسی اجتماعی آمریکای لاتین (LASA) جریانی فکری است که در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در آمریکای لاتین شکل گرفت. این مکتب با تکیه بر ماتریالیسم تاریخی، به تفسیر داده‌های باستان‌شناسی می‌پردازد و به‌عنوان شاخه‌ای ارتدوکس از مارکسیسم شناخته می‌شود.

دو جریان اصلی

در این حوزه دو جریان اصلی وجود دارد:

  1. جریان نخست: به رهبری لوئیس گ. لومبرِراس، باستان‌شناس پرویی، که تحت تأثیر آثار ور گوردون چایلد قرار داشت. کتاب او با عنوان «باستان‌شناسی به‌عنوان یک علم اجتماعی» (۱۹۸۴) اثری بنیادین در این حوزه است.
  2. جریان دوم: الهام‌گرفته از لومبرِراس، توسط گروه اوکستپک دنبال شد. اعضای این گروه مانند لوئیس ف. باته و ماریو سانویا اوبدینته، آثار خود را در نشریه «بولتن انسان‌شناسی آمریکایی» منتشر کردند.

سیستم سه‌بخشی

مهم‌ترین دستاورد گروه اوکستپک، پیشنهاد سیستم سه‌بخشی برای درک «کل‌های اجتماعی» است. این سیستم شامل:

  • فرهنگ: مظاهر فنومنولوژیک و منحصربه‌فرد یک جامعه.
  • شیوه زندگی: دسته‌بندی واسط که تحت تأثیر متغیرهای اکولوژیک است.
  • تشکیلات اجتماعی-اقتصادی: نظام محتوای اساسی جامعه، شامل نیروهای تولید، روابط تولید و ایدئولوژی.

این سیستم به بحث‌های تک‌خطی و چندخطی در تکامل اجتماعی پاسخ می‌دهد.

باستان‌شناسی اجتماعی آمریکای لاتین به‌عنوان «باستان‌شناسی اعتراض» شناخته شد، زیرا در برابر دخالت کشورهای امپریالیست در باستان‌شناسی منطقه واکنش نشان داد.

جمع‌بندی

باستان‌شناسی اجتماعی آمریکای لاتین، تحت تأثیر تغییرات سیاسی و گرایش به مارکسیسم در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، شکل گرفت. این مکتب با ارائه سیستم سه‌بخشی (فرهنگ، شیوه زندگی، و تشکیلات اجتماعی-اقتصادی) به بحث‌های تک‌خطی و چندخطی در تکامل اجتماعی پاسخ داد. با وجود انتقاداتی مبنی بر محدودیت زمانی، این جریان نقش مهمی در توسعه باستان‌شناسی به‌عنوان یک رشته اجتماعی ایفا کرد و به‌عنوان «باستان‌شناسی اعتراض» شناخته شد.