اصطلاح «زیباییشناسی حماسی» (Gestes esthétiques) به تلفیقی شبهعرفانی از هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی اشاره دارد. این مفهوم، تلاشی بود برای ایجاد یک وحدت هنری فراگیر که بتواند مفاهیم عمیق و معنوی را از طریق رسانههای مختلف بیان کند.
ریشههای این اصطلاح به سالنهای هنری روزهصلیبی (Salons de la Rose-Croix) در پاریس در اواخر قرن نوزدهم بازمیگردد. این سالنها، که توسط ژوزفین پلادان (Joséphin Péladan) و دیگر هنرمندان و نویسندگان علاقهمند به عرفان و نمادگرایی تأسیس شده بودند، محلی برای نمایش و بحث درباره آثاری بودند که فراتر از واقعگرایی صرف حرکت میکردند.
یکی از نمونههای برجسته محصول این محیط هنری، اثر «Sonneries de la Rose+Croix» است. این قطعه موسیقی، که بخشی از مجموعه آثار اریک ساتی (Erik Satie) محسوب میشود، نمونهای از تلاش برای هماهنگ کردن موسیقی با زیباییشناسی بصری و ادبیات آن دوره است.
«زیباییشناسی حماسی» به دنبال ایجاد تجربهای جامع و چندوجهی بود که در آن مرزهای بین رشتههای مختلف هنری کمرنگ میشد.
این جریان هنری، تأثیر عمیقی بر جنبشهای هنری بعدی، بهویژه در فرانسه، گذاشت و راه را برای کاوشهای جدید در زمینه تلفیق هنرهای مختلف هموار کرد.