معرفی گابریل دریک
گابریل دریک (متولد ۳۰ مارس ۱۹۴۴) بازیگر اهل بریتانیا است. او در دهه ۱۹۷۰ با سریالهای تلویزیونی برادران و UFO به شهرت رسید. در اوایل دهه هفتاد، دریک نقشهای اروتیک متعددی را روی پرده سینما ایفا کرد. او بعدها در سریالهای تلویزیونی تقاطع و خیابان کرونیشن نیز به ایفای نقش پرداخت. علاوه بر این، کارنامه درخشانی در عرصه تئاتر دارد.
نیک دریک، موسیقیدان مشهور، برادر او بود؛ گابریل از زمان مرگ برادرش در سال ۱۹۷۴، همواره تلاش کرده تا آثار او را به گوش همگان برساند.
کودکی و تحصیلات
دریک در لاهورِ هند بریتانیایی به دنیا آمد. پدرش رادنی شاتلورث دریک (۱۹۰۸-۱۹۸۸) و مادرش مولی دریک، ترانهسرای آماتور بود. پدرش مهندسی کار میکرد و در شرکت بازرگانی بمبی بورما مشغول به فعالیت بود. خانواده دریک زمانی که او هشت سال داشت، از برمه به بریتانیا مهاجرت کرد.
او بعدها درباره سفر به بریتانیا خاطرهبازی کرد و گفت: «در کشتیِ راهی بریتانیا، در نمایشهای تئاتری کودکان شرکت میکردم. بعدها درباره خودم میگفتم: یک خودنمایشِ بینهایت وحشتناک بودم!»
دریک تحصیلات خود را در کالج دخترانه اجباستونِ بیرمنگام، مدرسه وایکام اَبی در باکینگهامشایر و آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک (RADA) در لندن گذراند. او کارنامهای طولانی در تئاتر دارد که از اواسط دهه ۱۹۶۰ آغاز شد و به طور مرتب در درامهای تلویزیونی نیز ظاهر میشد.
مسیر حرفهای در صفحه نمایش
دریک نخستین بار با بازی در نقش ستوان گِی الیس در سریال تلویزیونی علمیتخیلی UFO (۱۹۷۰) به شهرت گستردهای دست یافت؛ لباسی که در این سریال پوشید، شامل یک کت نقرهای رنگ و کلاهگیس بنفش بود. در این سریال، شخصیت او فرمانده پایگاه قمری شیدو (SHADO) است؛ خط دفاعی اول زمین در برابر بشقابپرندههای مهاجم. دریک در حدود نیمی از ۲۶ قسمت تولیدشده حضور یافت و در طول وقفه تولید سریال، برای پیگیری فرصتهای بازیگری دیگر، از پروژه خارج شد.
در سال ۱۹۷۱، دریک در فیلم کوتاهی به نام تصادف! بازی کرد که بر اساس فصلی از کتاب نمایشگاه بیرحمی اثر جی. جی. بالارد ساخته شد. هارلی کوکلیس کارگردان این فیلم بود و بالارد نیز در آن درباره ایدههای کتابش سخنرانی میکرد. دریک نقش مسافر و قربانی تصادف را ایفا کرد. بالارد بعدها این ایده را در رمان تصادف (۱۹۷۳) گسترش داد و در پیشنویس رمان نام دریک را ذکر کرد، اما در نسخه چاپشده، ارجاعها به او حذف شدند. در مستند سینت بریتانیا (۲۰۰۹) شبکه بیبیسی، کلیپهایی از بالارد و دریک در ویدیوی موسیقی «ماشینها» اثر گری نیومن (۱۹۷۹) استفاده شد. یک منتقد در مجله اسکاتسمن اظهار داشت که حضور دریک «گلوری جدی را به بیگانگی شهری آورده است».
از حضورهای اولیه تلویزیونی او میتوان به انتقامجویان (۱۹۶۷)، خیابان کرونیشن (در نقش اینگا اولسن، ۱۹۶۷) و سنت (۱۹۶۸) اشاره کرد. در ۲۶ دسامبر ۱۹۶۸، او در برابر بازیگر آمریکایی رابرت لنسینگ در سریال سفر به ناشناخته در قسمتی به نام «فردای دلخواه» و همچنین در قسمت «ببخشید فقط یک کلمه است» از سری شعبه ویژه بازی کرد. در سال ۱۹۷۰، برای نقش جو گرنت در سریال دکتر هو تست بازیگری داد و به لیست نهایی سه نفره کنار کیتی منینگ و شریل هال رسید، اما منینگ این نقش را برد.
در اوایل دهه ۱۹۷۰، نام دریک با رونق فیلمهای سکسپلویتِیشن بریتانیایی گره خورد و بارها برهنه یا نیمهبرهنه ظاهر شد. او نقش مدل برهنه نقاشی را در فیلم اتاقهای متصل (۱۹۷۰) بازی کرد و یکی از فتوحات پیتر سلرز در فیلم دختری در سوپ من بود. همچنین یکی از نقشهای اصلی را در کمدی سکسی دختران اوپر (۱۹۷۲) ایفا کرد و در دو فیلم درک فورد یعنی همسران حومهشهر (۱۹۷۱) و دنباله آن شوهرهای مسافر (۱۹۷۲) ظاهر شد که در آنها نقش راوی را بر عهده داشت و قسمتهای پراکنده را به هم پیوند میداد.
او با بازی در سریال درام خانوادگی و پرمخاطب برادران شبکه بیبیسی، شهرت فراوانی کسب کرد. دریک در چهار فصل اول به صورت منظم در نقش جیل، دوستدختر (و بعدها همسر) دیوید هموند ظاهر شد. او همچنین در قسمتی از سریال تریلر برایان کلمنس، در شو کلی مونتیت (در نقش همسر مونتیت، ۱۹۷۹-۸۰)، نسخه تلویزیونی اهمیت جدی بودن (۱۹۸۵)، تقاطع (۱۹۸۵-۸۷ در نقش نیکولا فریمن، مدیر متل) بازی کرد و در سال ۲۰۰۹ به عنوان ونسا به خیابان کرونیشن بازگشت. در سریال معمای بازرس لینلی (۲۰۰۳-۰۵) نیز نقش مادر شخصیت اصلی را ایفا کرد.
در ۸ آوریل ۱۹۸۷، برنامه این زندگی توست به اختصاص خود او اختصاص یافت.
مسیر حرفهای در تئاتر
دریک در سال ۱۹۶۴، در فصل افتتاحیه تئاتر اوریمن لیورپول، با بازی در نقش سیسیلی در نمایش اهمیت جدی بودن نخستین حضور تئاتری خود را تجربه کرد. در سال ۱۹۶۶، به گروه رپرتوار بیرمنگام پیوست و نقش ملکه ایزابلا در نمایش ادوارد دوم اثر مارلو را بازی کرد. او همچنین در نمایشهای زندگیهای خصوصی (با رنی اشرسون)، احمق جزایر غیرمنتظره (با لیندا مارلو و پاتریک موور)، شب دوازدهم و شواهد غیرقابل پذیرش به ایفای نقش پرداخت. سال بعد، در تئاتر رِجنتز پارک، نقش روکسان را در نمایش سیrano دو برژراک بازی کرد. در فصل ۱۹۷۴-۷۵ در بریستول اولد ویک، در نمایش کاستارد ترسو بازی کرد؛ سرگرمیای که بر اساس کلمات و موسیقی نوئل کووارد طراحی شده بود. در سال ۱۹۷۵، در نقش مادلین باست در گروه اصلی لندنی موزیکال جیوز (اثر اندرو لوید وبر و آلن آیکبورن) ظاهر شد.
او در سال ۱۹۷۸ در تئاتر نیو ویک بریستول، در برابر سایمون کالو (در نقش اصلی)، نقش لاوینیا در نمایش تایتوس آندرونیکوس اثر شکسپیر را به کارگردانی آدرین نوبل ایفا کرد. در همان سال، در نمایش همسرِ تحریکشده اثر ونبرو در بریستول اولد ویک نیز حضور یافت.
در فصل ۸۳-۱۹۸۲، در تئاتر رویال باث، به کارگردانی مایک اوکرنت در نمایش ببین، هانس نیست! در کنار دیوید جیسون ظاهر شد. دومین حضور او در نمایش اهمیت جدی بودن در تئاتر رویالتی لندن رقم خورد؛ به کارگردانی دونالد سیندن و با بازی وندی هیلر، کلایو فرانسیس، فیلیدا لا و دنیس لاوسون (۸۷-۸۸). در سال ۱۹۸۸، نقش فیونا فاستر را در احیای نمایش نیمه دیگر چگونه عشق میورزد اثر آیکبورن بازی کرد؛ ابتدا در تئاتر گرینویچ و سپس در تئاتر دوک یورک. در فصل ۹۰-۱۹۸۹ در تئاتر رویال باث، در نمایش بوسههای پرخطر در کنار ایان لاوندر ظاهر شد.
در سال ۱۹۹۹، در تئاتر هیمارکت لستر، نقش ویتوریا را در تولید شیطان سفید به کارگردانی پال کریسون بازی کرد. او در سال ۲۰۰۲ در تولید تور رقیبان در نقش خانم مالاپراپ با شرکت بازیگران بریتانیایی همکاری کرد؛ مدیر هنری این شرکت، کیت اومارا، همبازی دریک در سریال برادران بود.
او از سال ۱۹۷۹ در تئاتر رویال اکسچنج منچستر حضور منظم داشته است؛ نخستین بار در نسخه غیرپانتومیمی سیندرلا به قلم تروور پیکاک. در همان سال، در تولید باغ گیلاس به کارگردانی کاسپار رده در کنار سورشا کیوسک و سوزان پنهالیون بازی کرد. نقشهای دیگر او در رویال اکسچنج شامل خانم ارلین در پنکه خانم ویندرمیر (۱۹۹۶)، آنا در خالکوبی قطار ارواح (۲۰۰۰)، فی در غارت (۲۰۰۱)، لیدی برکنل در اهمیت جدی بودن (۲۰۰۴) و کنتس دو لا بریر در آنچه هر زن میداند (۲۰۰۶) است. در سال ۲۰۰۱، دریک در طول دوره تمرینِ نمایش زمان و خانواده کانوی اثر جی. بی. پریستلی، به دلیل بیماری پاتریشا روتلج، جایگزین او در نقش خانم کانوی شد.
در جاهای دیگر، در نمایش تکنفرهاش شهرزاد عزیز در نقش نویسنده قرن نوزدهم، الیزابت گاسکل (۲۰۰۵، ۲۰۰۷، ۲۰۱۰) ظاهر شده است. در جشنواره ادبی چیپینگ کمپدن در سال ۲۰۱۱، او و مارتین جارویس در رسیتال کلارای محبوب، بخشهایی از نامهها و خاطراتنویسیهای رابرت و کلارا شومان را خواندند. او سال پیش از آن نیز همین قطعه را در تالار ویمور لندن در کنار جارویس و پیانیست لوسی پارام اجرا کرده بود.
زندگی شخصی
دریک تلاش کرده تا شهرت برادرش نیک دریک و مادرش مولی دریک را تضمین کند. صدای او را میتوان در شماری از ترانههای خصوصی برادرش شنید که بعدها در آلبوم شجرهنامه منتشر شدند. پس از انتشار ترانههای مادرش، او گفت: «خلاقیت او امری شخصی بود و خوششانس بود که توانست آن را در محیطی پرورش دهد که این جنبهاش کاملاً پذیرفته میشد. پدرم هم او را تشویق میکرد و به او افتخار میکرد. یک بار برای فشردهسازی چهار ترانه روی یک دیسک، ۲۰ مایل تا بیرمنگام رانندگی کرد.»
در سال ۲۰۱۴، او با همکاری کالی کالومون، کتاب نیک دریک: مدتی به یاد سپرده شده را به عنوان خاطراتی از برادرش تألیف و ویراستاری کرد. در آوریل ۲۰۱۸، او جایزه تالار مشاهیر فولک ۲۰۱۸ را از طرف برادرش در بلفاست دریافت کرد.
او در صومعه ونلاک در ماچ ونلاک، شروپشایر زندگی میکند؛ خانهای که در سال ۱۹۸۳ با همسرش، لوئیس دو وت، هنرمند اهل آفریقای جنوبی که در سال ۲۰۱۸ درگذشت، خرید. آنها خانهشان را طی چند سال به عنوان یک پروژه هنری بازسازی کردند و در سال ۲۰۰۴، همسرش آن را «زیباترین کارگاه ساختمانی در جهان» توصیف کرد. دریک تهیهکننده مشترک فیلم در نگاه مدوزا (۲۰۱۳، اثر گاوین بوش) بود که درباره پروژه بازسازی و طراحیهای همسرش برای خانه ساخته شد.
فیلمشناسی منتخب
- مرد بیرون (۱۹۶۷)
- توطئه متقاطع (۱۹۶۹)
- اتاقهای متصل (۱۹۷۰)
- دختری در سوپ من (۱۹۷۰)
- همسران حومهشهر (۱۹۷۱)
- شوهرهای مسافر (۱۹۷۲)
- دختران اوپر (۱۹۷۲)
- همهچیز درباره یک بالرین اول (۱۹۸۰)
- سرقت (۱۹۹۵)
نقشهای تلویزیونی
- پلیس ریویرا (یک قسمت، ۱۹۶۵)
- انتقامجویان (یک قسمت، «ببر پنهان» در نقش آنگورا، تولید ژانویه ۱۹۶۷)
- سنت (یک قسمت، «بهترین طرحریزیشده»، ۱۹۶۸)
- سفر به ناشناخته (یک قسمت، «فردای دلخواه»، ۲۶ دسامبر ۱۹۶۸)
- قهرمانان (یک قسمت، «دایره کامل»، ۱۹۶۹)
- UFO (۱۹۶۹-۷۰)
- شعبه ویژه (یک قسمت، «ببخشید فقط یک کلمه است»، ۱۹۷۰)
- مرد در اوج (یک قسمت، «به نژاد بشر بپیوند»، ۱۹۷۰)
- برادران (۱۹۷۲-۷۴)
- تریلر (یک قسمت، «دو پرنده را بکش»، ۱۹۷۶)
- انتقامجویان جدید (یک قسمت، «مردان مرده خطرناکند»، ۱۹۷۷)
- حرفهایها (۱۹۷۸)
- شو کلی مونتیت (۱۹۷۹-۸۰)
- هرگز این دو (۱۹۸۱)
- شماره ۱۰ (یک قسمت، ۱۹۸۳)
- تقاطع (۱۹۸۵-۸۷)
- آقای اچ دیررس است (فیلم کوتاه تلویزیونی اریک سایکس، ۱۹۸۸)
- معمای بازرس لینلی (۲۰۰۳-۰۵)
- پزشکان (۲۰۱۱)
ضبطهای صوتی
- ترانهها و اشعار مولی دریک (۲۰۱۷)