ملت فست فود (Fast Food Nation) فیلمی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی ریچارد لینکلیتر است که با نگاهی سیاه و کمدی، به نقد عمیق صنعت فست فود و تأثیرات گسترده آن بر جامعه میپردازد. این فیلم که فیلمنامهاش را لینکلیتر به همراه اریک شلوسر به رشته تحریر درآورده، اقتباسی آزاد از کتاب پرفروش غیرداستانی شلوسر با همین عنوان است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد.
داستان فیلم
داستان فیلم حول محور دان اندرسون، مدیر بازاریابی زنجیره همبرگر «میکی» میچرخد. او کسی است که «بیگ وان»، محبوبترین محصول منوی این رستوران را توسعه داده است. زمانی که دان متوجه میشود تحقیقات مستقل، وجود مقادیر قابل توجهی مواد مدفوعی در گوشت را نشان میدهد، سفری را به شهر خیالی کودی، کلرادو آغاز میکند تا بررسی کند آیا کارخانه فرآوری گوشت «یونی-گلوب»، تأمینکننده اصلی گوشت «میکی»، در تولید بیدقت مقصر است یا خیر. تور دان در کارخانه تنها مناطق پاکیزه و کارآمدترین فرآیندها را به او نشان میدهد و این اطمینان را به او میدهد که تمام محصولات شرکت بینقص هستند.
با این حال، دان که به ظاهر نمایش داده شده مشکوک است، با رودی مارتین، یک دامدار که سابقاً گاو به کارخانه «یونی-گلوب» میفروخته، ملاقات میکند. رودی و خدمتکار چیچانا (مکزیکی-آمریکایی) او به دان اطمینان میدهند که به دلیل سطح تولید کارخانه، چندین مقررات ایمنی نادیده گرفته میشوند یا خلاف آنها عمل میشود؛ کارگران وقت کافی برای اطمینان از دور بودن فضولات از گوشت را ندارند. دان بعدها با هری رای دل، نایبرئیس اجرایی «میکی» ملاقات میکند که از این موضوع آگاه است اما نگرانیای ندارد.
اَمبر، کارمند جوان و پرانرژی «میکی»، در حال تحصیل برای دانشگاه و زندگی با مادرش، سیندی، است. زندگی او ظاهراً رو به راه است، اما او دائماً با تضاد بین شغل فعلیاش و جاهطلبیهای شخصیاش روبرو میشود. این تضاد با وجود دو همکار تنبلش، برایان و اندرو، که پس از شنیدن اخباری مبنی بر سرقت مسلحانه از رستورانهای فست فود در منطقه، شروع به برنامهریزی برای سرقت خود میکنند، برجستهتر میشود.
اَمبر و سیندی با برادر سیندی، پیت، ملاقات میکنند که اَمبر را تشویق میکند شهر را ترک کند و شغلی واقعی پیدا کند. اَمبر سرانجام با گروهی از فعالان جوان، اندرو، آلیس و پاکو، که قصد دارند اولین اقدام شورشی خود را با آزاد کردن گاوها از «یونی-گلوب» انجام دهند، ملاقات میکند. آنها به سمت محوطه نگهداری گاوها در کارخانه میروند، اما پس از شکاندن حصار، شوکه میشوند که گاوها هیچ تلاشی برای فرار نمیکنند. پس از شنیدن صدای پلیس، عقبنشینی کرده و درباره دلیل ماندن گاوها در اسارت تأمل میکنند.
رائول، معشوقه او سیلویا و خواهر سیلویا، کوکو، مهاجران غیرقانونی از مکزیک هستند که تلاش میکنند در کلرادو زندگی کنند. آنها همگی به امید یافتن شغل به «یونی-گلوب» میروند؛ رائول نظافتچی میشود، در حالی که کوکو روی تسمه نقاله فرآوری گوشت کار میکند. سیلویا اما تحمل محیط را ندارد و به جای آن به عنوان خدمتکار هتل مشغول به کار میشود. کوکو به مواد مخدر روی میآورد و با مافوق استثمارگر خود، مایک، رابطه برقرار میکند.
در یک حادثه کاری، دوست رائول در دستگاهی گیر کرده و پایش به شدت آسیب میبیند. رائول که تلاش میکند او را نجات دهد، سقوط کرده و مجروح میشود. در بیمارستان، به سیلویا گفته میشود که رائول در محل کار آمفتامین مصرف کرده است. از آنجایی که رائول اکنون قادر به کار نیست، سیلویا برای یافتن شغلی در «یونی-گلوب» با مایک رابطه جنسی برقرار میکند. او سرانجام در «کف کشتار» مشغول به کار میشود. در حین عبور از این بخش، او شاهد سلاخی و قطعهقطعه شدن چندین گاو است. سیلویا با درک اینکه این سرنوشت اوست، در حالی که کار جدیدش را آغاز میکند، اشک میریزد.
بازیگران
(لیست بازیگران در متن اصلی ارائه نشده است، اما در صورت وجود، در اینجا قرار میگیرد.)
تولید
فیلمبرداری در مکانهای واقعی در آستین و هیوستون، تگزاس، و کلرادو اسپرینگز، کلرادو، و همچنین در مکزیک انجام شد. کارخانه فرآوری گوشت نیز در مکزیک قرار داشت.
اکران
این فیلم در ۱۹ مه ۲۰۰۶ در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد. اکران محدود آن در استرالیا در ۲۶ اکتبر ۲۰۰۶ آغاز شد.
گیشه
این فیلم در ۱۷ نوامبر ۲۰۰۶ در ۳۲۱ سینما در ایالات متحده اکران شد و در آخر هفته اول اکران ۴۱۰,۸۰۴ دلار فروش کرد. در نهایت، فروش داخلی آن به ۱,۰۰۵,۵۳۹ دلار و فروش خارجی آن به ۱,۲۰۳,۷۸۳ دلار رسید و مجموع فروش جهانی آن ۲,۲۰۹,۳۲۲ دلار شد.
رسانه خانگی
نسخه دیویدی فیلم در ۶ مارس ۲۰۰۷ منتشر شد و در هفت هفته اول ۶.۴۴ میلیون دلار از طریق اجاره به دست آورد.
نقدها
این فیلم نقدهای متفاوتی دریافت کرد. جمعکننده نقد فیلم Rotten Tomatoes نشان میدهد که فیلم با توجه به ۱۴۹ نقد، دارای امتیاز تایید ۵۰٪ و میانگین امتیاز ۵.۷/۱۰ است. اجماع این سایت بیان میدارد: «علیرغم برخی اجراهای خوب و صحنههای بهیادماندنی، ملت فست فود به عنوان کتاب روشنگر غیرداستانی اریک شلوسر مؤثرتر از فیلم داستانی و عمدتاً بیتأثیر ریچارد لینکلیتر است.» در Metacritic، این فیلم با توجه به ۳۳ نقد منتقدان، امتیاز ۶۴ از ۱۰۰ را کسب کرده که نشاندهنده «نقدهای عموماً مطلوب» است.
ای. او. اسکات از The New York Times درباره فیلم گفت: «در حالی که از بیان استدلالها و پیشبرد یک دیدگاه روشن دریغ نمیکند، بسیار غنی و پیچیده است که بتوان آن را صرفاً یک موعظه سادهانگارانه و خوشنیتانه درک کرد. بله، آموزشی است، اما دیالکتیکی نیز هست. در حالی که تصاویر اوج کشتار و سلاخی – که در یک کشتارگاه واقعی فیلمبرداری شدهاند – ممکن است قصد داشته باشند اشتهای شما را خراب کنند، آقای لینکلیتر و آقای شلوسر در واقع نقدی عمیقتر و جامعتر بر زندگی معاصر آمریکا انجام دادهاند... این فیلم رنج خاموش و بیدفاع گاوها را نادیده نمیگیرد، بلکه وضعیت اضطراب طبقه مدیر، آرزوهای فقرا (قانونی و غیرقانونی) و سرخوردگی جوانان رویاپرداز را نیز تصدیق میکند. این آینهای و پرترهای است، و فیلمی به همان اندازه ضروری و مغذی که وعده غذایی بعدی شماست.»
پیتر تراورس از Rolling Stone سه ستاره از چهار ستاره را به فیلم اختصاص داد و افزود: «این فیلم کمتر افشاگر فرهنگ فست فود است و بیشتر یک درام انسانی، آمیخته با شوخطبعی زیرکانه و تحریکآمیز، درباره اینکه چگونه آن فرهنگ زندگی ما را تعریف میکند... فیلم سرشار از جاهطلبیهای بزرگ است اما در بسیاری از آنها زمین میخورد، زیرا به برخی شخصیتها زمان کافی برای بروز داده نمیشود و برخی دیگر درست زمانی که میخواهیم بیشتر دربارهشان بدانیم، ناپدید میشوند.»
روت اشتاین از San Francisco Chronicle احساس کرد «با وجود تمام نیتهای خوب فیلمساز، ملت فست فود فیلم خوبی نیست. این فیلم آنطور که یک مستند میتوانست باشد، منسجم نیست و شما را درگیر نمیکند. شخصیتها به صورت طرحکلی ترسیم شدهاند – درست زمانی که شروع به اهمیت دادن به یکی از آنها میکنید، او ناپدید میشود. برای انتقال پیام «مصرفکننده مراقب باش»، بسیاری از دیالوگها شبیه موعظه به نظر میرسند، راهی غیرطبیعی برای صحبت کردن در اثری که به عنوان سرگرمی معرفی شده است... اما پیام خود را منتقل میکند. بعید است که با اشتیاق برای خوردن یک همبرگر فست فود، هرچند کوچک، از سینما خارج شوید.»
تاد مککارتی از Variety نوشت: «تار و پود خشن ریچارد لینکلیتر از زندگیهای مختلف که به صنعت گوشت آمریکا تغذیه میکنند و از آن تغذیه میشوند، هم گسترده و هم ژولیده است؛ این اثر به دلیل انگیزههای زیرکانه و افشاگریهایش همچنان جذاب باقی میماند، حتی اگر آرزو کنیم چاقوی آن تیزتر بود... در پایان، بینندگانی که منتظر یک نتیجه احساسی و/یا دراماتیک هستند، ناامید خواهند شد. به عنوان یک فراخوان به اقدام، بسیار همدلانه اما به طرز شگفتآوری آرام است.»
جوایز و نامزدیها
ریچارد لینکلیتر برای جایزه نخل طلا در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۶ نامزد شد و بنیاد Imagen ویلمر والدراما را نامزد بهترین بازیگر مرد در فیلم کرد.
این فیلم جایزه بهترین فیلم بلند را در بیست و یکمین دوره جوایز Genesis دریافت کرد.
جستارهای وابسته
- فهرست فیلمهای آمریکایی ۲۰۰۶
- The Corporation (فیلم) — فیلم مستند کانادایی ۲۰۰۳ که به شدت از شرکتهای امروزی و رفتار آنها در قبال جامعه انتقاد میکند.
منابع
(منابع در متن اصلی ارائه نشده است.)
پیوند به بیرون
- [لینک به سایت رسمی فیلم]
- [ملت فست فود در IMDb]