داستان پدر
«پدر» داستانی کوتاه از بیورنستیرنه بیورنسون، نویسنده نروژی، است که در سال ۱۸۶۰ در مجموعه «تکههای کوچک» منتشر شد. این داستان یکی از آثار او در مورد زندگی دهقانان است و حول محور مفهوم «دانشکده رنج» میچرخد، مفهومی که بیورنسون پس از خواندن آثار لودویگ هوفاکر، واعظ آلمانی، توسعه داد.
شخصیت اصلی داستان، تور د اووراس، کشاورز ثروتمندی است که در جامعه خود از قدرت و نفوذ بالایی برخوردار است. او در سه مرحله مهم زندگی پسرش (غسل تعمید، تثبیت و ازدواج) با کشیش دیدار میکند. در هر بار، تور د با غرور و تکبر رفتار میکند، اما سرنوشت او با حادثهای ناگوار دگرگون میشود: پسرش در حین قایقرانی غرق میشود.
پس از سه روز جستجو، تور د جسد پسرش را پیدا میکند و او را به مزرعه بازمیگرداند. یک سال بعد، او مزرعه خود را میفروشد و نیمی از درآمد حاصل را به نام پسرش اهدا میکند. کشیش به او میگوید:
«حالا فکر میکنم پسرت سرانجام تو را برکت داده است.»تور د در پاسخ میگوید: «بله، من هم همینطور فکر میکنم.»