کریستوفر جان پنریس بوکر
کریستوفر جان پنریس بوکر (۷ اکتبر ۱۹۳۷ – ۳ ژوئیه ۲۰۱۹)، روزنامهنگار و نویسنده انگلیسی بود. او در سال ۱۹۶۱ مجله طنز Private Eye را بنیان نهاد و نخستین سردبیر آن شد. از سال ۱۹۹۰ به بعد، ستوننویس The Sunday Telegraph بود. بوکر در سال ۲۰۰۹ کتاب فاجعه واقعی گرمایش جهانی را منتشر کرد. او همچنین ارتباط میان دود دستدوم و سرطان، و همچنین خطرات آمیانت را زیر سؤال برد. در بخش روزنامه یکشنبه تلگراف، غالباً درباره دادگاههای خانواده و خدمات اجتماعی بریتانیا مینوشت.
بوکر با همکاری ریچارد نورث، مجموعهای از آثار را درباره تاریخنگاری مردمی اتحادیه اروپا منتشر کرد؛ رویکردی که اگرچه از نظر دانشگاهی مورد مناقشه بود، اما دیدگاه یوروسکپتیک (شکاکیت نسبت به اروپا) را ترویج میکرد. شناختهشدهترین این آثار، کتاب فریب بزرگ است.
مسیر حرفهای
سالهای آغازین
بوکر در مدرسه دراگون، مدرسه شروزبری و کالج کورپوس کریستی کمبریج تحصیل کرد و تاریخ خواند.
دهه ۱۹۶۰
او در سال ۱۹۶۱ با همکاری ریچارد اینگرامز و ویلی راشتون، مجله Private Eye را پایهگذاری کرد و نخستین سردبیر آن شد. اما در سال ۱۹۶۳، اینگرامز او را برکنار کرد. بوکر در سال ۱۹۶۵ بازگشت و از آن زمان تا پایان عمر، عضو ثابت تیم نویسندگان طنز مجله (در کنار اینگرامز، بری فانتونی و یان هیسلاپ، سردبیر فعلی) باقی ماند.
بوکر در دوران دانشگاه، نقد جاز را برای The Daily Telegraph مینوشت. از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ نیز جاز را در The Sunday Telegraph پوشش میداد. از جمله کارهایش، نقد مثبتی بر کنسرت پیانیست ارول گارنر بود؛ کنسرتی که هرگز برگزار نشد و در لحظه آخر لغو شده بود! در سال ۱۹۶۲، او نویسنده ثابت فیلمنامههای سیاسی برنامه طنز بیبیسی یعنی That Was The Week That Was شد. طرحهای طنز او درباره وزیر کشور هنری بروک و نخستوزیر الک داگلاس-هوم، غالباً بهعنوان نمونهای از لحن بیپروای این برنامه یاد میشود.
از سال ۱۹۶۴، او ستوننویس مجله The Spectator شد و درباره مطبوعات و تلویزیون مینوشت. در سال ۱۹۶۹، کتاب نئوفیلیاکها: بررسی انقلاب در زندگی انگلیسی در دهههای پنجاه و شصت را منتشر کرد؛ تحلیلی بهشدت انتقادی درباره نقش تخیل در زندگی سیاسی و اجتماعی آن دههها. او بین سالهای ۱۹۶۳ و ۱۹۶۸ با رماننویس اما تنانت ازدواج داشت.
دهه ۱۹۷۰
او در سال ۱۹۷۲ با کریستین وریتی، دومین همسرش ازدواج کرد. در اوایل دهه هفتاد، بوکر هم علیه ساخت برجهای بلندمرتبه و هم علیه نوسازی گسترده شهرهای بریتانیا بر اساس ایدئولوژی جریان مدرنیسم مبارزه کرد. در سال ۱۹۷۳، کتاب خداحافظ لندن (بههمکاری کاندیدا لیسیت گرین) را منتشر کرد و بههمراه بنی گری، جایزه روزنامهنگار مبارزاتی سال آیپیسی را دریافت نمود. او در سال ۱۹۷۹ برای بیبیسی مستندی درباره معماری مدرنیستی به نام شهر برجها ساخت. در اواسط دهه هفتاد، او آزمون هفتگی برای برنامه ادبی بیبیسی متلون براگ آماده میکرد و در سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۱ بهعنوان مشارکتکننده هفتگی به مجله The Spectator بازگشت. در همین زمان، نقدکننده ارشد کتاب برای The Sunday Telegraph شد. در سال ۱۹۷۹، با سومین همسرش، والری پاتریک ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد؛ آنها در سامرست زندگی میکردند.
دهه ۱۹۸۰
در سال ۱۹۸۰، کتاب دهه هفتاد: پرتره یک دهه را منتشر کرد و المپیک مسکو را برای Daily Mail پوشش داد و سال بعد، جنگ بازیها: روزنامه مسکو را چاپ کرد. بین ۱۹۸۷ و ۱۹۹۰، ستون طنز The Way of the World متعلق به The Daily Telegraph (که پیشتر توسط مایکل وارتون پایهگذاری شده بود) را با نام مستعار «پیتر سیمپل دوم» مینوشت. در سال ۱۹۹۰، پس از تمسخر ابرون واگ که اصرار داشت بهجای بوکر ستون را بنویسد، جای خود را با واگ عوض کرد و ستوننویس هفتگی The Sunday Telegraph شد؛ جایی که تا مارس ۲۰۱۹ در آن ماند.
بین ۱۹۸۶ و ۱۹۹۰، او در تحقیقات دقیقی به ریاست سرتیپ تونی کاگیل شرکت کرد. این تحقیق درباره اتهاماتی بود که سیاستمداران ارشد بریتانیایی، از جمله هارولد مکمیلان، در سال ۱۹۴۵ با تحویل هزاران اسیر کازاک و یوگسلاوی به کمونیستها، مرتکب جنایت جنگی شدهاند. گزارش آنها در سال ۱۹۹۰، این رویدادها را در نور متفاوتی نشان داد و بوکر بعداً تحلیل مفصلی از این جنجال را در کتاب تراژدی آینهای (۱۹۹۷) منتشر کرد.
پس از ۱۹۹۰
از سال ۱۹۹۲، بوکر بیشتر بر نقش مقررات دیوانسالاری و اتحادیه اروپا در زندگی بریتانیا متمرکز شد. او با دکتر ریچارد نورث همکاری حرفهای شکل داد و با هم چندین کتاب نوشتند، از جمله: مقامات دیوانه: چگونه بوروکراتها بریتانیا را خفه میکنند (۱۹۹۴)؛ قلعه دروغها (۱۹۹۶)؛ فریب بزرگ (۲۰۰۳)، تاریخ انتقادی اتحادیه اروپا؛ و ترس تا مرگ: از بیماری جنون گاوی تا گرمایش جهانی، چرا وحشتزایی به ما زمین را میبازد (۲۰۰۷)، بررسی پدیده وحشتزایی در جامعه غربی در دهههای اخیر.
در سال ۲۰۰۴، او کتاب هفت طرح پایه: چرا داستان میگوییم را منتشر کرد؛ تحلیلی روانشناختی و یونگی از داستانها که بیش از ۳۰ سال روی آن کار کرده بود. آدام مارس-جونز این کتاب را رد کرد و به کاربرد تجویزی بوکر از تعمیمهایش درباره ساختارهای داستانی اعتراض کرد:
او معیارهایی برای هنر تعیین میکند و در نهایت ریگولتو، باغ گیلاس، واگنر، پروست، جویس، کافکا و لورنس را محکوم میکند – فهرست ادامه دارد – اما کروکودایل داندی، ایتی و ترمیناتور ۲ را میستاید!فای ولدون نوشت:
این فوقالعادهترین و هیجانانگیزترین کتاب است. همیشه به نظرم 'داستان' راه خدا برای بخشیدن معنا به آفرینش خام بود. بوکر اکنون ذهن خدا را تفسیر میکند و نهتنها رمان را – که برایم دیگر هرگز همان نخواهد بود – تحلیل میکند، بلکه روایت امور انسانی معاصر را در چشماندازی نوین میگذارد. اگر نوشتنش طول عمر نویسندهاش را گرفته، تنها میتوان سپاسگزار بود که این کار را انجام داد.راجر اسکراتون نیز آن را «خلاصهای درخشان از داستانگویی» توصیف کرد.
دیدگاهها
ستونهای هفتگی بوکر در The Sunday Telegraph طیف گستردهای از موضوعات مورد علاقه عمومی را پوشش میداد. جیمز دلینگپول در مجله The Spectator درباره او نوشت:
او همان کارهای قدیمی و درست روزنامهنگاری را میکند که در این عصر جدید تجمیعاخبار و وبلاگنویسیهای سطحی، روزنامهنگاران بهندرت زحمتشان را میکشند: او میکاود، تماس میگیرد، جزئیات را میخواند، از حقوق افراد عادی دفاع و مبارزه میکند و بدون ترس و تبعیض، حقیقت را به قدرت میگوید.
در طیف وسیعی از مسائل سلامتی، بوکر این دیدگاه را مطرح میکرد که مردم بیدلیل «وحشتزده» میشوند؛ همانطور که در کتاب ترس تا مرگ شرح داده است. او استدلال میکرد که آمیانت، دود دستدوم و بیماری جنون گاوی هرگز خطرناک بودنشان ثابت نشده است. مقالات او درباره گرمایش جهانی را جورج مونبیوت از The Guardian به چالش کشید.
بوکر ادعا میکرد آمیانت سفید «از نظر شیمیایی با پودر تالک یکسان است» و خطری «غیرموجود» برای سلامت انسان دارد. او عمدتاً به مقاله سال ۲۰۰۰ هیئت اجرایی سلامت و ایمنی (HSE) تکیه میکرد و در ژانویه ۲۰۰۲ نوشت که مطالعات HSE نتیجه گرفتهاند که خطر این ماده «تقریباً صفر» است. تیموتی واکر، مدیرکل HSE، در پاسخ نوشت که مقالات بوکر درباره آمیانت «ناآگاهانه» هستند و «کمکی به درک عمومی این مسئله بسیار مهم سلامت شغلی نمیکنند». HSE در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز پاسخهای ردکنندهای به مقالات بوکر صادر کرد.
در مقالهای در مه ۲۰۰۸، بوکر دوباره به مقاله هاجسون و دارنتون استناد کرد و ادعا کرد که آنها نتیجه گرفتهاند خطر ابتلا به مزوتلیوما از سیمان آمیانت سفید «نچیز» و خطر سرطان ریه «صفر» است. این مقاله نیز از سوی HSE «بهشدت گمراهکننده» خوانده شد. مونبیوت نیز استدلال کرد که بوکر یافتههای نویسندگان را تحریف کرده است. ادعاهای بوکر در کتاب دوباره فریب نخورید (۲۰۰۸) اثر ریچارد ویلسون نیز نقد موشکافانه شد. ویلسون تأیید مکرر بوکر از تخصص علمی ادعایی جان بریدل را برجسته ساخت؛ کسی که در سال ۲۰۰۴ به دلیل ادعای دروغین درباره مدارکش، طبق قانون توصیف کالاهای بریتانیا محکوم شد.
گرمایش جهانی
بوکر قانون تغییر اقلیم ۲۰۰۸ را «گرانقیمتترین قانونگذاریای که تاکنون از پارلمان گذر کرده» دانست و معتقد بود در ۴۰ سال آینده صدها میلیارد هزینه در بر خواهد داشت. در مه ۲۰۰۹، در کنفرانس بینالمللی تغییر اقلیم که توسط موسسه هارتلند برگزار شد، سخنرانی کرد. در پاییز ۲۰۰۹، کتاب فاجعه واقعی گرمایش جهانی را منتشر کرد. این کتاب که پرفروشترین اثر او شد، ادعا میکند که در واقع هیچ اجماعی درباره تغییر اقلیم وجود ندارد و تدابیر دولتها برای مقابله با آن «یکی از گرانقیمتترین، ویرانگرانهترین و احمقانهترین اشتباهاتی خواهد بود که نژاد بشر تاکنون مرتکب شده است». فیلیپ بال در The Observer این کتاب را «راهنمای قطعی شکاکان اقلیمی» نامید که در آن بوکر تقریباً هر نقدی که بر دیدگاه اکثریت علمی (گرمایش جهانی ناشی از فعالیت انسانی) وارد شده را بدون هیچ چالشی آورده است.
بال گفت که موضع بوکر از خواننده میخواهد باور کند که:
۱) بیشتر دانشمندان اقلیمی جهان، به دلایل نامشخص، تصمیم گرفتند افسانهای درباره گرمایش جهانی ناشی از انسان بسازند و بیپایان اندازهگیریها و مدلهای کامپیوتری را برای تطبیق پروندهشان پیچ و تاب دادهاند، بدون اینکه سایر جامعه علمی متوجه شود. با این حال، جورج بوش و برخی شرکتهای نفتی، این فریب را خنثی کردهاند. ۲) بیشتر دانشمندان اقلیمی جهان نالایق هستند و دادهها و مدلهایشان را بهشدت تفسیر اشتباه کردهاند، با این حال، نتیجهگیریهای معیوبشان، برخلاف تصور شما، آشوب تصادفی ادعاهایی نیست، بلکه همگی به یک جهت اشاره میکنند.
در دسامبر ۲۰۰۹، بوکر و نورت مقالهای در The Sunday Telegraph منتشر کردند و زیر سؤال بردند که آیا راجندرا پاچائوری، رئیس هیئت بیندولتی تغییر اقلیم (IPCC)، از مقامش برای منافع شخصی سوءاستفاده میکند یا خیر. تلگراف در ژانویه ۲۰۱۰ مقاله پیگیری چاپ کرد. در ۲۱ اوت ۲۰۱۰، The Daily Telegraph عذرخواهی کرد و مقاله دسامبر را از وبسایتش حذف نمود؛ گزارش شده که هزینههای حقوقی ششرقمی پرداخت کرده است. دکتر پاچائوری این اظهارات را «تلاشی دیگر از سوی شکاکان اقلیمی برای بیاعتبار کردن IPCC» توصیف کرد.
دادگاههای خانواده
بوکر مقالات متعددی نوشت و نگرانیهایش را درباره نظام دادگاههای خانواده در انگلستان و ولز مطرح ساخت. او از ویکتوریا های دفاع کرد که او را در تقابل بیشتر با قوه قضاییه قرار داد. بوکر همچنین از ماری بلک دفاع کرد که برای فرار از خدمات اجتماعی، بههمراه شریک زندگی و دخترش از بریتانیا گریخت.
درگذشت
کریستوفر بوکر در ۳ ژوئیه ۲۰۱۹ درگذشت. در ۱۲ ژوئیه، برنامه مرثیهسرایی رادیو ۴ بیبیسی یعنی Last Word به او پرداخت.
کتابشناسی
- نئوفیلیاکها: بررسی انقلاب در زندگی انگلیسی در دهههای پنجاه و شصت (۱۹۶۹)
- خداحافظ لندن (با کاندیدا لیسیت گرین) (۱۹۷۹)
- دهه هفتاد: پرتره یک دهه (۱۹۸۰)
- جنگ بازیها: روزنامه مسکو (۱۹۸۱)
- مقامات دیوانه: چگونه بوروکراتها بریتانیا را خفه میکنند (با ریچارد نورث، ۱۹۹۴)
- قلعه دروغها: چرا بریتانیا باید از اروپا خارج شود (با ریچارد نورث، ۱۹۹۶)
- تراژدی آینهای. جنجال بر سر بازگشتها از اتریش در ۱۹۴۵ (۱۹۹۷)
- فریب بزرگ (با ریچارد نورث، ۲۰۰۳)
- هفت طرح پایه: چرا داستان میگوییم (۲۰۰۴)
- ترس تا مرگ: از بیماری جنون گاوی تا گرمایش جهانی، چرا وحشتزایی به ما زمین را میبازد (با ریچارد نورث، ۲۰۰۷)
- دروازه اقلیم تا کنکون: فاجعه واقعی گرمایش جهانی ادامه دارد... (با ریچارد نورث، ۲۰۱۰)
- تفکر گروهی: مطالعهای در خودفریبی (۲۰۲۰)