قایق بـِواکـْس، بقایای یک کشتی متعلق به دوران رومی-گالی است که در قرن اول میلادی در خلیج بـِواکـْس، واقع در دریاچه نوشاتل سوئیس، غرق شده است. این کشف مهم، که بقایای آن به همراه یک ماکت بازسازیشده امروزی، در موزه باستانشناسی لاتنیوم (Laténium) به نمایش درآمده، دریچهای به سوی دانش فنی و مهندسی دوران باستان میگشاید.
مشخصات قایق
این قایق با استفاده از تختههای بزرگ بلوط ساخته شده بود و طول آن مشخص نیست، اما عرض آن حدوداً [عرض قایق] متر بوده است. ویژگی بارز این قایق، کف تخت و عدم وجود کامل کیل (Keel) یا هرگونه تخته مرکزی بود. چهار تخته اصلی کف قایق، کنار هم قرار گرفته بودند، به طوری که تخته اول قسمت عقب (Stern) و تخته آخر قسمت جلو (Bow) را تشکیل میداد.
عرض قایق با افزودن تختههای کناری (Bilge Strakes) که شکلی شبیه به حرف L داشتند، تعیین میشد. این تختهها امکان انتقال مستقیم از کف تخت به کنارههای قایق را فراهم میکردند. فضاهای باقیمانده بین این تختههای کناری و چهار تخته بزرگ کف، با دو تخته دیگر با طرحی نامنظم پر شده بود. هدف از این تختهها، ایجاد تقارن مناسب در کف قایق بود.
تختههای بالایی، یعنی آنهایی که بالاتر از تختههای کناری قرار داشتند، باقی نماندهاند. با این حال، شواهدی از مواد بندکشی (Caulking) که روی لبههای بالایی تختههای کناری یافت شده، به روشنی نشان میدهد که کنارههای قایق حداقل با یک یا دو ردیف تخته دیگر بلندتر شده بودند. بر اساس این یافتهها، تخمین زده میشود که حداکثر ارتفاع قایق حدوداً [ارتفاع قایق] متر بوده است.
اسکلتبندی داخلی
بیست و دو جفت قاب چوبی داخلی، که آنها نیز از بلوط ساخته شده بودند، به صورت پشت به پشت قرار گرفته بودند تا دیوارههایی تقریباً عمودی ایجاد کنند. هر جفت از این قابها، از دو قطعه چوب تشکیل شده بود که هر کدام از یک قطعه چوب طبیعی خمیده، که از محل اتصال تنه درخت و شاخه بریده شده بود، ساخته شده بود (تنه اصلی به عنوان تکیهگاه کف و اتصال شاخه به عنوان تکیهگاه جانبی عمل میکرد).
در هر مورد، قابها به صورت جفت نصب میشدند و تمام طول کف را میپوشاندند، اما به طور متناوب فقط از یک سمت بدنه قایق پشتیبانی میکردند. تنها استثنا، جفت ششم قاب بود که از یک قطعه چوب بلوط واحد با یک شکاف مرکزی برای نصب دکل (Mast-step) تشکیل شده بود. این اسکلتبندی با استفاده از حدود 300 میخ آهنی که از داخل قایق کوبیده میشدند، به تختهها متصل شده بود. میخها ابتدا از قاب و سپس از تختهها عبور میکردند. انتهای برجسته میخها در زاویه قائمه خم میشد (طبق برخی منابع، به صورت دو بار خم شده یا Double-clenched).
تکنیک بندکشی
قایق بـِواکـْس از تکنیک بندکشی بسیار متمایزی بهره میبرد که آن را به وضوح از یافتههای مشابه این دوره در سایر نقاط اروپا متمایز میکند. مشاهده شده است که بندکشی به طور مداوم بین تمام تختههای قایق وجود داشته است. ابتدا، یک ریسمان در شکاف بین تختهها قرار داده میشد. سپس، این ریسمان با لایهای از خزه پوشانده میشد که خود توسط یک نوار چوبی (Lath) که با هزاران میخ کوچک بندکشی از بیرون در شکافها محکم شده بود، نگه داشته میشد.
قایق بـِواکـْس نمونهای برجسته از مهندسی دریانوردی روم باستان است. طراحی نوآورانه و تکنیکهای ساخت آن، بینشی عمیق از دانش فنی سازندگان آن در قرن اول میلادی ارائه میدهد.