بتی میلان؛ روانکاو، نویسنده و نمایشنامهنویس برزیلی
الیزابت میلان مانگین (متولد ۵ اوت ۱۹۴۴) که با نام بتی میلان شناخته میشود، روانکاو لاکانی برزیلی است که بعدها به مقام نویسنده، مقالهنویس و نمایشنامهنویس رسید.
کودکی و جوانی
الیزابت میلان مانگین در ۵ اوت ۱۹۴۴ در سائوپائولو چشم به جهان گشود. پدر و مادرش فرزندان مهاجران لبنانی بودند. او کودکی خود را در محله «ویلا اسپرانسا» در حومه سائوپائولو سپری کرد. در ۱۸ سالگی، با هدف روانپزشک شدن وارد دانشکده پزشکی دانشگاه سائوپائولو شد.
او از فرصت حضور در دانشکده فلسفه، علوم و ادبیات بهره برد و با روشنفکران فرانسوی مانند میشل سر و میشل فوکو آشنا شد. این آشنایی، علاقه او را به فرهنگ فرانسه برانگیخت. پس از فارغالتحصیلی در ۱۹۶۸، در برزیل و اسکاتلند کارآموزی کرد و در جامعه درمانی هدایتشده روانپزشک «مکسول جونز» فعالیت نمود. او همچنین رواندرامانی و روانکاوی را فرا گرفت.
در دسامبر ۱۹۶۹، برای تحصیل نزد «زرکا تی. مورنو» به مؤسسه مورنو در بیکن نیویورک رفت. در ۲۹ سالگی، رساله دکتری روانپزشکی خود را در دانشکده پزشکی دانشگاه سائوپائولو دفاع کرد. یک سال بعد، در ۱۹۷۴، به فرانسه رفت تا تحت درمان ژاک لاکان قرار گیرد و سپس با او همکاری کند. بتی میلان به مترجم و دستیار لاکان در دانشگاه پاریس هشتم تبدیل شد. او در ۲۰۲۱ کتاب «لاکان هنوز آنجاست: گواهی یک تحلیل» را درباره تجربیاتش با لاکان منتشر کرد.
مسیر حرفهای
اندکی پیش از پایان دوره آموزش روانکاوی و بازگشت به برزیل، میلان نخستین رمان خود را با نام «سکسفورو» نوشت. حاصل کار او با لاکان، رمان «طوطی و دکتر» در ۱۹۹۱ بود که به فرانسوی و اسپانیایی ترجمه شد.
او پس از بازگشت در ریودوژانیو ساکن شد، درباره کارناوال ریو تحقیق کرد و در «کالج فرویدی» تدریس نمود؛ انجمنی که در ۱۹۷۵ با روانکاو «ماگنو ماچادو دیاس» پایهگذاری کرده بود. تحقیقاتش روی مدرسههای سامبا در ۱۹۸۸ به نگارش کتاب «پشت صحنه کارناوال» انجامید. این نخستین باری بود که هنرمندان کارناوال در سطح روشنفکری جدی گرفته میشدند. او در این مدت با کارگردان کارناوال «ژوائوزینیو ترینتا» دیدار کرد و به اهمیت «بازی» در فرهنگ برزیل پی برد.
مقاله بعدی او با نام «عشق چیست؟» که بازی را به عشق ربط میداد، جنجالهای فراوانی به پا کرد. بعدها، یکی از فصلهای این کتاب با نام «شورش» برای تئاتر اقتباس شد. میلان در ۱۹۸۵ برای زندگی و نوشتن رمان «طوطی و دکتر» به پاریس بازگشت. در این دوره، مقالاتی از جمله مقاله «کشور توپ» را نوشت. این کتاب در جام جهانی ۱۹۹۸ در فرانسه ترجمه و منتشر شد و با استقبال مطبوعات فرانسوی روبهرو گردید.
از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴، رمان «شورش لیا» را نگاشت؛ اثری که عرفان و غنای شاعرانه را در هم میآمیزد. پیش از انتشار نسخه فرانسوی «طوطی و دکتر»، مجموعهای از ۲۹ داستان درباره پاریس نوشت که ابتدا در روزنامه «ژورنال دا تارد» سائوپائولو چاپ و سپس به صورت کتاب منتشر شد.
از ۱۹۹۳، مصاحبههای ویژهای را برای روزنامه «فولیا د سائوپائولو» آغاز کرد؛ روزنامهای که همکاری با آن از ۱۹۸۰ را داشت. این فرصت، او را با نویسندگان و اندیشمندانی چون ناتالی ساروت، اکتاویو پاز، میشل سر، ژاک دریدا و فرانسواز ساگان روبهرو کرد. این مصاحبهها در ۱۹۹۶ در کتاب «قدرت کلام» جمعآوری شد. سپس روزنامه از او خواست با ده روشنفکر برجسته اروپایی مصاحبه کند که در کتاب «قرن» منتشر شد و در ۱۹۹۹ جایزه انجمن منتقدان هنر سائوپائولو را دریافت کرد.
در ۲۰۰۲، میلان برای ارتباط با مخاطب از اینترنت و پرسشوپاسخ استفاده کرد. او «شورش لیا» را برای تئاتر اقتباس کرد. در نوامبر ۲۰۰۳، رمان «آماتور برزیلی» را منتشر ساخت که آن هم برای صحنه اقتباس و در اوت ۲۰۰۴ روی صحنه رفت. در ۲۰۰۵، نمایشنامه «زن برزیلی پاریس» را نوشت که در ۸ مارس ۲۰۰۶، روز جهانی زن، به روی صحنه رفت.
او در ۲۰۰۵ به عنوان ستوننویس روزنامه «فولیا د سائوپائولو» پاسخگوی پرسشهایی درباره عشق، مرگ و سکس بود. در ۲۰۰۷، ستوننویس نسخه آنلاین مجله هفتگی «وجا» شد. در ۲۰۱۲، نمایشنامه «زندگی یک تئاتر است» را نوشت که در تئاتر کتابفروشی ویلا در سائوپائولو روی صحنه رفت. در ۲۰۱۴، نماینده ادبیات معاصر برزیل در نمایشگاه بینالمللی کتاب میامی آمریکا بود.
در ۲۰۱۶، رمان «مادر ابدی» را منتشر کرد؛ داستانی درباره دگرگونی جایگاه دختری به مادرِ مادر، با تمرکز بر سنین پیری. او کتاب «دیاسپورا، روانکاوی و ادبیات در برزیل» را چاپ کرد و در ۲۰۱۸ سری سخنرانیهایی درباره این موضوع در دانشگاههای جورجتاون، جانز هاپکینز و مدرسه هنر نیویورک در آمریکا ایراد نمود.
تازهترین رمان میلان «بعل» است که از ریشههای لبنانی او الهام گرفته. در ۲۰۱۹، وزیر امور خارجه لبنان از او «به دلیل ارج نهادن به سرزمین نیاکانش» تقدیر کرد.