اندرو مارتیندیل

Andrew Martindale
📅 9 تیر 1405 📄 925 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

اندرو مارتیندیل، مورخ برجسته هنر و استاد دانشگاه ایست انگلیا، از پیشگامان تدریس تاریخ هنر به‌عنوان رشته آکادمیک بود. تخصص او در هنر گوتیک متأخر و رنسانس اولیه، و تألیف کتاب‌های ارزشمندی چون «ظهور هنرمند»، او را به چهره‌ای تأثیرگذار تبدیل کرد.

اندرو مارتیندیل؛ مورخ و پیشگام تاریخ هنر

اندرو هنری رابرت مارتیندیل (۱۹۳۲–۱۹۹۵)، استاد هنرهای تجسمی در دانشگاه ایست انگلیا بود که در ۶۲ سالگی به‌طور ناگهانی درگذشت. او یکی از پیشگامان تدریس تاریخ هنر به‌عنوان یک رشته آکادمیک و از اعضای بنیان‌گذار انجمن مورخان هنر به شمار می‌رفت. مارتیندیل، پژوهشگر بسیار محترم دوره‌های گوتیک متأخر و رنسانس اولیه بود و آثار متعددی از خود به جای گذاشت. کتاب او در سال ۱۹۷۲ با عنوان ظهور هنرمند، بسیار ستوده شده و بارها مورد استناد قرار گرفته است؛ اثری که آن را «مطالعه‌ای درخشان درباره سلسله‌مراتب نظام حمایتگری در قرون وسطی» توصیف کرده‌اند.

اوایل زندگی و تحصیلات

اندرو مارتیندیل در ۱۹ دسامبر ۱۹۳۲ در بمبئی چشم به جهان گشود. پدرش، هنری مارتیندیل، روحانی کلیسای انگلستان و رئیس شماسی بمبئی (از ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۳) و مادرش آگوستا مارتیندیل بود. اندرو ابتدا به مدرسه کر کلیسای مسیح در آکسفورد و سپس به مدرسه وست‌مینستر رفت. پس از آن، برای خواندن رشته تاریخ در کالج جدید آکسفورد نام‌نویسی کرد. او مدرک تحصیلات تکمیلی خود را از مؤسسه هنر کورتولد دریافت کرد؛ جایی که در کنار چهره‌های برجسته دنیای تاریخ هنر نظیر آنتونی بلانت، جورج زارنکی، پیتر کیدسون، برایان سیول و کریستوفر هولر به تحصیل و کار پرداخت. این دوران، آغاز مسیر حرفه‌ای طولانی‌اش به‌عنوان مورخ و استاد دانشگاه بود؛ تا جایی که او را «مورخ هنری بی‌نقص» لقب دادند.

مسیر حرفه‌ای و دستاوردها

پس از یک سال همکاری با نیکلاوس پوسنر در پروژه «ساختمان‌های انگلستان» (به‌ویژه در ساری و نورفولک)، مارتیندیل در سال ۱۹۵۹ به‌دستور آنتونی بلانت به‌عنوان مدرس در مؤسسه کورتولد استخدام شد. اگرچه مطالعه تاریخ هنر در بریتانیا از دهه ۱۹۳۰ تأسیس شده بود، اما از دهه ۱۹۶۰ به بعد، اشتهای آکادمیک به این رشته به شدت افزایش یافت و دپارتمان‌های تاریخ هنر در دانشگاه‌های جدید، پلی‌تکنیک‌ها و سایر مؤسسات آموزش عالی راه‌اندازی شد. همان‌طور که جان اونیانس در یادنامه مارتیندیل نوشت: «او چهره‌ای الگو بود و نقش فعالی برجسته‌ای در تعیین استانداردها و جهت‌گیری‌ها برای تأسیس و ترویج رشته تاریخ هنر ایفا کرد.» مارتیندیل به‌عنوان مشاور کمیسیون کمک‌هزینه دانشگاهی در زمینه تاریخ هنر، مدافعی سرسخت برای این رشته بود و مدیریت موفقیت‌آمیز او بر نخستین ارزیابی‌های پژوهشی بسیار ستوده شده است.

مارتیندیل تا سال ۱۹۶۵ به تدریس تاریخ هنر قرون وسطی و رنسانس در کورتولد ادامه داد؛ آن زمان پیتر لاسکو از او دعوت کرد تا به دانشکده تازه‌تأسیس هنر و موسیقی در دانشگاه ایست انگلیا (UEA) بپیوندد. این دپارتمان به‌زودی به مرکزی صرفاً آکادمیک برای تاریخ هنر تبدیل شد که از سنت‌های محدود به هنر و معماری غربی فاصله گرفت. این دانشکده ابتدا به «مطالعات هنر جهانی و موزه‌شناسی» تغییر نام داد (تحت نظارت مارتیندیل) و اکنون با عنوان «دانشکده هنر، رسانه و مطالعات آمریکایی» شناخته می‌شود؛ دپارتمانی کاملاً بین‌المللی. او در سال ۱۹۶۵ به مدرسی ارشد، در ۱۹۷۱ به ریاست دانشکده و در ۱۹۷۴ به استادی هنرهای تجسمی (جانشین لاسکو) رسید. در این مقام‌ها، مارتیندیل به‌طور مستقیم در تأسیس مرکز هنرهای تجسمی سینزبری مشارکت کرد تا مجموعه بیش از ۳۰۰ اثر هنری قرن بیستم و اشیاء قوم‌شناختی اهدایی سر رابرت و لیدی لیزا سینزبری در سال ۱۹۷۳ را در خود جای دهد. ساختمان این مرکز که توسط نورمن فاستر طراحی شد، در سال ۱۹۷۸ با تحسین گسترده منتقدان افتتاح شد و بعدها با الحاقیه‌ای که باز هم توسط خانواده سینزبری تأمین مالی شد، گسترش یافت. این بنا در سال ۲۰۱۲ در فهرست بناهای درجه دوم بریتانیا قرار گرفت.

نمونه‌های خطی و عکس‌های مجموعه اندرو مارتیندیل در مجموعه عکس‌های دانشگاه ایست انگلیا (مستقر در مرکز سینزبری) نگهداری می‌شود. همچنین در دوران حضورش در کورتولد، عکس‌هایی به کتابخانه کانوی اهدا کرد که آرشیو تصاویر معماری آن در حال دیجیتالی شدن است.

خدمات عمومی و افتخارات

مارتیندیل به‌عنوان عضو بنیان‌گذار انجمن مورخان هنر، از کنفرانس‌های سالانه آن حمایت می‌کرد و عمدتاً ایده‌پردازی نشریه Art History (نخستین انتشار در ۱۹۷۸) را بر عهده داشت. او نزدیک به سی سال در شورای مراقبت از کلیساها، کمیسیون کمک‌هزینه دانشگاهی و کمیته هیئت علمی دانشگاه عضویت داشت و همچنین عضو منتخب انجمن عتیقه‌شناسان لندن بود.

پس از بازنشستگی پروفسور جورج هندرسون (عضو بنیان‌گذار کمیته راهبری سیمپوزیوم قرون وسطی هارلاکستون) به اسکاتلند، مارتیندیل جایگزین او شد. قرار بود سیمپوزیوم سال درگذشت او را مارتیندیل مدیریت کند؛ اما با مرگ ناگهانی‌اش، مقالات ارائه‌شده در آن سال به‌عنوان یک یادنامه با عنوان انگلستان و قاره در قرون وسطی: مطالعاتی به یاد اندرو مارتیندیل منتشر شد. او در سال درگذشتش همچنین رئیس جامعه تاریخ کلیسایی بود.

در یادنامه‌ای که برای مارتیندیل نوشته شد، نویسنده اشاره کرد که چقدر مناسب است خاکستر او در صومعه کلیسای جامع نوریچ به خاک سپرده شده؛ همان‌جا که از سال ۱۹۹۱ ریاست کمیته مشورتی بنای آن را بر عهده داشت. پس از درگذشت او، دوستان و همکارانش صندوق یادبودی تأسیس کردند که هزینه برگزاری سری سالانه سخنرانی‌های مارتیندیل را تأمین می‌کند.

زندگی شخصی

اندرو مارتیندیل در سال ۱۹۵۹ با جین بروک، پژوهشگر هم‌رشته‌اش در قرون وسطی و استاد افتخاری دانشگاه ایست انگلیا ازدواج کرد (جین آثارش را با نام جین مارتیندیل منتشر می‌کند). اندرو پیانیستی خوش‌ذوق بود و چون در کودکی در گروه کر مهارت موسیقی کسب کرده بود، تا پایان عمر هارپسیکورد و پیانو می‌نواخت. او پس از یک بیماری کوتاه، در ۲۹ مه ۱۹۹۵ در نوریچ بر اثر تومور مغزی درگذشت.

آثار منتخب

  • انسان و رنسانس، لندن: هاملین، ۱۹۶۷
  • هنر گوتیک، لندن: تیمز و هادسون، ۱۹۶۷
  • نقاشی‌های کامل جوتو (مقدمه اندرو مارتیندیل)، لندن: ویدنفلد و نیکلسون، ۱۹۶۹
  • نقاشی‌های کامل مانتنیا (مقدمه اندرو مارتیندیل)، لندن: ویدنفلد و نیکلسون، ۱۹۷۱
  • ظهور هنرمند در قرون وسطی و رنسانس اولیه، لندن: تیمز و هادسون، ۱۹۷۲
  • پیروزی‌های سزار اثر آندرا مانتنیا (مقدمه سر آنتونی بلانت)، لندن: هاروی میلر، ۱۹۷۹
  • سیمونه مارتینی، آکسفورد: فایدون، ۱۹۸۸
  • قهرمانان، نیاکان، خویشاوندان و تولد پرتره، لاهه: گری شوارتز/SDU، ۱۹۸۸
  • نقاشی کاخ: مطالعاتی در تاریخ نقاشی سکولار قرون وسطی، لندن: پیندار پرس، ۱۹۹۵

مارتیندیل همچنین مدخل مربوط به سیمونه مارتینی را در دایرةالمعارف آنلاین هنر گروو نوشت و در نگارش مدخل «مجسمه‌سازی غربی» در دایرةالمعارف بریتانیکا مشارکت داشت.

جمع‌بندی

اندرو مارتیندیل با گذر عمر کوتاه اما پربارش، نقشی کلیدی در شکل‌گیری و توسعه آکادمیک تاریخ هنر در بریتانیا ایفا کرد. میراث او در قالب تألیفات ارزشمند، شکل‌دهی به مراکز مهم هنری و تربیت شاگردان بی‌نظیرش زنده خواهد ماند؛ مردی که عشق به هنر و موسیقی را تا واپسین لحظه زندگی در هم آمیخت.