کماندار ایمزبری: گنجینه‌ای از عصر برنز و رازهای استون‌هنج

Amesbury Archer
📅 2 تیر 1405 📄 939 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

کماندار ایمزبری، مردی از اوایل عصر برنز است که آرامگاهش در سال ۲۰۰۲ میلادی نزدیک استون‌هنج کشف شد. مقبره او با طلای باستانی، ابزار فلزکاری و تیرهای فراوان، نشان‌دهنده ثروت و جایگاه بالای اجتماعی در آن دوران است. بررسی‌های ایزوتوپی و DNA ثابت می‌کند که او از اروپای مرکزی به بریتانیا مهاجرت کرده و فرهنگ فنجان‌زنگ‌دار را با خود آورده است.

کماندار ایمزبری؛ رازگشایی از اعماق تاریخ

کماندار ایمزبری (Amesbury Archer) مردی متعلق به اوایل عصر برنز و فرهنگ فنجان‌زنگ‌دار است که آرامگاهش در جریان حفاری‌های یک پروژه مسکونی در منطقه ایمزبری، نزدیک استون‌هنج کشف شد. مقبره او در ماه مه سال ۲۰۰۲ از زیر خاک بیرون آمد. این مرد در زمان مرگ میان‌سال بوده و سنش بین ۳۵ تا ۴۵ سال تخمین زده می‌شود؛ تاریخ مرگ او نیز به حدود ۲۳۰۰ سال پیش از میلاد برمی‌گردد. به خاطر تیرهای متعددی که در کنارش به خاک سپرده شده بودند، به او لقب «کماندار» را دادند. این آرامگاه، بیشترین تعداد مصنوعات باستانی را در میان سایر قبور اوایل عصر برنز بریتانیا در خود جای داده و حتی قدیمی‌ترین اشیاء طلایی کشف‌شده در انگلستان نیز متعلق به همین مقبره است. این کشف، نخستین نشانه از جایگاه اجتماعی بسیار بالا و ثروت در آن دوره به شمار می‌رفت؛ چیزی که پیش از آن، پژوهشگران جامعه عصر برنز را فاقد سلسله‌مراتب فراگیر می‌پنداشتند.

تاریخ‌گذاری کربن رادیواکتیو آرامگاه او و خود استون‌هنج نشان می‌دهد که سنگ‌های سارسن و سه‌سنگی‌های استون‌هنج احتمالاً پیش از تولد او برپا شده بودند، هرچند شاید دایره جدید سنگ‌های آبی در حدود زمان تولد او ساخته شده باشد.

آرامگاه و گنجینه‌های مدفون

مقبره کماندار، غنی‌ترین آرامگاه کشف‌شده در بریتانیا از اوایل عصر برنز است. در میان یافته‌های این قبر می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • پنج ظرف تدفینی از نوع مرتبط با فرهنگ فنجان‌زنگ‌دار
  • سه چاقوی مسی کوچک
  • شازده تیر سنگی دندانه‌دار
  • یک جعبه ابزار سنگ‌تراشی و فلزکاری (از جمله سنگ‌های بالشتکی که به عنوان سندان قابل‌حمل کار می‌کردند و نشان می‌دهد او یک مس‌گر بوده است)
  • عاج‌های گراز

یک تکه سنگ آهن که برای ایجاد آتش با سنگ چخماق استفاده می‌شد، فرسوده شده و شیارهایی در کناره‌هایش داشت که نشان از کارکرد فراوانش بود. روی ساعد او یک محافظ مچ دست از جنس سنگ سیاه قرار داشت. یک محافظ مچ مشابه اما قرمز رنگ در کنار زانوهایش یافت شد. در کنار این محافظ مچ دوم، یک حلقه کمربند از جنس شیل و یک جفت تزئین موی طلایی قرار داشت؛ کهن‌ترین اشیاء طلایی شناخته‌شده در انگلستان.

آناتومی، بیماری‌ها و خاستگاه

ویژگی‌های آناتومیکی کماندار به دقت مستند شده است. او چندین ویژگی غیرعادی داشت؛ از جمله «استخوان آکرومیون» (انتهای تیغه شانه) که برخلاف روال عادی به هم نپیوسته بود، نوع پنهانی بیماری «شکاف مهره» (Spina Bifida Occulta) و فقدان کشکک زانوی چپ. تحقیقات ایزوتوپی اکسیژن در مینای دندان او نشان می‌دهد که زادگاهش منطقه آلپی در اروپای مرکزی بوده است. یک سورخ فرسوده‌شده در فک او نشان‌دهنده آبسه دندان است و نبودن کشکک زانوی چپ، حاکی از آن است که او دچار آسیبی شده بود که به عفونت استخوانی دردناک و طولانی‌مدت منجر شده بود.

اسکلت او هم‌اکنون در موزه سالزبری (Salisbury Museum) به نمایش گذاشته شده است.

آرامگاه دوم؛ همراه کماندار

اسکلت مردی جوان‌تر که در نزدیکی او به خاک سپرده شده، احتمالاً از خویشاوندان کماندار بوده است. این دو نفر یک ناهنجاری ارثی نادر به نام «اتصال پاشنه‌ای-ناوی» (ادغام استخوان‌های پاشنه و قایق پا) را با هم به اشتراک داشتند. به این مرد جوان گاهی «همراه کماندار» می‌گویند و به نظر می‌رسد که در اقلیم محلی‌تری بزرگ شده باشد. سن کماندار در زمان مرگ حدود چهل سال تخمین زده شده، در حالی که همراهش در اوایل دهه بیست زندگی‌اش قرار داشته است. این قبور در فاصله کوتاهی از «کمانداران بوسکوم» کشف شدند؛ استخوان‌هایی که یک سال بعد از آن‌ها بیرون آورده شدند.

اهمیت تاریخی این تدفین‌ها

به دلیل نزدیکی این آرامگاه به بنای مشهور استون‌هنج، رسانه‌های بریتانیا به سرعت به او لقب «پادشاه استون‌هنج» دادند و برخی حتی گمان کردند که او در ساخت این بنا نقش داشته باشد. با این حال، باستان‌شناسان چنین گمانه‌زنی‌هایی را رد کرده‌اند.

آرامگاه او تنها یکی از قبور مهمی است که به زمان برپایی سنگ‌های استون‌هنج مربوط می‌شود، اما با توجه به شکوه مقبره، روشن است که عزادارانش او را آن‌قدر مهم می‌دانستند که در نزدیکی استون‌هنج به خاک بسپارند. تیم دارویل (Tim Darvill) او را احتمالاً زائری می‌داند که برای بهره‌مندی از «خواص درمانی» سنگ‌های آبی به استون‌هنج سفر کرده بوده است.

مقبره او به دلیل ارتباط با اروپای قاره‌ای و فناوری اولیه ذمس مس، اهمیتی ویژه دارد. به باور پژوهشگران، او یکی از نخستین فلزکاران طلا در بریتانیا بوده و نمونه‌ای از فردی است که فرهنگ فنجان‌زنگ‌دار و سفال‌هایش را مستقیماً از اروپای قاره‌ای به این سرزمین آورده است.

تحلیل دی‌ان‌ای (DNA)

در ابتدا، استخراج دی‌ان‌ای از اسکلت کماندار دشوار بود و در مطالعه سال ۲۰۱۸ روی ۲۲۶ آرامگاه فنجان‌زنگ‌دار در اروپا جا افتاد، هرچند دی‌ان‌ای «همراه» او در آن پژوهش حضور داشت. بعدها نمونه‌برداری موفقی از کماندار صورت گرفت. نتایج نشان داد هر دو مرد از طریق خط مردانه (کروموزوم Y) دارای نیاکان استپی (Steppe) بوده‌اند. کماندار در گروه R1b1a1b1a1a (هاپلوگروپ R-L151) و همراهش در گروه R1b1a1b1a1a2c1 (هاپلوگروپ R-L21) دسته‌بندی شدند. این دو نفر در درجه اول یا دوم خویشاوندی نبودند، اما یک ارتباط دورتر مانند پدربزرگ/نوه‌بزرگ کاملاً محتمل است.

یافته دیگر آن بود که کماندار نسبت به همراهش، درصد بالاتری از نیاکان «کشاورزان اولیه اروپا» را در دی‌ان‌ای خود داشت.

تحلیل‌های ایزوتوپی استرونسیوم و اکسیژن از دندان‌های کماندار پیش‌تر ثابت کرده بود که او کودکی خود را در اروپای مرکزی (احتمالاً آلپ غربی) گذرانده است. در مقابل، همراهش به احتمال زیاد در وسکس متولد شده، اما بخشی از کودکی‌اش را در اروپا و شاید در همان منطقه آلپ غربی سر کرده است.

زبان و فرهنگ عامه

هرچند کماندار ممکن است به زبان هندواروپایی صحبت می‌کرده، اما این ادعا که او به زبان اولیه ایرلندی یا ولزی سخن می‌گفته، بی‌اساس است. نویسندگان پژوهشی در سال ۲۰۲۱ درباره مهاجرت گسترده به بریتانیا، معتقدند زبان‌های سلتی با هجوم بسیار دیرهنگام مردم از اروپای قاره‌ای در اواخر عصر برنز (بین ۱۰۰۰ تا ۸۷۵ پیش از میلاد) وارد این منطقه شده‌اند.

شخصیت «آرتمائل» (Arthmael) در رمان «سواحل رویا نشده» (Undreamed Shores) نوشته مارک پاتون، بر اساس شخصیت کماندار خلق شده است.

جمع‌بندی

کشف مقبره کماندار ایمزبری، نگاه ما به جامعه عصر برنز بریتانیا را کاملاً دگرگون کرد. این مرد مسافر و فلزکار، نه تنها قدیمی‌ترین اشیاء طلایی انگلستان را با خود به همراه داشت، بلکه نشان داد که تبادلات فرهنگی و فناورانه با اروپای قاره‌ای بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد، آغاز شده بود. هرچند او پادشاه استون‌هنج نبود، اما میراثش پیوند عمیقی میان تاریخ بریتانیا و اروپا برقرار می‌کند.