آلبرت ایمره سنتجورجی دی ناگیراپولت (۱۶ سپتامبر ۱۸۹۳ تا ۲۲ اکتبر ۱۹۸۶) بیوشیمیدان مجارستانی بود که در سال ۱۹۳۷ جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را دریافت کرد. او را بهعنوان نخستین کسی میشناسند که ویتامین ث را جدا کرد و سهمی بنیادین در شناخت اجزا و واکنشهای چرخه اسید سیتریک، همان چرخه کربس، داشت. سنتجورجی در کنار کار علمی، در جریان جنگ جهانی دوم به جنبش مقاومت مجارستان پیوست و پس از جنگ وارد سیاست کشورش شد.
اوایل زندگی و خانواده
سنتجورجی در بوداپست، در پادشاهی مجارستان به دنیا آمد. پدرش میکلوش سنتجورجی، زمیندار و کالوینیست بود و در ماروشواشارهی ترانسیلوانی، یعنی ترگو مورش امروزی در رومانی، زاده شده بود. نسب خاندان او به ساموئل میرسید؛ واعظی کالوینیست که در سال ۱۶۰۸ لقب اشرافی گرفت. در آن زمان، تبار اشرافی امتیازی مهم به شمار میرفت و درهای آموزشی و اجتماعی بیشتری را به روی خانوادهها باز میکرد.
مادرش یوزفینا، کاتولیک رومی، دختر یوژف لنهوسک و آنا بوسانی بود. یوزفینا خواهر میهای لنهوسک بود و هر دو برادر استاد کالبدشناسی در دانشگاه اتووش لوراند بودند. خانواده مادر او سه نسل دانشمند داشت. موسیقی نیز در خانواده لنهوسک جایگاه ویژهای داشت؛ یوزفینا برای خوانندگی اپرا تمرین میکرد و نزد گوستاو مالر، رهبر ارکستر اپرای بوداپست، آزمون داد. مالر به او پیشنهاد کرد مسیر دیگری در زندگی انتخاب کند، زیرا به باور او صدای یوزفینا برای خوانندگی حرفهای اپرا کافی نبود. خود آلبرت نوازنده خوبی در پیانو بود و برادرش پال به نوازندگی حرفهای ویولن پرداخت.
تحصیلات
سنتجورجی در سال ۱۹۱۱ تحصیل در دانشگاه سملوایس را آغاز کرد و سپس پژوهش خود را در آزمایشگاه کالبدشناسی عمویش ادامه داد. جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ مسیر تحصیلش را قطع کرد و او بهعنوان پزشک ارتش به خدمت درآمد. در سال ۱۹۱۶، از جنگ بیزار شد، به بازوی خود شلیک کرد و گفت بر اثر آتش دشمن زخمی شده است؛ سپس با مرخصی درمانی به خانه بازگشت. پس از آن توانست آموزش پزشکی خود را تمام کند و در سال ۱۹۱۷ مدرک پزشکی بگیرد. همان سال با کورنلیا دمنی، دختر مدیرکل پست مجارستان، ازدواج کرد.
پس از جنگ، سنتجورجی کار پژوهشی خود را در پوزونی، یعنی براتیسلاوای امروزی در اسلواکی، آغاز کرد. او در چند سال بعد چند بار دانشگاه خود را تغییر داد و سرانجام به دانشگاه خرونینگن رسید؛ جایی که تمرکز کارش بر شیمی تنفس سلولی بود. این پژوهشها برایش بورس بنیاد راکفلر در دانشگاه کمبریج را به همراه آورد. او در سال ۱۹۲۹ دکترای خود را از دانشگاه کمبریج گرفت و در کالج فیتزویلیام کمبریج درس خواند. موضوع پژوهشش جداسازی یک اسید آلی از بافت غده فوقکلیه بود؛ اسیدی که آن را هگزورونیک اسید نامید.
حرفه و پژوهشها
در سال ۱۹۳۰، سنتجورجی سمتی در دانشگاه سگد مجارستان پذیرفت. در آنجا او و همکار پژوهشیاش جوزف سویربلی دریافتند که هگزورونیک اسید در واقع همان عامل ضد اسکوربوتیک ناشناخته است؛ عاملی که امروز آن را ویتامین ث میشناسیم. پس از آن والتر نورمن هاوورت ساختار شیمیایی ویتامین ث را تعیین کرد و با توجه به خاصیت ضد اسکوربوتیک آن، نام رسمی L-ascorbic acid یا ال-اسکوربیک اسید برای این ماده انتخاب شد. در برخی آزمایشها، از پاپریکا بهعنوان منبع ویتامین ث استفاده شد.
سنتجورجی همزمان کارش روی تنفس سلولی را ادامه داد، اسید فوماریک و چند مرحله دیگر از فرایندی را شناسایی کرد که بعدها به چرخه کربس یا چرخه اسید سیتریک معروف شد. او در سگد با زولتان بای، فیزیکدان، آشنا شد؛ بای به دوست نزدیک و همکار او در پژوهشهای زیستفیزیک تبدیل شد.
در سال ۱۹۳۷، به پاس کشفیاتش در ارتباط با فرایند سوختوساز زیستی، بهویژه ویتامین ث و کاتالیز اسید فوماریک، جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را دریافت کرد. سنتجورجی در سال ۱۹۴۰ پیشنهاد کرد تمام پول جایزه نوبل خود را به فنلاند اختصاص دهد؛ در آن زمان داوطلبان مجارستانی پس از حمله شوروی به فنلاند در سال ۱۹۳۹ برای جنگیدن در کنار فنلاندیها راهی جبهه شده بودند.
در سال ۱۹۳۸، او کار روی زیستفیزیک حرکت عضلات را آغاز کرد. سنتجورجی نشان داد عضلات دارای اکتین هستند و اکتین هنگام ترکیب با پروتئین میوزین و منبع انرژی آدنوزین تریفسفات، یا ATP، باعث انقباض تارهای عضلانی میشود. در سال ۱۹۴۶، جایزه کامرون درمانشناسی دانشگاه ادینبرو را دریافت کرد.
در سال ۱۹۴۷، با حمایت مالی استفان راث، تاجر مجارستانی، مؤسسه پژوهش عضله را در آزمایشگاه زیستشناسی دریایی وودز هول در ماساچوست بنیان گذاشت. با این حال، بهخاطر تبعه خارجی بودن و ارتباط پیشینش با حکومت یک کشور کمونیستی، چند سال با دشواری تأمین بودجه روبهرو بود. در سال ۱۹۴۸، سمت پژوهشی در مؤسسه ملی سلامت ایالات متحده، یا NIH، در بتزدا، مریلند گرفت و زمان خود را میان آنجا و وودز هول تقسیم کرد. در سال ۱۹۵۰، کمکهای مالی شرکت آرمور میت و انجمن قلب آمریکا به او امکان داد مؤسسه پژوهش عضله را در وودز هول رسمیتر پایهگذاری کند.
سنتجورجی از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۸۶ بهطور پیوسته در آزمایشگاه زیستشناسی دریایی پژوهش کرد. او دریافت اگر بافت کامل عضله در محلول ۵۰ درصد گلیسرول و در دمای سرد نگهداری شود، قابلیت انقباض خود را تقریباً برای مدت نامحدودی حفظ میکند؛ کشفی که نیاز به دسترسی همیشگی به عضله تازه را از میان برد.
در دهه ۱۹۵۰، سنتجورجی از میکروسکوپ الکترونی برای بررسی عضلات در سطح زیرواحدها استفاده کرد. او در سال ۱۹۵۴ جایزه لسکر را دریافت کرد و در سال ۱۹۵۵ تابعیت ایالات متحده را گرفت. یک سال بعد، به عضویت آکادمی ملی علوم ایالات متحده انتخاب شد.
در اواخر دهه ۱۹۵۰، پژوهشهای او به سرطان و کاربرد نظریههای مکانیک کوانتومی در زیستشیمی سرطان گسترش یافت؛ حوزهای که امروز به زیستشناسی کوانتومی نزدیک است. مرگ راث، که اداره مالی مؤسسه پژوهش عضله را بر عهده داشت، سنتجورجی را در تنگنای مالی قرار داد. او از ارائه درخواستهای دولتی که او را ملزم میکرد جزئیات دقیق هزینهکرد بودجه و نتایج مورد انتظار را از پیش اعلام کند، خودداری میکرد.
پس از آنکه سنتجورجی در مصاحبهای در سال ۱۹۷۱ درباره فشارهای مالی خود گفت، وکیل فرانکلین سالزبری با او تماس گرفت و بعدها به او کمک کرد بنیاد ملی پژوهش سرطان را بهعنوان سازمانی خصوصی و غیرانتفاعی تأسیس کند. سنتجورجی در سالهای پایانی عمر، رادیکالهای آزاد را بهعنوان یکی از عوامل احتمالی سرطان بررسی کرد و سرطان را در نهایت نوعی مسئله الکترونی در سطح مولکولی دانست.
در سال ۱۹۷۴، با توجه به علاقهاش به فیزیک کوانتومی، پیشنهاد کرد واژه سینتروپی جایگزین نگانتروپی شود. رالف ماس، شاگرد او در سالهای پژوهش سرطان، زندگینامهای با عنوان Free Radical: Albert Szent-Gyorgyi and the Battle over Vitamin C نوشت. بخشهایی از این کار را میتوان از پیشگامان چیزی دانست که امروز سیگنالدهی ردوکس نامیده میشود.
نگاه سنتجورجی به کشف علمی
سنتجورجی باور داشت کشف علمی، از تعریف خود، باید با دانش موجود ناسازگار باشد. او دانشمندان را به دو گروه تقسیم میکرد: آپولونیها و دیونیسوسیها. به گفته او، دیونیسوسیها مخالفخوانهای علمی بودند که لبههای دانش را میکاوند.
در علم، گرایش آپولونی خطوط شناختهشده را به کمال میرساند؛ اما دیونیسوسی بیشتر به شهود تکیه میکند و احتمال دارد مسیرهای تازه و غیرمنتظرهای را برای پژوهش باز کند. آینده بشر به پیشرفت علم بستگی دارد و پیشرفت علم به حمایتی که دریافت میکند. این حمایت بیشتر به شکل کمکهزینه پژوهشی است، اما روشهای کنونی توزیع کمکها بیش از حد به نفع آپولونیهاست.
فعالیت سیاسی و مقاومت در جنگ
با به قدرت رسیدن دولت گیولا گومبوش و تشکیلات وابسته به آن، یعنی انجمن دفاع ملی مجارستان، سنتجورجی به دوستان یهودی خود کمک کرد از کشور خارج شوند. در جنگ جهانی دوم، او به جنبش مقاومت مجارستان پیوست. هرچند مجارستان با نیروهای محور متحد بود، میکلوش کالای، نخستوزیر مجارستان، در سال ۱۹۴۴ سنتجورجی را به استانبول فرستاد؛ سفری که در ظاهر برای ایراد سخنرانی علمی بود، اما در واقع برای آغاز مذاکرات محرمانه با متفقین انجام میشد.
آلمانها از این نقشه آگاه شدند و آدولف هیتلر شخصاً حکم بازداشت سنتجورجی را صادر کرد. او از حبس خانگی گریخت و از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۵ تحت تعقیب گشتاپو بود. پس از جنگ، به چهرهای شناختهشده تبدیل شد و گمانهزنیهایی درباره ریاستجمهوری احتمالی او در مجارستان، البته در صورت موافقت شوروی، مطرح شد. او آزمایشگاهی در دانشگاه بوداپست تأسیس کرد و ریاست گروه بیوشیمی را بر عهده گرفت. سپس به مجلس مجارستان راه یافت و در بازسازی آکادمی علوم نقش داشت. اما از حکومت کمونیستی مجارستان ناراضی بود و در سال ۱۹۴۷ به ایالات متحده مهاجرت کرد.
در سال ۱۹۶۷، سنتجورجی نامهای را امضا کرد که در آن اعلام میکرد برای اعتراض به جنگ ایالات متحده علیه ویتنام از پرداخت مالیات خودداری خواهد کرد و از دیگران نیز خواست موضعی مشابه بگیرند. او همچنین از امضاکنندگان فراخوان تشکیل کنوانسیونی برای تدوین قانون اساسی جهان بود؛ گامی که به تشکیل نخستین مجمع مؤسسان قانون اساسی جهان در تاریخ منجر شد.
نوشتههای قابل دسترسی آنلاین
از جمله نوشتههای او میتوان به مقاله آموزش و گسترش دانش در Rampart Journal of Individualist Thought، جلد ۱، شماره ۱، منتشرشده در مارس ۱۹۶۵ اشاره کرد. این متن پیشتر در Science، جلد ۱۴۶، شماره ۳۶۴۹، در ۴ دسامبر ۱۹۶۴ چاپ شده بود.
کتابها و انتشارات
- درباره اکسایش، تخمیر، ویتامینها، سلامت و بیماری (۱۹۴۰)
- بیوانرژتیک (۱۹۵۷)
- درآمدی بر زیستشناسی زیرمولکولی (۱۹۶۰)
- گمشده در سده بیستم (۱۹۶۳)
- میمون دیوانه (۱۹۷۰)
- بعد چه؟! (۱۹۷۱)
- وضعیت زنده (۱۹۷۲)
- زیستشناسی الکترونیکی و سرطان: نظریهای تازه درباره سرطان (۱۹۷۶)
- زیستالکترونیک: پژوهشی در تنظیمات سلولی، دفاع و سرطان
زندگی شخصی
سنتجورجی در سال ۱۹۱۷ با کورنلیا دمنی (۱۸۹۸ تا ۱۹۸۱) ازدواج کرد. دخترشان کورنلیا سنتجورجی در سال ۱۹۱۸ به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۹ درگذشت. آلبرت و کورنلیا در سال ۱۹۴۱ از هم جدا شدند.
در همان سال، او با مارتا بوربیرو میسکولتسی ازدواج کرد. مارتا در سال ۱۹۶۳ بر اثر سرطان درگذشت. در سال ۱۹۶۵، سنتجورجی با جون سوزان ویچترمن، دختر ۲۵ساله رالف ویچترمن، زیستشناس وودز هول، ازدواج کرد؛ این ازدواج در سال ۱۹۶۸ به طلاق انجامید. چهارمین همسر او مارسیا هیوستون بود که در سال ۱۹۷۵ با او ازدواج کرد. آنها دختری به نام لولا فون سنتجورجی را به فرزندی پذیرفتند.
مرگ و میراث
سنتجورجی در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۶ در وودز هول، ماساچوست، درگذشت. در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱، به مناسبت صد و هجدهمین سالگرد تولدش، گوگل با گوگل دودل از او یاد کرد. در سال ۲۰۰۴ نیز نه مصاحبه با خانواده، همکاران و دیگر آشنایان برای ساخت مجموعه تاریخ شفاهی سنتجورجی انجام شد.
میراث او فراتر از یک جایزه نوبل است. جداسازی ویتامین ث، شناخت بهتر چرخه اسید سیتریک، پژوهش درباره انقباض عضلات و نگاه جسورانه او به سرطان و زیستشناسی کوانتومی، مسیرهای تازهای را در پزشکی و زیستشناسی گشود. سنتجورجی نمونهای از دانشمندی است که میان آزمایشگاه، اخلاق انسانی و مسئولیت اجتماعی فاصله نمیدید.