عبارت مورد نظر خود را بنویسید
سریال تلویزیونی آلمانی «روشهای عجیب فرانتس یوزف وانینگر» یک مجموعه پلیسی است که در دهههای ۱۹۶۰، ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی پخش شد. این سریال در مونیخ فیلمبرداری شده و از شبکه Das Erste پخش گردید.
ماریکه بوک (۱۹۴۳-۲۰۱۷) نقاش پرتره هلندی بود که به دلیل تکنیک منحصر به فردش در نقاشی بدون استفاده از عکس، با استادان کلاسیک هلندی مانند فرانتس هالس مقایسه میشد. او پرترههای مشهورانی مانند ملکه بئاتریکس و نخستوزیر سابق هلند، رود لوبارس را خلق کرد.
پیر-فرانسوا وارتل، خواننده تنور و مربی آواز برجسته فرانسوی، نقش مهمی در معرفی لیدهای شوبرت به فرانسه و آموزش خوانندگان مشهوری چون کریستین نیلسون داشت. او در اپرای پاریس حضور یافت و سپس به تدریس پرداخت.
«همیشه یکی پیدا میشه که کارها رو به هم بریزه» فیلمی کمدی محصول سال ۱۹۷۱ اتریش و آلمان غربی است که به کارگردانی فرانتس آنتل ساخته شده است. این فیلم با بازی بازیگرانی همچون گئورگ تومالا، تری توردای و اووه فریدریشسن، داستان طنزآمیزی را روایت میکند.
میکلوش مالک، آهنگساز و رهبر ارکستر مجارستانی، در ۳ ژوئن ۱۹۴۵ در بوداپست متولد شد. او جوایز متعددی از جمله تاندسلفستیوال، لیرا، و ارکل فرنتس را دریافت کرده است. مالک در آکادمی موسیقی فرانتس لیست تحصیل کرد و با هنرمندان برجستهای همکاری داشته است.
فرانتس نیکولاس فینک (۱۸۶۷-۱۹۱۰)، زبانشناس آلمانی، به پژوهش در گویشهای دورافتاده زبانها، بهویژه گویش ایرلندی جزایر آرون و زبانهای قفقاز شهرت داشت. او همچنین گرامر زبان ارمنی را تدوین کرد.
لاسلو گییمسی، متولد ۱۷ ژوئن ۱۹۴۸ در سِنتِش، پیانیست مجارستانی و برنده جوایز بینالمللی است. او در آکادمی موسیقی فرانتس لیست بوداپست تحصیل کرد و زیر نظر استادانی مانند پتر سولیموس و آلبرت سیمون آموزش دید. گییمسی در رقابتهای بینالمللی پیانو از جمله لیدز و لیست-بارتوک درخشید و در کشورهای متعددی کنسرت برگزار کرده است.
هرمن لانگلیوس (۱۶۱۴–۱۶۶۶)، کشیش پروتستان هلندی بود که امروزه بیشتر بهخاطر پرترهاش اثر فرانتس هالس شناخته میشود. او در هارلم متولد شد و پس از فعالیت در روتردام و لیدن، بهعنوان واعظ در آمستردام مشغول شد. پس از مرگش، در کتابی ۱۲صفحهای بهنام «ساعات پایانی ریوت، باسکور و لانگلیوس» از او یاد شد.
فرانتس زاور (۱۱ مارس ۱۸۹۴ - ۲۸ اکتبر ۱۹۶۲) نوازنده ارگ و مربی موسیقی اتریشی بود. او از کودکی موسیقی را نزد پدرش فرا گرفت و در ده سالگی به نواختن ارگ روی آورد. زاور تحصیلات خود را در زیگنهالس و دانشگاه هنر برلین ادامه داد و سپس به عنوان رهبر کر و نوازنده ارگ در کلیساها فعالیت کرد. او سالها به عنوان استاد در دانشگاه موزارتیوم سالزبورگ تدریس کرد و تا پایان عمر به عنوان نوازنده ارگ کلیسای سالزبورگ فعالیت داشت.
فیلم صامت کمدی آلمانی «شارلوت، کمی دیوانه» در سال ۱۹۲۸ به کارگردانی آدولف ئی. لیخو و با بازی لیا دو پوتی، لیویو پوانلی و آلفونس فریلند ساخته شد. طراحی صحنههای فیلم بر عهده فرانتس شرودتر بود و فیلمبرداری در شهر نیس انجام شد.
ساری بیرو (۱۹۰۷-۱۹۹۰)، نوازنده چیرهدست پیانو اهل بوداپست، از ششسالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد. با بورسیه آکادمی سلطنتی فرانتس لیست، بهسرعت درخشید و بهعنوان تکنواز افتتاح رادیو ملی مجارستان انتخاب شد. پس از مهاجرت به آمریکا در ۱۹۳۹، تورهای جهانی و اجراهای رادیویی و تلویزیونی متنوعی داشت. او نخستین زنی بود که در ۱۹۵۱ اثر «تصاویر در یک نمایشگاه» موسورگسکی را ضبط کرد و در ۱۹۴۹ بهعنوان برجستهترین شهروند جدید آمریکا شناخته شد.
سوارکار آبی، نقاشی روغنی از واسیلی کاندینسکی، هنرمند مهاجر روس، در سال ۱۹۰۳ در باواریا خلق شد. این اثر که اکنون در مجموعهای خصوصی در زوریخ نگهداری میشود، نام خود را به جنبش هنری مشترکی با فرانتس مارک در دهه ۱۹۱۰ بخشید. این نقاشی نقطه عطفی در گذار کاندینسکی از امپرسیونیسم به هنر انتزاعی بود.
آرشدوشس سوفی، نخستین فرزند امپراتور فرانتس یوزف اول و ملکه الیزابت اتریش، در ۵ مارس ۱۸۵۵ زاده شد و در ۲۹ مه ۱۸۵۷ در دو سالگی درگذشت. مرگ او تأثیر عمیقی بر زندگی ملکه الیزابت گذاشت و روابط او با خانواده سلطنتی را تحت الشعاع قرار داد.
فرانتس وایتس (۱۷۷۸-۱۸۳۰) نوازنده ویولا و ویولن اتریشی و همچنین آهنگساز بود. او بهویژه بهعنوان نوازنده ویولا در گروه چهارتتی شوپانزیگ شناخته میشود که با چهارتتهای زهی لودویگ فان بتهوون مرتبط بود.
مارتین رومل، نوازنده چلوی اتریشی، از سال ۱۹۹۰ به عنوان نوازنده انفرادی و عضو گروههای موسیقی در سراسر جهان فعالیت میکند. او با اجرای آثار بزرگانی مانند باخ و شوبِرت و همکاری با آهنگسازان معاصر، جایگاه ویژهای در موسیقی کلاسیک دارد. رومل همچنین به عنوان استاد دانشگاه و ویراستار آثار موسیقی فعالیت میکند.
سوارکار آبی (Der Blaue Reiter) جنبشی هنری به رهبری واسیلی کاندینسکی و فرانتس مارک بود که در سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ در آلمان فعال بود. این گروه با تمرکز بر بیان حقایق معنوی از طریق هنر، نمایشگاهها و انتشاراتی را سازماندهی کرد که تأثیر عمیقی بر هنر مدرن قرن بیستم گذاشت. با وجود عمر کوتاه، این جنبش به دلیل رویکردهای نوآورانه و ارتباط با موسیقی و رنگ، جایگاه ویژهای در تاریخ هنر دارد.
فرانتس ساموئل کارپه، فیلسوف برجسته اسلوونیایی قرن هجدهم و رئیس دانشگاه اولوموتس بود. او که از پیروان لایبنیتس و لاک به شمار میرفت، به دلیل نقد دیدگاههای کانت و ترویج تجربهگرایی و دئیسم در مجامع علمی وین و اولوموتس شهرت داشت.
فرانتس وُهلگِموت، بابسلدباز برجستهی اتریشی، از اواخر دههی ۱۹۲۰ تا اواسط دههی ۱۹۳۰ در دو المپیک زمستانی شرکت کرد و بهترین عنوان یازدهمی را در مسابقات چهارنفرهی المپیک زمستانی ۱۹۳۶ گارمیش-پارتنکیرشن کسب نمود.
سونات پیانو لا ماژور D 664، یکی از آثار خوشساخت فرانتس شوبرت، در تابستان ۱۸۱۹ نوشته شد. این اثر کوتاه و شاعرانه، با آغازی ملودیک و حالوهوایی عاشقانه، پیوندی میان سبک کلاسیک و حس رمانتیک برقرار میکند.
فرانتس میشِلبرگر، بازیکن سابق فوتبال اهل آلمان، متولد ۱۹۵۵، در پست هافبک در تیمهایی چون بایرن مونیخ بازی کرده و سابقه قهرمانی در جام باشگاههای اروپا و جام بین قارهای را دارد.