عبارت مورد نظر خود را بنویسید
دیوید بارکلی (۱۶۱۰-۱۶۸۶) یک سرباز حرفهای اسکاتلندی، دربارنشین و نخستین لرد اوری بود. او بهعنوان سرباز مزدور در جنگ سیساله زیر نظر گوستاو آدولفوس، پادشاه سوئد، و در جنگهای سه پادشاهی با ارل میدلتون جنگید. بارکلی پس از بازگشت به اسکاتلند، در ارتش پیمانداران خدمت کرد و پس از خرید زمینهای اوری، به یک چهره تأثیرگذار در دربار چارلز دوم تبدیل شد.
سریال کرهای «داستان سلطنتی: جانگ هیبین» با بازی کیم هه-سو، زندگی پرفرازونشیب بانوی دربار جانگ هیبین را در دوره میانی سلسله جوسون به تصویر میکشد. این سریال ۱۰۰ قسمتی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ از شبکه KBS2 پخش شد و داستان تلاشهای هیبین برای رسیدن به قدرت و تاجوتخت را روایت میکند.
مویش یکم، نجیبزاده مجار، بین سالهای ۱۲۲۸ تا ۱۲۳۱ در دوران پادشاهی اندرو دوم به عنوان نایبالسلطنه مجارستان خدمت کرد. او مالک زمینهایی در شهرستانهای سوموج و تولنا بود و در جنگ صلیبی پنجم شرکت داشت. مویش به دلیل مخالفت با سیاستهای اندرو دوم، دو دهه از دربار دور ماند، اما با حمایت دوک بلا، به مقام نایبالسلطنه رسید.
شاهزاده الکسی میخایلویچ لووف، سیاستمداری بانفوذ در دوران حکومت میخایل فئودورویچ، تزار روسیه، بود. او به مدت ۲۰ سال به عنوان مارشال دربار خدمت کرد و در مذاکرات دیپلماتیک مهمی مانند پیمان پلیانوفکا نقش کلیدی داشت. لووف با مخالفت با ازدواج دختر تزار با شاهزاده هلندی، از ایجاد مرکز قدرتی مستقل جلوگیری کرد.
لودویگ هاینریش فون نیکولای (۱۷۳۷-۱۸۲۰)، شاعر آلمانی دوران روشنگری، رئیس آکادمی علوم سن پترزبورگ و چهرهای برجسته در محافل فکری و ادبی اروپا بود. او با شخصیتهای بزرگی چون ولتر و دیدرو مراوده داشت و در دربار روسیه نیز مناصب مهمی را بر عهده گرفت.
سر اسطبلداران یکی از مقامات ارشد دربار سلطنتی مجارستان بودند که از حدود سال ۱۲۲۰ میلادی در زمره «بارونهای واقعی» قلمرو قرار گرفتند. این مقام مسئولیتهای مهمی در مدیریت اصطبلهای سلطنتی و امور مرتبط با اسبها بر عهده داشت.
شارل فرانسوا فیلیبر ماسون (۱۷۶۲-۱۸۰۷)، نویسنده و دیپلمات فرانسوی، بهخاطر کتابهای خود از جمله خاطرات محرمانه دربار سنپترزبورگ شناخته میشود. او که در دربار کاترین کبیر و پاول یکم روسیه حضور داشت، پس از اخراج از روسیه بهدلیل حمایت از انقلاب فرانسه، به نگارش خاطرات و آثار ادبی پرداخت.
لیدی ایزابلا فینچ (۱۷۰۰-۱۷۷۱) بانوی حجره شاهدخت آمیلیا بود. او هرگز ازدواج نکرد اما با مهارت در عرصه سیاست، نفوذ قابل توجهی به دست آورد. ایزابلا در حل مشکلات شاهدخت نقش کلیدی داشت و با نخستوزیر وقت نیز مکاتبات مؤثری انجام داد.
جان شِبِر (۱۷۰۹-۱۷۸۸) نویسنده و طنزپرداز سیاسی بریتانیایی بود که بهخاطر آثار انتقادیاش از دولت و سیاستمداران معاصر شهرت یافت. او که ابتدا بهعنوان پزشک فعالیت میکرد، به دلیل نوشتههای تند و صریحش بارها مورد پیگرد قانونی قرار گرفت و حتی به زندان افتاد. با وجود این، شِبِر بعدها به حامی سیاستهای دربار جرج سوم تبدیل شد و مستمری دولتی دریافت کرد.
دنیس ساوواژ (۱۵۲۰-۱۵۸۷)، مترجم، مورخ، ناشر، زبانشناس و مورخنگار فرانسوی بود که در دربار هانری دوم خدمت میکرد. او آثار متعددی را ترجمه و منتشر کرد که به حفظ و انتشار دانش در عصر رنسانس کمک شایانی نمود.
ویلیام سگار (حدود ۱۵۵۴–۱۶۳۳) نقاش پرتره و نشانشناس دربار الیزابت یکم بود که در دوره جیمز یکم به عنوان «گارتر شاهِ نشانها» منصوب شد. او علاوه بر نقاشی پرترههای درباریان، در کالج نشانشناسی نیز فعالیت داشت. سگار آثار ماندگاری همچون پرتره «ارمین» الیزابت یکم را خلق کرد و در مراسمهای مهم سلطنتی نقش داشت.
پروکوپیا، دختر نیقیفوروس اول، امپراتریس همسر میخائیل اول در امپراتوری روم شرقی بود. او پس از سقوط پدرش به قدرت رسید و در دوران کوتاه همسرش، تأثیر قابل توجهی بر دربار داشت. سرنوشت او و خانوادهاش با شکستهای نظامی و تبعید گره خورد.
پیرو لیگوریو (۱۵۸۳-۱۵۱۲) معمار، نقاش، باستانشناس و طراح باغ ایتالیایی در دوره رنسانس بود. او به عنوان معمار پاپی واتیکان زیر نظر پاپهای پل چهارم و پیوس چهارم کار کرد، فوارههای ویلا دِسته در تیولی را برای کاردینال ایپولیتو دوم دِسته طراحی نمود و به عنوان باستانشناس دربار در فرارا خدمت کرد. لیگوریو اشتیاق عمیقی به آثار کلاسیک رومی داشت.
للوآرش آپ لولین، شاعر برجسته ولزی در سدههای میانی، با نام مستعار «شاعر خوکها» شناخته میشد. او در دربار گوئینِد خدمت کرد و اشعار ستایشآمیزی برای فرمانروایان خود سرود. آثار او نمادی از ملیگرایی و تلاش برای اتحاد ولز است.
عصمت بیگم، مادر نورجهان (ملکه قدرتمند گورکانی) و مادربزرگ ممتازمحل بود. او زنی فرهیخته و سیاستمدار بود که نقش مهمی در تشکیل جریان قدرت دربار جهانگیر داشت و در کنار دخترش، اداره امپراتوری را به دست گرفت.
جورجو آنتونیوتو (۱۶۸۰-۱۷۶۶)، موسیقیدان ایتالیایی، بهعنوان نویسنده رساله موسیقی «هنر هارمونی» و از نخستین آهنگسازان ویلنسل شناخته میشود. او که از خانواده اشرافی آدورنو بود، در میلان زاده شد و در زمینههای هنر، زبان، ریاضی و موسیقی تبحر یافت. پس از مهاجرت به اسپانیا و خدمت در دربار، به تدریس در ژنو پرداخت و در دربار کشورهای اروپایی حضور یافت. آثار او شامل رسالههای موسیقی و قطعات ویلنسل است.
در قرن هجدهم، آرشیدوک اتریش، حاکم موروثی هلند، دیپلماتی با عنوان سفیر کبیر (Minister Plenipotentiary) منصوب میکرد تا منافع او را در دربار بروکسل نمایندگی کند. این سفیر نقش واسط بین دربار وین و بروکسل را داشت و مانع از شکلگیری سیاستهای مستقل در هلند میشد. با کاهش تدریجی نقش فرماندار به مقامی تشریفاتی، سفیر کبیر عملاً بالاترین مقام اجرایی در هلند اتریش بود.
سر باسیل فایربریس (۱۶۵۲-۱۷۲۴)، تأمینکننده شراب دربار سلطنتی، کلانتر لندن و نماینده پارلمان بود. او با وجود اتهامات کلاهبرداری و رشوه، تبرئه شد و در سال ۱۶۹۸ به مقام بارونتی نائل آمد. زندگی او پر فراز و نشیب بود و در تجارتخانه هند شرقی نیز نقش داشت.
هِوا هِوا (حدود ۱۷۷۴–۱۸۳۷) کاهونا نویی (روحانی ارشد) دربار پادشاهان کامِهامِها اول و دوم بود. او نقش کلیدی در لغو نظام کاپو (ممنوعیتهای مذهبی)، افول آیین بومی هاوایی و ورود مسیحیت به این جزایر داشت. هِوا هِوا با حمایت ملکهها و اصلاحطلبان، سنتهای کهن را کنار گذاشت و راه را برای تغییرات عمیق اجتماعی هموار کرد.
اینا لانگه (۱۸۴۶-۱۹۳۰)، نویسنده، مورخ موسیقی، پیانیست و مدرس موسیقی فنلاندی، با نامهای مستعار دانیل استن و دانیل استرن نیز شناخته میشود. او که از خانوادهای مرفه در هلسینکی بود، در برلین و مسکو به تحصیل موسیقی پرداخت و در دربار دانمارک نیز فعال بود. لانگه به عنوان یک پیانیست چیرهدست شناخته میشد و در سراسر اروپا به اجرا میپرداخت. او همچنین به عنوان نویسنده، به ویژه در زمینه تاریخ موسیقی و مسائل اجتماعی زنان، آثاری برجسته از خود به جای گذاشت.